جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

25 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
24 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

كلاس نجوم و ستاره‌شناسی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 22:06
نمایش جزئیات
آفلاین
1 . در جلسه ی اول آلفرد بلک چگونه معرفی شد ؟ ( دو امتیاز )

با موهای سیاه آشفته ، قد بلند و خوش ظاهر که شنلش به رنگ آبی نفتی بود

2 . خورشید چند سال دیگر و بر اساس چه فرایندی از حالت پایداری خارج می شود ؟ ( دو امتیاز )

اخترشناسان بر این باورند که که تا 5 میلیارد سال دیگر نیز خورشید مانند امروز می درخشد اما سرانجام با کم شدن ذخیره هیدروژن در هسته آن از حالت پایدار خارج می شود.

3 . بعد از مرحله ی غول سرخی ستاره های کم جرم و ستاره های پر جرم تر به چه چیزی تبدیل می شوند ؟ ( سه امتیاز )

ستاره های کم جرم و کوچک به کوتوله سفید و میلیارد ها سال بعد به کوتوله سیاه و ستاره های بزرگ و پرجرم و بعد از انفجار ابر نواختری به ستاره نوترونی یا سیاه چاله تبدیل می شوند.

4 . کدام پرفسور به دانش آموزان برپا را یاد داده و آلفرد دلیل گفتن برپا توسط آن پرفسور را چه می داند ؟ ( دو امتیاز )

پروفسور تد ریموس لوپین به دلیل وجود ویکتوریا ویزلی در کلاس!

5 . خوشه های ستاره ای چیست توضیح دهید و به دو نوع خوشه تقسیم می شوند آن ها را نام ببرید ؟ ( چهار امتیاز )

همه ی ستاره های کهکشان ، مانند خورشید تک و تنها نیستند . برخی از آن ها مجموعه های دوتایی یا چندتایی و بسیاری مجموعه های بزرگتری به نام خوشه های ستاره ای را تشکیل می دهند . خوشه های ستاره ای به دو گروه عمده رده بندی می شوند ؛ خوشه های باز (کهکشانی) و خوشه های کروی .

6 . تفاوت های دو نوع خوشه را نام ببرید ؟ ( پنج امتیاز )

هر خوشه کروی بزرگ ممکن است چند صد هزار ستاره داشته باشد ؛ اما خوشه های باز معمولا بیش از چند صد ستاره ندارد و از لحاظ اندازه ، از خوشه های کروی کوچکترند . ستاره ها در خوشه های کروی نزدیک ترند ؛ یعنی تراکم ستاره ها در واحد حجم بیشتر است . یکی از مهمترین تفاوت های میان این مجموعه های ستاره ای است که موجب تمایز شکل ظاهری آن ها می شود . معمولا تراکم ستاره ها در مرکز خوشه های کروی به حدی زیاد است که حتی با تلسکوپهای بزرگ نیز به آسانی تفکیک نمی شوند ؛ اما ستاره های خوشه های باز حتی با تلسکوپ های کوچک نیز تفکیک می شوند . درخشان ترین ستاره های خوشه های کروی سرخ رنگ ( بزرگ و سد ) ؛ اما درخشانترین ستاره های خوشه باز ، آبی رنگ هستند ( کوچکتر ، اما داغ )

7 . معروف ترین خوشه ی باز چه نام دارد ، در کدام صورت فلکی هست و از چند ستاره تشکیل شده ؟ ( سه امتیاز )

معروف ترین آن ها خوشه ی پروین در صورت فلکی ثور ( گاو ) است . که شش یا هفت ستاره ی آن را به آسانی می توان دید .

8 . دانش آموز جدید در جلسه ی سوم چه کسی بود و چرا آلفرد این جلسه بچه ها را به محوطه ی هاگوارتز برده بود ؟ ( دو امتیاز )

دانش آموز جدید عزیز دل بابا ! توحید ظفرپور بود و پروفسور آلفرد بلک برای دل جویی از بچه ها برای اینکه در جلسه قبل با آنها بداخلاق بود آنها را به فضای باز آورده بود که هم فضا باشد هم باز !!

9 . سحابی چیست ؟ (دو امتیاز)

در بسیاری از مناطق فضای میان ستاره ای ، ابر های بزرگی از گاز و غبار وجود دارند که آن ها را سحابی( به معنای ابر ) می نامند .

10 . سحابی ها را به سه گروه رده بندی می کنند آن ها را نام ببرید ؟ ( سه امتیاز )

سحابی ها را به سه گروه رده بندی می کنند : سحابی های « نشری » ، « بازتابی » و « تاریک »

11 . سحابی مورد علاقه ی پروفسور آلفرد بلک چه نام دارد و از کدام نوع از سحابی هاست ؟ ( دو امتیاز )

سحابی سراسبی - از گروه سحابی های تاریک

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 22:00
نمایش جزئیات
آفلاین
-من اصلا نظری ندارم در این رابطه. من رو قاطی نکنید، اومدیم و گم شدیم ! اون وقت چی؟
-اه، گابریل خیلی وقت ها دلم میخواد با تمام وجود بگیرم بزنمت! کریچر! کریچر! تصویر تغییر اندازه داده شده

از ناکجا آباد پیکری به ابعاد کریچر جلوی پای فلور ظاهر میشه و فلور از حرصش یه دونه میخوابونه تو گوش کریچر.
- میتونی بری! برو دیگه.

پاق

- خب، بحثمون به کجا رسیده بود؟ ... امم، آهان! بذار برم تو آرشیوم. ...( در حال گردش در آرشیو؛ .... در حال خوندن مطالب! ) خب تموم شد. داشتم میگفتم؛ من فردا میخوام با این اکیپ ِ خز و خیل خودمون بریم رصد خونه ی بوراقه! میای یا نه؟ ما به یه آستکبار نیاز داریم! ناظر میخوایم که نگن بی کس و کاره! سراف هست، تو هم باید باشی! تصویر تغییر اندازه داده شده
گابر : باب فلور این همه آستکبار تو این سایت هست!
- کریچر!
پاق!

فلور یکی میخوابونه زیر گوش کریچر!
پاق!

فلور : حالا چی میای یا نه؟
گابر : اه! چی کار کنم، جهنم ضرر! میام. تصویر تغییر اندازه داده شده

( این قسمت در راستای این بود که اسم خودم رو بیشتر بیارم و پست هم طولانی شه! )
صحرا

صدای تلق تولوق جیپی متعلق به بابای عصر هجر (!) تمام بیابان را در بر گرفته بود. هرجا نگاه میکردند فقط قهوه ای بود !!! البته منظور شن های خیابان است. همه جا خاک و شن و تپه های خاکی و شنی و گاه گاه ، بوته ای سبز لجنی به رنگ اب بینی ِ سرشار گراوپ بود؛ که در همان لحظه نیز روی سر راجر می ریخت و آخرین مدل مویش را سبز رنگ میکرد.

سرافینا و چو مشغول بازی نون ببر کباب بودند و هر دو هم زمان به خاطر پرش ماشین میخوردند!! گابریل نیز که با طناب بسته شده بود؛ در سکوت به فلور چشم غره میرفت که مسئولیت رانندگی جیپ را به عهده داشت.

تصویر از جلو جیپ را نشان میداد؛ دیگر جیپ پیدا نبود!

فلش بک

فلور : چو بوقی، دستتو دراز کن از توی جا یخی یه رانی هلو بنداز اینجا !
گراوپ : گراوپ نیز رانی هلو خواست !
چو : دیگه چی ؟
گراوپ : گراوپ فکر کرد ... الان گراوپ چیزی نخواست، فقط رانی هلو خواست .
گابریل : ببخشید دخالت میکنم ولی احیانا" احساس نمیکنید که راننده نباید موقع رانندگی بخوره ؟ تصویر تغییر اندازه داده شده
فلور : کدوم سگی گفته؟ !!! من میخورم. بده من چو!

.
.
قلپ ، قلپ !
.
.
- نــــــــــــــــه ! چاله رو بپا !
فلور : جیـــــــــــــغ ! جـــــــــــــــیغ! یکی کمک کنه، راجر منوی مدیریت!

راجر با سرعت در میان جیب های بیشمار کاپشنش میگردد..
- وای نه! این تو بود ولی این مایع دماغ گراوپ ریخته روش در جیبم باز نمیشه، چسبیده! تصویر تغییر اندازه داده شده
فلور با عصبانیت یکی خوابوند تو گوش راجر.

فلور : اِ ! یه لحظه فکر کردم کریچر بود! تصویر تغییر اندازه داده شده
راجر : اشکالی نداره، چوب پریزاد گله ..
گابریل : ببخشید مرغ عشق های گرام ! داریم می افتیم تو چاله، بحث چوب پریزاد میکنید؟ ولی من موافقم که پریزادا خیلی گلن. تصویر تغییر اندازه داده شده
راجو : حرف گفتن جسد بپر وسط! بچه ها که نظر نمیدن کوچولو!

و تا اومد دستش رو به سوی لپ گابریل دراز کند؛ ماشین تلق بزرگی کرد و درون چاله افتاد. و بعد از حرکت ایستاد.. همه در هم گوریده بودند (!)!! صحنه ای بس بیناموسی بود.. گراوپ نیز روی ماشین افتاده بود و جنازه ی ماشین تبدیل به ورقی کاغذ شده بود!

گراوپ : گراوپ رصد خانه خواست، این اولین بارش بود! گراوپ هرمیون خواست.. گراوپ با هرمی در رصد خانه قرار گذاشته بود! تصویر تغییر اندازه داده شده
چو که از میان موهایش خاک های فراوانی میتکاند فریاد کشید:
- گراوپ منم خیلی دلم هری میخواد ولی همه جا جار نمیزنم !

فلش بک، در ذهن چو !
پیام شخصی برای کاربر شماره ی یک:
چو چانگ : سلام، من عاشق هری پاتر هستم! میدونستی؟ تصویر تغییر اندازه داده شده
برای کاربر شماره دو : چو چانگ : من عاشق هری ام ، نمیدونستی ؟
و ... !!

چو : حالا یه استثنا هایی هم بوده..

چند ساعت بعد

چادری وسط یک گودال بسیار بزرگ زده شده بود. دور تا دور چادر انسان هایی در مانده بدون ماشین نشسته بودند و مشغول کباب کردن کریچر روی آتش بودند! گابریل نیز داخل چادر نشسته بود، بحث بزرگ ها بود و جایی برای او در میان آنها وجود نداشت! با ناراحتی به آسمان خیره شده بود، آسمانی صاف و تیره رنگ. آسمانی که تا لحظه ای دیگر ستاره های بیشمارش از بین میرفت و صبح میشد.

همه جای آسمان تاریک شب صاف بود و بی ابر، به جز توده ای عجیب از ابر. گویی غبار بود نه ابر و از سویی به سوی دیگر کشیده شده بود. گابریل از لای زیپ باز چادر به بیرون و دور آتش نگاهی انداخت. راجر و فلور مشغول تکه تکه کردن کریچر بودند و سرافینا مشغول نقاشی کشیدن از چهره ی تک تک آنها بود. چو نیز با گراوپ در مورد هری و هرمی صحبت میکردند و بحثی داغ بینشان شدت گرفته بود.

کسی به او توجه نداشت. به سمت کیف فلور در چادر خزید و تلسکوپی را از آن در آورد که آلفرد به جای خودش فرستاده بود. شانس بزرگی آورده بودند که آلفرد به جای خودش تلسکوپ گذاشته بود؛ نه چیزی مثل توحید و اینا !!

تلسکوپ را روی سه پایه اش گذاشت. قدش به چشمی آن نمیرسید. دستش را دراز کرد و چند کتاب قطور " چه کسی منوی مرا برداشته است ؟ " و کتاب های روانشناسی موفقیت و از این شرو ورا ! زیر پایش چید و از آن بالا رفت. حالا با یک چشم میتوانست درون چشمی را ببیند.

نگاهش متوجه ابرها شد و ستاره هایی پرنور که گویی آتش میگرفتند. دور تا دورشان هاله هایی متحرک وجود داشت.. گابریل محصور صحنه شده بود! او صحنه دوست میداشت ... !! ستاره هایی بزرگ و درخشان در حال سوختن ، به نظر سحابی درخشانی میرسید. کتاب ها زیر پایش لغزید و افتاد. یکی از آنها را برداشت که دوباره بچیند؛ روی ورقه ای باز شده بود با عکسی عجیب..

عکسی از همان سحابی که لحظه ای پیش به آن خیره شده بود! آن را نگاه کرد، سحابی های نشری . با خوشحالی گفت :
- هی بوقی، من هم دارم همین رو رصد میکنم! بذار.. تصویر تغییر اندازه داده شده
دوباره کتاب ها را چید و بالا رفت. حالا که خیره تر شده بود میتوانست زیابی و درخشش شدید آن را ببیند. پس چرا درخشش آن زمین را روشن نمیکرد؟ باید خیلی نور بدهد ،اما این طور نبود ..

- گابریل! داری چی کار میکنی! بیا میخوام از تو هم نقاشی کنم!

صدای فریاد سرافینا او را از روی کتاب ها انداخت. با عجله تلسکوپ را قورت داد؛ چون همه به سمت چادر نگاه کرده بودند! ( دیگه روله دیگه! همینه که هست! )بیرون دوید و روبروی سرافینا نشست.
- خب به من نگاه کن.
اما نگاه گابریل به ابر بود.. ابری روشن و در گوشه ای از آسمان؛ سحابی ِ نشری .. او آن را دیده بود. خوشحال و شاد بود!
- من رو نگاه کن. تصویر تغییر اندازه داده شده

نگاهش با عجله به سوی سرافینا دوید و لبخند زد.

2)
سحابی های تار
علت نام گذاری این سحابی؛ این بوده که شخصی که آن را کشف کرده است به خاطر زیبایی محسور کننده اش به شدت جذب آن شده و سال ها به آن خیره شده است تا جایی که چشمانش تار شدند ! نمونه ای از این سحابی ها؛ سحابی چیز است (!)!!! !

سحابی های مریخی
علت نامگذاری به خاطر قرمز بودن رنگ سحابی هاست ! از جمله مهم ترین آنها سحابی بهرام ( سیاوش خیرایی!! ) است. که بسیار زیبا، فشن، خوشگل و متولد شصت و سه است !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 21:09
نمایش جزئیات
آفلاین
سوالات میان ترم

1- در جلسه ی اول آلفرد بلک چگونه معرفی شد ؟ ( دو امتیاز )آلفرد بلک بلند قدر،اشفتگی موهایش،شنلی به رنگ آبی نفتی به تن دارد.

2-خورشید چند سال دیگر و بر اساس چه فرایندی از حالت پایداری خارج می شود ؟ ( دو امتیاز ) تا پنج میلیار سال بعد خورشید همانند امروزه فروزان است اما رفته رفته با از دست دادن ذخیره ی هیدروژن در هسته از حالت پایداری خارج میشود.

3-بعد از مرحله ی غول سرخی ستاره های کم جرم و ستاره های پر جرم تر به چه چیزی تبدیل می شوند ؟ ( سه امتیاز )
ستاره های کوچک و کم جرم به کوتوله های سفید و بعد از میلیارد ها سال بعد نیز به کوتوله های سیاه و ستاره های پر جرم و بعد از انفجار ابر نواختری به ستاره های نوترونی تبدیل میشود.

4-کدام پروفسور به دانش آموزان یاد داده و آلفرد دلیل گفتن برپا توسط ان پروفسور را چه میداند؟پروفسور تدریموس لوپین و به دلیل وجود ویکتوریا در کلاس.

5- خوشه های ستاره ای چیست توضیح دهید و به دو نوع خوشه تقسیم می شوند آن ها را نام ببرید ؟ ( چهار امتیاز )
بعضی از ستاره های کهکشان مجموعه هایی دوتایی یا بیشتر به نام خوشه های ستاره ای را تشکیل میدهند که این خوشه های ستاره ای به دوگروه کلی تقسیم میشوند:خوشه های بازو کروی.

6-تفاوت های دو نوع خوشه را نام ببرید ؟(پنج امتیاز)یکی از تفاوت های اصلی این خوشه های ستاره ای ظاهر ان هاست که ان ها را از یکدیگر متمایز میکند.خوشه های های کروی شاید بیشتر ازچند صد هزار ستاره داشته باشه ولی خوشه های باز کم تر از چند صد هزار تا ستاره دارند.تراکم ستاره ها در خوشه های کروی به حدی است که حتی با تلسکوپ ها ی بزرگ نیز به اندازهی کافی تفکیک نمیشوند.اما در ستاره های خوشه ی باز درست برعکس است.
درخشان ترین خوشه های کروی سرخ رنگ و درخشان ترین ستاره های باز ابی رنگ است.

7-معروف ترین خوشه ی باز چه نام دارد،در کدام صورت فلکی هست و از چند ستاره تشکیل میشود؟خوشه ی پروین است که در صورت فاکی ثور است و شش ستاره ی ان را میتوان دید.

8- دانش آموز جدید در جلسه ی سوم چه کسی بود و چرا آلفرد این جلسه بچه ها را به محوطه ی هاگوارتز برده بود ؟ ( دو امتیاز )برای این که در جلسه ی قبل زیاد خوب رفتار نکرده بود برای دلجویی از دانش آموزانشان ان ها را به محوطه ی آزاد برده بود و هر کس هر جا میخواست میرفت و دانش آموز جدید در جلسه ی سوم توحید ظفرپور بود.

9-سحابی چیست ؟ (دو امتیاز)
شاید بدونین در بسیاری از مناطق فضای میان ستاره ای ، ابر های بزرگی از گاز و غبار وجود دارند که آن ها را سحابی( به معنای ابر ) می نامند.

10-سحابی ها را به سه گروه رده بندی می کنند آن ها را نام ببرید ؟ ( سه امتیاز)
به سه گروه:نشری،بازتاب،تاریک رده بندی میشوند.

11 - سحابی مورد علاقه ی پروفسور آلفرد بلک چه نام دارد و از کدام نوع از سحابی هاست ؟ ( دو امتیاز )سحابی مورد علاقه ی آلفرد بلک سحابی سراسبی است که از نوع سحابی تاریک است.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 19:15
نمایش جزئیات
آفلاین
سوالات امتحان میان ترم !


1 . در جلسه ی اول آلفرد بلک چگونه معرفی شد ؟ ( دو امتیاز )

با موهای سیاه آشفته ، قد بلند و خوش ظاهر که شنلش به رنگ آبی نفتی بود

2 . خورشید چند سال دیگر و بر اساس چه فرایندی از حالت پایداری خارج می شود ؟ ( دو امتیاز )

اخترشناسان بر این باورند که که تا 5 میلیارد سال دیگر نیز خورشید مانند امروز می درخشد اما سرانجام با کم شدن ذخیره هیدروژن در هسته آن از حالت پایدار خارج می شود.

3 . بعد از مرحله ی غول سرخی ستاره های کم جرم و ستاره های پر جرم تر به چه چیزی تبدیل می شوند ؟ ( سه امتیاز )

ستاره های کم جرم و کوچک به کوتوله سفید و میلیارد ها سال بعد به کوتوله سیاه و ستاره های بزرگ و پرجرم و بعد از انفجار ابر نواختری به ستاره نوترونی یا سیاه چاله تبدیل می شوند.

4 . کدام پرفسور به دانش آموزان برپا را یاد داده و آلفرد دلیل گفتن برپا توسط آن پرفسور را چه می داند ؟ ( دو امتیاز )

پروفسور تد ریموس لوپین به دلیل وجود ویکتوریا ویزلی در کلاس!

5 . خوشه های ستاره ای چیست توضیح دهید و به دو نوع خوشه تقسیم می شوند آن ها را نام ببرید ؟ ( چهار امتیاز )

همه ی ستاره های کهکشان ، مانند خورشید تک و تنها نیستند . برخی از آن ها مجموعه های دوتایی یا چندتایی و بسیاری مجموعه های بزرگتری به نام خوشه های ستاره ای را تشکیل می دهند . خوشه های ستاره ای به دو گروه عمده رده بندی می شوند ؛ خوشه های باز (کهکشانی) و خوشه های کروی .

6 . تفاوت های دو نوع خوشه را نام ببرید ؟ ( پنج امتیاز )

هر خوشه کروی بزرگ ممکن است چند صد هزار ستاره داشته باشد ؛ اما خوشه های باز معمولا بیش از چند صد ستاره ندارد و از لحاظ اندازه ، از خوشه های کروی کوچکترند . ستاره ها در خوشه های کروی نزدیک ترند ؛ یعنی تراکم ستاره ها در واحد حجم بیشتر است . یکی از مهمترین تفاوت های میان این مجموعه های ستاره ای است که موجب تمایز شکل ظاهری آن ها می شود . معمولا تراکم ستاره ها در مرکز خوشه های کروی به حدی زیاد است که حتی با تلسکوپهای بزرگ نیز به آسانی تفکیک نمی شوند ؛ اما ستاره های خوشه های باز حتی با تلسکوپ های کوچک نیز تفکیک می شوند . درخشان ترین ستاره های خوشه های کروی سرخ رنگ ( بزرگ و سد ) ؛ اما درخشانترین ستاره های خوشه باز ، آبی رنگ هستند ( کوچکتر ، اما داغ )

7 . معروف ترین خوشه ی باز چه نام دارد ، در کدام صورت فلکی هست و از چند ستاره تشکیل شده ؟ ( سه امتیاز )

معروف ترین آن ها خوشه ی پروین در صورت فلکی ثور ( گاو ) است . که شش یا هفت ستاره ی آن را به آسانی می توان دید .

8 . دانش آموز جدید در جلسه ی سوم چه کسی بود و چرا آلفرد این جلسه بچه ها را به محوطه ی هاگوارتز برده بود ؟ ( دو امتیاز )

دانش آموز جدید توحید ظفرپور بود و پروفسور آلفرد بلک برای دل جویی از بچه ها برای اینکه در جلسه قبل با آنها بداخلاق بود آنها را به فضای باز آورده بود.

9 . سحابی چیست ؟ (دو امتیاز)

در بسیاری از مناطق فضای میان ستاره ای ، ابر های بزرگی از گاز و غبار وجود دارند که آن ها را سحابی( به معنای ابر ) می نامند .

10 . سحابی ها را به سه گروه رده بندی می کنند آن ها را نام ببرید ؟ ( سه امتیاز )

سحابی ها را به سه گروه رده بندی می کنند : سحابی های « نشری » ، « بازتابی » و « تاریک »

11 . سحابی مورد علاقه ی پروفسور آلفرد بلک چه نام دارد و از کدام نوع از سحابی هاست ؟ ( دو امتیاز )

سحابی سراسبی - از گروه سحابی های تاریک

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img align=right]http://signatures.mylivesignature.com/54486/280/4940527B779F95
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: یکشنبه 13 مرداد 1387 21:58
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف اول .1. رولی بنویسید که در آن سحابی ای را کشف می کنید ( 25 امتیاز )

--------------------------------
جزیره ای متروک و دور افتاده در حوالی اقیانوس آرام
امواج آرام دریا ، با صدایی دل انگیز موج هایی کوچک می ساختند و به کناره های جزیره دور افتاده خود را همراه با دریایی از کف می کوبیدند.
تنها اشیا جزیره آتشی کوچک بود و سه درخت نارگیل! درست همانند کارتون ها!
_ من صد دفعه گفتم نباید به یک غول اطمینان کرد! نه صد و ده دفعه گفتم! آخه مگه منه آلبوس دامبلدور با 150 سال سن چجوری می تونم رو شکم گراوپ بشینم و باهاش از آزکابان تا اینجا رو فرار کنم؟
گراوپ سوتی کشید و گفت :
_ زیاد نیستیم دور از آزکابان و گیر ما کردیم اینجا!
آلبوس دامبلدور فریاد میزنه : البته که گیر کردیم ! دیگه آپارات هم نمیشه بکنیم! اینجا جزو محدوده آزکابان هست و نمیشه آپارات کنیم دیو گنده!

گراوپ دستشو دراز میکنه و درحالیکه یک نارگیل میکنه به آلبوس میگه : بیا گل کوچیک کنیم بازی!
آلبوس ایندفعه عربده می کشید و با این کارش پشت سر هم روی صورت گراوپ تف می پاشید!
_ ما اینجا گیر کردیم تو می گی بیا گل کوچیک بازی کنیم؟ تازه دروازه هم نداریم ! همم ... اون دیگه چیه گراوپ؟ اون چیزه که درازه و سیاه؟

گراوپ : اینجا نداشت بی ناموسی مردک! بوق! من انداختت تو دریا!
آلبوس بی توجه به حرف های گراوپ بلند میشه و میره اون جسم سیاه و دراز رو از روی زمین شنی بر میداره و میگه :
_ یک دوربین! باید امتحانش کنم!
و دوربین رو میزاره رو چشمش و به دریای نیلگون شب نگاه میکنه.
_اوووف ! جان ! پری دریایی ها هم زدن بیرون گراوپ نظرت درباره اینکه بریم بهشون شماره بدیم چیه؟

گراوپ در حالیکه یک چوب خشک رو توی آتیش مینداخت گفت : من نیست موافق ! خودت اگر خواست برو!
آلبوس چون میبینه شنا بلد نیست به دوربینش انحنا میده و اطراف رو میبینه ولی هیچ چیزی دستگیرش نمیشه!

آلبوس : گیر کردیم... بهتره برم بخوابم...
و بعد داد میزنه:
_اوهوی غول! آتیش رو خاموش کن بخوابیم!

نیمه شب - هنگام خواب
گراوپ و آلبوس روی شن های نرم دراز کشیدن و از آتیش خاموش شده کنار دستشون دود به هوا بلند میشه.
گراوپ : گفت برای صدمین بار! انقدر نشو نزدیک به من!
آلبوس خرخرمیکنه : میگی چی کار کنم؟ آخه این یک نوع بیماریه ! تو آزکابان هرچی دیوانه ساز بود از دست من فراری بود!
گراوپ : اونجا که همه هستند سیاه!
آلبوس یک نگاه عاقل اندر سفیه به گراوپ میکنه و میگه : سیفیت هم توشون بود!

کمی بعد

گراوپ دستش رو به آسمون دراز میکنه و میگه : ببین اونجا آلبوس! یک چیز من دید!
آلبوس آرام سرشو میچرخونه و به جایی که گراوپ اشاره کرد نگاه می کنه.
در دوردست ، در انتهای آسمان بی کران تغییراتی در حال رخ دادن بود.آلبوس نشست و دقت نگاهش را بیشتر کرد.
_هممممم!
_هست عجیب!
غبار های رنگی دورتادور مقدار کوچکی از آسمان را فرا گرفته بود گویی فقط در آن تکه ابر های باران زای رنگی میخواستند ببارند!

در همین موقع یک رعد و برق زده میشه و یک جسم قرمز و آبی به سرعت به طرفشون حرکت میکنه و جلوی پای اونها میشینه!
دین دره دین دین دره دین دین دین دین دیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن!

مردی با وقار و قد بلند در حالیکه شنل آبی رنگش در آسمان پیچ و تاب میخورد در جلویشان ظاهر شده بود. بر روی لباس قرنز رنگش علامت S حک شده بود.

گراوپ و آلبوس : این دیگه کیه؟
مرد عربده کشید :
_ناجی شما سوپرمن! اومدم تا از اینجا نجاتتون بدم!
آلبوس از شوک در میاد و در حالیکه آب از لب و لوچش بیرون میریخت به سوپر من گفت : چه سیفیت میفیتی تو جیگر ! میتونیم با هم کلاس خصوصی داشته باشیم؟
سوپر من که ناراحت شده بود یک مشت میزنه توی سر آلبوس و آلبوس تا کمر میره توی شن ها!
سپس رو می مکنه به گراوپ و میگه : خب غول دوست داشتنی(!) بیا ... من تو رو نجات میدم! ولی این پیره مرده رو نه!
گراوپ که آماده میشد از سوپر من پرسید : راستی آقای سوپر من! چیست اون گرد و غبار های رنگی؟
سوپرمن با لحن خردمندانه ی شروع به توضیح دادن کرد :
_ ببین پسرم ... من که داشتم میومدم که کمکتون ، متوجه یک سحابی نادر و کمیاب شدم میخاستم بهت معرفیش کنم ولی خب الان شد دیگه! چون من کلاً از شلوغی خوشم نمیاد میتونی کشف این سحابی جدید رو به اسم خودت در بیاری
و گراوپ رو گرفت و در آسمان تاریک شب گم شد و این درحالی بود که آلبوس هرفحشی را نثارشان می کرد!

کمی بعد - آکادمی نوبل!
گراوپ مجسمه طلایی رنگ نوبل رو با دو دست غول پیکرش بالا میبره و تمامی ملت از اینکه او ، یک اینچنین سحابی ای را کشف کرده به غریو و شادی می پردازند.


تکلیف دوم . 2. بوسیله ی تخیل خودتون دو سحابی نام ببرید ( اسمشون رو خودتون خلق کنید ) و باز هم با استفاده از تخیلتون دلیل نام گذاری آن ها را به طور خلاصه نام ببرید ! ( 5 امتیاز )

1. سحابی فاولیسم : دلیل نام گذاری این سحابی که در دسته سحابی های نشری قرار می گیرند به این علت می باشد که اولین ستاره ای است که توسط تلسکوپ فاولیسم مخصوص نجوم و ستاره شناسی شناسایی شده است.

2.سحابی نوترون : به این دلیل نام گذاری شده است و در دسته سحابی های بازتابی قرار می گیرد که دارای بازتاب فوق العاده زیبایی می باشد.

با احترام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img align=right]http://signatures.mylivesignature.com/54486/280/4940527B779F95
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: جمعه 11 مرداد 1387 13:49
نمایش جزئیات
آفلاین
سوالات امتحان میان ترم !


1 . در جلسه ی اول آلفرد بلک چگونه معرفی شد ؟ ( دو امتیاز )

2 . خورشید چند سال دیگر و بر اساس چه فرایندی از حالت پایداری خارج می شود ؟ ( دو امتیاز )

3 . بعد از مرحله ی غول سرخی ستاره های کم جرم و ستاره های پر جرم تر به چه چیزی تبدیل می شوند ؟ ( سه امتیاز )

4 . کدام پرفسور به دانش آموزان برپا را یاد داده و آلفرد دلیل گفتن برپا توسط آن پرفسور را چه می داند ؟ ( دو امتیاز )

5 . خوشه های ستاره ای چیست توضیح دهید و به دو نوع خوشه تقسیم می شوند آن ها را نام ببرید ؟ ( چهار امتیاز )

6 . تفاوت های دو نوع خوشه را نام ببرید ؟ ( پنج امتیاز )

7 . معروف ترین خوشه ی باز چه نام دارد ، در کدام صورت فلکی هست و از چند ستاره تشکیل شده ؟ ( سه امتیاز )

8 . دانش آموز جدید در جلسه ی سوم چه کسی بود و چرا آلفرد این جلسه بچه ها را به محوطه ی هاگوارتز برده بود ؟ ( دو امتیاز )

9 . سحابی چیست ؟ (دو امتیاز)

10 . سحابی ها را به سه گروه رده بندی می کنند آن ها را نام ببرید ؟ ( سه امتیاز )

11 . سحابی مورد علاقه ی پروفسور آلفرد بلک چه نام دارد و از کدام نوع از سحابی هاست ؟ ( دو امتیاز )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 9 مرداد 1387 17:47
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه سوم کلاس نجوم و ستاره شناسی

دانش آموزان به پیروی از آلفرد به طرف محوطه هاگوارتز حرکت کردند ؛ چون قرار بود آن جلسه را در فضا آزاد برگزار کنند . هرنفر برای خود راهی را انتخاب می کرد ، اما دامبلدور به دنبال پسر های سفید کلاس حرکت می کرد تا شاید در گوشه ای از راه با آن ها تنها شود .

ده دقیقه از زنگ می گذشت . همه ی بچه ها بعلاوه یک داش آموز جدید دور پروفسور آلفرد بلک حلقه زدند . آلفرد پس از اینکه از امنیت همه مطمئن شد ، چون دانش آموزان به دلیل سرمای هوا به یکدیگر نزدیکتر نشسته بودند ، شروع به صحبت کرد :

- بچه ها امیدوارم به دلیل رفتار سرد جلسه ی گذشته از من دلگیر نباشید ، برای دل جویی این جلسه شما را به محوطه اوردم . حالا می خوام یکی از دانش آموزان جدید کلاس رو به شما معرفی کنم ! اون کسی نیست جزء توحید ظفر پور ، اون به من از علاقه ی زیادش به نجوم گفت و گفت که چقدر به اما واتسون علاقه داره ، در نتیجه منم اون رو به کلاس هام دعوتش کردم ! توحید ، خودت رو معرفی کن .

دانش آموز جدید که ظاهرا توحید نام داشت و پرفسور به آن اشاره کرده بود ایستاد و شروع به حرف زدن کرد :

- ا ِ ِ ِ من توحیدم بچه ها ! من دوست دارم همتون رو از همینجا بوث کنم . راستی جی کی رولینگ اسم من رو بهش سلام برسونید . من می دونم که همه ی ما نجوم رو باید خیلی دوست داشته باشیم و آن را یاد بگیریم زیرا آن را اما واتسون هم بلد هست .

توحید که از توجه بچه ها ، که در اصل حاصل از متوجه نشدن آن ها بود نه توجه کردنشان ، لذت می برد ؛ حرفش را به پایان برد . آلفرد که به سردرگم بودن بچه توجهی نداشت ، زیرا می دانست در پس صحبت های توحید دنیایی از معانی و حرف ها نهفته است (!)(؟) ، تصمیم گرفت درسش را شروع کند :

- خب یاداشت کنین ! شاید بدونین در بسیاری از مناطق فضای میان ستاره ای ، ابر های بزرگی از گاز و غبار وجود دارند که آن ها را سحابی( به معنای ابر ) می نامند . چگالی( مقدار ماده در حجم ) سحابی ها حدود هزار بار بیشتر از چگالی ماده ی فضای میان ستاره ای است . چگالی ماده ی میان ستاره ای بسیار کم و در حدود یک اتم در سانتی متر مکعب و ده ذره ی غبار در یک کیلومتر مکعب است . بر این اساس ، چگالی مواد در سحابی ها نیز بسیار اندک است . برای مقایسه جالب است بدانید که در هر سانتیمتر مکعب از هوایی که تنفس می کنیم ده به توان 19 اتم وجود دارد ؛ اما به هر حال ، چون فاصله ی میان ستاره ها بسیار زیاد است ، همین مقدار بسیار بسیار کم ماده ی میان ستاره ای قابل توجه می شود .

آلفرد که مقدمه اش را تمام کرده بود مکسی کرد و به اصل مطلب رفت :

- سحابی ها را به سه گروه رده بندی می کنند : سحابی های « نشری » ، « بازتابی » و « تاریک » . در سحابی های نشری ، یک یا چندین ستاره ی بسیار سوزان جا دارند . این ستاره های بسیار داغ موجب تحریک گاز ها و درخشش سحابی می شوند . نمونه ی جالب توجهی از این گونه ، سحابی بزرگ جبار است . این سحابی با چشم غیر مسلح به صورت توده ی مه آلود کم نوری دیده می شود . اگر ستاره ها مقداری سردتر باشند یا این که چگالی گازها در سحابی زیاد باشد . گازها فقط نور ستاره را بازتاب می دهند . در این صورت ، سحابی را بازتابی می نامند . سحابی ای که ستاره های خوشه پروین ، که در جلسه قبل به آن اشاره کردیم ، را در بر گرفته اند ، از نوع بازتابی است . در برخی موارد هم هیچ گونه ستاره ای در درون یا نزدیکی سحابی قرار ندارد . به همین جهت سحابی را تاریک می نامند . مشاهده سحابی های تاریک فقط در صورتی ممکن است که در مقابل سحابی های نشری یا بازتابی قرار گیرند . سحابی های تاریک ، نور ستاره های پشت خود را جذب می کنند . اخترشناسان عقیده دارند که ستاره ها در درون این سحابی ها متولد می شوند . سحابی سر اسبی ، بچه ها این سحابی مورد علاقه ی منه ، نمونه ی جالب توجهی از این گونه سحابی هاست .

پسرکی از کنار آلبوس دامبلدور از مکس دوباره پرفسور استفاده کرد و دستش را برای سوال بالا برد .

- بفرمایین آقای آلبوس سوروس پاتر !
- ببخشید آقا ! سحابی چیه ؟
- ساکت شو بوقی ! پس تا حالا چی می گفتم ؟
- خب این آلبوس دامبلدور نمی ذاره به درس گوش بدم .
آلفرد با نگاهی خشمناک به آلبوس دامبلدور قسمت پایانی درسش را شروع کرد .

- جدا از سه گروه سحابی ها ، برخی از سحابی ها از ستاره ها تشکیل می شوند ، ستاره هایی مانند خورشید در پایان زندگی یعنی در مرحله ی غول سرخی ، که در جلسه ی اول به اون اشاره کردیم ، لایه های بیرونی جو خود را به صورت سحابی در فضا می پراکنند . این سحابی ها را سیاره نما می نامند . زندگی ستاره های پرجرم تر از خورشید ، با انفجار ابر نواختری ، که باز هم در جلسه ی اول به آن اشاره کردم ، پایان می یابد و سحابی بزرگ و گسیخته ای از انفجار به جا می ماند که آن را سحابی باقیمانده ی انفجار ابرنواختری می نامند .

منتظر ماند تا بچه ها نوشتن را به پایان برند و بعد گفت :
-کلاس تمومه ، تکلیف جلسه ی بعد تون رو به توحید گفتم برین از اون بپرسین ! خداحافظ تا جلسه ی بعد .
سپس بچه ها را تنها گذاشت و به طرف دفتر اساتید رفت .

تکلیف اول .1. رولی بنویسید که در آن سحابی ای را کشف می کنید ( 25 امتیاز )
تکلیف دوم . 2. بوسیله ی تخیل خودتون دو سحابی نام ببرید ( اسمشون رو خودتون خلق کنید ) و باز هم با استفاده از تخیلتون دلیل نام گذاری آن ها را به طور خلاصه نام ببرید ! ( 5 امتیاز )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 9 مرداد 1387 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه دوم

گروه گریفندور = 142 تقسیم بر پنج =28.4 = 28

جیمز سیریوس پاتر = 30
رولت جالب و قابل تحسین بود . تکلیف دومت هم خواننده رو به خودش جذب می کرد تصویر تغییر اندازه داده شده . ولی نبینم توی تکالیف جلسات آینده اسم گورگول بیاد تصویر تغییر اندازه داده شده چیه اون موجود زشت ؟

سیموس فینیگان = 27
تکلیف دومت خوب بود و نمره ی کاملش رو می گیری اما تکلیف اولت ... سوژه ی جالبی نداشت و یکمی ژانگولری پیش می رفت و همه چیز بی دلیل دست به دست هم داده تا تو تکلیفت رو بنویسی ! برای جالب نبودن سوژه دو امتیاز کم کردم . اگر می خواستی بیناموسی بنویسی بهتر بود رولت بیناموسی داشته باشه و نه فقط اون قسمت پیدا کردن عکس برای دامبل .

پیتر پتی گرو=30
جالب بود ! مقدار بیناموسی داخل پستت بسیار بالا بود و اونارو تا حدی غیر مستقیم بکار برده بودی . در ضمن فکر کنم پیتر قویتر از اون باشه که نیاز به عصا داشته باشه تصویر تغییر اندازه داده شده . تکلیف دومت هم جالب بود و ...

آقای الیوندر = 25
تکلیف اولت کوتاه بود ، مخصوصا سوژه ی جالبی نداشت و غلط املایی کمی هم داشت ! تکلیف دومت هم با عجله نوشته بودی ولی نمره ی کامل اون رو بهت دادم !

هرمیون گرنجر = 30
دوشیزه گرنجر هر دو تکلیفت خیلی خوب بود و خوب براشون وقت گذاشته بودی ! البته من از تکلیف دومت خیلی خوشم اومد یعنی یکی از بهترین ها در کل تکلیف های دوم بود اگر می تونستم امتیاز بیشتری بهش می دادم !

گروه ریونکلاو = 60 تقسیم بر پنج = 12

گابریل دلاکور = 30
هر دو تکلیفت خوب بود ولی من کجا موهام جو گندمیه هان من همه جا گفتم موهای سیاه آشفته و خوشتیپ .

هلنا ریونکلا =30
باز هم پستی زیبا که احساسات خواننده رو بر می انگیزه ! واقعا جالبه . مشکل خاصی نداره !


گروه هافلپاف = 30 تقسیم بر پنج = 6

پیوز = 30
تکالیفت نمره ی کامل رو می گیرن ولی چند تا مشکل علمی داشت که اونا رو نمی تونم به عنوان مشکل رول بگیرم مثلا فوبوس قمر مریخه نه قمر مشتری و پلوتو را پرسیوال لاوال کشف کرده است .

گروه اسلیترین = 25 تقسیم بر پنج = 5

مورگانا لی فای =25
موضوع خاصی نداشتی و اون رفتن به بیرون رو در ادامه ی تکلیف اولت فراموش کردی . چند تا غلط املایی هم داشتی و فضا سازی هم به اندازه نیاز نداشتی ! در مورد تکلیف دومت ، خوب بود . نسبت به دیگران ایده ی جالب تری داده بود و بیشتر براش وقت گذاشته بود و نمره ی کامل تکلیف دوم رو می گیری !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 7 مرداد 1387 12:58
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف اول
رولی بنویسید که در آن توسط تلسکوپی ( بزرگ یا کوچک ) خوشه ی ستاره ای را رصد می کنید و البته کارتان بی دلیل نباشد

الیواندر در پشت بام پشت تلسکوپ نشسته بود و آسمان شب را رصد می کرد. ناگهان از پایین صدایی اومد.
- جیییییییغ. کجایی ذلیل مرده؟ باز داری تو آسمونا سیر می کنی؟ بیا برو خرید بعدش هم بریم خواستگاری اختر خانم دختر همسایه.
الیواندر فریاد زد : نه مامان! من اختر رو نمی خوام.
ننه الی به پشت بام آمد و گفت :
تو غلط می کنی بوقی! تو (سانسور شده)! من این همه برات زحمت می کشم بعد تو می گی من اختر رو نمی خوام؟
الیواندر که از دیدن مادرش روی پشت بام تعجب کرده بود گفت : اما این چه ربطی داره؟!
نه الی با خشم جیغ زد : اگه و اما نداره. یا اختر یا هیچکس.
الیواندر هم که قاطعیت مادرش را می دید بر زمین پا کوبید و گفت :
اصلا حالا که اینطوره من باهات قهر می کنم می رم خارج خواننده می شم.
ننه الی که به حالت رسیده بود فریاد زد : گم شو برو تو اتاقت. تو لیاقت نداری.
سپس به سمت تلسکوپ رفته و لگدی نثار آن کرد که 521 در جه چرخید. الیواندر هم دوید و به اتاقش رفت و در را پشت سرش به هم کوبید.

سه ساعت بعد :

الیواندر یواشکی به پشت بام رفت تا رصدش را کامل کند.اول می خواست زاویۀ تلسکوپ را درست کند ولی با خودش گفت که ببیند در این زاویه چه چیزی پیدا می کند. پس چشمش را روی عدسی تلسکوپ گذاشت به آسمان نگاه کرد. آنچه را که می دید باورش نمی شد.خوشۀ ستاره ای بس زیبا و قشنگ. نور های آبی و سبز و سفید و قرمز و همۀ رنگ ها در آن یافت می شد. آن قدر زیبا بود که توصیفش در زبان نمی گنجید.الیواندر مصمم بود که اسم آن خوشه را بداند پس به سراغ کتا نجوم شناسی رفت و مشغول دیدن عکس ها شد تا خوشۀ مورد نظرش را پیدا کند و بالاخره آن را پیدا کرد. اسم آن خوشه ، خوشۀ اختر بود.الواندر که مدهوش شده بود بلند فریاد زد: ننه پاشو بریم خواستگاری اختر!

تکلیف دوم
با استفاده از نیروی تخیل خودتون کاشف خوشه ی پروین را که یک جادوگر بوده معرفی کنید

نام : اکبر
نام خانوادگی : بوق زاده
چگونگی کشف : او یکی از بزرگترین منجمان دورۀ خودش بوده است. وی در رصدگاه شخصی خود در پی عجایبی در آسمان متوجه مجموعه ستاره ای شد که در فضا بود. او سپس فهمید که آن مجموعه ستاره ها یک خوشۀ ستاره ای است. وی نتوانست در هیچ کتابی نشانی از آن خوشه بیابد پس فهمید که آن خوشه را کشف کرده است. او اسم عشق از دست رفتۀ خود پروین را بر روی خوشۀ ستاره ای کشف شده اش گذاشت. البته وقتی پروین فهمید که اکبر یک خوشۀ ستاره ای را به نام او کرده است فوری با او ازدواج کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس نجوم و ستاره شناسي
ارسال شده در: یکشنبه 6 مرداد 1387 20:28
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف اول

محل سکونت گروه ستاره شناسی عمارتی طلایی رنگ و با شکوه بود که بر دهکده مجاور اشراف داشت وجالب آنکه، حدود بیست و پنج مایل با اهرام ثلاثه مصر فاصله داشت.

در نگاه اول هرمیون از دیدن این همه تشریفات و مراسمی که هنگام ورود آنها برگزار شده بود بسیار متعجب شده بود ولی چندی بعد این را جزو رفتار های عجیب و نا آشنای مصریان محسوب می کرد.

چند روزی از اقمتشان می گذشت و باید تا روز 18 ماه صبر می کردند. در این چند روز باقی مانده سفری یک روزه به اهرام مصر و چندین بازار محلی کردند . در همه جا مردمانی که لباس های بلند سفید پوشیده بودند و با کنجکاوی، چشم های سیاهشان را به همه اعضای گروه می دوختند جلب توجه می کرد.


بالا خره پس از مدتی برسی توانستند بهترین نقطه برای چادر زدن در آن بیابان خشک و بی آب و علف را پیدا کنند . فردا روز موعود بود .

مصر سرزمینی طلایی رنگ بود . چرا که هر روز خورشید با بی رحمی تمام در گستره آبی آسمان بر آن نور وگرما می بارانید و آن روز هم مثل همه روز ها آفتاب با شدت بسیار می تابید .
آن روز بدون استثنا همه افراد گروه در کویر در حال کارکردن بودند. سرپرست گروه آقای ادوارد هاردینگ بود. مردی بسیار جدی و در عین حال مهربان که اجازه همراهی هرمیون با گروه را داده بود. هرمیون از لحاظ تجربه کوچکترین عضو گروه محسوب می شد و از این رو فقط دستورات را اجرا می کرد.

هاردینگ در حالی که به چمدانی قهوه ای اشاره می کرد رو به هرمیون گفت :

ــ خانم گرنجر، لطفا چمدون تلسکوپ ها رو بیارید.

هرمیون که درحال مرتب کردن میز های رصد بود، به نشانه تایید سرتکان داد و چمدان تلسکوپ ها را که نسبتا وزن کمی داشت را به سمت هاردینگ آورد. هاردینگ جلوی چمدان دو زانو نشست و چوب جادویش را به سمت چمدان گرفت و با زمزمه کردن وردی، قفل چمدان را باز کرد. درون چمدان پر بود از انواع تلسکوپ های بزرگ و کوچک با رنگهای طلایی و نقره ای. بقیه افراد گروه را هم صدا زد و شروع کرد به تقسیم تلسکوپ ها وگفت:

ــ جیمز، آلن، ویکتوریا، رابرت، مایکل، ژانت ومن تلسکوپ های بزرگ رو بر میداریم و بقیه از تلسکوپ های کوچیک استفده می کنند . می دونم که اهمیت کار رو درک می کنید این موقیت شاید تا چند صد سال آینده هم دوباره تکرار نشه . همون طور که می دونید ما امشب در نزدیک ترین حالت نسبت به سیاره نپتون قرار گرفتیم و امکان اینکه اجرام ناشناخته ای رو کشف کنیم هم خیلی زیاده، پس جای شکایت نداریم.

شب فرا رسید و همگی ازدرون تلسکوپ هایی که روی چهارپایه های چوبی قرار گرفته بودند چشمشان را به عمیق ترین نقطه آسمان می دوختند.

هرمیون طبق نقشه هاردینگ پیش می رفت وگهگاهی با دقت به آن نقشه خیره می شد و دوباره چشمش را به تلسکوپ می چسباند. درست مثل نقشه چندین ستاره و سیاره شناخته شده را رصد کرد وبه نپتون رسید نقشه او تا نپتون بود ولی ناگهان در سمت شرقی نپتون خوشه کروی را دید که رنگ زرد مایل به نارنجی داشت درون نقشه چنین چیزی ذکر نشده بود .چطور ممکن بود که او خوشه ای را کشف کرده باشد و منجمان با تجربه تا آن وقت نتواسته باشند آن را رصد کنند .

با اضطراب هاردینگ را صدا زد :

ــ آقای هاردینگ ! من یه خوشه کروی نارنجی تو قسمت شرقی نپتون می بینم. شما اسمشو می دونید؟

هاردینگ با تعجب گفت :

ــ چی؟، نه... بذار الان میام ببینم چیو می گی.

هاردینگ از درون تلسکوپ کوچک هرمیون نگاهی به آسمان کرد و با هیجان گفت:

ــ یه خوشه جدید!

مایکل با بی قراری فریاد زد :

ــ آره، آره، منم الان دیدمش .

بقیه هم کم کم موفق به دیدن این خوشه جدید شدند و از سرعت رصد هرمیون کاملا تعجب کردند.


تکلیف دوم

دوتا زن خاله زنکی که در حال فوزولی تو کارهای پسر منجم همسایشون بودند شب هنگام به پشت بوم خونه پسره رفتند تا از کارهای اون سردر بیارند که ناگهان با یه وسیله عجیب برخورد کردند.

پروین خانم گفت:

ــ فکر کنم با همین لوله هر شب میره خونه مردم رو جادو جنبل می کنه. باید بشکونیمش.

ثریا خانم با عصبانیت گفت:

ــ نه بابا، اول بذار خونه این مرضیه خانم اینا رو باهاش جادو کنیم بعد می شکونیمش.

سپس ثریا خانم تلسکوپ رو دستش می گیره و نگاهی به درون لوله می ندازه و میگه :

ــ خدا مرگم بده! این توچیه ؟

بعد پروین خانم هم یه نگاهی می ندازه که پسر همسایه از راه می رسه و وقتی اونم یه نگاهی میندازه متوجه می شه که زنهای همسایشون یه خوشه کشف کردند و این اختیار رو بهشون میده که اونو نام گذاری کنند و هنوز هم که هنوزه هم بهش پروین می گن و هم ثریا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هرمیون قلبی بزرگتر از مغز و استعدادش دارد!