کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
127
نفر همین الان آنلایناند
94 نفر در «انجمن»
0 عضو
127 مهمان
کجای سایت هستند؟
-
انجمن 94
-
آرشیو گالری 28
-
پروفایلها و حساب کاربری 2
-
بخشهای دیگر 3
اعضای آنلاین
فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمانها.
47 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
شومینههای من
۴ مقصد
مقصدی با این نام پیدا نشد.
هنوز مقصدی اضافه نکردهاید.
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
نوع تاپیک: غیر رول
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
2 کاربر مهمان
لاکسش
ویژگی های ظاهری: چهره ای زیبا و جذاب با موهای سیاه و چشمای آبی روشن مثل جدم مرگانا و ظاهری سنگدل.علاقه مند به آموختن هر چه بیشتر.
گروه: ریونکلا
چوب جادویی: از درخت بید مجنون با مغز دندان باسیلیسک.
جاروی پرواز: من بنیان گذار فن پرواز بدون نیاز به جارو هستم این توهین بزرگیه به من!
معرفی: جادوگری سیاه از نسل مرگانا هستم. در خاندانی اصیل بزرگ شدم و به خاطر هوش زیاد کلاه گروهبندی بلافاصله منو تو گروه ریونکلا قرار داد. چنان تشنه یادگیری علوم مختلف به ویژه جادوی سیاه بودم که هرگز ازدواج نکردم و تمام عمرم رو به کشف طلسم ها و معجون های مختلف گذروندم و در این راه از هرشخص یا شیی استفاده می کردم برای همین مردم که هیچوقت اهمیت و ظرافت این کارو درک نمی کردن منو از خودشون روندن ولی من هرگز از تلاش برای کشف و گسترش دانشم دست نکشیدم. چون معتقد بودم و دنیا فقط با یه چیز میشه به موفقیت رسید و اونم قدرته! چیزی که فقط با دونستن هرچه بیشر به دست میاد.در دهه سوم زندگیم با بررسی متون تاریخی و تطبیقش با افسانه هایی که در مورد وجود یادگاران مرگ بودن به وجود این سه شی پی بردم. با این همه چوبدستی برتر چنان منو به خودش جذب کرده بود که پیدا کردن اون برام تبدیل به یه آرزو و هدف بالا شده بود. برای همین با پشتکار زیاد ردشو گرفتم تا بالاخره اونو تو دستای بارناباس دوریل پیدا کردم. من شایعه کشتن اونو رد میکنم. این وصله ها به من نمی چسبه.این حرفو مردم پشت سرم درآوردن چون به من حسودیشون میشد.
من می خواستم چوبو از بارناباس بخرم چون اون ابله حتی نمی دونست چه جوری باید چوبو دستش بگیره و لیاقت اون وسیله باارزش رو نداشت. ما سر قیمتش با هم بحثمون شد و من فقط هلش دادم همین!
تایید شد!
ویژگی های ظاهری: چهره ای زیبا و جذاب با موهای سیاه و چشمای آبی روشن مثل جدم مرگانا و ظاهری سنگدل.علاقه مند به آموختن هر چه بیشتر.
گروه: ریونکلا
چوب جادویی: از درخت بید مجنون با مغز دندان باسیلیسک.
جاروی پرواز: من بنیان گذار فن پرواز بدون نیاز به جارو هستم این توهین بزرگیه به من!
معرفی: جادوگری سیاه از نسل مرگانا هستم. در خاندانی اصیل بزرگ شدم و به خاطر هوش زیاد کلاه گروهبندی بلافاصله منو تو گروه ریونکلا قرار داد. چنان تشنه یادگیری علوم مختلف به ویژه جادوی سیاه بودم که هرگز ازدواج نکردم و تمام عمرم رو به کشف طلسم ها و معجون های مختلف گذروندم و در این راه از هرشخص یا شیی استفاده می کردم برای همین مردم که هیچوقت اهمیت و ظرافت این کارو درک نمی کردن منو از خودشون روندن ولی من هرگز از تلاش برای کشف و گسترش دانشم دست نکشیدم. چون معتقد بودم و دنیا فقط با یه چیز میشه به موفقیت رسید و اونم قدرته! چیزی که فقط با دونستن هرچه بیشر به دست میاد.در دهه سوم زندگیم با بررسی متون تاریخی و تطبیقش با افسانه هایی که در مورد وجود یادگاران مرگ بودن به وجود این سه شی پی بردم. با این همه چوبدستی برتر چنان منو به خودش جذب کرده بود که پیدا کردن اون برام تبدیل به یه آرزو و هدف بالا شده بود. برای همین با پشتکار زیاد ردشو گرفتم تا بالاخره اونو تو دستای بارناباس دوریل پیدا کردم. من شایعه کشتن اونو رد میکنم. این وصله ها به من نمی چسبه.این حرفو مردم پشت سرم درآوردن چون به من حسودیشون میشد.
من می خواستم چوبو از بارناباس بخرم چون اون ابله حتی نمی دونست چه جوری باید چوبو دستش بگیره و لیاقت اون وسیله باارزش رو نداشت. ما سر قیمتش با هم بحثمون شد و من فقط هلش دادم همین!
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/8/1 10:00:58
when there is a will,there is a way
جزئیات کاربر

شناسه ی نمایشی:آنجلینا جانسون
وضعیت خون:اصیل زاده
سپرمدافع:آهوی ماده
جارو:آذرخش
و از همه مهم تر...
گروه:گریفیندور Gryffindor
خصوصیات ظاهری:دختری با موهای تقریبا بلند قهوه ای،پوستی برنزه،چشمانی قهوه ای،
قدی بلند. راستی من عشق لی جردن هم هستم!
خصوصیات اخلاقی:من مهربونم!آره انقد مهربونم!اما اگه از یه نفر بدی ببینم...دیگه...
در تمرین کوییدیچ سخت گیر هم هستم!
جان من تایید کن!ممنون لیلی!
تایید شد! بعدا معرفی شخصیت رو کاملتر کن.
وضعیت خون:اصیل زاده
سپرمدافع:آهوی ماده
جارو:آذرخش
و از همه مهم تر...
گروه:گریفیندور Gryffindor
خصوصیات ظاهری:دختری با موهای تقریبا بلند قهوه ای،پوستی برنزه،چشمانی قهوه ای،
قدی بلند. راستی من عشق لی جردن هم هستم!
خصوصیات اخلاقی:من مهربونم!آره انقد مهربونم!اما اگه از یه نفر بدی ببینم...دیگه...
در تمرین کوییدیچ سخت گیر هم هستم!
جان من تایید کن!ممنون لیلی!
تایید شد! بعدا معرفی شخصیت رو کاملتر کن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/27 10:28:52
قدم قدم تا روشنایی،از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر.
میجنگیم تا آخرین نفس!
میجنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!!
برای گریفیندور
میجنگیم تا آخرین نفس!
میجنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!!
برای گریفیندور
جیمز پاتر
گروه: گریفندور
جیمز پاتر پدر هری پاتر، همسر لیلی اوانز و یکی از شخصیت های در سایه کتاب هست چون معمولا هر وقت در کتاب از او نام برده شده به صورت فلش بک و برگشت به خاطرات سوروس اسنیپ، سیریوس بلک و... بوده است. هری پاتر از لحاظ ظاهری به او شباهت زیاد دارد به خصوص حالت موها و عینک زدنش.
جیمز پاتر وقتی لرد ولدمورت به خانه اش حمله کرد مقابل او ایستاد تا از همسر و فرزندش دفاع کند ولی کشته شد.
سوروس اسنیپ بیشتر از همه از او متنفر است زیرا عشق اول و آخرش یعنی لیلی اوانز را از او ربود و در دوران مدرسه نیز بسیار او را آزار میداد.
تایید شد! بعدا معرفی شخصیت رو کاملتر کن.
گروه: گریفندور
جیمز پاتر پدر هری پاتر، همسر لیلی اوانز و یکی از شخصیت های در سایه کتاب هست چون معمولا هر وقت در کتاب از او نام برده شده به صورت فلش بک و برگشت به خاطرات سوروس اسنیپ، سیریوس بلک و... بوده است. هری پاتر از لحاظ ظاهری به او شباهت زیاد دارد به خصوص حالت موها و عینک زدنش.
جیمز پاتر وقتی لرد ولدمورت به خانه اش حمله کرد مقابل او ایستاد تا از همسر و فرزندش دفاع کند ولی کشته شد.
سوروس اسنیپ بیشتر از همه از او متنفر است زیرا عشق اول و آخرش یعنی لیلی اوانز را از او ربود و در دوران مدرسه نیز بسیار او را آزار میداد.
تایید شد! بعدا معرفی شخصیت رو کاملتر کن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/27 10:25:55
جزئیات کاربر

مینورا مک گونگال/Minerva McGonagall
نماد پاترونوم:گربه

جنسیت:مونث
رنگ مو:مشکی
رنگ چشم:سبز
گروه: گریفیندور
مدرسه:هاگوارتز
نژاد:دو رگه
قدرت ویژه:جانورنما (گربه قهوه ای)
مهارت ها:دفاع در برابر جادوی سیاه،ورد های غیر کلامی،هنر های تاریک(خودمم نمی دونم چیه)تغییر شکل و ماهر در دوئل!
خصوصیات دیگر:منطقی و باهوش،رهبری قدرتمند،و صد البته شجاع!
علایق:کوییدیچ و گربه
زندگینامه:
پروفسور مینورا مک گونگال (متولد 4 اکتبر 1935) یک ساحره بود (و است) که از سال 1947 تا 1954 در هاگوارتز حضور داشت و به گروه گریفندور رفت.
پس از آموزش او به مدت 2 سال در وزارت سحر و جادو کار می کرد و پس از بازگشت به هاگوارتز ، رئیس گروه گریفندور و همزمان استاد تغییر شکل شد. او در زمان های دیگر معاون مدیر مدرسه و بعد مدیر هاگوارتز شد.
او نیز عضو محفل ققنوس ، و مخالفت دولورس آمبریچ بود.
در سال هفتم هری و (جنگ جادوگری) جان سالم بدر برد و از آن پس به مدت ده سال (از سال 2000)مدیر هاگوارتز، و در سال 2010 بازنشسته شد.
اطلاعات بیشتر هم "فعلا" در دسترس نیست!

تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Fred.Weasley در 1392/7/25 21:55:28
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/27 10:20:21
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/27 10:20:21
جزئیات کاربر

اسم شخصيت انتخابي:ریگولوس ارکتروس بلک
گروه:اسلیترین
ویژگی های ظاهری و اخلاقی:یک اصیل زاده به تمام معنا...با موهایی سیاه و نگاهی متکبر ؛اون شباهت زیادی به سیریوس داره
چوبدستی:از چوب ماهون با موی پریزاد
جارو: بالاتربن مدل اون زمون
معرفی کوتاه:اون برادر کوچکتر سیریوسه، درست در نقطه مقابلش قرار داره و به اصالت خانوادگیش پایبنده. جستوجوگر تیم کوییدیچ اسلیترین بوده.وقتی شانزده سالش بود به لرد سیاه می پیونده . یک سال بعد...اون کریچر
جن خونگیشون رو همراه لرد سیاه میفرسته تا ولدمورت بتونه گردنبندش(جان پیچ) رو توی غاری وسط دریا پنهان کنه...ولدمورت کریچر رو توی غار مجبور میکنه که از یه شربت طلسم شده بخوره. شربت باعث شکنجه روحی و تشنگی شدید کریچر میشه و سعی میکنه از اب دریاچه بنوشه تا تشنگیش رفع شه اما یه دفعه اینفری ها اون رو به زیر اب میکشن. ولدمورت هم کریچر رو با اینفری ها تنها میذاره تا بمیره اما ریگولوس کریچر رو قبل از اینکه اینفری ها تو دریاچه غرقش کنن صدا میکنه و ازش می خواد برگرده خونه...از اونجا که بالاترین چیز برای یه جن خونگی دستور اربابشه کریچر
به خونه بر میگرده.چند وقت بعد ریگولوس از کریچر میخواد که اونو به غار ولدمورت ببره.اونا به غار میرن. ریگولوس یه گردنبند قلابی اما دقیقا شبیه جان پیچ رو به کریچر میده و ازش میخواد که اون رو جای گردنبند اصلی بذاره و جان پیچو نابود کنه. ریگولوس تمام شربت توی قدح رو مینوشه و بعد...توسط اینفری ها تو دریاچه غرق...غرق میشه
یه چیزه دیگه؛ریگولوس تو گردنبند قلابی یه نامه میذاره که هری و دامبلدور تو جلد ششم پیداش میکنن.متن نامه این بود:
به لرد تاریکی
من میدانم که مدتها قبل از اینکه تو این متن را بخوانی من مرده ام.
ولی من میخواستم بدانی که این من بودم که راز تو را کشف نمودم
من هورکراکس حقیقی را ربوده ام و قصد دارم در اولین فرصتی که برای من ممکن باشد. آن را نابود کنم
من با این آرزو به دیدار مرگ میروم که تو زمانی که با حریفت رودر رو میشوی
دوباره یک موجود فانی خواهی بود.
ر.آ.ب.
(البته که ریگولوس همون ر.ا.ب مرموز بود!)
تایید شد!
گروه:اسلیترین
ویژگی های ظاهری و اخلاقی:یک اصیل زاده به تمام معنا...با موهایی سیاه و نگاهی متکبر ؛اون شباهت زیادی به سیریوس داره
چوبدستی:از چوب ماهون با موی پریزاد
جارو: بالاتربن مدل اون زمون
معرفی کوتاه:اون برادر کوچکتر سیریوسه، درست در نقطه مقابلش قرار داره و به اصالت خانوادگیش پایبنده. جستوجوگر تیم کوییدیچ اسلیترین بوده.وقتی شانزده سالش بود به لرد سیاه می پیونده . یک سال بعد...اون کریچر
جن خونگیشون رو همراه لرد سیاه میفرسته تا ولدمورت بتونه گردنبندش(جان پیچ) رو توی غاری وسط دریا پنهان کنه...ولدمورت کریچر رو توی غار مجبور میکنه که از یه شربت طلسم شده بخوره. شربت باعث شکنجه روحی و تشنگی شدید کریچر میشه و سعی میکنه از اب دریاچه بنوشه تا تشنگیش رفع شه اما یه دفعه اینفری ها اون رو به زیر اب میکشن. ولدمورت هم کریچر رو با اینفری ها تنها میذاره تا بمیره اما ریگولوس کریچر رو قبل از اینکه اینفری ها تو دریاچه غرقش کنن صدا میکنه و ازش می خواد برگرده خونه...از اونجا که بالاترین چیز برای یه جن خونگی دستور اربابشه کریچر
به خونه بر میگرده.چند وقت بعد ریگولوس از کریچر میخواد که اونو به غار ولدمورت ببره.اونا به غار میرن. ریگولوس یه گردنبند قلابی اما دقیقا شبیه جان پیچ رو به کریچر میده و ازش میخواد که اون رو جای گردنبند اصلی بذاره و جان پیچو نابود کنه. ریگولوس تمام شربت توی قدح رو مینوشه و بعد...توسط اینفری ها تو دریاچه غرق...غرق میشه
یه چیزه دیگه؛ریگولوس تو گردنبند قلابی یه نامه میذاره که هری و دامبلدور تو جلد ششم پیداش میکنن.متن نامه این بود:
به لرد تاریکی
من میدانم که مدتها قبل از اینکه تو این متن را بخوانی من مرده ام.
ولی من میخواستم بدانی که این من بودم که راز تو را کشف نمودم
من هورکراکس حقیقی را ربوده ام و قصد دارم در اولین فرصتی که برای من ممکن باشد. آن را نابود کنم
من با این آرزو به دیدار مرگ میروم که تو زمانی که با حریفت رودر رو میشوی
دوباره یک موجود فانی خواهی بود.
ر.آ.ب.
(البته که ریگولوس همون ر.ا.ب مرموز بود!)
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلئوپاترا در 1392/7/20 17:31:57
ویرایش شده توسط کلئوپاترا در 1392/7/20 17:34:39
ویرایش شده توسط کلئوپاترا در 1392/7/20 17:36:01
ویرایش شده توسط کلئوپاترا در 1392/7/20 17:42:39
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/21 10:17:30
ویرایش شده توسط کلئوپاترا در 1392/7/20 17:34:39
ویرایش شده توسط کلئوپاترا در 1392/7/20 17:36:01
ویرایش شده توسط کلئوپاترا در 1392/7/20 17:42:39
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/21 10:17:30
وارد نشوید
بدون کسب اجازه صریحی ازطرف
ریگولوس ارکتوروس بلک
بدون کسب اجازه صریحی ازطرف
ریگولوس ارکتوروس بلک
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/07/19
آخرین ورود: یکشنبه 10 فروردین 1404 18:05
از: اون بالا اکبر می آید!!
پستها:
211

درود
من همون ارنی مک میلانم دارم تغییر شناسه می دم.
با ایوان هماهنگ شده.
خواشهاً این دسترسی ما رو بدین بریم کار و زندگی داریم.
تایید شد!
من همون ارنی مک میلانم دارم تغییر شناسه می دم.
با ایوان هماهنگ شده.
خواشهاً این دسترسی ما رو بدین بریم کار و زندگی داریم.

تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/20 15:36:11
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/07/17
تولد نقش: 1398/05/29
آخرین ورود: سهشنبه 12 فروردین 1393 10:27
از: خوابگاه اساتید هاگوارتز
پستها:
288

فیلیوس فیلتویک / Filius Flitwick
استاد درس ورد ها و طلسم های جادوگری / رئیس گروه ریونکلا
جنسیت: مرد
گروه: راونکلا
چوبدستی: فعلا ناشناخته
سپرمدافع: او هیچ ظاهری نداشت، نور خیره کننده آبی رنگی بود که به عنوان یکی از اولین پاترونوس های غیر مادی شناخته شده است.
ویژگی های ظاهری:
« جثه بسیار ریزنقشی داشت. موهای سفید و ریش کوتاهی داشت و صورت گردش همانند دیگر نیمه گوبلین ها بود. البته نیمه بیشتر وجود او انسان بود.
چشمانی قهوه ای داشت و در سال های پیری عینک گردی به چشم می زد.»
ویژگی های اخلاقی:
« خوش قلب و مهربان است. فیلتویک در نبرد تالار اسرار هنگامی که متوجه شد، جینی ویزلی گروگان گرفته شده است، گریه کرد.
از لاکهارت و افراد ظاهر ساز متنفر بود و هست. از آمبریج به عنوان فاسد یاد می کرد و مخالف دخالت وزارتخانه در مدرسه بود. او به تشویف جرج و فرد در هنگام آتش بازی پرداخت. شوخ طبع بود.»
تدریس:
« روش تدریس او از نظر بسیاری اشتباه است. او هیچ کس را شدیدا تنبیه نکرده است. سر کلاس به دانش آموزان اجازه بازی و شوخی را می دهد و هیچ وقت با نویل و سیموس هنگامی که او را آتش می زدند یا در هوا معلق می کردند، با خشونت برخورد نکرد.
تکالیف زیادی نمی گفت و همیشه مورد علاقه دانش آموزان بود. با اینکه رئیس گروه راونکلا بود، اما هیچ گاه از آن ها طرفداری نکرد و امتیاز زیادی از هیچ گروهی کم نمی کرد.
به طور کلی او استاد مورد علاقه دانش آموزان بود.»
توانایی ها:
« فیلت ویک به رغم جثه کوچک و ریز نقش خود، بسیار قدرتمند بود. از او به عنوان مرد اول دوئل قرن یاد می کنند و در جوانی استاد دوئل شناخته شد.
او نشان داد که فردی با رگه های گوبلین نیز می تواند به جادوگری تمام عیار تبدیل شود.
او را مخترع بسیاری از ورد های کاربردی امروز می دانند و در علم ساخت و اختراع ورد و افسون ماهر بوده است.
او را یکی از صاحب نظران و بزرگان جادوی غیر کلامی می دانند. پرفسور فیلت ویک، می توانست هر جادویی را به دون بر زبان آوردن اجرا کند و ورد های بسیاری در همین زمینه ابداع نمود.
او یک رهبر ارکست نیز بود! جادو های موسیقیایی را می شناخت و در سال چهارم زندگی هری پاتر، در مسابقات جام آتش و جشن کریسمس، موسیقی را خود برعهده گرفت.
او همچنین در انجام جادو های دفاعی بسیار ماهر بود.»
نقاط ضعف:
« شاید همانند بسیاری از جادوگران از قدرت بدنی بالایی برخوردار نبود و جثه ریز نقشش او را در مبارزاتی که نزدیک انجام می شد، ضعیف می کرد.
اما او همیشه با انجام ورد های مختلف بر دشمنانش حتی از نزدیک پیروز شده است.
بسیار حساس است و روحی پاک و دلی صاف و ساده دارد و فریب دادن او گاهی کار مشکلی نیست.»
افتخارات:
استاد دوئل
رئیس گروه راونکلا
از تصمیم گیران مدرسه پس دامبلدور
استاد درس طلسم ها
دکتر (ویکی پاتر همچین افتخاری ذکر شده بود، ولی ترجیح میدم همون استاد درس طلسم ها باشم. تا دکتر جادوگری!!!)
علاقه مندیها:
« از کشف ورد های جدید بسیار خوشش می آمد و یکی از تفریح هایش شوخی با همکارانش یا با دانش آموزانش بود که به همین دلیل همیشه به عنوان استاد محبوب همکاران و دانش آموزان شناخته می شد.»
زندگینامه:
«در 11 اکتبر به دنیا آمد. جادو را در مدرسه جادوگری هاگوارتز آموخت و امتحانات سمج یا owl را با موفقیت به پایان رساند. همچنین با رتبه بسیار بالایی در حالی که چندین سال بهترین دانش آموز شده بود از مدرسه فارغ التحصیل شد.
به سرعت برای یادگیری علوم جدید، به وزارتخانه رفت و دوئل را آموخت و به عنوان استاد دوئل مشهور شد.
به هاگوارتز برگشت و به عنوان استاد درس طلسم ها فعالیت می کرد. سپس دامبلدور، او را به عنوان رئیس گروه راونکلا منصوب کرد و او در آموزش و محافظت از گروهش چنان خبره و از خودگذشته بود که از او به عنوان بهترین سرگروه گروه ریونکلا یاد می شود.
در جنگ اول و دوم جادوگری به خوبی جنگید و در جنگ دوم جان سالم به در برد و به تدریس همان درس قبلی اش به آیندگان ادامه داد.»
تایید شد!
استاد درس ورد ها و طلسم های جادوگری / رئیس گروه ریونکلا
جنسیت: مرد
گروه: راونکلا
چوبدستی: فعلا ناشناخته
سپرمدافع: او هیچ ظاهری نداشت، نور خیره کننده آبی رنگی بود که به عنوان یکی از اولین پاترونوس های غیر مادی شناخته شده است.
ویژگی های ظاهری:
« جثه بسیار ریزنقشی داشت. موهای سفید و ریش کوتاهی داشت و صورت گردش همانند دیگر نیمه گوبلین ها بود. البته نیمه بیشتر وجود او انسان بود.
چشمانی قهوه ای داشت و در سال های پیری عینک گردی به چشم می زد.»
ویژگی های اخلاقی:
« خوش قلب و مهربان است. فیلتویک در نبرد تالار اسرار هنگامی که متوجه شد، جینی ویزلی گروگان گرفته شده است، گریه کرد.
از لاکهارت و افراد ظاهر ساز متنفر بود و هست. از آمبریج به عنوان فاسد یاد می کرد و مخالف دخالت وزارتخانه در مدرسه بود. او به تشویف جرج و فرد در هنگام آتش بازی پرداخت. شوخ طبع بود.»
تدریس:
« روش تدریس او از نظر بسیاری اشتباه است. او هیچ کس را شدیدا تنبیه نکرده است. سر کلاس به دانش آموزان اجازه بازی و شوخی را می دهد و هیچ وقت با نویل و سیموس هنگامی که او را آتش می زدند یا در هوا معلق می کردند، با خشونت برخورد نکرد.
تکالیف زیادی نمی گفت و همیشه مورد علاقه دانش آموزان بود. با اینکه رئیس گروه راونکلا بود، اما هیچ گاه از آن ها طرفداری نکرد و امتیاز زیادی از هیچ گروهی کم نمی کرد.
به طور کلی او استاد مورد علاقه دانش آموزان بود.»
توانایی ها:
« فیلت ویک به رغم جثه کوچک و ریز نقش خود، بسیار قدرتمند بود. از او به عنوان مرد اول دوئل قرن یاد می کنند و در جوانی استاد دوئل شناخته شد.
او نشان داد که فردی با رگه های گوبلین نیز می تواند به جادوگری تمام عیار تبدیل شود.
او را مخترع بسیاری از ورد های کاربردی امروز می دانند و در علم ساخت و اختراع ورد و افسون ماهر بوده است.
او را یکی از صاحب نظران و بزرگان جادوی غیر کلامی می دانند. پرفسور فیلت ویک، می توانست هر جادویی را به دون بر زبان آوردن اجرا کند و ورد های بسیاری در همین زمینه ابداع نمود.
او یک رهبر ارکست نیز بود! جادو های موسیقیایی را می شناخت و در سال چهارم زندگی هری پاتر، در مسابقات جام آتش و جشن کریسمس، موسیقی را خود برعهده گرفت.
او همچنین در انجام جادو های دفاعی بسیار ماهر بود.»
نقاط ضعف:
« شاید همانند بسیاری از جادوگران از قدرت بدنی بالایی برخوردار نبود و جثه ریز نقشش او را در مبارزاتی که نزدیک انجام می شد، ضعیف می کرد.
اما او همیشه با انجام ورد های مختلف بر دشمنانش حتی از نزدیک پیروز شده است.
بسیار حساس است و روحی پاک و دلی صاف و ساده دارد و فریب دادن او گاهی کار مشکلی نیست.»
افتخارات:
استاد دوئل
رئیس گروه راونکلا
از تصمیم گیران مدرسه پس دامبلدور
استاد درس طلسم ها
دکتر (ویکی پاتر همچین افتخاری ذکر شده بود، ولی ترجیح میدم همون استاد درس طلسم ها باشم. تا دکتر جادوگری!!!)
علاقه مندیها:
« از کشف ورد های جدید بسیار خوشش می آمد و یکی از تفریح هایش شوخی با همکارانش یا با دانش آموزانش بود که به همین دلیل همیشه به عنوان استاد محبوب همکاران و دانش آموزان شناخته می شد.»
زندگینامه:
«در 11 اکتبر به دنیا آمد. جادو را در مدرسه جادوگری هاگوارتز آموخت و امتحانات سمج یا owl را با موفقیت به پایان رساند. همچنین با رتبه بسیار بالایی در حالی که چندین سال بهترین دانش آموز شده بود از مدرسه فارغ التحصیل شد.
به سرعت برای یادگیری علوم جدید، به وزارتخانه رفت و دوئل را آموخت و به عنوان استاد دوئل مشهور شد.
به هاگوارتز برگشت و به عنوان استاد درس طلسم ها فعالیت می کرد. سپس دامبلدور، او را به عنوان رئیس گروه راونکلا منصوب کرد و او در آموزش و محافظت از گروهش چنان خبره و از خودگذشته بود که از او به عنوان بهترین سرگروه گروه ریونکلا یاد می شود.
در جنگ اول و دوم جادوگری به خوبی جنگید و در جنگ دوم جان سالم به در برد و به تدریس همان درس قبلی اش به آیندگان ادامه داد.»
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط magician در 1392/7/19 17:13:56
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/20 9:49:33
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/20 9:49:33
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...
- - - - - - - - - - - - - - - - -

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/07/19
آخرین ورود: یکشنبه 10 فروردین 1404 18:05
از: اون بالا اکبر می آید!!
پستها:
211

نام و نام خانوادگی: هلگا هافلپاف
گروه: بدون شک هافلپاف!
چوبدستی: 28 سانت، انعطاف پذیر، مغز موی گورکن
سپر مدافع: گورکن
مهارت ها: پرواز و کوییدیچ، معجون سازی، دفاع در برابر جادوی سیاه
ویژگی های ظاهری: قیافه ای به شدت ننه جونی!
صورت گرد و موهای قهوه ای که تقریباً دارن سفید میشن اما هلگا نمی ذاره و به این در و اون در میزنه که بهترین رنگ مو رو پیدا کنه!
هیکل تقریبا چاق داره و از این بلندای زرد می پوشه.
ویژگی های اخلاقی: بسیار مهربان و دلسوز. دست نوازشش را بر سر همه می کشد. به شدت خفن روی سن و سالش حساس است و به زرس (ضرس؟ ظرص؟ زرص؟ظرث؟) قاطع می گوید سنی ندارد و به دلیل شغلش زود شکسته شده است.
به شکل عجیبی هم هر گونه رابطه با سالازار اسلایترین و گودریک گریفیندور را تکذیب می کند!
شما هنوز در کارگاه نمایشنامه نویسی شرکت نکردید.
گروه: بدون شک هافلپاف!
چوبدستی: 28 سانت، انعطاف پذیر، مغز موی گورکن
سپر مدافع: گورکن
مهارت ها: پرواز و کوییدیچ، معجون سازی، دفاع در برابر جادوی سیاه
ویژگی های ظاهری: قیافه ای به شدت ننه جونی!

صورت گرد و موهای قهوه ای که تقریباً دارن سفید میشن اما هلگا نمی ذاره و به این در و اون در میزنه که بهترین رنگ مو رو پیدا کنه!
هیکل تقریبا چاق داره و از این بلندای زرد می پوشه.
ویژگی های اخلاقی: بسیار مهربان و دلسوز. دست نوازشش را بر سر همه می کشد. به شدت خفن روی سن و سالش حساس است و به زرس (ضرس؟ ظرص؟ زرص؟ظرث؟) قاطع می گوید سنی ندارد و به دلیل شغلش زود شکسته شده است.
به شکل عجیبی هم هر گونه رابطه با سالازار اسلایترین و گودریک گریفیندور را تکذیب می کند!

شما هنوز در کارگاه نمایشنامه نویسی شرکت نکردید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/20 9:44:24
جزئیات کاربر

آلبوس پرسيوال والفريك برايان دامبلدور.
مدیر مدرسه هاگوازتر.
جنسيت: بديهيتا مرد.. اين همه ريش پس براي چيه؟
گروه: گريفيندور
چوبدستي: چوبدستي ياس كبود
سپر مدافع: ققنوس
ويژگي هاي ظاهري: «مرد بلند قامت و لاغراندامی بود. از مو و ریش نقره فامش معلوم بود که خیلی پیر است. ریش و مویش چنان بلند بود که می توانست آن را در کمربندش جا دهد. ردای بلندی به تن داشت و شنل ارغوانیش روی زمین کشیده می شد. پوتین های پاشنه بلند و سگک داری به پا داشت. چشم های آبی روشن او از پشت شیشه های نیم دایره ای عینکش شفاف و درخشان بود. بینی اش آنچنان کشیده و کج بود که بنظر می رسید دست کم سه بار شکسته باشد.»
افتخارات: آلبوس دامبلدور نزدیک به 40 سال مدیر مدرسه هاگوارتز بود؛ دوره ای که شامل هر دو تلاش ولده مورت برای تحت سلطه درآوردن دنیای جادوگری می شد. دامبلدور که با عنوان بزرگترین جادوگر زمان از او یاد می شد، نشان مرلین درجه یک داشت و عضو عالی کنفدراسیون بین المللی جادوگران و همچنین رئیس هیئت ویزنگاموت بود.
علاقه منديها:دوست دارد یک جفت جوراب پشمی گرم داشته باشد. آب نبات لیمویی، خوشه سوسک، شکلات داغ، مربای تمشک، نوشابه گازدار ترش.
تواناييها: • کیمیاگری
• تغییر شکل
• ذهن جویی
• اجرای افسون بدون چوبدستی
• نامرئی شدن بدون استفاده از یک شنل نامرئی
• توانایی فرستادن پیغام با سپر مدافع اش که یک ققنوس است.
• حرف زدن به زبان مردم زیر آب (ج.آ.26) و زبانی که هری آن را نمی فهمید (ش.د.26)؛ همچنین زبان جن ها (BLC) و مار زبان ها (ش.د.10، BLC) را می فهمد.
توضيحات:
بسیاری او را بزرگترین جادوگر قرن حاضر خوانده اند. دامبلدور بعد از شکست جادوگر سیاه گلرت گریندل والد در سال 1945، به اوج شهرت رسید. این جادوگر مشهور همچنین موفق به کشف دوازده کاربرد خون اژدها شده و به اتفاق همکارش نیکلاس فلامل در زمینه علم کیمیاگری فعالیت های چشم گیری داشته است. پروفسور دامبلدور از موسیقی و بولینگ لذت می برد.
دامبلدور بزرگترین فرزند (از بین سه فرزند) کندرا (یک ساحره مشنگ زاده) و پرسیوال دامبلدور (یک جادوگر) بود.
دامبلدور در آخرین سال عمرش به هری نشان داد که چطور به شکار جان پیچ ها برود و سرنخ هایی از یادگاران مرگ را برای هری و دوستانش به جا گذاشت تا خودشان راهشان را پیدا کنند. او هری را آنقدر خوب می شناخت که می دانست – برخلاف خودش – برای مدت طولانی وسوسه یادگاران مرگ نمی شود. دامبلدور در ژوئن 1997 توسط سیوروس اسنیپ کشته شد و جسد او در یک آرامگاه سپید در محوطه هاگوارتز به خاک سپرده شد.
تایید شد!
مدیر مدرسه هاگوازتر.
جنسيت: بديهيتا مرد.. اين همه ريش پس براي چيه؟
گروه: گريفيندور
چوبدستي: چوبدستي ياس كبود
سپر مدافع: ققنوس
ويژگي هاي ظاهري: «مرد بلند قامت و لاغراندامی بود. از مو و ریش نقره فامش معلوم بود که خیلی پیر است. ریش و مویش چنان بلند بود که می توانست آن را در کمربندش جا دهد. ردای بلندی به تن داشت و شنل ارغوانیش روی زمین کشیده می شد. پوتین های پاشنه بلند و سگک داری به پا داشت. چشم های آبی روشن او از پشت شیشه های نیم دایره ای عینکش شفاف و درخشان بود. بینی اش آنچنان کشیده و کج بود که بنظر می رسید دست کم سه بار شکسته باشد.»
افتخارات: آلبوس دامبلدور نزدیک به 40 سال مدیر مدرسه هاگوارتز بود؛ دوره ای که شامل هر دو تلاش ولده مورت برای تحت سلطه درآوردن دنیای جادوگری می شد. دامبلدور که با عنوان بزرگترین جادوگر زمان از او یاد می شد، نشان مرلین درجه یک داشت و عضو عالی کنفدراسیون بین المللی جادوگران و همچنین رئیس هیئت ویزنگاموت بود.
علاقه منديها:دوست دارد یک جفت جوراب پشمی گرم داشته باشد. آب نبات لیمویی، خوشه سوسک، شکلات داغ، مربای تمشک، نوشابه گازدار ترش.
تواناييها: • کیمیاگری
• تغییر شکل
• ذهن جویی
• اجرای افسون بدون چوبدستی
• نامرئی شدن بدون استفاده از یک شنل نامرئی
• توانایی فرستادن پیغام با سپر مدافع اش که یک ققنوس است.
• حرف زدن به زبان مردم زیر آب (ج.آ.26) و زبانی که هری آن را نمی فهمید (ش.د.26)؛ همچنین زبان جن ها (BLC) و مار زبان ها (ش.د.10، BLC) را می فهمد.
توضيحات:
بسیاری او را بزرگترین جادوگر قرن حاضر خوانده اند. دامبلدور بعد از شکست جادوگر سیاه گلرت گریندل والد در سال 1945، به اوج شهرت رسید. این جادوگر مشهور همچنین موفق به کشف دوازده کاربرد خون اژدها شده و به اتفاق همکارش نیکلاس فلامل در زمینه علم کیمیاگری فعالیت های چشم گیری داشته است. پروفسور دامبلدور از موسیقی و بولینگ لذت می برد.
دامبلدور بزرگترین فرزند (از بین سه فرزند) کندرا (یک ساحره مشنگ زاده) و پرسیوال دامبلدور (یک جادوگر) بود.
دامبلدور در آخرین سال عمرش به هری نشان داد که چطور به شکار جان پیچ ها برود و سرنخ هایی از یادگاران مرگ را برای هری و دوستانش به جا گذاشت تا خودشان راهشان را پیدا کنند. او هری را آنقدر خوب می شناخت که می دانست – برخلاف خودش – برای مدت طولانی وسوسه یادگاران مرگ نمی شود. دامبلدور در ژوئن 1997 توسط سیوروس اسنیپ کشته شد و جسد او در یک آرامگاه سپید در محوطه هاگوارتز به خاک سپرده شد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/16 16:18:14
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!
نام:
بیل ویزلی
گروه هاگوارتز:
گریفیندور
ویژگی های ظاهری و اخلاقی:
مهربان و کمی تا قسمتی عصبی، تا جای ممکن مهربان است ولی هنگامی که عصبانی میشود دیگر نمیتوان جلوی او ایستاد! از نظر ظاهری نیز چند بار خوشتیپ ترین جادوگر سال شده است و چیزی از تیپ و خوش قیافگی کم ندارد!
چوبدستی جادویی:
30 سانتی متر؛ پر ققنوس و چوب درخت بید
جاروی پرواز:
پدرم پول نداشت برام بخره، چرا کاری میکنین که این چیزا رو آدم تو جمع بگه آخه؟
معرفی کوتاه:
فرزند بزرگ خانواده ویزلی و کارمند بانک گرینگوتز و همسر فلور دلاکور.
من تمام کلاس ها و سال های تحصیلم رو با موفقیت تمام پشت سر گذاشتم و تونستم بهترین ها رو بدست بیارم؛ از جمله همسر عزیز تر از جانم و در این زمینه به خودم می بالم و همیشه به وجودش افتخار میکنم!
تایید شد!
بیل ویزلی
گروه هاگوارتز:
گریفیندور
ویژگی های ظاهری و اخلاقی:
مهربان و کمی تا قسمتی عصبی، تا جای ممکن مهربان است ولی هنگامی که عصبانی میشود دیگر نمیتوان جلوی او ایستاد! از نظر ظاهری نیز چند بار خوشتیپ ترین جادوگر سال شده است و چیزی از تیپ و خوش قیافگی کم ندارد!
چوبدستی جادویی:
30 سانتی متر؛ پر ققنوس و چوب درخت بید
جاروی پرواز:
پدرم پول نداشت برام بخره، چرا کاری میکنین که این چیزا رو آدم تو جمع بگه آخه؟

معرفی کوتاه:
فرزند بزرگ خانواده ویزلی و کارمند بانک گرینگوتز و همسر فلور دلاکور.
من تمام کلاس ها و سال های تحصیلم رو با موفقیت تمام پشت سر گذاشتم و تونستم بهترین ها رو بدست بیارم؛ از جمله همسر عزیز تر از جانم و در این زمینه به خودم می بالم و همیشه به وجودش افتخار میکنم!
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/7/16 10:04:54

