سر کادوگان
از این تابلو به اون تابلو!
- تولد نقش
- 1396/08/30
- آخرین ورود
- شنبه 9 دی 1402 15:08
- عضویت
- 1385/08/03
- پستها
- 341
حملهی رون و هرمیون به هتلوارتز شاید در عمل فقط برای چند ساعتی هرج و مرج و دردسر در هتلوارتز ایجاد کرد، ولی در بطن پیام بسیار مهمی را به همهی گریفندوریها و مخالفان هتلوارتز داد: هتلوارتز نفوذ پذیر است.
بعد از ظهر همان روز، همهی گریفندوریها روبروی شومینهی تالار خصوصیشان جمع شده بودند. هرمیون که تخم هیپوگریف نجات داده شده را پیچیده در پتویی در یک جعبه با افتخار در دست داشت، با شور و هیجان صحبت میکرد:
- دیگه بهمون ثابت شده که اعتراض مسالمت آمیز نتیجهای نداره دوستان، الان وقت آنارشیه!
رون که خودش را در افتخار خرابکاری در هتلواترتز شریک میدانست، ادامه داد:
- هر چقدر از این اتفاقات بیشتر بیفته، مشتریهای هتلوارتز بیشتر و بیشتر ناراضی میشن، و این نارضایتی دهن به دهن میچرخه و خیلی زود دیگه کسی به هتلوارتز نمیاد! ورشکسته میشن!
آستریکس از گوشهی تالار گفت:
- ولی یه مشکلی وجود داره، وزارتخونه هم بیکار نمیشینه. امروز رو شاید زیر سیبیلی رد کنن، ولی اگه این اتفاقها چند بار پشت سر هم رخ بدن، مطمئنم که وزارتخونه اقدامات امنیتی رو چند برابر میکنه و اگه دست بر قضا کسی رو دستگیر کنه، مجازات سنگینی براش در نظر میگیره.
همهمه موافقت آمیز اتاق را پر کرد:
- راست میگه! نمیشه ریسک کرد!
- وزارتخونه به خاطر مقر اصلی درآمدش هر کاری میکنه!
- مگه اینکه نفهمن از کجا خوردن!
با شنیدن آخرین جمله، همهی سر ها به سمت سر کادوگان برگشت. تاتسویا پرسید:
- منظورت چیه سر؟
- وقتی پروفسور دامبلدور میخواست تا مردم رو از شیون آوارگان دور کنه تا لوپین بتونه راحت تغییر شکل بده، الکی همهجا چو انداخت که اون مکان جن زده است، نتیجه این شد که هیچ کس از ترسش حتی نزدیک شیون آوارگان هم نمیرفت!
- منظورت اینه که بگیم اونجا جن و روح داره؟
- به نظر من که بهترین راه برای دور کردن مشتریها و حتی خدمهی هتله! وزاتخونه هم نمیتونه جن و روح رو دستگیر کنه.
باز هم صدای همهمه بالا گرفت. فکر بدی به نظر نمیومد.
- حالا روح و جن از کجا بیاریم؟
نگاه خبیثانهی سر کادوگان از روی تعدادی از اعضای تالار رد شد و روی ادوارد دست قیچی ثابت ماند...
بعد از ظهر همان روز، همهی گریفندوریها روبروی شومینهی تالار خصوصیشان جمع شده بودند. هرمیون که تخم هیپوگریف نجات داده شده را پیچیده در پتویی در یک جعبه با افتخار در دست داشت، با شور و هیجان صحبت میکرد:
- دیگه بهمون ثابت شده که اعتراض مسالمت آمیز نتیجهای نداره دوستان، الان وقت آنارشیه!
رون که خودش را در افتخار خرابکاری در هتلواترتز شریک میدانست، ادامه داد:
- هر چقدر از این اتفاقات بیشتر بیفته، مشتریهای هتلوارتز بیشتر و بیشتر ناراضی میشن، و این نارضایتی دهن به دهن میچرخه و خیلی زود دیگه کسی به هتلوارتز نمیاد! ورشکسته میشن!
آستریکس از گوشهی تالار گفت:
- ولی یه مشکلی وجود داره، وزارتخونه هم بیکار نمیشینه. امروز رو شاید زیر سیبیلی رد کنن، ولی اگه این اتفاقها چند بار پشت سر هم رخ بدن، مطمئنم که وزارتخونه اقدامات امنیتی رو چند برابر میکنه و اگه دست بر قضا کسی رو دستگیر کنه، مجازات سنگینی براش در نظر میگیره.
همهمه موافقت آمیز اتاق را پر کرد:
- راست میگه! نمیشه ریسک کرد!
- وزارتخونه به خاطر مقر اصلی درآمدش هر کاری میکنه!
- مگه اینکه نفهمن از کجا خوردن!
با شنیدن آخرین جمله، همهی سر ها به سمت سر کادوگان برگشت. تاتسویا پرسید:
- منظورت چیه سر؟
- وقتی پروفسور دامبلدور میخواست تا مردم رو از شیون آوارگان دور کنه تا لوپین بتونه راحت تغییر شکل بده، الکی همهجا چو انداخت که اون مکان جن زده است، نتیجه این شد که هیچ کس از ترسش حتی نزدیک شیون آوارگان هم نمیرفت!
- منظورت اینه که بگیم اونجا جن و روح داره؟
- به نظر من که بهترین راه برای دور کردن مشتریها و حتی خدمهی هتله! وزاتخونه هم نمیتونه جن و روح رو دستگیر کنه.
باز هم صدای همهمه بالا گرفت. فکر بدی به نظر نمیومد.
- حالا روح و جن از کجا بیاریم؟
نگاه خبیثانهی سر کادوگان از روی تعدادی از اعضای تالار رد شد و روی ادوارد دست قیچی ثابت ماند...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!








...می خوام یه چیزیو بگم
...اممم میشه توجه کنید.
ولی این مال روزایی بود که هتلوارتز تازه ساخته شده بود و مشکلی وجود نداشتو همگی حال میکردیم. ولی حالا وزارت بیشتر جنگل ممنوعرو از بین برده و حیوونا وموجودات توی اون دیگه خشمگین شدن و به هتلوارتز وهاگوارتز دارن حمله می کنن.
ده معذرت میخوام همون که اقامون گفتن.