جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

6 کاربر(ها) آنلاین هستند (2 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  119 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  238 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  237 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  314 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  224 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 08:35
نمایش جزئیات
آفلاین
او کسی نبود جزء چولاغ ممد بازیکن اسبق کوئیدیچ

چولاغ ممد به اين شكل به داخل وارد شد تصویر تغییر اندازه داده شده

سدريك كه مات و مبهوم مونده بود خواست ادامه ي درسشو بده كه صداي چولاغ ممد اونو متوقف كرد ....

_هان؟؟؟ خب بايد بگم كه قدمت كوييديچ بر ميگرده به جد جد جد جد ....

نيم ساعت بعد

جد جد جد جد من!!!!

ملت: تصویر تغییر اندازه داده شده

سدريك كه دستش زير چونش بود دستش رد شد و با چونه اومد روي ميز !!!

چولاغ ممد:هان؟؟؟

سدريك :ادامه بده شما!!!

چولاغ ممد:هان؟؟؟ خب داشتم ميگفتم در اون زمان با الاغ جا به جا ميشديم و چوب جارو نبود به همين دليل با حيوانات پرواز ميكرديم ...

تق تق تق !!!

چونه ي همه ي بچه ها به ميز بر خورد كرد ....

چولاغ ممد:خب كلاس تمومه موفق باشيد !!!

ملت انگار وايساده بودن كه يكي اينو بگه ... چون همه با سر و دست ريختن بيرون ....

سدريك:عجب تدريس خوبي بود

چولاغ ممد:هان؟؟؟

یک مقاله در مورده قوانین کوئیدیچ برای جلسه بعد.

اين قوانين از روز تاسيس اداره كوييديچ و مسابقات جادويي ثبت شده است !!!

1.هيچ محدوديتي در ارتفاع پرواز وجود ندارد اما خروج بازيكنان از حد و مرز و محوطه ي بازي مجاز نيست در صورتي كه بازيكني اين خطا را انجام دهد تيم آن بازيكن وظيفه دارد سرخگون را به تيم حريف واگذار كند !!!
2.كاپيتان هر تيمي ميتواند با علامت دادن به داور تقاضاي وقت استراحت كند اين تنها زمان در طول يك مسابقه است كه پاي بازيكنان به زمين ميرسد اگر مسابقه اي بيش از دوازده ساعت به طول انجاميده باشد مدت استراحت افزايش ميابد !!!
3.بازيكنان ميتوانند سرخگون را از دست بازيكنان حريف بقاپند اما در هيچ شرايطي نبايد دست بازيكنان به بدن بازيكن صاحب سرخگون بخورد !!!
4.گاهي ممكن است پنالتي به وجود آيد بازيكني كه بايد پنالتي بزند از دايره مركزي زمين تنها به سمت دروازه ي حريف حركت ميكند و پنالتي را ميزند!!!
5.در صورت مصدوم شدن بازيكنان هيچ گونه جايگزيني مجاز نبوده و مسابقه بدون حضور بازيكن مصدوم ادامه ميابد!!!
6.بازيكنان مجازند چوب دستي خود را در طول مسابقه همراه داشته باشند ولي حق استفاده كردن از آن براي سرخگون و گوي زرين و بلاجرو بازيكنان ندارند!!!
7.مسابقه ي كوييديچ فقط در صورت گرفتن گوي زرين و يا با توافق دو كاپيتان به پايان خواهد رسيد!!!

- تغییرات در کوئیدیچ در چه قرنی بیشتر اتفاق افتاد و چند مورد را نام ببرید.

تغييرات در طول قرنهاي مختلفي صورت گرفت ولي مهمترينش 4 توپه شدن بازي كوييديچ بود كه در اواسط قرن 13 روي داد و گوي زرين وارد مسابقات شد!!!

- در چه زمانی و توسط چه کسی استفاده از اسنیدگت ممنوع اعلام شد و اسنیچ توسط چه کسی اختراع شد.

در اوايل قرن 13 توسط الفريداكلاگ ممنون شد و اسنيچ توسط بومن رايت اختراع شد!!!

اميدوارم كامل باشه!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1385/10/21 8:37:03
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 00:47
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
او کسی نبود جزء چولاغ ممد بازیکن اسبق کوئیدیچ!

چولاغ ممد با پاى الاغش به داخل مى‌آيد و پس از سلام نكردن به همه رو به موهاى سدريك ميكند و ميگويد:‌ هه هه هه هه هه!

سدريك در مرز ميان تعجب و عصبانيت قرار گرفت و بعد از اينكه از اين مرز خارج شد (به دليل خطرات فراوان!) گفت: داري ميخندي؟

چولاغ ممد گفت: نه!‌ چولاغ ممد داره گريه ميكنه! هه هه هه هه هه

سدريك پس گردنى جانانه اى نثارش كرد و گفت: تو قلط ميكنى ميشنى پاى سريالاى ماگلى! آخرين بارت باشه! گير عجب ابلهى افتاديما!

كورممد با وجود كور بودنش بهتر از خيلى ها متوجه پاهاى چولاغ ممد شد و گفت: داداش پاهاى چولاغت كو؟؟

داداش كورممد كه همان چولاغ ممد سابق بود گفت: رفتم سنت مانگو پاهاى‌ چولاغمو با پاهاى ملوسم عوض كردم.. هه هه هه هه هه

سدريك كه از اين پيشرفت تكنولوژى به كف رسيده بود نگاهى به سمهاى چولاغ ممد انداخت و بعد از طى مراحل شوك گفت: خب بهتره شما برى رو يكى از اين نيمكتا بشينى! دارم درس ميدم.. امروز از بازى تو زمين كوييديچ خبرى نيست.

سدريك خواست كه در را ببندد اما متوجه شد كه ملوس (خر چولاغ ممد) با خجالت پشت در ايستاده و لپهايش قرمز شده و انتظار مى كشد تا سدريك به او اذن دخول بدهد
سدريك : !!!!‌ اين الاغ ميلنگه! اين چولاغ ممد! اون اولاغ! اين چولاغ! اون الاغ!

========================



یک مقاله در مورده قوانین کوئیدیچ برای جلسه بعد.

قوانين كوييديچ در بدو تاسيس سازمان ورزشها و بازي هاي جادويي نوشته شد و يكي از آنها اين بود كه پايان بازي تنها با گرفتن اسنيچ خواهد بود و يا توافق دو كاپيتان! اما در مورد خطاها، همانطور كه شما هم شنيده ايد در مسابقه نهايي جام جهاني كوييديچ سال 1473 هفتصد خطاي كوييديچي انجام شد!!!‌ كه البته نود درصد آنها با چوبدستي انجام شده بود و بايد بگويم جز مرگخواران كسي به خود اجازه انجام چنين خطاهايي را نخواهد داد!
در مورد داورى! زماني داوري فقط محدود به افراد شجاع و از جان گذشته اي بود كه از عشق كوييديچ حاضر ميشدند در ميدان باشند و داوري كنند!‌ اما به مرور زمان با گسترش تمدن و فرهنگ داوران بيشتري در سازمان به ثبت رسيدند و جرئت پيدا كردند كه در بين مردم حاضر شوند بدون اينكه صدمه جاني ببينند!
بهر صورت در حال حاضر قوانين كوييديچ كاملا شفاف و طبقه بندي شده است و روز به روز كامل تر ميشود!


- تغییرات در کوئیدیچ در چه قرنی بیشتر اتفاق افتاد و چند مورد را نام ببرید.

شكل گيري كوييديچ در كل بين قرون 11 تا چهاردهم بود كه در قرن چهاردهم با ورود اسنيچ طلايي كوييديچ پا به عرصه وجود نهاد!
يكي از همين تغييرات همانطور كه گفتم ورود اسنيچ طلايي بود.
در سال 1398 (يعني اواخر قرن چهاردهم ) زاخارياس مامپز براي اولين بار شرح كاملي از بازي كوييديچ ارائه داد!
و در طول قرون بعدي به مرور زمان قوانين و تجهيزات اين بازي شكل كاملتري گرفت

- در چه زمانی و توسط چه کسی استفاده از اسنیدگت ممنوع اعلام شد و اسنیچ توسط چه کسی اختراع شد.

در قرن چهاردهم توسط الفريدا كلاگ رئيس شوراي جادوگران آن زمان كشتن و استفاده از اسنيد گت را در بازى حرام اعلام كرد!
اسنيچ طلايي را نيز جادوگري به نام بومن رايت اهل دره گودريك اختراع كرده است!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مرلین کبیر در 1385/10/21 1:21:02
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: چهارشنبه 20 دی 1385 22:14
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه دوم : مروری بر تاریخچه کوئیدیچ و اتفاقاتی که در این مدت بر آن افتاده است



صدای پاهای دانش آموزان در حال بالا رفتن از پله ها شنیده میشد برای رسیدن به کلاس پرواز و کوئیدیچ اما در این میان دعواهایی دربین راه بین پسرها و دخترها اتفاق می افتد .

گرومپ … شترق…

- آخ دماغم …
- حالا خوب شد …

پسرها اول از همه وارد کلاس شدند و بعد دخترها

اصغر : خب کارتها دست کیه … زود بیاره بیرون یه دست بزنیم.
زلفعلی : آخ جان
جاسم : هان…

دخترها هم نرسیده باز شروع به حرف زدن کردن که ناگهان از داخل کلاس صدای شنیده شد.

- سلام بچه ها
همه برگشتند و پروفسور رو در حالی که این شکلی بود دیدن

پسرها : اه ... نذاشت یه دست بزنیم ها...
پروفسور :خوب امروز تصمیم گرفتم که یه مروری برای تاریخچه کوئیدیچ بکنیم

ملت :
یکی از دخترها : من آخر نفهمیدم که این موهاشو چه مدلی هست

- خب میریم سر کلاس ... خب همه کمو بیش اطلاعی ازتاریخچه کوئیدیچ دارید اما طبق گفته ها کوئیدیچ بیشتر از چند قرن قدمت دارد اما همیشه برای همه جادوگرها مبهم بوده طوری که تاریخ مشخصی نمیشد بهش داد. اما طبق سوابق جادوگرها در حدود سال 962 میلاد ازجاروهای پرنده استفاده میکردند که این نشون میده که در آن سالها نیز از جاروها پرنده استفاده میشد و باز میشد که قدمت کوئیدیچ خیلی زیاد هست ...

- اتفاقهای زیادی نیز در کوئیدیچ از بدو تولد تا کنون اتفاق افتاده ماننده ورود اسنیج به کوئیدیچ و تکامل چوبهای جارو چون رفته رفته جادوگران به فکر بالا بردن سرعت جاروها افتادند که هم در نقل و انتقال بهتر عمل کنند و هم در مسابقات کوئیدیچ از آنها استفاده کنند تغییرنوع زمینهای کوئیدیچ و ...

- خوب حالا صفحه 10 کتاب تاریخچه کوئیدیچ رو باز کنید.
- آخی چقدر توضیح دادن سخته...

گرومپ

- چیه ... کی بود

گرومپ ...

بلاتریکس : پروفسور انگار یکی داره در رو میزنه

اصغر : میزنه نه داره میشکنه !!
پروفسور : آ او یکی بره در رو باز کنه

یکی از بچه ها به سرعت به طرف در رفت تا آن را باز کند ... وقتی در را باز کرد کورممد را دید که در حال پیدا کرد در کلاس هست اما کسه دیگه بود که داشت در را میزد او کسی نبود جزء چولاغ ممد بازیکن اسبق کوئیدیچ


---------------------------------------------

- خوب ادامه نمایشنامه 5 امتیاز

- یک مقاله در مورده قوانین کوئیدیچ برای جلسه بعد. 10 امتیاز
- تغییرات در کوئیدیچ در چه قرنی بیشتر اتفاق افتاد و چند مورد را نام ببرید. 5 امتیاز
- در چه زمانی و توسط چه کسی استفاده از اسنیدگت ممنوع اعلام شد و اسنیچ توسط چه کسی اختراع شد. 5 امتیاز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1385/10/20 22:23:54

اوتو بگمن را من ساختم ...
كليك بنما
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: چهارشنبه 20 دی 1385 12:55
نمایش جزئیات
آفلاین
ادامه نمایشنامه(10 امتیاز)

در این میان کور ممد در حالی که هی با در رو دیوار تصادف میکند وارد زمین میشه


ملت اندر کف جاروی کورممدن که دقیقا از همون نوع دست خودشون هست ولی به دلیل نخوردن ماهی و نداشتن فسفر و امگا سه به کلی نمیدونن جارویی که تو دستشونه رو باید چیکار کنن! (چقدر ارزشی!!!)

جاروی کورممد به طرز خارق العاده ای همه چیزش از ته زده بیرون و ملت به فکر فرو میرن که کلا این همه چیز تو یه جاروی اینقدری چجوری جا شده و کلا قضیه اش چیه! در یک آن کل کلاس میشینن جاروهاشون رو باز میکنن ببین توش چی هست!

کورممد هم که میبینه هیشکی بهش توجه نداره افسرده میشه خودشو میکوبه تو دیوار خودکشی میکنه

هیچکس هم نمیفهمه که یه شخصیت تو پست مرده چون این پست بسی ارزشی میباشد و نویسنده هم ارزشی می باشد و خواننده ای که این پست را خوانده هم در نهایت ارزشیت سیر میکند!

بعد کلی چیز از تو جاروها میریزن بیرون و سدریک در بحر این جاروهای خفن فرو میره و جمیعا میرن کل جاورهای مدرسه رو باز میکنن ببینن چه خبره!! که در پی این اتفاق شوم محتویات جاروها کلا قاطی میشن در نتیجه جاروها قاطی میکنن و سدریک هم که میبینه همه قاطی کردن برای اینکه دور هم باشیم قاطی میکنه و چون سدریک برای اینکه دور هم باشیم قاطی کرده پس ما هم دور هم میشیم و چون ما دور هم هستیم این داستان بدون کوچکترین نتیجه اخلاقی به خوبی و خوشی تموم میشه!


1: به نظر شما آیا نکات مبهی در کوئیدیچ از گذشته تا به حال وجود دارد؟ اگر دارد توضیح دهید : 5 امتیاز


از اونجایی که اگه وجود نداشته باشه من از این سوال صفر میگیرم پس حتما وجود داره

یه بار بالای باتلاق بادمین داشتن کوییدیچ بازی میکردن که بدلیل خفن بودن جستجوگراشون نمیتونن اسنیچو پیدا کنن و بعد از اون هم اسنیچ پیدا نمیشه!

ص 28 کوییدیچ در گذر زمان: این ساحره هه گرتی کدل که بازی روی باتلاق کوییردیچ رو دیده فقط یکی از روزهای هفته رو بلد بوده و نکته اینجاست که آیا اون به هاگوارتز خوشگل ما نیومده بوده تا اسم روزهای هفته رو یاد بگیره! یا کلا مخش معیوب بوده!

یه بار از زیر ردای کاپیتان ترنسیلوانیا 100 تا خفاش بیرون اومده، این فرد اصلا چو چانگ نبوده!! نبوده دیگه!

در کل اساسی ترین نکته اینجاست که من چه هدفی از این ارزشی نویسی ها دارم

2: درصورت اشتباه سوار شدن چه مشکلاتی بر بازیکنان به وجود می آید : 5 امتیاز

در کل هیچ مشکلی بوجود نمیاد فقط وقتی خواست پرواز کنه اونوری میره کوبونده میشه تو صورت تماشاچی


3: مدلی مویی که پروفسور استفاده میکند چه نوعی میباشد : 5 امتیاز

مدل مو جریوس از نوع ماکزیموم

4: در شرط بندی چه کسی برنده شد و آیا بقیه این باخت را قبول کردن و پول رو پرداخت کردن یا نه ؟ : 5 امتیاز


از اونجا که اونا پسرای خیلی خوبی بودن شرط بندیشون رو ادامه ندادن ولی چون کوییرل اونجا بود و پشتش به اونا بود و پشت سر کوییرل هم ولدی کچل عین چی چسبیده بود و باباهای پسرا هم مرگخوار بودن و ولدی داشت با ملت پسر بازی میکرد پس ولدی برنده شد و همه مجبور شدن موجودیشونو تقدیم کنن تا محفلیها هرهر بخندند و حال نمایند!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: چهارشنبه 20 دی 1385 11:20
نمایش جزئیات
آفلاین
آیا نکات مبهمی در کوییدیچ در گذر زمان وجود دارد؟
آره جنس سنگي كه به جاي بلوجر استفاده مي كردن.
---------------------------------------------------------------------------
درصورت اشتباه سوار شدن چه مشکلاتی بر بازیکنان به وجود می آید؟
هيچي با مخ ميفتي زمين!
---------------------------------------------------------------------------
مدلی مویی که پروفسور استفاده میکند چه نوعی میباشد ؟
جادويولبي!
---------------------------------------------------------------------------
در شرط بندی چه کسی برنده شد و آیا بقیه این باخت را قبول کردن و پول رو پرداخت کردن یا نه ؟
آرتور-نه باب گرفتن زدنمون انداختنمون بيرون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عاقلان دانند...
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 17 دی 1385 19:45
نمایش جزئیات
آفلاین
ادامه نمایشنامه :

در این میان کور ممد در حالی که هی با در رو دیوار تصادف میکند وارد زمین می شه...

و پس از پشت سر گذاردن موانع و سوانح موجود شامل شش بار شقه شدن ، سه بار با مخ رو زمین رفتن و هر ایکی ثانیه ملق زدن به پروفسور دیگوری می رسه در حالی که برگه ایی در دستانش به روشنی می درخشه!
کورممد : سلام پروفسور...(داره نفس نفس می زنه) شرمنده از این که وسط درستون پریدم ولی یک مورد اضطراری بود !
پروفسور : زود بگو...کار دارم!
کورممد صداش رو صاف می کنه...سکوت همه جا رو می گیره ...نزدیک...نزدیک ....نزدیک تر.... و کورممد با آخرین توانش داد می زنه:
_ چطوری دلت اومد در امتحان های پارسال تو درس پیشگویی به من نمره غول غارنشین بدی...مگه من چه پدر کشتگی با تو داشتم ... سه ماه تابستون من رو اینجا کاشتی...تمام کره زمین رو دنبالت گشتم ...هفته ایی 8 روز ، روزی 25 ساعت ، ساعتی 70 دقیقه ، و دقیقه ایی 2000 ثانیه من رو اینجا ، درست روی همین جا نشسته منتظر تو بودم . من نمره می خواااااااااااااااااااااام!
و سپس ساکت شد.
سدریک :
ملت :
سدریک :
پروفسور دیگوری سرفه ایی تصنعی می کند تا درمیان آن به فکر بپردازد . سپس برای آنکه به دانش آموزان جدید این گونه توهم دهد که عالی ترین پروفسور است و دلی بس مترحم دارد به سمت کورممد رفت . در گوشه او الفاظی مجهول گفت . اما هر چه که بود دو سوت بعد کورممد پنج هزار متر به هوا خواست و مانند ماشین جی تی ایکس دبل سیصد توی جاده های اسکاتلند محو گردید!
دانش آموزان به راحتی این توهم را باور کردند و شیفته تر از پیش هنگامی که پروفسور آنها را به سمت خود برای ادامه درس فرا خواند شتافتند . اما شاید در این میان کسی چیز دیگری از چشمان پروفسور خواند و لبخند اسرار آمیزی زد. کسی چه می داند؟


به نظر شما آیا نکات مبهی در کوئیدیچ از گذشته تا به حال وجود دارد؟ اگر دارد توضیح دهید : 5 امتیاز

نکات مبهم...خب فکر می کنم هر کس کتاب کوییدیچ در گذر زمان رو خوانده باشد نکات مبهمی برایش باقی نمانده باشد اما از آنجا که بنده علی رغم علاقه شدید به این کتاب نتوانسته ام تا به حال به سطح روی جلد آن نیز دسترسی پیدا کنم خیلی از نکات برایم مبهم به نظر می رسد به طور مثال :
تکلیف های ما در ترم پیش و یا قبل از آن توسط پروفسور مربوطه چه ربطی به کوییدیچ داشت؟ ( پاسخ این سوال شدیدا برای من مبهمه!)
کلاس پرواز و کوییدیچ باید یه جلسه باشه...همه توی یه جلسه یاد می گیرن دیگه پس چرا این قدر کشش می دن؟
چه کسی کلاس پرواز و کوییدیچ رو برای اولین بار تو برنامه درسی دانش آموزان گران قدر قرار داد؟
آخر کوییدیچ چه می شود؟
کوییدیچ ما را به کجا می رساند؟
تاریخ فوتبال قدیمی تر است یا کوییدیچ ؟
اگر نخواهیم کوییدیچ داشته باشیم باید چه کسی را ببینیم؟
چگونه علاقه و استعداد خود را باید در زمینه کوییدیچ بسنجیم؟
درس مهم تر است یا کوییدیچ؟
داربی بعدی استقلال – پرسپولیس (در حیطه کوییدیچ ) کی می باشد؟


درصورت اشتباه سوار شدن چه مشکلاتی بر بازیکنان به وجود می آید : 5 امتیاز

خب...من فکر می کنم که ممکنه بلاهای زیادی سرش بیاد ازآن جمله :
1) چوب جارو اصلا از جای خود تکان نخورد.
2) چوب جارو به سرعت از روی زمین برخاسته و با شتاب و خارج از کنترل بازیکن اوج گیرد.
3) هنگامی که مورد شماره 2 برای کسی اتفاق افتد او شدیدا با خطر مرگ مواجه می گردد.
4) چوب جارو بد قلقی می کند.
5) مشکل عمده بازیکنی که این بلا سرش آمده این است که پروفسور آن درس با مشاهده او نمره آن جلسه اش را صفر می دهد.
6) بازیکنان بر روی زمین کوبیده ، کوبانده و یا کوبنده می شوند.
7) اما من ترجیحا فکر می کنم بیشتر از این که برای بازیکنان مشکلات به وجود بیاد برای مادام پامفری مشکل به وجود میاد چون بر اثر جراحات وارده در اثر این اشتباه تمام درمانگاه او را آدم بر می دارد که همه یک شب تا صبح بر اثر تروایدن استخوان و یا جوش خوردن آن درد زیادی متحمل شده ، درمانگاه او را روی سر خویش گذاشته و همگان به لقاا.. می پیوندند.

مدلی مویی که پروفسور استفاده میکند چه نوعی میباشد : 5 امتیاز

هوم....این شکلک سوت چرا نیست من الان شدیدا بهش احتیاج دارم! خب پروفسور باور کنید من نگفتم ها...یکی (درحالی که سوت می زد) یک شب تا صبح کشتمش آخرش هم نفهمیدم بالاخره درست حسابی گفت یا نه...شاید هم ما رو پیچوند ...حالا اگه اشتباه گفته باشه بعدا حسابش رو می رسم...قول می دم پروفسور حالا شما به دل نگیرید . چیزه...هان...آره...می گفت مدل موی تیکی می باشد . اگر کسی از روی من تقلب کرده این رو نوشته 20 امتیاز ازش کم کنید . اول خودم کشفش کردم. آره دیگه مدل موی تیکی . ولی پروفسور من فکر می کنم طرف سر کارمون گذاشته ...آخه این کجاش مدل موی تیکیه؟
من فکر می کنم اون مدل موی تیفوسی. حالا کوتاه تر میکروبی، بچه محل ها می گفتن ...نه هیچی نمی گفتن ....البته دور از جان شما می گفتن مدل موی کچلیه!

در شرط بندی چه کسی برنده شد و آیا بقیه این باخت را قبول کردن و پول رو پرداخت کردن یا نه ؟ : 5 امتیاز

مشخصه زلفعلی . به دلیل این که یه سه چهار ترم افتاده دیگه کاملا می دونه چطور سر بچه ترم اولی ها رو شیره بماله !
عمرا! برای چی به بچه ترم اولی ها می گن بچه ترم اولی ...چون از بس که لوس و مامانی تشریف دارن جون به عزراییل نمی دن..چه برسه یه دو قرونی کف دست زلفعلی بذارن!
زلفعلی هم که دید اینا بچه های پایه ایی نیستن ، کیسش رو جمع کرد تا بره زنبیلش رو یه جا دیگه پهن کنه و یه عده دیگه رو بتکونه...آره داداش!


پروفسور فقط 2 می دی صفرش فراموش نشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 17 دی 1385 11:15
نمایش جزئیات
آفلاین
ادامه نمایشنامه:

_رفقا برید اونور که من اومدم! اه...این دیوار ها رو کی اینجا گذاشته...اصلا هاگوارتز استاندارد نیست...زمین کوییدیچ که دیگه دیوار نمی خواد...حالا ببینم مدیرش کی هست؟
دانش آموزان:
_مدیر زمین کوییدیچ؟
کورممد:
_نه بابا...مدیر همین هاگوارتز دیگه!
همه شروع میکنن به پچ پچ کردن و هیچ کس جوابشو نداد تا وقتی که یکی از اون پسرای پرو گفت:
_پرفسور کوییرله...حالا برای چی می خوای؟
کورممد یه دستی به ریشای نداشتش می کشه و در حالی که همون چند تا تاره ریش رو هم مشغول کندنشون بوده مثلا در حالت تفکر می گه:
_خب من باید یه صحبتی باهاش بکنم! این وضعه مدیریت نیست!
و دوباره همون طور که به دیوار ها برخورد می کنه از اونها فاصله می گیره!

چند دقیقه بعد

یک صدای فریاد جیغ مانند و بعد هم سقوط کورممد از پنجره اتاق پرفسور کوییرل به طرف پایین و بعد هم انا الله و خرما و مراسم ختم و شبه هفت و شبه چهل!
به مناسبت این عیاد نه ببخشید ایام کلاس کوییدیچ 5 هفته بهش تعطیلی می خوره و هر هفتشو بچه ها جشن می گیرن! یادتون باشه ها... فقط هم کلاس کوییدیچ!

به نظر شما آیا نکات مبهمی در کوییدیچ از گذشته تا به حال وجود دارد؟

نکات مبهم که زیاده! اصلا خود کوییدیچ و اسم و دلیل انجامش خودش همگی مبهمه! ولی خب واقعا اسم کوییدیچ به چه معنیه که هنوز هم مبهمه! و اینکه ریشش از چیه و ریشه بازیش هم از کجاست باز هم مبهمه؟ البته اینا رو بعضی ها جواب دادن ولی هنوز جواب اصلی که خود اون یارو که کوییدیچ رو بوجود آورده باید از توی قبر بلند شه و بهشون جواب بده هنوز نمی دونن چیه! و تا وقتی که معجون زنده گرداننده موقتی بوجود نیاد این نکات هم چنان مبهمه! کوییدیچ دیگه چیه؟

در صورت اشتباه سوار شدن بروی چوب جارو چه مشکلاتی برای بازیکن بوجود می آید؟

خب جاروی های پرواز یه خصلتی دارن و اون اینه که یه مقداری شیطون و مارمولک هستن! در صورتی که طرف اشتباهی سوار شه مثلا بره نوک نوک یا بره ته ته جارو بشینه در هر دو صرت با مخ پخش زمین می شه و اگه عینک داشته باشه شیشه عینک تو چشاش خورد می شه و توبه می کنه که دیگه سوار جارو نشه و قسم می خوره که یه روزی انتقام بگیره!
اما اگه طرف برعکس روی جارو بشینه جارو تا وقتی که یارو رو با همون حالت و یا برعکس به طرف زمین پنج دور هاگوارتز نچرخونه ول کن نیست و تا مامان باباشو جدشو جلوی چشاش نیاره بی خیال ماجرا نمی شه و اون زمانه که اون بدبخت آرزو می کنه که ای کاش مثل کورممد انالله می شد و این صحنه ها رو نمی دید!

مدل مویی که پرفسور استفاده می کند چیست؟

خب مدل فرق سرش تیکیه! پشتت تیغ تیغی...طرف راست مدل آلمانی 5002...طرف چپ تخم مرغی مایل به مدل کاکل مرغی! مدل جلوی موهاشم مدل عنکبوتی که اگه یه ذره دقت کنی شاخک های سوسک رو هم میبینید!

در شرط بندی چه کسی برنده شد و آیا بقیه این باخت را قبول کردند و پول رو پرداخت کردند یا نه؟

در شرط بندی زلفعلی برنده شد که به دلیل آی کیوی بسیار بالاش اون دو تا سرش کلاه گذاشتن و با دادن یه قول کذایی مبنی بر خریدن بستنی با طعم همه چیز بدبخت رو راضی کردن...بعد هم به بهانه دیدار مدیر اونو تنها گذاشتن و کلاس پرفسور دیگوری رو دو در کردن! رفتن به خوشیشون رسیدن! بعد هم با خودشون فکر کرد که زلفعلی با اون همه آی کیو بودنش چجوری از اونها برده و در همون زمان به آی کیو بدونه خودشون هم پی بردن و بعد هم افسردگی فرهنگی اجتماعی سیاسی علمی گرفتن و تصمیم گرفتن که دیگه کلاس های پرفسور دیگوری رو دو در نکنن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 17 دی 1385 09:09
نمایش جزئیات
آفلاین
ادامه نمایشنامه : 10 امتیاز

.....
بوم....
_هويي كور ممد اين چه وضعشه؟؟؟
ممد:استاد به خاطره شماست ديگه ... مگه نميبيني همه اين طوري شدن ...
سدريك نگاهي به بقيه انداخت و ديد حق با كور ممده چون محمد كوري به دماغ رفت توي چشم يكي از دخترا ...
اون يكي هنوز بلند نشده از جاش تمرين سقوط آزاد ميكنه .... ويژژژژ ...
_مآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ
زلفعلی سوار مگس شده بود و پرواز ميكرد.....
بازرس ويژه ي مدرسه به كلاس سدريك وارد ميشه و نگاهي به كلاس ميندازه و ميگه:(در نگاه اول متوجه هيچ موضوعي نميشه)
همه چيز مرتبه سدريك عزيز؟؟؟
سدريك كه نگران بود گفت:
ب... بله بله همه چيز عاديه !!!
بازرس:بسيار عالي مزاحمتون نميشم ....
اون داشت از زمين خارج ميشد كه .... سدريك به يكي از دخترا نگاه كرد ... نــــــــــــــــــه....
بوم...
بازرس ويژه روي زمين ولو ميشه ....

* 10 دقيقه بعد*

سدريك داره پول ميزاره روي پذيرش بيمارستان سنت مانگو ...
كورممد:تا تو باشي ديگه درو اون طوري باز نكني ...

1: به نظر شما آیا نکات مبهی در کوئیدیچ از گذشته تا به حال وجود دارد؟ اگر دارد توضیح دهید : 5 امتیاز

جواب بله ميباشد زيرا در كتاب هاي قديمي آمده است كه بازي هاي كوييديچ در زمين باتلاق كوييديچ انجام ميگرفته است ... در آن زمان خاطراتي هم يادداشت شده است در اين مورد ولي نكته ي مبهم اينه كه آيا اصلا باتلاق كوييديچ وجود داشته يا نه چون در حال حاضر تمام جادوگران به دنبال يكي از آن باتلاقها هستند!!!

2: درصورت اشتباه سوار شدن چه مشکلاتی بر بازیکنان به وجود می آید : 5 امتیاز

دو حالت وجود دارد
يك اينكه ممكن است طرف با جارو به در و ديوار برخورد كند و يا اينكه با همان جارو به كسي يا چيزي به غير از ديوار بخورد و به آن آسيب وارد كند!!!
حالت دوم هم اينكه در اول كار سقوط كند!!!

3: مدلی مویی که پروفسور استفاده میکند چه نوعی میباشد : 5 امتیاز

مدل آناناسي به همراه ژل زياد !!!

4: در شرط بندی چه کسی برنده شد و آیا بقیه این باخت را قبول کردن و پول رو پرداخت کردن یا نه ؟ : 5 امتیاز

جاسم به طور زيركانه اي پيروز شد!!!
بله مجبورا قبول كنن چون اگر قبول نكن ....

اميدوارم كامل باشه!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 16 دی 1385 19:55
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام
انجام تکاليف

ادامه نمايشنامه
پاسخ :
پروفسور که از حال منقلب او متعجب شده بود با مهرباني گفت : چي شده پسرم ؟ چرا اينطوري ميکني ؟
کور ممد که خجالت کشيده بود پشتش را به معلم کرد و گفت : نميدونم چرا اينطوري شده آقا !

پروفسور که رنجيده خاطر شده بود به آرامي گفت :حالا چرا پشتت رو به من کردي ؟
يکي از دخترا در حالي که داشت زمين رو جارو ميکشيد گفت : پرفسور اون کور ممده !
سدريک در حالي که داشت با صداي بلند ميخنديد به سمت دانش آموزان رفت ، در صوت خود دميد و با صداي بلندي ادامه داد : عزيزان من چوب هاي جاروتون رو کنار پاي راستت بزاريد ، دستتون رو بياريد بالاي جاروتون و بگيد بالا !

دانش آموزان که تعجب کرده بودند کاري رو که پرفسور گفته بود اعمال کردند ولي بعد از يک ربع هنوز تلاشهاي بي وقفشون بي نتيجه مونده بود !
پروفسور ديگوري که حوصلش سر رفته بود در دلش گفت : عجب احمق هايي هستن !! و به سمت يکي از جارو ها رفت و گفت : ببينيد اينطوري ! و دست راستش را بلند کرد و گفت : بالا ! چوب کوچک ترين حرکتي از خود بروز نداد ، دوباره گفت : بالا !
يکي از دانش آموزان از ته کلاس با صداي بلند گفت : آقا مشکل داره !


معلم که کمي خسته شده بود فکر کرد و گفت : اي بابا چرا اينطوري شده !دانش آموزان رو از زير نظر گذروند و لبخند زد و ادامه داد : ا ببخشيد عزيزان من يادم رفته بود که جادويي کلاس رو بردارم !
چوبدستي اش را بلند کرد و با صداي بلند وردي را به زبان آورد ، فضاي کلاس را براي مدت کوتاهي گرو و غبار و دم احاطه کرد و در نهايت فرو نشست و ...



به نظر شما آيا نکات مبهي در کوئيديچ از گذشته تا به حال وجود دارد؟

پاسخ : جواب بله هست ! ولي در يک مورد ! از زمان به وجود آمدن کوييديچ تنها اختلاف نظرها و نکات مبهمي که کوييديچ را فرا گرفته بود در خطاهاي آن بود ، برخي بسياري خطاهاي نا مربوط را برگزيده بودند که بعد ها از بين رفت مثلا يکي از نکات مبهمي که با اينکه حال وجود ندارد اکثريت به آن فکر ميکنند اين است که چرا در گذشته در ليست خطاها گفته بودند که جستجوگر حق خم شدن بروي چوبدستي خود را ندارد ؟ همه آزاد بودند ولي يکي از موردهايي که مورد ابهام بودن گرفتن اين خطا بود که به کرات از تيم هاي کوييديچ باعث کسر امتياز ميشد


درصورت اشتباه سوار شدن چه مشکلاتي بر بازيکنان به وجود مي آيد؟

پاسخ : در صورتي که بازيکنان به صورت مداوم اشتباه سوار چوب جاروي خود شوند مثلا به صورت هاي خوابيده ، وارونه ، کج و معوج و ... کمر دردهاي مدام را به جون ميخرند همچنين در برخي موارد داور امتياز از تيم کم ميکند !


مدلي مويي که پروفسور استفاده ميکند چه نوعي ميباشد ؟
پاسخ : سوزني

در شرط بندي چه کسي برنده شد و آيا بقيه اين باخت را قبول کردن و پول رو پرداخت کردن يا نه ؟
پاسخ : در شرط بندي با توجه به زحمت هاي فراوان او کسي پيروز نشد به جز زلفعلي ! ولي جاسم به هيچ وجهه حاضر به پرداخت پول او نشد و حتي اصغر را هم تحت تاثير خود قرار داد !




با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 16 دی 1385 13:58
نمایش جزئیات
آفلاین
سوال اول:
بله وجود داره! يكيش مثلا اين: يه بازيكني مي آد و چماق مدافع رو مي گيره و باهاش يكي رو ناكار مي كنه و داور هم چيزي نمي گه!! خب نشد كه. هركس وظيفه اي در بازي داره.
يكي ديگه اينكه در بازي فقط يك داور وجود داره و اين داور بيچاره چطوري مي تونه همه ي بازيكن ها رو در هواي طوفاني و نامساعد كنترل كنه. جستجو گر يك طرفه، دروازه بان و مهاجم يك طرف و مدافع ها هم طرف ديگه ي زمين به اون پهناوري! اگر كسي يواشكي جادو كنه داور نمي تونه حتما متوجه بشه يا اگر به بازيكن ديگه اي يواشكي تنه بزنه و بقيه رو زخمي كنه.
و همين طور اينكه در بازي يك داور وجود داره و كس ديگه اي نيست تا بر داوري اون داوره قضاوت كنه!! خب بايد حداقل يه كمك داور هم باشه. اگر داوره عقلش دچار مشكل شده باشه يا زيرميزي چيزي دريافت كرده باشه چه كسي اجازه داره از كار داوريش ايراد بگيره و... . ( چي شد! )

سوال دوم:
اگر اون فرد رو به زور با اون حالت سوار جارو كرده باشن يا ناخواسته اون وركي سوار جارو شده باشه و بامهارت باشه و اينا، يك سري حركات آكروباتيك انجام مي ده و درست مي شينه روي جارو.
حالا اگه اون فرد چيزي از اين حركات سرش نشه و چون كنترل درست بر جارو نداره احتمال داره جارو بره تو ديوار، يارو از جارو پرت بشه پايين يا سرعت جارو خيلي زياد بشه و دو احتمال قبل پيش بياد.
به هر حال اون شخص وقتي از جارو به خواسته ي خودش يا غير خواسته ي خودش پياده بشه، به سالمي قبل از سوار شدن جارو نخواهد بود.

سوال سوم:
مدل مويي هستش كه به تازگي اختراع كردن و همه ي دخترا وقتي اون را مي بينن غش مي كنن و پسرها هم همين طور البته از حسودي. اسمش رو هم سدريك ديگوري جيگر 3000 گذاشتن و به ثبت رسوندنش. ( مدل موهايي مشهوري نظير سدريك ديگوري جيگر 2001و 5/2000 هم از اختراعات ايشون هستن. )
( همه ي 30 امتياز رو گرفتم يا نه؟!!! )

سوال چهارم:
بازي بدون نتيجه موند چون اصغر به اين حالت: دراومد و بعد از تخليه كسي به فكر ادامه بازي با اون كارتها نيفتاد.

ادامه ي نمايشنامه:

وارد زمين مي شه و هي به اين ور و اون ور و بچه ها برخورد مي كنه و اين جوريه:
سدريك كه نظم كلاسش رو در خطر مي بينه! با شهامت جلو مي ره، دستاش رو از هم باز مي كنه و داد مي زنه كه اينجا كلاس منه و اجازه نمي دم زحمت ماه ها تلاش منو (؟)‌ خراب كني و از اين چيزها. اما كورممد همچنان ادامه مي ده و چند دفعه نزديك بود سدريك رو زير كنه!
سدريك تفكري مي كنه و مي بينه زورش به كورممد نمي رسه. هر كاري كنه جلو بچه ها ضايع مي شه و آيا حيف نيست كه مدل موي جديدش سر هيچ و پوچ خراب بشه و يا يك روز بيشتر طعم اون مدل مو رو نچشه؟!
پس رو به بچه ها مي كنه و مي گه:
- اهم! من مي گم اين ور قلعه آفتاب بدجوري چشمامون رو آزار مي ده ( هوا ابري تا قسمت بسيار كوچكي آفتابي است ) بهتره بريم اونور!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!