رولی بنویسید که در آن توسط تلسکوپی ( بزرگ یا کوچک ) خوشه ی ستاره ای را رصد می کنید و البته کارتان بی دلیل نباشد .
میخواستم برم خرید ... مامان بزرگ لی فای مث همیشه بهم گیر داد : کجا میری دختر دم غروبی ، بی وقتی میگیری ! مملکت بی صاحاب می مونه یه وقت !
غر زدم : آخه مامان بزرگ ، این بی وقتی چیه هی حرفشو می زنی ؟ :proctor:
- بی وقتی ، یعنی اینکه داری یه کاری رو خارج از زمان مناسبش انجام میدید ، یهو یه بلایی سرت میاد ! اول برو از ستاره ها بپرس وقت بیرون رفتنت هست یا نه ! بعد هرجا میخوای برو .
با بی حوصلگی تمام رفتم به برج قصر . تلسکوپ جادویی عتیقه ای که قرن هاست تو خونواده مونه منتظرم بود . رو بهش کردم و غر زدم : چیه تو باز ؟
تللکوپ یه دور عدسیشو چرخوند که یعنی : برو بابا حوصلتو ندارم .
بهش محل نذاشتم . چشممو چسبوندم به عدسی چشمی که ببینم اوضاع از چه قراره . یهو یه جمع زیادی از ستاره ها رو دیدم . بلند پرسیدم : اینا چی باشن ؟
تلسکوپ که انگار حوصلش از دست من حسابی سر رفته بود ، یه عبارت رو جلو چشام ظاهر کرد : خوشه ستاره ای از نوع باز ! برای آیکیو ی اندازه تو ، توضیح بیشتر لازم نیست ! زحمت بیخود نکش !
خفن بهم برخورد ! یعنی چی ؟ حالا ما یه غلطی کردیم ملکه یه مملکت نجومی شدیم دلیل نمیشه یه تلسکوپ ..... ( سانسور ) هم واسه آدم شاخ شه

خوب تو اون خوشه ستاره ای رو کنکاش کردم ، یه لکه سیاه توش دیدم . زوم کردم روش :
این چیه .... بذار برم جلوتر .... بازم جلوتر ... این که یه توده کروی هست که هشت تا زائده از اطرافش زده بیرون ! نکنه همون بی وقتی باشه که مامان بزرگ لی فای میگه ؟؟؟؟ اه اه اه ، یه عالمه هم بدنش مو داره ! یه موجود فضائیه ؟ چرا لباس نداره ؟ وای داره حرکت می کنه
، از زاویه دید من خارج شد . بچرخونم تلسکوپو تا پیداش کنم .... چرا نیست واقعا ؟ 
خسته شدم . چشممو از رو عدسی برداشتم و رو به تلسکوپ غر زدم : حالا داشتم یه موجود فضایی رو کشف می کردما ! اونقدر بخیل بازی در آوردی که رفت و دیگه ندیدمش .
تلسکوپ ، عدسی چشمیشو به حالت زبون درازی آویزون کرد . می دونستم وقتی این کارو می کنه یعنی یه گیجول بازی ازم پیدا کرده . دوباره چشممو گذاشتم رو عدسی و یه عبارت جدید بهم نشون داد :
آیکیو ! اون موجود فضایی نبود ، یه عنکبوت معمولی بود که داشت رو عدسیم راه می رفت .

تکلیف دو
با استفاده از نیروی تخیل خودتون کاشف خوشه ی پروین را که یک جادوگر بوده معرفی کنید !
خوب ، طبیعتا با اسم خوشه پروین ، همه خلایق گول میخورن و میرن سراغ یکی که اسمش پروین بوده ، ولی حقایق توی کتاب « تنجیم الاسلی » چنین بیان شدن ، که سالازار اسلایترین تو یکی از سفرهاش به مشرق زمین ، با یه دختر چینی ازدواج کرد و یه دختر داشت به اسم « پاریوچینگ » که میشه : « پاریوچینگ اسلایترین »
این دختر به شدت باهوش بود و از همون بچگی تو فضا سیر میکرد ( این تو فضا سیر کردن هیچ ربطی به گرد نخود نداره
) . بعد یه مدتی که اسلایترین تصمیم گرفت به مسافرت هاش ادامه بده ، پاریوچینگ سعی می کنه از طریق ستارگان و مطالعه اونا ، مسیر حرکت پدرش و همچنین ، طالع اونو بررسی کنه ! در طی این بررسی ها یه خوشه ستاره ای رو پیدا می کنه و از حروف اسم خودش ، اونو به نام خوشه پروین ، نامگذاری می کنه !پاریو چینگ اسلایترین
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


، ببخشید منظورم این بود که ساکت باش !!
در هر حال، شما میتونید با زره بین هم اون رو ببینید، چه برسه به تلسکوپ ولی خب تلسکوپ زیبا تره. از هر کجای شهر هم دیده میشه درست سمت غرب هست. جایی که خورشید غروب میکنه. از ساعت سه تقریبا تا طلوع خورشید میتونید این خوشه ی زیبا رو ببینید. اما وقتی خورشید بزنه بالا
میزنه!
! اه فلور خفه شو دیه ، باو خوابم میاد !
تو الان خوابی؟
گابریل تو یه قهرمانی ! ربان قرمزه ام پیدا شد.
دوربین می چرخد و اول صف را نشان می دهد که پیتر مشتاقانه منتظر نوبتش است.در روبروی وی باز می شود.پسرکی سیفیت با یک عصا از آن خارج می شود.در پشت سر وی،سر دامبلدور نیز از در بیرون می آید.


ا
یعنی داخل مقدار جای کوچکتری ستاره های بیشتری نسبت به معمول وجود داره !