جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
نام:پانسی پارکینسون

گروه:اسلایترین

خون:اصیل

سن:16

چوب:درخت توسکا،22 سانت،وسطش پر ققنوس با انعطاف پذیری متوسط.

جارو:نیمبوس دوهزارو یک.

خصوصیات:دارای مو چشم تقریبا روشن،مغرور و زیرک،همیشه یه چیزی برای گفتن داره.مثل پیشینیان پاکش از مشنگ ها،مشنگ زاده ها و مشنگ پرستا متنفره و به اصالتش افتخارمیکنه و به قوانین خانوادگی پایبنده.
درس مورد علاقش معجون سازی و جادوی سیاهه.دنبال دردسرنیست و همیشه راه اسون تر رو انتخاب میکنه.
درجوانی عاشق دراکو مالفوی بود و بعضی وقتا از بی توجهی او رنج میبرد ولی چند سال بعد با او ازدواج کرد و صاحب یک پسر به اسم اسکورپیوس شد.
خانواده اش بعد از سقوط لرد سیاه ضربه سختی خوردند اما بعد از چند سال دوباره توانستند خودشان را بالا بکشند،بعد از ان زندگی بی دردسری داشتند.

تأیید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/18 14:11:13
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 16 خرداد 1393 17:13
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم:لورا مدلی

گروه ها:هافلپاف.انجمن اسلاگ(به خاطر اجرای یه جادو عضوم شدم!)

جنسیت:زن

خون:تنها جادوگر خانواده

نوع چوب جارو:آذرخش

نوع چوبدستی:چوب درخت سرو وسطش موی اسب تک شاخ.23سانتی متر

پاترونس:اجرا نکردم ولی فکر کنم شیر یا اسبه

ویژگی ها:چشم و موهام قهوه ایه تیره تقریبا سیاه.خیلی احساساتی م اما ساده نیستم.توی هنر استعداد فوق العاده ای دارم.عاشق معجون سازیم.از دروغ گفتن متنفرم.عاشق طراحی معلمام نه اینکه خوشگل باشنا :دی عاشق کتابخوندنم.دوست دارم از خیلی چیزا سر دربیارم سوالامو همین طوری نمیزارم خودم دنبال جواب میگردم.یه ذره فضولم.توی یه چیزای شجاعتم زیاده.پروازم خیلی خوبه اما هنوز عضو کوییدیچ نشدم.

علایق:هنر.کتابخونه.پرواز.ماجراجویی.جهانگردی.آواز خوانی.

کوییدیچ:نمیدونم اما فکر کنم جستجوگر خوبی بشم.

تأیید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/16 20:30:54
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 16 خرداد 1393 16:48
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: روونا ریونکلا

گروه : ریونکلا

خون: اصیل زاده

سن:‌ حدود 1000 سال

چوبدستی: 25 سانتی متر، چوب درخت بید کتک زن و مغز پر ققنوس

سپر مدافع: آهو

ویژگی اخلاقی: روونا باهوش، مهربان و آرام است. به خاطر دخترش هلنا غم و اندوه وجودش را فراگرفته است. اعضای گروهش را از صمیم قلب دوست دارد و برای حل مشکلات آن ها تلاش می کند.

ویژگی ظاهری: او زنی با ظاهری جوان، چشمان آبی و موهای بلند و سیاه است.

علاقه مندی ها: اعضای گروهش، دخترش، حیوانات، کتاب، بستنی به طوری که همیشه در تالار گروهش در حال خوردن آن دیده می شود.

روونا راونکلاو از شخصیت های معروف و مهم داستان هست.
مطمئناً کسی که این شخصیت رو میخواد باید بتونه خیلی بیشتر از این حرفا توصیف ـش کنه و شخصیت ـش رو توضیح بده.

تأیید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط s.m در 1393/3/16 17:15:44
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/16 17:16:26
کنجکاوی در تازه ای را به روی یک انسان باز می کند.
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 16 خرداد 1393 16:07
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام عمو ماندانگاس.اومدم اینجا شخصیتم رو معرفی کنم:
= = = = = = = = = =
نام و نام خانوادگی: پیتر پتی گرو
گروه: گریفیندور
شکل انیماگوس: موش
پیتر پتی گرو یکی از دوستان نزدیک جیمز پاتر،سیریوس بلک و لوپین بود که ویژگی متمایز او از آن سه، ترسو بودنش بوده و هست.یکی از نکات عجیبی که در مورد پتی گرو وجود دارد، گروهیست که کلاه گروهبندی او را در آن انداخت.تقریبا همه ی خانواده ی پتی گرو بر این اعتقاد بوده اند که او نیز باید به گروه اسلیترین می رفت.اما به دلیل یک دعوای مختصر که با یک اصیل زاده اسلیترینی در قطار داشت،ناچار به فرار شد و به طوری اتفاقی در کوپه ای با جیمز پاتر و سیریوس بلک آشنا شد.دو نفری که به شدت از اسلیترینی ها متنفر بودند و همین دلیلی شد تا به گریفیندور بیاید.
پتی گرو بعد از خیانت خود به جیمز و لیلی، به عنوان موش خانگی برای خانواده ویزلی ها به ایفای نقش پرداخت.اگر چه بعد ها به دلایل فقر خانوادگی ویزلی ها،از این کار خود پشیمان شد و مدت های زیادی را گرسته ماند.
پتی گرو تنها کسی بود که با اهدای مچ دست راست خود در بازگشت مجدد لرد سیاه نقش به سزایی داشت.البته دقایقی بعد،لرد سیاه با اعطای یک دست آهنی به خادم وفادار خود، کار او را جبران نمود.اگر چه خود پیتر تا مدت ها از حرکات ناخودآگاهی که دست آهنی داشت،می نالید.
از فعالیت های ثمر بخش او می توان به طراحی سالن های عمومی ریونکلاو و هافلپاف در نقشه غارتگر اشاره کرد.

خوش اومدی عمو جون!
تأیید شد.

= = = = =
عمو فلچر مثل این که هنوز ایفای نقشم فعال نشده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/16 17:18:09
ویرایش شده توسط آيت در 1393/3/16 17:35:56
ویرایش شده توسط آيت در 1393/3/16 17:36:36
طراح سوال مسابقه ي شماره 8 هري پاتر در سايت
نفر اول مسابقه ي شماره ي 8 هري پاتر و اخذ آرم خد
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 15 خرداد 1393 20:24
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:هیونا بلک

گروه:هافلپاف

جنسیت:زن

خون:اصیل

پاترونس:اسب نر

نوع چوب جادو:چوب درخت سرو با موی اسب تک شاخ.23 سانتی متر

نوع چوب جارو:آذرخش

ویژگی ظاهری و اخلاقی:چشم و مو مشکی با موهای صاف .مهربون.حساس.احساساتی.جدی.به موقع عصبی و افسردم به موقع شاد

داستان زندگی:منو خواهرم باهم زندگی میکنیم و نمیدونیم چه شکلی فامیلیمون بلکه.مارو مشنگا بزرگ کردن و ارث هایی از جدمون برامون رسیده.هم سن و سال هری پاتر و دوستانشیم اما خواهرم بزرگتره.خدمتکارمونم جادوگره...

دوست عزیز این شخصیتی که شما برداشتید در داستان هری پاتر نبوده. اگه میخواید شخصیت ساختگی بردارید، باید اولاً یه معرفی شخصیت کامل و جامع بنویسید و بعد از اون 2 ماه به صورت مشروط وارد ایفا بشید و شخصیت خودتون رو به بقیه بشناسونید.

راه دیگه اینه که می تونید از لیست شخصیت های ایفای نقش یه شخصیت انتخاب کنید و یه معرفی انجام بدید.

تأیید نشد.
موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 22:57:06
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 15 خرداد 1393 14:07
نمایش جزئیات
آفلاین
[quote]
پاسخ به معرفی
نام:انی شرلی
جنسیت:دختر
خون:اصیل
گروه.گریفدور
ویژگی ظاهری:موهای قرمزوچشم های قهوه ای
روشن
ویژگی اخلاقی:عاشق سفردررویا روی همه چیزاسم می گذاره بادوستانش مهربان است.
خانواده رادوست دارد.به سختی هاکنارمی اید.خوش بین است.عاشق کتاب.فداکار بامحبت
خوش اخلاق وخیلی شیطون!همیشه دردسردرس می کنه درست مثل جیمزپاتر.وقتی یه کاری می کنه به بهترین نحوانجام می ده.صبور.هیچ وقت جانمی زنه.راستگو،کینه بهدل نمی گیره.جمله های عاطفی زیلدی می گه. :zogh:
خانواده:پدرومادرش می میرندوبه پروشگاه می روندوبه فرزندخانوادگی قبولش می کنند.
چوب :ازچوب درخت خاس وعالی ترین پرققنوس
نوع چوب جارو:اذرخش
پاترنوس :گوزن.
عادت:اسم گذاری روی اشیاء،حرف زدن با درختان.
حیوان دست اموز:جغدودرخانه بچه گربه

درود
به مراحل ورود به ایفای نقش دقت کنید:

1- خواندن قوانین ایفای نقش
2- شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی
3. حضور در تاپیک سال اولی‌ها از این‌طرف: کلاه گروه‌بندی
4- انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک شخصیت خودتون رو معرفی کنید.

تأیید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 15:48:56
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 15 خرداد 1393 03:59
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: لیلی لونا پاتر

شخصیت: لجباز ، اهل کل کلِ! ، به این سادگیا از حرف خودش نمیگذره ، اگه دلخور شه سعی میکنه نشون نده و فاصله میگیره ، شدیدا مغروره طوریکه که براش سنگین تموم میشه اگه شخصیتش خرد شه ، احساساتیه ولی بروز نمیده ، زورش زیاده چون باید به عنوان دخترِ هری پاترِ مشهور جلوی بعضی هم گروهیاش وایسه! ، از هر چیز مرموزی خوشش میاد به شدت و خیال پردازه.

جنسیت: دختر

سن: 15

ظاهر: موهای بلند و قرمز ، چشمای قهوه ای ، چشماش برق شیطنت دارن و اگه بهشون دقت کنی عمیقن! ، معمولا موهاشو با یه کشِ سبز دُم اسبی میبنده ، قدش نسبتا کوتاهه

خون: پاتر!

پاترونوس: شیر

چوب دستی: چوب سرو که وسطش موی اسب تک شاخه

گروه: اسلایترین

جارو: جاروهای آلبوس بهش میرسن! :|

حیوون خونگی: اژدها دوس داره ولی خب نگهداریش سخته! :D

پیشینه : دختر هری و جینی پاتر ، بچه گیشو تو زمین کوویدیچ گذرونده و عاشق این بازیه ، همیشه جاروی جیمز یا آلبوسُ کش میره ، یه مدت یه دوست خیالی مشنگ داشت ، با همه ی دور و بریاش جور میشد و راحت بود.

تأیید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 10:51:34
دلیل: تأیید
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 15 خرداد 1393 02:41
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: ویکتوار ویزلی

شخصیت: مهربون, مغرور و یه دنده, به خاطر رگ پریزادیش معمولا کسی نمی تونه بهش نه بگه, لجباز , کاریو که باید انجام بده انجام می ده , عاشق خیال پردازی , وقتی تصمیمی می گیره ازش مطمئنه, دیر صمیمی میشه ولی دوستاش براش مهم تر از زندگی ان, اسیب پذیر, یه ارامش ذاتی داره که خیلی کم به خشم منجر میشه ولی خشمش چیزی نیس که کسی دوس داشته باشه ببینه!

حنسیت: دختر

سن: 16

ویژگی های ظاهری: بلوند, ظریف و ریزه میزه, چشماش عسلی ان ولی خب اگه خشم پریزادیش رو بشه یا وقتایی که احساساتش زبونه بکشه چشماش ابی میشن, نگاه گیرا, تونگاه اول به خاطر نوع ایستادن یا حالت نگاهش خجالتی به نظر میاد.

خون: ویزلیه دیگه!

پاترونوس: دلفین

گروه: گریفیندور

چوبدستی: از چوب بلوط با ریسه ی قلب اژدها

جارو: ویکی و جارو؟؟ ویکی فقط تفننی کویدیچ بازی میکنه! اونم معمولا از تدی جارو قرض می گیره!

حیوان خونگی: یه جغد کوچیک بند انگشتی به اسم پوتی !

پیشینه: ویکی (دختر بیل ویزلی و فلور دلاکور) از بچگی به خاطر این که تنها بلوند بین دخترای ویزلیا بود یه کم احساس دور بودن از جمعو داشت ولی با این حال عزیز مادربزرگش بود. تا قبل از این که تدی بره مدرسه, یعنی یه سال قبل از رفتن ویکی, تدی و ویکی دوستای خوبی بودن اما ازون موقع به بعد رابطشون تبدیل به کل کل شد و این موضوع با رفتن ویکی به مدرسه بیشتر شد. تا این که سال پنجم با هم صمیمی شدن اما این موضوع تا وقتی که جیمز مچشونو تو ایستگاه کیگنزکراس گرفت مسکوت موند. جدا ازین موضوعات ویکی به عنوان فردی که میشه روش حساب کرد بین بچه ها معروفه و بچه ها واسه حل مشکلاتشون معمولا با ویکی دردودل میکنن.

تأیید شد.
به ایفای نقش خوش اومدی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 10:49:01
دلیل: تأیید
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 14 خرداد 1393 09:59
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:ایگنوتیوس پورال

گروه:هافلپاف

جنسیت:مرد

سن :15

خون:اصیل زاده

پاترونس:تک شاخ

نوع چوب جادو: موی تک شاخ،ریسه قلب اژدها،چوب بلوط،پای ققنوس ،مناسب برای دویل.35سانتی متر

نوع چوب جارو :تک شاخ آتشین

حیوان خانگی :عقاب طلایی

ویژگی ظاهری واخلاقی:قد : متوسط ، مو : مشکی کوتاه.رنگ چشم:آبی
صبر زیاد ، با آرامش و ضد خشونت و بخشایشگر ، آروم و خوب ، خوش اخلاق

داستان زندگی :

هوا تاریک و مه بود... من به همراه برادرانم کدمیوس و آنتیوس در راه رفتن به شهر دیگر بودیم که روبرومون رودی عمیق سبز شد . از آنجایی که هر کدام از ما، در جادوگری مهارت های حرفه ای داشتیم، تصمیم گرفتیم شد که پلی را بر بالای این رود عمیق بسازیم که در نهایت بتوانیم از آن عبور کنیم. همه چیز خوب پیش می رفت و ما توانستیم پلی را بنا کنیم، اما زمانی که می خواستیم از آن عبور کنیم ناگهان مرگ در جلوی چشمانمان حاضر شد و راه ما را بست. خیلی شوکه شده بودیم و فکر میک ردیم که مرگ با ما چه کار دارد .
همه چیز خیلی سریع پیش می رفت، به این باور رسیده بودیم که دیگر زمان وداع ما با دنیای جادوگران به پایان رسیده است اما در کمال ناباوری دیدیم که مرگ نه تنها قصد گرفتن جان ما را ندارد، بلکه ما را برای اینکه توانسته بودیم او را فریب دهیم تحسین می کند و از ما می خواهد که هر کدام در برابرش آرزویی کنیم تا او برای ما برآورده کند. بردار ارشدم آنتیوس ، ابر چوب دستی را از مرگ خواست ، چوب دستی که در جان مانند او نباشد و قوی ترین باشد . مرگ سریعا خواسته او را براورده کرد و او برگشت و رفت سراغ انتقام از دشمنانش.
برادر دومم از مرگ سنگی را خواست که مردگان را زنده کند . مرگ خواسته او را نیز بر آورده کرد و او رفت و دختری را که دوست داشت را زنده کرد و ... .
و من ایگنوتیوس از مرگ شنلی ناپدید کننده خواستم تا بتوانم از دست مرگ مخفی شوم و مرگ از شنل خودش برید و به من داد و به راهم ادامه دادم و برای همیشه از دست مرگ پنهان شدم .

تأیید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/15 10:45:25
I close my eyes, only for a moment and the moment's gone
All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind



تصویر تغییر اندازه داده شده



تصویر تغییر اندازه داده شده




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 خرداد 1393 19:28
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:ایگنوتیوس پورال

گروه:هافلپاف

جنسیت:مرد

سن :15

خون:اصیل زاده

پاترونس:تک شاخ

نوع چوب جادو: موی تک شاخ،ریسه قلب اژدها،چوب بلوط،پای ققنوس ،مناسب برای دویل.35سانتی متر

نوع چوب جارو :تک شاخ آتشین

حیوان خانگی :عقاب طلایی

ویژگی ظاهری واخلاقی:قد : متوسط ، مو : مشکی کوتاه.رنگ چشم:آبی
صبر زیاد ، با آرامش و ضد خشونت و بخشایشگر ، آروم و خوب
داستان زندگی :
هوا تاریک و مه بود... من به همراه برادرانم کدمیوس و آنتیوس در راه رفتن به شهر دیگر بودیم که روبرومون رودی عمیق سبز شد . از آنجایی که هر کدام از ما، در جادوگری مهارت های حرفه ای داشتیم، تصمیم گرفتیم شد که پلی را بر بالای این رود عمیق بسازیم که در نهایت بتوانیم از آن عبور کنیم. همه چیز خوب پیش می رفت و ما توانستیم پلی را بنا کنیم، اما زمانی که می خواستیم از آن عبور کنیم ناگهان مرگ در جلوی چشمانمان حاضر شد و راه ما را بست. خیلی شوکه شده بودیم و فکر میک ردیم که مرگ با ما چه کار دارد .
همه چیز خیلی سریع پیش می رفت، به این باور رسیده بودیم که دیگر زمان وداع ما با دنیای جادوگران به پایان رسیده است اما در کمال ناباوری دیدیم که مرگ نه تنها قصد گرفتن جان ما را ندارد، بلکه ما را برای اینکه توانسته بودیم او را فریب دهیم تحسین می کند و از ما می خواهد که هر کدام در برابرش آرزویی کنیم تا او برای ما برآورده کند. بردار ارشدم آنتیوس ، ابر چوب دستی را از مرگ خواست ، چوب دستی که در جان مانند او نباشد و قوی ترین باشد . مرگ سریعا خواسته او را براورده کرد و او برگشت و رفت سراغ انتقام از دشمنانش.
برادر دومم از مرگ سنگی را خواست که مردگان را زنده کند . مرگ خواسته او را نیز بر آورده کرد و او رفت و دختری را که دوست داشت را زنده کرد و ... .
و من ایگنوتیوس از مرگ شنلی ناپدید کننده خواستم تا بتوانم از دست مرگ مخفی شوم و مرگ از شنل خودش برید و به من داد و به راهم ادامه دادم و برای همیشه از دست مرگ پنهان شدم .

دوست عزیز شما اول باید در تاپیک کلاه گروهبندی پست بزنی تا گروهبندی بشی.
موفق باشی.
تأیید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط kasra.potter.magic در 1393/3/13 23:36:53
ویرایش شده توسط kasra.potter.magic در 1393/3/13 23:38:45
دلیل: قبلیش نوشته ها رنگی و زشت بود واسه همین گفتم مثل بقیه کنم بهتره
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1393/3/14 0:25:10
دلیل: پاسخ
I close my eyes, only for a moment and the moment's gone
All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind



تصویر تغییر اندازه داده شده



تصویر تغییر اندازه داده شده