چند ساعت بعد
- تمومه! البته وسايلش كمي قديمي بود مال 10، 15 قرن پيش، براي همين شايد رنگ ها خوب رو صورتت نخوابه!
عله آينه را به دست مونا مي دهد. مونا چشمانش را با ترس باز مي كند و اندر كف قيافه خودش غرق مي شود و غش مي كند؛

در همين لحظه داوينچي با خشم از پنجره به داخل مي پرد؛
- از بچگيت تنهايي نقاشي مي كشيدي؟! نقاشي عزيزمو نابود كردي، اون وقت امضا هم مي كني؟ .. اي ********(تايم استراحت)************* ..
" به مدت پانزده دقيقه از پخش اين صحنه هاي غيراخلاقي معذوريم!"
تق! لئوناردو در حالي كه مونا را زير بغلش زده، در را به هم مي كوبد و بيرون مي رود..
- ببين شعري كه گفتم قشنگه مك؟!
" دگر مادر ندارم، پدرم مُرد نيامد!! برادر را نگويم كه مرا كاشت، نيامد.. يكي از شوورام مرد، اون يكي رفت و به دنبالم نيامد.. كسي نيست كه من رو بگيره نترشم؟!"
مك كه تمام وجودش گچ گرفته شده، سعي مي كنه از لاي شكافي كه براي دهنش باز گذاشتن اعتراض كنه كه "اين جمله آخريه شعر بود؟!"، ولي آنيتا دستمالش رو مي كنه تو دهن مك و به حالت بيا منو بگير به مك خيره مي شه. در همين هنگام صدايي از دور و بر مي آيد و مك و آنيتا بيل را كه سعي مي كند چيزي بگويد، سر تا پا در گچ، روي تخت بغلي مي يابند!!
- مونا عزيزم بيدار شو!! منم بابا لئو؟!
مونا لاي چشمانش را اندكي باز مي كند و پس از سنجيدن وضعيت از جا بلند مي شود. در همين هنگام لئوناردو چوب بلندي را از پشت سرش بر مي دارد و فرياد مي كشد؛
- مگه نگفتم اگه يه خراش برداري، ...؟!
بعد از بسته شدن در، عله دو دست خود را بالا برده با زاويه اي كه بيشترين شتاب را بگيرد، آن ها را بر سرش مي كوبد؛
- حالا كه مونا نيست چجوري مخ اسنيچ رو بزنم؟! نكنه همه چي رو سه خودش برداره؟ مثل اين كه خودم بايد وارد عمل بشم!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



... ولی اگه بتونم یه پولی به دست بیارم ... اونموقع همه چی عوض می شه
... آره ... اون سایتا مال ِ منه ! ... فقط و فقط مال ِ من!
... لئوناردو گفته اگه رو من خط بیفته **** !

بهشون نیگا میکنه!
مونالیزا داره گردگیری میکنه! کوییریل هم داره از دست هاگواتز سرشو به دیوار میکوبونه! کریچر دچار یاس فلسفی میشه و میره به وینکی زنگ بزنه که میبینه خطش اشغاله!

صبح زود .. خوابگاه مدیران !
همه مدیرا دارن صبحونه می خورن و بیل از دستپخت کوئیرل تعریف می کنه !! ... کمی اونطرفتر مونالیزا با جاروبرقی بیصدای پارس خزر داره خوابگاه رو جارو میکشه و از یه نوزاد که شباهت بسیاری به مرد نقاش مصری داره مراقبت می کنه !!
ظهر ... خوابگاه مدیران !
مونالیزا باز هم از تابلو اومده بیرون و داره جورابای عله رو میشوره و یه لبخند زیبا روی لباشه ( واو حالیه ! ) ... ادی از پشت صحنه میاد مونالیزا رو از طبفه هفتادم پرت می کنه پایین و خودش با عشق شروع به شستن جوراب های عله و بقیه کاربرای سایت می کنه !!! ( فرض می کنیم خوابگاه مدیران طبقه هفتادمه !! )
شب .. خوابگاه مدیران !!
مونالیزا ............... /// تصویر کات میشه به اداره مبارزه با سوءاستفاده از اشیای مشنگی !!!
><_><_><_><_><
رینگ رینگ رینگ رینگ از همه رنگ سرتو با چی یشوری با شامپو رینگ رنگ !!
- الو !
صدا خشنه : فیلما رسید !!
مک : کودوم فیلما ... آها اینا که توش مونالیزا داره .. من عاشق مونالیزام .. ببین دی وی دی راز داوینچی رم داری !! .... ریختمشون تو ریسایکل بین !!! .. زشته این جور فیلما رو هارد آدم باشه !! شبش خیلی بیناموسی بود !!
صدا خشنه : ابله اونا مدرک بود ... وایستا برات دوباره بفرستم ../
دو ثانیه بعد : گوپس !! ( صدای دانلود شدن فایل ها ) !!
مک : اه ... مرسی تکنولوژی .. در کمتر از دو ثانیه ..
تصویر یه لحظه فریز میشه و یه آقایی میاد رو تصویر حرف میزنه :
- به نظر شما در این عصر تکنولوژی آیا باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال نمی تونست مدارکشو با فکس ، ایمیل یا حداقل پست دی اچ ال ارسال کنه !!
همه : بله !! :root2:
-- ما باید مونالیزا رو نجات بدیم !!
مک : ا .. آنیت تو کی اومدی اینجا؟!
آنیتا : بقیه بروبچ حذبم دارن میرسن .. ما باید مونالیزای معصوم رو از چنگال مدیران " ... " نجات بدیم !! ( " ... " شناسمو دوست دارم ! ) !!
پیش به سوی نجات مونالیزا !!!!
( با تشکر از شرکت پارس خزر اسپانسر این پست !! ) !