جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
رادیو وزارت سحر و جادو
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

سلام صدای مارا از رادیو وزارت می شنوید الان در خدمت یکی از کاندیداد هستیم.
جناب بفرمایید:به نام خدایی که جادوگران را افریدکه ورد درست بگویدچارلی ویزلی هستم ملقب به شاخدم.
برای چه وارد انتخابات شدید؟من برای تجربه ی بیش تر واردشدم.
سابقه ی شما چقدر هست؟من از4ماه پیش وارد سایت شدم ولی چند روز درایفای نقش عضو شدم.
پس شما تجربه ندارید به نظر خودتون تایید صلاحیت می شوید؟نخیر
برنامه ی شما چیست؟اتحاد 4گروه هواگوارتز-احداث ارتشی به نام مرگخوار آوادا کداورا-گرفتن مرگخوارها-فرصت دادن به جوانان(الکی)گرفتن حق جن خانگی وجادوگران وساحران و...
حرف اخر:شعار من ای است که اژده هاخوابیده را قلقلک ندهید.
زنده باد گودریک گرینفدوروارتش دامبلدور
.
.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چارلی ویزلی در 1392/3/21 14:34:39
مراقب خودت باش.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/03/18
تولد نقش: 1394/01/17
آخرین ورود: یکشنبه 30 اردیبهشت 1403 03:16
از: لینی بپرسید
پستها:
362

عالی جناب ویزلی : انقلابی در راه است,انقلابی از جنس هویج!!!
گزارشگر صدای خود را صاف میکند و میگوید:
با سلام خدمت جادوگران و ساحره های عزیز در خدمت جناب اقای ویزلی کاندیدای وزارت سحر رو جادو هستیم,سلام اقای ویزلی
-سلام,خوبین خانواده خوبه چه خبرا,چیکار میکنی؟
-اقای ویزلی ما الان رو انتن هستیم لطفا با شنوندگان حرف بزنید.
-واقعا؟ینی الان همه صدای منو میشنون.
-بله جناب
هوگو دستی به موهاش کشید گفت : اصغر داری میری خونه 3 نون هم با خودت ببر.
گزارشگر که دست پاچه شده بود گفت: قربان بیایین در مورد.انتخابات حرف بزنیم.نظر شما در مورد دیگر کاندیدا ها چیه؟
-راستش رو بخوایید به گمانم کاندیدا ها کمی عجولند و از حالا خودشون رو وزیر اعلام کردند.اقا وایسید ببینید تایید میشین اصن یا نه.
گزارشگر جرعه ای اب مینوشه و ادامه میده:خوب اقای ویزلی.تاحالا یک ماگل و یک جن خونگی به عنوان کاندید نداشتیم.بنظرتون وجود انها در کار وزارت اخلال ایجاد نمیکنه.
هوگو شونه هاشو بالا میندازه و میگه چرا که نه,یکی از اهداف من هم از بین بردن این اختلاف طبقاتیه.
-خوب اقای ویزلی کمی از شغل قبلیتون در وزارت بگین.
-من اونجا ابدارچی بودم ولی نه ابدارچی معمولی.تقریبا همه کاره بودم و وزیر مثل موم تو دستام بود,یه آتو ای ازش داشتم:d
-وقت برنامه تموم شده دوستان عزیز شما رو به مرلین میسپارم.
هوگو:ینیچی اقا شام نمیدین؟گلوم خشک شد یه لیوان اب بدین دستم حداقل.
گزارشگر صدای خود را صاف میکند و میگوید:
با سلام خدمت جادوگران و ساحره های عزیز در خدمت جناب اقای ویزلی کاندیدای وزارت سحر رو جادو هستیم,سلام اقای ویزلی
-سلام,خوبین خانواده خوبه چه خبرا,چیکار میکنی؟
-اقای ویزلی ما الان رو انتن هستیم لطفا با شنوندگان حرف بزنید.
-واقعا؟ینی الان همه صدای منو میشنون.
-بله جناب
هوگو دستی به موهاش کشید گفت : اصغر داری میری خونه 3 نون هم با خودت ببر.
گزارشگر که دست پاچه شده بود گفت: قربان بیایین در مورد.انتخابات حرف بزنیم.نظر شما در مورد دیگر کاندیدا ها چیه؟
-راستش رو بخوایید به گمانم کاندیدا ها کمی عجولند و از حالا خودشون رو وزیر اعلام کردند.اقا وایسید ببینید تایید میشین اصن یا نه.
گزارشگر جرعه ای اب مینوشه و ادامه میده:خوب اقای ویزلی.تاحالا یک ماگل و یک جن خونگی به عنوان کاندید نداشتیم.بنظرتون وجود انها در کار وزارت اخلال ایجاد نمیکنه.
هوگو شونه هاشو بالا میندازه و میگه چرا که نه,یکی از اهداف من هم از بین بردن این اختلاف طبقاتیه.
-خوب اقای ویزلی کمی از شغل قبلیتون در وزارت بگین.
-من اونجا ابدارچی بودم ولی نه ابدارچی معمولی.تقریبا همه کاره بودم و وزیر مثل موم تو دستام بود,یه آتو ای ازش داشتم:d
-وقت برنامه تموم شده دوستان عزیز شما رو به مرلین میسپارم.
هوگو:ینیچی اقا شام نمیدین؟گلوم خشک شد یه لیوان اب بدین دستم حداقل.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
همه برابر اند ولی ارباب برابر تره
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/01/27
تولد نقش: 1397/01/31
آخرین ورود: شنبه 29 شهریور 1399 05:15
از: جوانی خیری ندیدم ای مروپ
پستها:
529

اعلیحضرت وزيــر ريــدل: با تبعيض نژادي مرا ماگل مي خواننـد ولي حقوق يك جـن خانگي را حفظ مي كنند!
اعلیحضرت، والامقــام، وزيـــر ريدل از ماشين شبيـه اتوبوسـش كه گويي ليـموزين نام دارد، به آرامي پياده مي شود و در همان لحظه سيـل عظيمي از خبرنگاران به سمت او هجوم مي آورند.پس از بـرداشتن دو ســه قدم با عصاي چوبي اش، رو به سمت خبـرنگاران مي كند و مي گويد:
- عجله نكنيـد عزيــزانــم، وزير ريــدل پاسخگوي شماست!
درحـالي كه صداي همهمه جمعيت و دوربين ها در همه جا پيچيده بود، صداي يكي از خبرنگاران به گوش رسيد كه مي پرسيد: جنـــاب ريدل...جنــاب ريدل! به نظرتـون مـاگل بودنتون ميتونه تاثيري در انتخابات داشته باشه؟!
جناب ريدل در حالي كه به قدم هايش به آهستگي ادامه مي داد،گفت: ببينيد دوستان! ما الان يك جن خانگي رو به عنوان يك كانديد داريم.پس اينكه يك ماگـل كانديد بشه،موضوع خيلي عجيبي هم نيست.مسئله مهم تبعيض نـژادي از سوي برگزار كنندگان انتخابــاته!
همچنيــن در خطاب به جناب بانو دلــوروس افــزود:
نقل قول:
در همان لحظه خبرنگار ديگري دوربين و ميكروفونش را به سمت جناب ريدل آورد و پرسيد: طبق آخرين اطلاعيه ي جناب آقاي هوكي، مورفين گانت رو برادر خودش خونده.چقدر احتمال مي ديد كه هر يك از اين كانديدا به نفع يكديگر كنار بكشن؟
جنـاب ريـدل در پاسخ به اين خبـرنگار خاطر نشان كرد: با اينكه براي هردو كانديد احترام زيادي قائلم اما هيچكدوم از اونهارو حريف جدي خودم به حساب نمي آرم و منتظر كانديد جدي خواهـم بود! حتي اگر هر كدامشان به نفع ديگري كنار بكشند،خطري مرا تهديد نخواهد كرد!
- جنــاب آقاي ريدل لطفا..!
- خواهش ميكنم صبـر كنيد!
- فقط يك سوال ديگه...!
- اجازه بديد جناب ريدل!
اما در لحظه اي اعلیحضرت ريدل ماننـد دودي غيب شد و به سمت محل منــاظرات حركت كــرد!
اعلیحضرت، والامقــام، وزيـــر ريدل از ماشين شبيـه اتوبوسـش كه گويي ليـموزين نام دارد، به آرامي پياده مي شود و در همان لحظه سيـل عظيمي از خبرنگاران به سمت او هجوم مي آورند.پس از بـرداشتن دو ســه قدم با عصاي چوبي اش، رو به سمت خبـرنگاران مي كند و مي گويد:
- عجله نكنيـد عزيــزانــم، وزير ريــدل پاسخگوي شماست!
درحـالي كه صداي همهمه جمعيت و دوربين ها در همه جا پيچيده بود، صداي يكي از خبرنگاران به گوش رسيد كه مي پرسيد: جنـــاب ريدل...جنــاب ريدل! به نظرتـون مـاگل بودنتون ميتونه تاثيري در انتخابات داشته باشه؟!
جناب ريدل در حالي كه به قدم هايش به آهستگي ادامه مي داد،گفت: ببينيد دوستان! ما الان يك جن خانگي رو به عنوان يك كانديد داريم.پس اينكه يك ماگـل كانديد بشه،موضوع خيلي عجيبي هم نيست.مسئله مهم تبعيض نـژادي از سوي برگزار كنندگان انتخابــاته!
همچنيــن در خطاب به جناب بانو دلــوروس افــزود:
نقل قول:
دوران تبعيـض نژادي ديگه گذشته.الان عصر عدالت و تعادلـه! كي ميخواين بزرگ بشين؟! من كاخ نشين ام؟ من اسب ميلياردي دارم؟! خونه من پايينه انباركي توي قصره ريدله.اما قصر هاي شما و مورفين خان در ولنجك چي؟! بله،شما بانو دلوروس!
در همان لحظه خبرنگار ديگري دوربين و ميكروفونش را به سمت جناب ريدل آورد و پرسيد: طبق آخرين اطلاعيه ي جناب آقاي هوكي، مورفين گانت رو برادر خودش خونده.چقدر احتمال مي ديد كه هر يك از اين كانديدا به نفع يكديگر كنار بكشن؟
جنـاب ريـدل در پاسخ به اين خبـرنگار خاطر نشان كرد: با اينكه براي هردو كانديد احترام زيادي قائلم اما هيچكدوم از اونهارو حريف جدي خودم به حساب نمي آرم و منتظر كانديد جدي خواهـم بود! حتي اگر هر كدامشان به نفع ديگري كنار بكشند،خطري مرا تهديد نخواهد كرد!
- جنــاب آقاي ريدل لطفا..!
- خواهش ميكنم صبـر كنيد!
- فقط يك سوال ديگه...!
- اجازه بديد جناب ريدل!
اما در لحظه اي اعلیحضرت ريدل ماننـد دودي غيب شد و به سمت محل منــاظرات حركت كــرد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1392/3/18 18:07:31
جزئیات کاربر

عالیجناب هوکی: مورفین گانت یکی از طرفداران من است، و از اینکه وی در ستاد اینجانب فعالیت میکند خرسندم
عالیجناب هوکی در پاسخ به خرنگار وزارت خانه که پرسید نظر شما در مورد سایر رقبای انتخاباتی چیست؟! گفت: مورفین گانت برادری خود را به من ثابت کرده و از طرفداران بی چون و چرای من است.
او در مورد رابطه اش با گانت گفت:
گانت به من ارادت خاصی دارد، چرا که هزینه درمان ترک اعتیادش، به طور کامل در دولت ششم، که بنده وزارت آن را بر عهده داشتم و تماما از بیت المال پرداخت شد.
وی در مورد اینکه مورفین در انتخابات ثبت نام کرده و عکسی با کلاه وزرات نیز انداخته، خاطر نشان کرد:
مورفین از هواداران من است و از هر عملی برای جلب توجه و تبلیغ برای بنده سر باز نمیزند، کلاهی که او بر سر گذاشته، توسط ستاد انتخاباتی بنده در دوره ی ششم، برای تبلیغات به طرفداران اهدا شد، پشت این کلاه شعار "وزیر منتخب هوکی" نوشته شده است، مورفین با نگاه داری این کلاه بعد از این همه مدت و بر سر نهادن آن در این موقعیت حساس هواداری خود را از من اعلام کرده است.
خبرنگار رادیو وزارت، برای پی بردن به صحت ادعاهای عالیجناب هوکی، به سراغ مورفین گانت رفت و عکسی از پشت سر وی انداخت، که برای شنوندگان رادیو فکس میشود.
عکسی که خبرنگار انداخته:
عالیجناب هوکی در پاسخ به خرنگار وزارت خانه که پرسید نظر شما در مورد سایر رقبای انتخاباتی چیست؟! گفت: مورفین گانت برادری خود را به من ثابت کرده و از طرفداران بی چون و چرای من است.
او در مورد رابطه اش با گانت گفت:
گانت به من ارادت خاصی دارد، چرا که هزینه درمان ترک اعتیادش، به طور کامل در دولت ششم، که بنده وزارت آن را بر عهده داشتم و تماما از بیت المال پرداخت شد.
وی در مورد اینکه مورفین در انتخابات ثبت نام کرده و عکسی با کلاه وزرات نیز انداخته، خاطر نشان کرد:
مورفین از هواداران من است و از هر عملی برای جلب توجه و تبلیغ برای بنده سر باز نمیزند، کلاهی که او بر سر گذاشته، توسط ستاد انتخاباتی بنده در دوره ی ششم، برای تبلیغات به طرفداران اهدا شد، پشت این کلاه شعار "وزیر منتخب هوکی" نوشته شده است، مورفین با نگاه داری این کلاه بعد از این همه مدت و بر سر نهادن آن در این موقعیت حساس هواداری خود را از من اعلام کرده است.
خبرنگار رادیو وزارت، برای پی بردن به صحت ادعاهای عالیجناب هوکی، به سراغ مورفین گانت رفت و عکسی از پشت سر وی انداخت، که برای شنوندگان رادیو فکس میشود.
عکسی که خبرنگار انداخته:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هوکی در 1392/3/18 16:27:21
آیینه خود بین
-------------------------------------
[url=http://www.jadoogaran.org/edituser.php]انجام اصلا�
-------------------------------------
[url=http://www.jadoogaran.org/edituser.php]انجام اصلا�
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/11/06
تولد نقش: 1386/11/13
آخرین ورود: سهشنبه 11 فروردین 1405 06:40
از: ت متنفرم غریبه نزدیک!
پستها:
826

با عرض سلام خدمت شنوندگان عزیز
همونطور که مستحضرید ساعاتی پیش جناب مورفین گانت با حضور در ستاد انتخابات وزارت برای شرکت در نهمین دوره ی این انتخابات ثبت نام کردن. هم اکنون نشست خبری ایشون در سالن کنفرانس وزارت در حال برگزاریه. بنده بیش از این صحبت نمی کنم و توجه شما رو به پخش زنده و مستقیم این نشست جلب می کنم.
چلیک چلیک!
چلیک چلیک چلیک چلیک!(افکت دوربین های عکاسی خبرنگاران)
- سلام عرض می کنم جناب گانت. بنده ویژویژوی جوشان هستم از خبرگزاری شیون آوارگان. سوالم از شما اینه که اگه ممکنه بفرمایید که انگیزتون از ثبت نام در انتخابات چیه؟
- بله. خیلی ممنونم از جناب ویژویژو. بنده حقیقتا علاقه ای به حضور در انتخابات نداشتم و خیلی امیدوار بودم که شاهد حضور مهره های تاثیرگذار در عرصه ی انتخابات باشم. ولی متاسفانه بعد از آغاز مهلت ثبت نام هر چی منتظر شدم که افراد باصلاحیت و تاثیرگذار بیان و ثبت نام کنن، یک ساعتی گذشت، دیدم خبری نشد و کسی نیومد. کم کم یک احساس تکلیف خفیفی رو در وجودم حس کردم ولی خیلی توجهی نکردم. یک ساعت دیگه هم گذشت. خبری نشد. احساس تکلیفم شدیدتر شد. بازم سعی کردم خودمو نگه دارم. یه 10-20 دقیقه دیگه گذشت. دیدم واقعا کسی نیومد. احساس تکلیف هم شدیدا فشار می آورد. دیدم دیگه نمی تونم احساس تکلیفمو نگه دارم. این شد که بدو بدو اومدم و ثبت نام کردم. در واقع این احساس تکلیف بود که منو وادار به ثبت نام کرد.
- با عرض سلام. بنده دوستدار ققنوس هستم از خبرگزاری ققنوس نیوز. می خوام بدونم ثبت نام جناب هوکی که از اعضای دوستدار ققنوس هستن رو چطور ارزیابی می کنید؟ با تشکر.
- خیلی ممنونم از این دوست عزیزمون که ققنوس دوست دارن. بنده هم خیلی ققنوس دوست دارم. مخصوصا اگه با سبزی پلوی شب عید باشه که دیگه علی النوره! خب... در مورد جناب هوکی، بنده حرف برای گفتن زیاد دارم که در مناظره ها خواهم گفت. در اینجا فقط از ایشون سوال می کنم که جناب هوکی! شما در سنین جوانی، هشت سال دولت رو در اختیار داشتید. ارتش وزارت و مرگخواران و ارباب قدرقدرت به طور همه جانبه از شما حمایت می کردن. مخالف سفت و سختی هم نداشتید. اما حاصل دولت شما چی بود جز تورم 50 درصدی؟!
حالا که دیگه سنی ازتون گذشته و شرایط جامعه بسیار متفاوت تر و سخت تر از دیروزه و مخالفین هر روز در صدد ترور و تخریب و تحریفند، شما با کدام کارنامه ی درخشان وارد رقابت شدین؟!
بنده موکدا از شورای محترم مدیران تقاضا دارم در تایید صلاحیت ها نهایت دقت رو به خرج بدن تا جامعه هزینه ی اضافی نپردازه.
- سلام جناب گانت. بنده دوک عسلی هستم از خبرگزاری فلورینوفورتسکیو. لطفا در مورد راهکارهایی که برای حل مشکلات جامعه دارین کمی توضیح بدین.
- بله خیلی ممنونم از شما که این سوال بجا و خوب رو پرسیدید. بنده نام دولتم رو گذاشتم دولت آزادی و پرواز. بنده اعتقادم بر اینه که چیز کلید حل همه ی مشکلات هست و باعث آزادی و پرواز میشه که همین آزادی و پرواز برطرف کننده ی تمام مشکلات موجوده. بنده همینجور رو هوا حرف نمی زنم. فقط شعار نمی دم. ضمانت اجرایی دارم.
ببینید... اجازه بدین... تو کدوم جیبم بود؟!... نکنه همون بود که دیروز شستم... نه... آهان! ایناهاش! پیداش کردم... بله. بنده با کلید آزادی و پرواز قفل همه ی مشکلات رو باز می کنم... امممم... اجازه بدین. ظاهرا اشتباه شد... این کلید قفل شلنگی جارومه... پس کوش؟!... آه! اینه! پیدا شد! بله این کلید آزادی و پروازه!... دِ بیا!... اینم که قفل صندوق خرت و پرتای سالازاره... عذر میخوام از همگی... یه لحظه اجازه بدین من این کیفمو روی میز خالی کنم... اگه ممکنه این لوگوها و میکروفن هاتون رو بردارین میز یکمی خلوت شه... ممنونم...
جررررررررررررررریییینگگگگ!
... بله... یه کدوم از اینا کلید آزادی و پروازه که اگه بگردین پیداش می کنین. خواهش می کنم از همه ی خبرنگاران محترم. نزدیکتر بیاین. کمک کنین این کلیدو پیدا کنیم... بفرمایید... بفرمایید...
- جناب گانت، این نیست؟
- نه. اون کلید انبار خانه گانته.
- پیداش کردم. بفرمایید جناب گانت.
- نه عزیز من. اینکه کلید دولت تدبیر و امیده. اینجا چیکار می کنه؟! ببر بده به صاحبش. بدو.
- آقای گانت. ما کلید در گاراژمون گم شده. فکر کنم این بهش بخوره. میشه ورش دارم؟
- نه آقا. بذار سر جاش. اون کلید اتاق تسترال هاست. گم بشه ارباب بیچارم می کنه.
- اینه آقای گانت؟
- نه... اون یکی چیه دستت؟... قایم نکن. بذار ببینم... کلید تالار خصوصی اسلیترینو واسه چی برداشتی، گریفندوری خون لجنی؟! آواداکداورا!
- اینه؟
- نه بابا...
خب شنوندگان عزیز. تا کلید مورد نظر پیدا بشه توجه شما رو به یه سرود انتخاباتی جلب می کنیم.
همونطور که مستحضرید ساعاتی پیش جناب مورفین گانت با حضور در ستاد انتخابات وزارت برای شرکت در نهمین دوره ی این انتخابات ثبت نام کردن. هم اکنون نشست خبری ایشون در سالن کنفرانس وزارت در حال برگزاریه. بنده بیش از این صحبت نمی کنم و توجه شما رو به پخش زنده و مستقیم این نشست جلب می کنم.
چلیک چلیک!
چلیک چلیک چلیک چلیک!(افکت دوربین های عکاسی خبرنگاران)
- سلام عرض می کنم جناب گانت. بنده ویژویژوی جوشان هستم از خبرگزاری شیون آوارگان. سوالم از شما اینه که اگه ممکنه بفرمایید که انگیزتون از ثبت نام در انتخابات چیه؟
- بله. خیلی ممنونم از جناب ویژویژو. بنده حقیقتا علاقه ای به حضور در انتخابات نداشتم و خیلی امیدوار بودم که شاهد حضور مهره های تاثیرگذار در عرصه ی انتخابات باشم. ولی متاسفانه بعد از آغاز مهلت ثبت نام هر چی منتظر شدم که افراد باصلاحیت و تاثیرگذار بیان و ثبت نام کنن، یک ساعتی گذشت، دیدم خبری نشد و کسی نیومد. کم کم یک احساس تکلیف خفیفی رو در وجودم حس کردم ولی خیلی توجهی نکردم. یک ساعت دیگه هم گذشت. خبری نشد. احساس تکلیفم شدیدتر شد. بازم سعی کردم خودمو نگه دارم. یه 10-20 دقیقه دیگه گذشت. دیدم واقعا کسی نیومد. احساس تکلیف هم شدیدا فشار می آورد. دیدم دیگه نمی تونم احساس تکلیفمو نگه دارم. این شد که بدو بدو اومدم و ثبت نام کردم. در واقع این احساس تکلیف بود که منو وادار به ثبت نام کرد.
- با عرض سلام. بنده دوستدار ققنوس هستم از خبرگزاری ققنوس نیوز. می خوام بدونم ثبت نام جناب هوکی که از اعضای دوستدار ققنوس هستن رو چطور ارزیابی می کنید؟ با تشکر.
- خیلی ممنونم از این دوست عزیزمون که ققنوس دوست دارن. بنده هم خیلی ققنوس دوست دارم. مخصوصا اگه با سبزی پلوی شب عید باشه که دیگه علی النوره! خب... در مورد جناب هوکی، بنده حرف برای گفتن زیاد دارم که در مناظره ها خواهم گفت. در اینجا فقط از ایشون سوال می کنم که جناب هوکی! شما در سنین جوانی، هشت سال دولت رو در اختیار داشتید. ارتش وزارت و مرگخواران و ارباب قدرقدرت به طور همه جانبه از شما حمایت می کردن. مخالف سفت و سختی هم نداشتید. اما حاصل دولت شما چی بود جز تورم 50 درصدی؟!
حالا که دیگه سنی ازتون گذشته و شرایط جامعه بسیار متفاوت تر و سخت تر از دیروزه و مخالفین هر روز در صدد ترور و تخریب و تحریفند، شما با کدام کارنامه ی درخشان وارد رقابت شدین؟!
بنده موکدا از شورای محترم مدیران تقاضا دارم در تایید صلاحیت ها نهایت دقت رو به خرج بدن تا جامعه هزینه ی اضافی نپردازه.
- سلام جناب گانت. بنده دوک عسلی هستم از خبرگزاری فلورینوفورتسکیو. لطفا در مورد راهکارهایی که برای حل مشکلات جامعه دارین کمی توضیح بدین.
- بله خیلی ممنونم از شما که این سوال بجا و خوب رو پرسیدید. بنده نام دولتم رو گذاشتم دولت آزادی و پرواز. بنده اعتقادم بر اینه که چیز کلید حل همه ی مشکلات هست و باعث آزادی و پرواز میشه که همین آزادی و پرواز برطرف کننده ی تمام مشکلات موجوده. بنده همینجور رو هوا حرف نمی زنم. فقط شعار نمی دم. ضمانت اجرایی دارم.
ببینید... اجازه بدین... تو کدوم جیبم بود؟!... نکنه همون بود که دیروز شستم... نه... آهان! ایناهاش! پیداش کردم... بله. بنده با کلید آزادی و پرواز قفل همه ی مشکلات رو باز می کنم... امممم... اجازه بدین. ظاهرا اشتباه شد... این کلید قفل شلنگی جارومه... پس کوش؟!... آه! اینه! پیدا شد! بله این کلید آزادی و پروازه!... دِ بیا!... اینم که قفل صندوق خرت و پرتای سالازاره... عذر میخوام از همگی... یه لحظه اجازه بدین من این کیفمو روی میز خالی کنم... اگه ممکنه این لوگوها و میکروفن هاتون رو بردارین میز یکمی خلوت شه... ممنونم...
جررررررررررررررریییینگگگگ!
... بله... یه کدوم از اینا کلید آزادی و پروازه که اگه بگردین پیداش می کنین. خواهش می کنم از همه ی خبرنگاران محترم. نزدیکتر بیاین. کمک کنین این کلیدو پیدا کنیم... بفرمایید... بفرمایید...
- جناب گانت، این نیست؟
- نه. اون کلید انبار خانه گانته.
- پیداش کردم. بفرمایید جناب گانت.
- نه عزیز من. اینکه کلید دولت تدبیر و امیده. اینجا چیکار می کنه؟! ببر بده به صاحبش. بدو.
- آقای گانت. ما کلید در گاراژمون گم شده. فکر کنم این بهش بخوره. میشه ورش دارم؟
- نه آقا. بذار سر جاش. اون کلید اتاق تسترال هاست. گم بشه ارباب بیچارم می کنه.
- اینه آقای گانت؟
- نه... اون یکی چیه دستت؟... قایم نکن. بذار ببینم... کلید تالار خصوصی اسلیترینو واسه چی برداشتی، گریفندوری خون لجنی؟! آواداکداورا!
- اینه؟
- نه بابا...
خب شنوندگان عزیز. تا کلید مورد نظر پیدا بشه توجه شما رو به یه سرود انتخاباتی جلب می کنیم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 1:44:31
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 11:44:09
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 11:45:23
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 11:48:50
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 11:53:05
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 11:44:09
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 11:45:23
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 11:48:50
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/3/18 11:53:05
هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/11/06
تولد نقش: 1386/11/13
آخرین ورود: سهشنبه 11 فروردین 1405 06:40
از: ت متنفرم غریبه نزدیک!
پستها:
826

صدای یکنواخت و خواب آلود مجری : بله شنوندگان عزیز! همونطور که در 2563 جلسه ی قبلی خدمتتون عرض کردم جناب لودو بگمن بسیار فرد با کیاست و پرقدرتی هستند و حکومت ایشون واقعا یک نعمت بزرگ هست برای جامعه ی جادوگری. از وقتی ایشون به قدرت رسیده همه چی آرومه و ما همه خوشبختیم. هر چند فشار و گرانی و تحریم هست ولی همه ی این ها به خاطر دست های پشت پرده ی مافیای قدرت و ثروت و فساده که میم.گاف در پس پرده ی همه ی اون ها قرار داره و نمیذاره که کارها اونطور که باید پیش بره و جناب بگمن حرف های نگفته ی بسیاری دارند که تنها به خاطر مصلحت جامعه از گفتن اونا خودداری می کنند و اگه فرصتش پیش بیاد مسائلی هست که با شما مردم شریف در میان خواهند گذاشت. حالا هم توجه شما رو جلب می کنم به پخش مجدد سخنرانی سه سال پیش جناب وزیر بگمن در جمع وزرای جادوی کشورهای جهان در سازمان ملل جادوگری. لطفا... خششششش... توجه... خشششششش... چی شده؟! چه خبره؟!... خششششششششش... شما کی هستین؟!... خشششششششش...
صدای زد و خورد و فریاد و طلسم و شلیک تانک از داخل استودیو شنیده می شود و در ادامه صدای یک معتاد:چرا اینقدر یهویی آمبریج؟ حداقل میذاشتی کت شلوارمو بپوشم آخه با رکابی و پیژامه که نمیشه کودتا کرد.
-یهویی شد دیگه مورفین! لباس خونه که بهتره! آزادی عمل بیشتری داری!
- حالا اونو ولش، الان لازمه انتخابات برگزار... هوی مرتیکه! شعبون کارواش! بیا پایین از پشت سالار! ای بابا! مگه تانک هدیه ارباب اسباب بازیه؟ بخوای شلوغ کنی تو دولت آینده از پست و مقام خبری نیستا! گفته باشم!
صدای دو ضربه به میکروفن شنیده می شود: اِ! مورف! اینکه روشنه!
- مرگ من؟ اتاق فرمان! مارش آزادی پخش کن...
ای مورفین! وزیر جدید/ای چیزهات نهال امید
بنگر کزین منقل و دود/دولتی مفید سر رسید
مارش آزادی همچنان به صورت پس زمینه پخش می شود و صدای مورفین گانت در سرتاسر جامعه ی جادویی منتشر می شود:
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!
این صدای انقلاب آزاد ملت جادوگران است!
وحشت و اختناق و تهدید به سر رسید!
حکومت استبداد و دیکتاتوری سرنگون شد!
فریاد سکوت شما ملت رنجدیده تبدیل به تانک مورفین شد و بگمن را ترکاند!
دیگر نگویید مرگ بر دیکتاتور! دیکتاتور مرد!
زنده باد آزادی!
زنده باد پرواز!
زنده باد چیز!
زنده باد جامعه ی نوین!
زنده باد مورفینیسم مطلق!
اینجانب مورفین گانت به عنوان وزیر جدید...
- اهم!
- و خادم شما ملت قهرمان...
- اهههمممم اههمم!
- پایان دولت استبداد...
- اههههههممم اهههههههههممممم اهههههههههههممممممم!
- ای کوفت و اهههممم! این گلوی صاب مرده ی تو خوب نشد آمبریج؟! برو جراحی کن حنجره ات رو بردار دیگه، اعصاب نذاشتی واسه ما!... با عرض پوزش از شما شنوندگان عزیز. عرض می کردم که پایان دولت استبداد و آغاز دولت مورفینیسم... آییییییییی!
آمبریج که دیده بود مورفین گوشش بدهکار نیست کروشیویی در کرده بود و حالا او پشت میکروفن بود:
ملت جادوگران عزیز! ضمن اعلام پایان کار دولت پیشین اعلام می گردد به زودی انتخاباتی آزاد با حضور تمامی سلایق جامعه برگزار خواهد شد. با تشکر فراوان توجه شما رو جلب می کنم به پخش مجدد سخنرانی پانزده سال پیش جناب هری پاتر اعظم؛ مدیریت کل جامعه ی جادوگری در جمع پسران برگزیده ی کشورهای جهان در سازمان ملل جادوگری.
- چرا نذاشتی حکومتمو اعلام کنم؟
- مگه کشکه؟ باید بری شورای نگهبان ویزنگاموت تایید صلاحیت بشی.
- بابا! من صلاحیتم تاییده! پاک پاکم جون تو! بذار حکومتمو اعلام کنم به مملکت داریمون برسیم.
- نمیشه! پاشو بریم آزمایشگاه!
- آزمایشگاه؟ با پیژامه و تانک بریم آزمایشگاه؟ واسه چی؟ بذار بعدا آزمایشم میدم برات! جون من! بذار حکومتمو اعلام کنم! تو رو ارواح خاک آقاجون ماروول! ولم کن بابا! نـــــــــــــــــــه! حکومتم! من کودتا کردم که بدون انتخابات وزیر شم. کجا می بری منو؟ نــــــــــــــــــــــــه!
صدای زد و خورد و فریاد و طلسم و شلیک تانک از داخل استودیو شنیده می شود و در ادامه صدای یک معتاد:چرا اینقدر یهویی آمبریج؟ حداقل میذاشتی کت شلوارمو بپوشم آخه با رکابی و پیژامه که نمیشه کودتا کرد.
-یهویی شد دیگه مورفین! لباس خونه که بهتره! آزادی عمل بیشتری داری!
- حالا اونو ولش، الان لازمه انتخابات برگزار... هوی مرتیکه! شعبون کارواش! بیا پایین از پشت سالار! ای بابا! مگه تانک هدیه ارباب اسباب بازیه؟ بخوای شلوغ کنی تو دولت آینده از پست و مقام خبری نیستا! گفته باشم!
صدای دو ضربه به میکروفن شنیده می شود: اِ! مورف! اینکه روشنه!
- مرگ من؟ اتاق فرمان! مارش آزادی پخش کن...
ای مورفین! وزیر جدید/ای چیزهات نهال امید
بنگر کزین منقل و دود/دولتی مفید سر رسید
مارش آزادی همچنان به صورت پس زمینه پخش می شود و صدای مورفین گانت در سرتاسر جامعه ی جادویی منتشر می شود:
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!
این صدای انقلاب آزاد ملت جادوگران است!
وحشت و اختناق و تهدید به سر رسید!
حکومت استبداد و دیکتاتوری سرنگون شد!
فریاد سکوت شما ملت رنجدیده تبدیل به تانک مورفین شد و بگمن را ترکاند!
دیگر نگویید مرگ بر دیکتاتور! دیکتاتور مرد!
زنده باد آزادی!
زنده باد پرواز!
زنده باد چیز!
زنده باد جامعه ی نوین!
زنده باد مورفینیسم مطلق!
اینجانب مورفین گانت به عنوان وزیر جدید...
- اهم!
- و خادم شما ملت قهرمان...
- اهههمممم اههمم!
- پایان دولت استبداد...
- اههههههممم اهههههههههممممم اهههههههههههممممممم!
- ای کوفت و اهههممم! این گلوی صاب مرده ی تو خوب نشد آمبریج؟! برو جراحی کن حنجره ات رو بردار دیگه، اعصاب نذاشتی واسه ما!... با عرض پوزش از شما شنوندگان عزیز. عرض می کردم که پایان دولت استبداد و آغاز دولت مورفینیسم... آییییییییی!
آمبریج که دیده بود مورفین گوشش بدهکار نیست کروشیویی در کرده بود و حالا او پشت میکروفن بود:
ملت جادوگران عزیز! ضمن اعلام پایان کار دولت پیشین اعلام می گردد به زودی انتخاباتی آزاد با حضور تمامی سلایق جامعه برگزار خواهد شد. با تشکر فراوان توجه شما رو جلب می کنم به پخش مجدد سخنرانی پانزده سال پیش جناب هری پاتر اعظم؛ مدیریت کل جامعه ی جادوگری در جمع پسران برگزیده ی کشورهای جهان در سازمان ملل جادوگری.
- چرا نذاشتی حکومتمو اعلام کنم؟
- مگه کشکه؟ باید بری شورای نگهبان ویزنگاموت تایید صلاحیت بشی.
- بابا! من صلاحیتم تاییده! پاک پاکم جون تو! بذار حکومتمو اعلام کنم به مملکت داریمون برسیم.
- نمیشه! پاشو بریم آزمایشگاه!
- آزمایشگاه؟ با پیژامه و تانک بریم آزمایشگاه؟ واسه چی؟ بذار بعدا آزمایشم میدم برات! جون من! بذار حکومتمو اعلام کنم! تو رو ارواح خاک آقاجون ماروول! ولم کن بابا! نـــــــــــــــــــه! حکومتم! من کودتا کردم که بدون انتخابات وزیر شم. کجا می بری منو؟ نــــــــــــــــــــــــه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/05/26
تولد نقش: 1402/10/25
آخرین ورود: جمعه 4 خرداد 1403 14:14
از: هاگوارتز
پستها:
506

مجری : با سلام خدمت بینندگان ...
کارگردان از پشت با عصبانیت اشاره میکنه : بوقی کی تو رو میبینه آخه از پشت رادیو ؟
مجری : اصلاح میکنم ، با سلام خدمت شنوندگان عزیز برنامه تحلیل خبر ها ! امروز در خدمت شما هستیم با موضوع داغ این روزهای دنیای جادوگری ... جام آتش ! در خدمت یکی از تحلیل گران و با سابقه های این مبحث هستیم . جناب آلبوس دامبلدور .
دامبل : با سلام خدمت تمام بچه های سیفیت و ناز دنیای جادوگری ... اهم اوکی باب چقد دست تکون میدی . منظورم تمام جادوگران و ساحره های عزیز بود .
مجری : بله جناب دامبلدور شرایط رو چطور میبینید ؟
دامبل : والا از وقتی که عینک زدم شرایط بد نیست ، قبلا خیلی خوب نمیدیدم راستش رو بخواین .
مجری که به سختی خندش رو کنترل میکرد : منظورم این بود که شرایط جام آتش و نحوه برگذاری اون رو .
دامبل : آها بله اون هم خوب هست . ماجرای جالب اینه که امروز متوجه شدیم نه تنها وزارت خونه در برگذاری جام آتش شرکتی نداره بلکه خود جناب وزیر هم یکی از شرکت کننده هاست .
مجری : بله به نکته خوبی اشاره کردین . اتفاقا در این مورد مصاحبه های جالبی داریم . امروز در ابتدا با سوروس اسنیپ مدیر هاگوارتز و مسوول جام آتش صحبتی کردیم .
نقل قول:
مجری : بله پروفسور اسنیپ حرف های جالبی زدن . نظر شما در مورد این چی هست آلبوس ؟
دامبل : والا هم لودو خیلی جادوگر جیگریه هم سوروس . واقعا سخت هست که بین یکیشون انتخاب کنم .
کارگردان در حالی که از اون پشت خودش رو به در و دیوار میکوبید با صدای خیلی آرومی گفت : نظرت در مورد جام آتش رو بگو !
دامبل : اوه بله ، به نظر من دخالت وزارت در جام آتش اونقدرا هم بد نیست . حداقل میشه جایزه های نقدیش رو بعدا از وزیر گرفت که پول های هاگوارتز خرج نشه .
مجری : بله . متاسفانه وقت بیشتری در اختیار نداریم . در آخر مصاحبه جناب وزیر رو براتون پخش میکنیم ولی از همینجا با تمام شما عزیزان خدافظی میکنیم . به امید اینکه هفته بعد دوباره در کنار شما عزیزان باشیم .
دامبل : بله من هم از تمام ساحره ها خدافظی میکنم و اگر جادوگران مایل به برقراری رابطه بیشتری بودن با شماره 23-245678543 تماس بگیرن .
کارگردان :
نقل قول:
کارگردان از پشت با عصبانیت اشاره میکنه : بوقی کی تو رو میبینه آخه از پشت رادیو ؟
مجری : اصلاح میکنم ، با سلام خدمت شنوندگان عزیز برنامه تحلیل خبر ها ! امروز در خدمت شما هستیم با موضوع داغ این روزهای دنیای جادوگری ... جام آتش ! در خدمت یکی از تحلیل گران و با سابقه های این مبحث هستیم . جناب آلبوس دامبلدور .
دامبل : با سلام خدمت تمام بچه های سیفیت و ناز دنیای جادوگری ... اهم اوکی باب چقد دست تکون میدی . منظورم تمام جادوگران و ساحره های عزیز بود .
مجری : بله جناب دامبلدور شرایط رو چطور میبینید ؟
دامبل : والا از وقتی که عینک زدم شرایط بد نیست ، قبلا خیلی خوب نمیدیدم راستش رو بخواین .
مجری که به سختی خندش رو کنترل میکرد : منظورم این بود که شرایط جام آتش و نحوه برگذاری اون رو .
دامبل : آها بله اون هم خوب هست . ماجرای جالب اینه که امروز متوجه شدیم نه تنها وزارت خونه در برگذاری جام آتش شرکتی نداره بلکه خود جناب وزیر هم یکی از شرکت کننده هاست .
مجری : بله به نکته خوبی اشاره کردین . اتفاقا در این مورد مصاحبه های جالبی داریم . امروز در ابتدا با سوروس اسنیپ مدیر هاگوارتز و مسوول جام آتش صحبتی کردیم .
نقل قول:
خبرنگار : سلام جناب اسنیپ . مستقیم میرم سر اصل مطلب ، آیا وزارت خونه در جام آتش دخالتی نخواهد داشت ؟
اسنیپ : والا باید بگم که من آدمی هستم که از جناب وزیر خوشم نمیاد، اول چون اینکه یک مرگخوار هستن و دارن سعی میکنن جای قدیم من در نزد لرد سیاه رو بدست بیارن و دوم اینکه چون چند تا از ساحره های جیگر سال هفتمی هاگوارتز رو با وعده کار و آینده شغلی به وزارت خونه بردن .
خبرنگار : پس شما دارید میگید که به خاطر مسائل شخصی با وزارت در مورد جام آتش مشورت هم نمیکنید ؟
اسنیپ : البته ولی دیروز سالازار ، جد عزیزم به نزد من اومد و ازم خواهش کرد که با وزیر همکاری بیشتری بکنم . البته من حرف ایشون رو نمیتونم قبول نکنم . در حال حاضر دنبال راهی هستم تا بتونم کمی وزارت خونه رو هم در جام آتش بیارم .
مجری : بله پروفسور اسنیپ حرف های جالبی زدن . نظر شما در مورد این چی هست آلبوس ؟
دامبل : والا هم لودو خیلی جادوگر جیگریه هم سوروس . واقعا سخت هست که بین یکیشون انتخاب کنم .
کارگردان در حالی که از اون پشت خودش رو به در و دیوار میکوبید با صدای خیلی آرومی گفت : نظرت در مورد جام آتش رو بگو !
دامبل : اوه بله ، به نظر من دخالت وزارت در جام آتش اونقدرا هم بد نیست . حداقل میشه جایزه های نقدیش رو بعدا از وزیر گرفت که پول های هاگوارتز خرج نشه .
مجری : بله . متاسفانه وقت بیشتری در اختیار نداریم . در آخر مصاحبه جناب وزیر رو براتون پخش میکنیم ولی از همینجا با تمام شما عزیزان خدافظی میکنیم . به امید اینکه هفته بعد دوباره در کنار شما عزیزان باشیم .
دامبل : بله من هم از تمام ساحره ها خدافظی میکنم و اگر جادوگران مایل به برقراری رابطه بیشتری بودن با شماره 23-245678543 تماس بگیرن .
کارگردان :
نقل قول:
خبرنگار : سلام جناب وزیر ، ممنونم که کمی از وقتتون رو به ما اختصاص دادین . میخواستم بدونم که هدف شما از ثبت نام در جام آتش چی بود ؟ آیا این یک نوع حرکت اعتراض آمیز نسبت به حرکت مدیر هاگوارتز هست ؟
لودو : نه آقا این حرفا چیه ، من کاملا با سوروس دوست هستم . همین دیروز با هم اتفاقا غذای چینی خوردیم .![]()
خبرنگار : پس هدفتون چی بوده ؟ آیا واقعا قصد شرکت دارید ؟
لودو : بله فک کردید وزیر احساسات نداره ؟ وزیر دیگه نمیتونه تو مسابقات شرکت کنه و لذت ببره ؟ فک کردید من در کنار مردمم قرار نخواهم گرفت ؟ به نظرتون من آدم مردمی نیستم ؟ البته خب این رو راست میگید زیاد مردمی نیستم ، ولی بقیش رو اشتباه میکنید . من در این مسابقه شرکت خواهم کرد و پیروز خواهم شد .![]()
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عضوی از طرفداران گلرت گریندلوالد
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1396/04/28
آخرین ورود: دوشنبه 18 آذر 1398 23:15
از: دواج يك امرحسنه است !
پستها:
689

مبادا یک شب در هوسی باشی ، مبادا روزی مال کسی باشی !
من تو گوش تک تکتون زدم ! گرمید فعلا متوجه نشدید !
بیانیه شماره 3
با عرض سلام و درود خدمت ملت دلاور و بمب روحیه و هنوز 16 ثانیه مونده آیه داور و مارتینتی (به همراه عمه اش ) و سایر ملت قهرمان پرور جادوگر !
بسیار خرسندم که این فرصت رو مرلین نصیب بنده نمود که حداقل چند روز گرچه کم ولی در خیال هایمان هم اجازه ی ساختن اتوپیای جادوگری را با وزارت بنده تصور کنیم ولی چه باید کرد که زمانه وفا ندارد و امروز هم چهره زشت و کریه اش را به من و هوادارن مشتاقم نشان داد .
امروز در محافل جادوگری خبری با محتوای این که بنده از انتخابات کناره گیری کرده ام ، به صورت گسترده اعلام شد و خیل عظیمی از مردم را با شک و بهت مواجه کرد . بسیاری بر این باور بودند که این ها شایعه ای بیش نیست و نماینده محبوبشان در صحنه مانده تا سیلی محکمی در صورت معتادها ، قرتی ها ، لوس ها ، پیرپاتال ها و دیکتاتور ها بزند ولی افسوس که این خبر نه تنها شایعه نبود بلکه درست هم بود .
حال که از عرصه ی رقابت کنار رفته ام ، بر خود لازم میبینم تا از پشت پرده ی انتخابات و دست های آلوده سخن بگویم ! تنها عاملی که موحب کناره گیری بنده شد ، فشار های مافیای قدرت بود که حاضر نبود تا خادم و دلسوز مردم بر سر کار بیاید . هرروز تعداد زیادی نامه که همه چیزی جز تهدید نبودند ، برای بنده فرستاده میشد ولی بنده به عشق ملت جادوگر دم نمیزدم و از عرصه کنار نمیکشیدم . ولی امروز با دیدن قدرت زیاد این مافیای کثیف ، که حاضر بود تا هر شخصی را انتخاب کند جز رای اصلی مردم ، راهی جز کناره گیری از عرصه انتخابات ندیدم تا بیش از این شاهد تلخی و ضربه خوردن محبوب دلشان (قربون مرفتت) نباشند .
بنده زین پس ساکت نخواهم نشست و همچنان به سیلی زدن به دشمنان مردم ادامه خواهم داد و به ملت دلیر جادوگران قول میدهم که تا دور بعد ریشه هرگونه بداخلاقی های انتخاباتی را بکنم و خودم با رای شما ملت پهلوان بر مسند وزارت تکیه بزنم !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/10/12
تولد نقش: 1389/10/13
آخرین ورود: جمعه 9 خرداد 1404 11:34
از: تالار گریفندور
پستها:
976

تیک تاک ... تیک تاک ...
صدای کلفت مردی می آید: « ساعت 7 و 15 دقیقه! اینجا وزارت است. شما صدای رادیو وزارت را می شنوید. با ما باشید با برنامه سیاست جادوگری! »
تیتراژ زیبایی پخش می شوند و بعد از چند دقیقه همان مرد اینبار با صدایی صمیمانه تر می گوید: « خب شنوندگان عزیز ، امروز یک مهمان خوب داریم. بله! معرفی می کنم: جد جوان ما (!) گودریک گریفندور! »
صدای گودریک شنیده می شود: « خب بنده هم سلام و عصر بخیر می گم به تمام شنوندگان عزیز! »
مجری ادامه می دهد: « خب گودریک جان خوش اومدی! خب همونطور که می دونی بازم بحث های انتخاباتی شروع شده و همه دم از رای و وزارت می زنن! نظرت چیه؟ »
گودریک نیشخندی می زند و می گوید: « بله! جو خیلی خوبیه! سایت بعد از مدت ها دوباره یکمی فعال شده و دیگر نباید حسرت دیدن دو نفر عضو آنلاین رو داشته باشیم چون سایت پر از عضو انلاین و فعال هست! »
مجری نیز خنده ای می کند و ادامه می دهد: « خب اینبار تو وزارت کاندیدا ها خیلی پر ادعا هستن! فعال های نسل قدیم هم برگشتن و جولان میدن! نظرت چیه؟ »
گودریک دوباره خنده ای می کنه و میگه: « بله! باعث افتخاره ولی خب بنظرم جایی برای اینکار نیست! »
مجری: « میشه واضح تر توضیح بدی؟ »
گودریک: « خب منظورم واضحه! بعضی ها قبلا و در سال های قبلی سایت خیلی خوب فعالیت کردن و واقعا هم بی نظیر بودن اما بنظرم نباید انتظار داشته باشن که به اعتبار گذشته رای بیارن و حتی هم رای بیارن ، بی انصافیه! چون اونا یه مدتی نبودن تو سایت! با دلایل شخصی خودشون که به ما ربطی نداره ولی خب نبودن تو سایت و فعالیتی نداشتن! اما در این مدت نبودی اونا ، عضو های جدیدی هم بودن که فعالیت کردن و برای فعال کردن چند تا تاپیک زحمت کشیدن ولی تو انتخابات چند نفر میان و با اعتبار گذشته ، اینارو می زنن کنار! در حال حاضر 4 و یا حتی 5 نفر تا از کاندیدا ها این وضعیت رو دارن! »
مجری: « حرف جالبیه! یعنی میگی برنده شدن در انتخابات باید بخاطر فعالیت های همون سال باشه نه سال های قبل! درسته؟ »
گودریک: « دقیقا! خب در دوران اونا هم انتخابات بود. مثلا یه عضو جدید میاد یه سال تموم با جون و دل فعالیت می کنه و وقتی می شنوه داره انتخابات برگزار میشه ، فکر می کنه می تونه کاندید بشه اما در همون موقع هم یه نفر که سال های قبل خیلی فعال بود و تعداد پستاش از هزار تا زده بالا و در سال اخیر فعالیتی نداشته ، میاد و کاندید میشه! خب اعضای عادی هم فکر می کنن ایشون با تجربه هستن و می تونن وزیر خوبی بشن و به اینا رای میدن! این ناعدالتیه! کسی باید وزیر بشه که از انتخابات دوره ی قبل فعالیت کرده باشه و لیاقت خودش رو نشون داده باشه و همینطور بعد از نظارت هم تا دوره ی بعدی فعالیت کنه! »
مجری: « و با این حال میگی که بعضی از کاندید های نسل قبل، قبل از وزارت فعالیتی نداشتن و بعد از شنیدن خبر برگزاری انتخابات ، اومدن به اعتبار گذشته وزیر بشن! درسته؟ »
گودریک: « کاملا! بنده خودم به کسی رای می دم که فعالیتش رو در سال اخیر دیده باشم و اگر همچین فردی نبود در انتخابات شرکت نخواهم کرد. »
مجری: « خب گودریک جان از شما تشکر می کنم بخاطر حضورتون! خب به اخر برنامه رسیدیم. شما رو به خداوند منان می سپاریم! »
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/5/16 19:38:48
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/5/16 19:39:11
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/5/16 19:40:03
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/5/16 19:41:07
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/5/16 19:39:11
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/5/16 19:40:03
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/5/16 19:41:07
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1396/04/28
آخرین ورود: دوشنبه 18 آذر 1398 23:15
از: دواج يك امرحسنه است !
پستها:
689

نون خورده و جون نداره ! پوستم استخون نداره ! دیلی لی لای لالای لالالای ، لالالالالا لالای !
من تو دهن گوش همه میزنم ! من باکی ندارم ! ملت ما باک داریم ؟ نداریم باک قطعا !
امت بندر شاکیش شدن ...
بیانیه شماره 2
با سلام و درود بر محضر گرامی ملت جادوگر !
بسی مسرور و خوشحالیم که باری دیگر عرصه رقابت جهت تصدی پست وزیری مهیا شد تا ملت مظلوم بتوانند به حق خود برسند و از شر عده قلیلی که تنها کارشان ظلم به مردم بوده رهایی پیدا کنند .
بنده هم به همین حمایت های فراوان و دلگرم کننده ی شما دلخوش کردم و وارد این عرصه ی سخت شدم تا بلکه بتوانم برای مردمم کاری کنم و امیدوارم به هدف خود هم برسم و سایر رقبا را از دور خارج کنم ولی ...
ملت عزیز و محترم باید از همین الان احتمال هرگونه تقلبی را در انتخابات بدهند ! زیرا دست های پشت پرده همانگونه که عده ای را تایید صلاحیت کرد ، قطعا در نتایج هم دست خواهد برد و در آنها تغیراتی به وجود خواهد آورد باب میل خود و به ضرر مردم !
چگونه میتوان دم از انتخابات پاک زد در حالی که فردی که به موتادی ! در عالم و آدم مشهور است ، تایید صلاحیت شده است ؟ این بود آرمان های ما ؟ عله این همه واسه سایت زحمت کشید که فردی موتاد بیاید و کاندید شود ؟ خوشحالم که توجید ظفر پور اکنون در سایت نیست تا چنین ننگی را ببیند و غصه بخورد و تیریپ نازش که خرامان بر روی مبل تکیه زده ، از بین برود ! یکی از هواداران ایشان به راحتی میگوید که میسازمت بدن حتی با مورفین ! آیا یک جوان رعنای جامعه ی جادوگری باید با مورفین ساخته شود ؟
بیاییم تا دیر نشده یک تو دهنی محکم به این انگل جامعه ، موتاد ، گرتی و عملی بزنیم تا بفهمد که جامعه ی جادوگری جای جولان دادن یکسری افراد موتاد نیست ! ملت من هم میدانم که موتاد بیمار است و مجرم نیست ولی موتادی که بخواهد جامعه را از هم بپاشاند باید جلویش را گرفت و بعد یکی زد تو گوشش ! تا بلکه متنبه شود و دست از اعمال ننگین خود بردارد !
در مورد یکی دیگر از کاندید ها ! سوال بنده این است که ایشون با اینهمه سابقه ی فساد چگونه تایید شده است ؟ ملت آگاه آیا من قبل از بررسی صلاحیت ها اینجا اعلام نکردم که این شخص مورد دار است و بلا نسبت بی اخلاق هست و فلان ! حرکات و سکناتش که ناپسند هست ، آواتارش هم باعث انحراف و انحطاط ملت نوجوان و جوان و مجرد میشود ، پرونده ی پاکی هم که ندارد پس چرااااا؟؟
ملت از پشت صحنه به من اشاره میکنند که وقت زیغ است لذا فعلا به کوبیدن این دو نفر بسنده میکنم و به زودی به سراغ دو نفر دیگر از کاندیدهای خواهم رفت و چهره ی پشت نقاب آنها را به ملت قهرمان پرور جادوگر نشان خواهم داد !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
(2.92 KB)

