_ اهم... ب...بخشيد.... با شمام جناب!
ايوان كه كنجكاوانه در حال بررسی دم و دستگاه های فيلم برداری بود به سمت نولان برگشت.
_ چی می خوای؟
نولان كه در اين مدت كوتاه كمی با اداب و رسوم اطرافيانش اشنا شده بود و البته تنبيهات لرد نيز بر سرعت يادگيريش افزوده بود، چهره ای مظلومانه ای به خود گرفت و بالحنی چاپلوسانه گفت:
_ شنيدم كه شما بعد از لرد سياه، آگاه ترين فرد اين جمع هستيد. سوالی برای من پيش اومده كه اگه لطف كنيد و به من جواب بديد، ممنونتان می شم.
نولان با نگرانی كمی اطرافش را پاييد تا مطمئن شود كه هنوز در فاصله امنی نسبت به لرد سياه قرار دارد. پس از اطمينان با صدای آهسته ای رو به ايوان _ كه با تعريف های او سينه اش را جلو داده بود_ كرد و پرسيد
_ تا اونجا كه يادم می ياد مدرسه در دست دامبلدوره و مرگخوارها اجازه ورود به اونجا رو ندارند. با توجه به اينكه صحنه های بعدی از تالار و كتابخانه و محوطه و ... هاگوارتز هست، شما می خواين فيلم برداری رو از قسمتی كه احتمالا شبيه سازی كرديد شروع كنيد يا اينكه....... .
ايوان نگاه عاقل اندر سفيهی به نولان انداخت و گفت:
_چطور جرات ميكنی فعاليت های فرهنگی لرد سياه رو زير سوال ببری! البته كه در هاگوارتز واقعی بايستی فيلم برداری بشه!
_ نه!.... خب البته كه لرد سياه هرگز كاری رو خارج از فعاليت های فرهنگی انجام نداده! ( با اين حرف با ناراحتی كمی دنده های دردناكش را مالش داد) البته...بله.. شما كاملا درست ميگيد. اصلا من چرا اين سوال رو پرسيدم .
بهتره برگردم پيش سرورتون شايد نياز به فعاليت فرهنگی اضافه داشته باشن... و با ترس از ايوان دور شد.
ايوان كه تا چند لحظه قبل با حالت خشن و مطمئنی نگاه می كرد با دور شدن نولان ناگهان تغيير چهره داد و با نگرانی اطرافش را نگاه كرد.
_ پس اين لوسيوس كجا مونده؟ مثلا قرار بود با پارتی و پول اجازه نامه فيلم برداری رو از بخش ارشاد وزارت خونه بگيره ها!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج








تغیر کرد.




... میخواید از ایناییکه پشت در وایستادن تست بگیریم.
