هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۴۲ شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷

MadarZiba


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۸ شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱:۱۷ دوشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1
آفلاین
عرضم به خدمتتون، مادرش خیلی زیبا بود و خودش هم این رو میدونست. منتها خود یارو، اصلا به مادرش نرفته بود و هرچی سعی میکردن بهش اینو حالی کنن متوجه نمیشد.

نام: بلیز زابینی. فامیلی هیچکدوم از هفت تا شوهر مادر بلیز "زابینی" نبود، حتا فامیلی اونایی که هیچوقت شوهر مادر بلیز نبودن هم زابینی نبود. ولی خدا این موهبت رو به بلیز داده بود که فامیلیش زابینی باشه، که حداقل وقتی اسمشو صدا میزدن جو سنگین دال بر حضورش یکم تلطیف شه و بشه با یه من عسل قورتش داد.

مادر: زیبا.

چوبدستی: استایل بلیز بشدت براش مهمه، برای همینم چوبدستی میگیره دستش. با وجود اینکه همه میدونن مادرش ساحره ی زیبایی بود و بلیز نه ساحره ست نه زیبا، هرگز اجازه نمیده -تقریبا- فشفشه بودن اونو از استفاده های دیگه ای که میتونه از چوبدستیش بکنه منع کنه. استفاده های خیلی خیلی مهم و حیاتی و استایلیش، که از هر شاخه ی درختی میشه کرد. برای همینم هست که بلیز پولاشو گذاشته جیبش و اینورو نگاه کرده، اونورو نگاه کرده فعال محیط زیستی چیزی اون اطراف به دیواری نچسبیده نباشه، بعد چیده.

این چوبدستی برای استفاده ی استاندارد کمی بزرگه.

جارو: بلیز در سال هفتم به تیم کوییدیچ اسلیترین پیوست، اما اولین بازی عمرش بدلیل برودت هوا کنسل شد و دومین بازی بدلیل جشن فارغ التحصیلی به سال بعد موکول شد.

گروه: مادر بلیز بشدت زیبا بود.
پاترونوس: راستش، اجازه بدین جمله ی بالا رو دو بار تکرار کنم.

مشخصات ظاهری:
بلیز درحالیکه به صرف شربت غیر مجاز و شیرینی کنار اسلاگبوقی و جمعی از دیگر پسران زیباروی هاگوارتز نشسته این شکلیه. زمانی که متوجه میشه خداروشکر دوست صمیمی ش از هیچگونه ناتوانی رنج نمیبره این شکلی و زمانی که بالاخره بعد از گذشت دوره های بی پایان تاریخی یه دختر توی قطار کنارش میشینه هم این شکلیه.

یه بار یه پرنده رو کله ی بلیز هنر آفرید، و بلیز این شکلی شد.

همونطور که میبینید بلیز توانایی حرکت دادن به ماهیچه های صورتش رو نداره.

خصوصیات اخلاقی:
بلیز بهره هوشی بشدت بالایی داره.
بلیز میتونه پازل هایی رو که به گفته ی سازنده سه تا هفت سال طول میکشه تا درست بشن تو حداکثر دو سال درست کنه.

برای همین هم هست که بشدت مغروره، چون اون کاملا از استعداد های خودش و مادرش خبر داره.

علاقمندی ها: بلیز به اسم و فامیلش علاقه چندانی نداره، اما به شوهر های مادرش بشدت علاقمنده. چرا که هروقت یکی از اونا بطرز کاملا مرموزی یهو برای خودش بدلیل برودت هوا جان به جان آفرین تسلیم میکنه، بهره ی هوشی بلیز بالا تر میره و مادرش زیبا تر میشه. شاید از قیافه ی بلیز زمانی که تو باشگاه اسلاگه زیاد معلوم نباشه، ولی بلیز به باشگاه اسلاگ هم بشدت علاقمنده. چرا که اونجا پسران زیباروی دیگه ای رو ملاقات میکنه که از ارتش دامبلدور به باشگاه اسلاگ ترانزیت شدن و متوجه میشه که تو این دنیای زشت و بیرحم تنها نیست.

بیوگرافی:
بزرگترین و دردناک ترین شکست زندگی بلیز زمانی بود که متوجه شد فامیلی هیچکدوم از پدرهاش زابینی نیست و نه تنها اون برای باقی عمرش به این فلاکت محکوم شده، بلکه قیافه ش هم به آقای زابینی رفته. بعد از اون در سال های جوانی بلیز اتفاق زیادی نیفتاد، اون و مادرش تو خونه نشستند و با تمام وجود به خودشون عشق ورزیدن و به همدیگه لبخند زدن. بلیز تا یازده سالگی هیچ نشونه ای از جادو از خودش بروز نداد و دامبلدور هم به دلایل نامشخصی خام زیبایی مادر بلیز نمیشد تا برای بلیز نامه بفرسته، اما یک شب باقی اساتید به اتفاق هم امضای پروفسور مک گونگال رو جعل کردن، ولی امیدشون برای اینکه بلیز در روز اول سال مادرش رو با خودش بیاره ناامید شد.

بلیز از کودکی جوان بشدت مستقلی بود.

بلیز در دوران مدرسه هیچ کس رو تحویل نگرفت، چرا که هیچکس به اندازه ی او زیبارو و تیزهوش نبود. شاید ندونین ولی لرد سیاه تمام مدت تلاش میکرد که هری رو بکشه، فقط به این دلیل که به این بهانه به بلیز نزدیک بشه تا با هم بیشتر آشنا بشن.

شناسه قبلی.

توضيحات ارسال شد.

تاييد نشد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۵ ۰:۰۳:۴۲
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۵ ۰:۱۵:۴۹
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۶ ۰:۵۱:۰۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۱۴ شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷

محفل ققنوس

روبيوس هاگريد


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۵ جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۰:۰۳:۰۲ چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۸
از شهری که کودک نداشت...
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 405
آفلاین
نام: روبیوس
نام خانوادگی: هاگ‌رید. (گلاب به روتون.)
گروه: گریفیندور تا ابد.شاید...
شغل: شیکاربان. موعلم.
چوب دستی: چتر سر صورتی.
پاترونوس: پیپ هوریس هس. همونو می‌ریمش.
جارو: سایزم نی. موتور سیریوس بلک جوابه.
مشخصات ظاهری: قدِ بولند و استخون بندی درشتی دارم.
علاقه‌مندی‌ها: حیوانات، رفقا، تشکیل خانواده، ماکسیم، تشکیل خانواده با ماکسیم، کیک و آشپزی(این یه قلم در حد همو علاقه‌ست و بس. هنو نطلبیده تبدیل به مهارت بشه.)

توضیحات بیشتر: نمی‌فهمم! منظورتو...

بیوگرافی کوتاه:
به همت سازمان لوله‌کشی لندن از پدری انسان و مادری غول به دونیا اومدم. کودکی خودم رو در حالی که مادرم من و پدرم را تنها گوذاشته بود، به نحو احسن به پایان رسوندم طوری که برخلاف انتظار ها، نامه هاگوارتز برایم فرستادند و من هم رفتم و طبق انتظار ها اخراج شودم. سپس پروفسور دامبلدور کلبه‌ای در حوالی هاگوارتز به من داد و من رو به عنوان شکاربان، به استخدام هاگوارتز در آورد. همون موقع بود که فهمیدم همه چی موزخرفه. به ما گوفتن درس بخون شاگرد اول شی کار گیرت بیاد ما اخراج شدیم درجا استخدام شدیم.
کلبه من به «کلبه دوستان» معروف شد و روشنفکران و فرهیختگان دنیای جادویی اعم از هوریس در هنگام عقب افتادن اجاره خونش و رودولف در هنگامی که زنش بیرونش می‌کنه و خودم در همه هنگام، در آن به مشغول به روشن فکر کردن شودیم. البته چون من فکر کردن بلد نیستم مشغول به روشن خالی شدم.
«کلبه دوستان» خیلی زود مورد نظر موساعد پرسیوال دامبلدور بزرگ قرار گرفت و بیان داشت: “هاهاهاها! مساعد؟ «کلبه دوستان» یه چیزی بیشتر از مساعده.”

انجام شد!


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۴ ۱:۴۶:۳۳

تصویر کوچک شده



میشه قسمت کرد جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین تر بیا روی سطح برای روز بهتر...



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۴۳ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷

چارلى ويزلى


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۵ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۹:۰۷ چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 23
آفلاین
به نام خدا

نام:آلبوس سوروس پاتر
مشخصات:موهاي مشكي،عينك باشيشه ي گرد،چشمان آبي
متولد:9سپتامبر1990
گروه : اسلایترین ولی فعلا بی گروه
سوابق كوييديچ:از سال 2001جستجوگر كوييديچ در تيم گريفندور
هيكل:كمي قدبلند،لاغر،پاهاي كشيده
حضور در هارگوارتز:ازسال 2000
رشته تحصيلي:آرور يا كاراگاهي(مقابله باجادوي سياه)
نام پدر:هري پاتر،نام مادرجيني ويزلي
نام پدر بزرگ:چیمز پاتر
توانمندیها : بسیار قوی در درس دفاع در برابر جادوی سیاه
توانايي هاي غيرمعمول:حرف زدن به زبان مارها،ديدن روياهاي ثابت،
چوب جادوگر: ساخته شده از چوب درخت راج و پر ققنوس ، ۱۱ اينچ ، زيبا و انعطاف پذير
دوستان:رز ویزلی(دختر هرمیون و رون)
معرفی:من پسر هري پاتر و جيني ويزلي هستم.به گروه گريفندور رفتم مانند پدر ومادرم من مانند پدرم يك جادوگر استثنايي هستم و از همه بهترم.البته در کوئیدیچ نیز مانند پدرم دستی دارم و حتی جستجوگری را از او هم بهتر بلدم.استاد جادوگری هستم و دوست دارم روزی حتی از دامبلدور نیز قوی تر بشوم.مانند مادربزرگم آدم بسیار مهربانی هستم.البته کمی هم احساساتی هستم

معرفي شخصيتتون كوتاهه. بعدا كاملش كنين.

تاييد شد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۳ ۲۲:۰۳:۰۰


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۲۵ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷

اسلیترین، مرگخواران

هوريس اسلاگهورن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۶:۲۳ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۴۵:۲۳
از می عشق تو چنان مستم، که ندانم که نیست یا هستم
گروه:
اسلیترین
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
ناظر انجمن
پیام: 253
آفلاین
نام: هوریس
نام خانوادگی: اسلاگهورن [در دوران کودکی بین بچه محلا به اسلاگ بوقی معروف بود]
فرزند: موریس و حوریه سادات
همسر: «ازدواج محدودیت است!»
سن: رسیده به پنجاه ... فشار اومده به چند جاه!
گروه: اسلیترین
چوبدستی: از جنس دسته‌ی تسترال و مغزی کره بادوم زمینی، بیست سانت مفید!
جارو: فعلا با آلشپورت قرارداد داریم ولی در صدد فسخیم.
پاترونوس: پیپ! (از تیره وزغ‌ها)
علایق: ساحره‌های جوان و مستعد و آینده دار، پارتی‌های کلفت، پارتی‌های شبانه، عیش و نوش، نوشیدنی کره‌ای سگی، گوشت!
مشخصات ظاهری: قد کوتاه، شکم بزرگ و سر طاس
بیماری‌های خاص: مبتلا به نقرس، کبد چرب و مرض قند
توضیحات بیشتر: پیرمردی با چهره شکسته اما خوش مشرب و خوش پوش و چرب زبان که به خاطر مصرف مداوم گوشت تازه همچنان سرحال و غبراق است واعتقاد داردآدم تا وقتی که گوشت مصرف کند جوان می‌ماند. پیش از ورود وی به هر مکانی، آمیزه‌ای از بوی ادکلن کاپیتان بلک و کره‌ی سگی خبر از حضورش می‌دهد. اصولا پسرها متوجه کوچک‌ترین جذابیتی در وی نمی‌شوند اما جذابیت‌های باطنی پرشماراو بر هیچ یک از شاگردان دخترش پوشیده نیست.

بیوگرافی کوتاه: هوریس اسلاگهورن در خانواده‌ای فقیر در جنوب لندن چشم به جهان گشود. پدر وی بوقچی تیم کوییدیچ خونه‌به‌خونه لندن بود و خود او نیز کودکی و نوجوانیش را به بوق زدن و باقالی فروختن در استادیوم سپری کرد. با فروش باشگاه کوییدیچ خونه‌به‌خونه به شیخ عنتر الخلیفی، پول به تمام ارکان این باشگاه سرازیر شد و وضع لیدرها نیز بهبود یافت. این مالک متمول که از جربزه و حاضرجوابی هوریس جوان خوشش آمده بود تصمیم گرفت مخارج تحصیل وی درهاگوارتز را بپردازد. هوریس نیز استعداد شگرفی در معجون سازی از خود بروز داد و درهمان پاتیلی که سال‌ها با آن آش و لوبیا چیتی و باقالی دست مردم می‌داد، معجون‌های جدیدی طبخ کرد که بعضا در مجلات معتبر ثبت شد و در سطوح عالی تدریس شد.

هوریس با پایان تحصیلاتش تصمیم گرفت از فضای آکادمیک دور نشود و فورا در هاگوارتز به تدریس معجون‌سازی مشغول شد. او که از روابط عمومی بالایی بهره می‌برد به یکی از محبوب ترین اساتید هاگوارتز مبدل شد به طوری که همه ساله رقابت شدیدی بین او و دامبلدور در نظرسنجی استادبرتر شکل می‌گرفت. درهمان سال‌ها بود که انجمن اسلاگ را تشکیل داد و مستعدترین شاگردان هاگوارتز را که عموما ساحره‌های زیبارو بودند دور خودش جمع کرد. [بد نیست ذکر شود که دامبلدور نیز در آن سال‌ها به تقلید از وی و برای رقابت کردن با او انجمنی مخفی تشکیل داد و سعی کرد مستعدترین شاگردان هاگوارتز را که عموما پسران زیبارو بودند دور خودش جمع کرد] از قضا یکی از همین شاگردان مستعد، تام ریدل جوان بود. هوریس به طرز عجیبی جذب تام شده بود و دوران جوانی خودش را در او می‌دید و به استعدادهایش ایمان داشت. تام نیز از دریای دانش بی‌کران هوریس استفاده زیادی کرد و نقشه‌هایش برای جاودانگی را به کمک او عملی نمود. پس از اوج گیری تام ریدل که دیگر با عنوان لرد ولدمورت شناخته می‌شد، اسلاگهورن نیز مخفیانه به شاگرد خلفش پیوست. شاید کمتر کسی بداند که از عوامل مهم قدرت و موفقیت‌های لردسیاه، داشتن مشاور و مباشری چون اسلاگهورن بوده است.

تاييد شد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۳ ۲۰:۱۵:۰۷

ز خاک من اگر گندم برآید،
از آن گر نان پزی مستی فزاید! تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۴۸ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷

نیک تقریبا بی سر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۱۹ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۱:۲۲ شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷
از توی دیوار
گروه:
کاربران عضو
پیام: 3
آفلاین
نام: نیک تقریبا بی سر ( لطفا توی اسم شناسه هم واژه تقریبا ذکر بشه)
گروه: گریفیندور

نیکلاس که از سران و بزرگان زمان خویش بود، در خانواده ای اشرافی و غیر مذهبی بزرگ شد. او پله های ترقی را به سرعت طی کرد ( نکشید ) ولی در یکی از پله های این ترقی، زمانی که داشت جادو را یاد می گرفت، مقداری پایش لغزید و نتوانست ورد "مرتب کردن دندان" را به خوبی یاد بگیرد و همین باعث شد که وی به مرگی دردناک بمیرد. شاید به این فکر کنید که خب، چندین نفر در طول دنیا اصلا این ورد را نمی دانند و به خوبی و خوشی زندگی کرده اند و چرا سر نیکلاس نتوانسته. باید به عرض شما برسانم وی به خاطر اینکه در تلاشی برای مرتب کردن یکی از بانوان درباری که بسیار با نفوذ بود، با شکست مواجه شد و به جای مرتب شدن دندان های ایشان، عاج هایی زیبا، جذاب و دلنشین در دهان وی رشد کرد. بانوی مورد نظر که از این واکنش و عملیات بسیار رنجیده خاطر شده بود و توانایی تحمل و ایضا درک این حجم از زیبایی و جذابی را درد هان خود نداشت و همچنین در دربار پادشاهی آشناهای زیادی داشت و میتینگ های شبانه بسیاری را در حضور پادشاه می گذراند، از موقعیت خود استفاده کرد و نیک را به اعدام محکوم کرد ولی از آنجایی که سری اتفاقات ناگوار برای نیک هنوز پایان نیافته بود، جلادی بی دست و پا مامور اعدام او شد و با اجرایی ناموفق، سر او را "تقریبا" برید. و به این سان وی به نیک(تقریبا) بی سر معروف شد.

لینک شناسه قبلیم

معرفى شخصيتتون كوتاهه. بعدا برگردين و كاملش كنين.

تاييد شد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۳ ۲۰:۱۶:۲۹

I haven't eaten for nearly five hundred years.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۴۸ پنجشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۷

چارلى ويزلى


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۵ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۹:۰۷ چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 23
آفلاین
به نام خدا

نام:آلبوس سوروس پاتر
مشخصات:موهاي مشكي،عينك باشيشه ي گرد،چشمان آبي
متولد:9سپتامبر1990
گروه : گریفیندور ولی فعلا بی گروه
سوابق كوييديچ:از سال 2001جستجوگر كوييديچ در تيم گريفندور
هيكل:كمي قدبلند،لاغر،پاهاي كشيده
حضور در هارگوارتز:ازسال 2000
رشته تحصيلي:آرور يا كاراگاهي(مقابله باجادوي سياه)
نام پدر:هري پاتر،نام مادرجيني ويزلي
نام پدر بزرگ:چیمز پاتر
توانمندیها : بسیار قوی در درس دفاع در برابر جادوی سیاه
توانايي هاي غيرمعمول:حرف زدن به زبان مارها،ديدن روياهاي ثابت،
چوب جادوگر: ساخته شده از چوب درخت راج و پر ققنوس ، ۱۱ اينچ ، زيبا و انعطاف پذير
دوستان:رز ویزلی(دختر هرمیون و رون)
معرفی:من پسر هري پاتر و جيني ويزلي هستم.به گروه گريفندور رفتم مانند پدر ومادرم من مانند پدرم يك جادوگر استثنايي هستم و از همه بهترم.البته در کوئیدیچ نیز مانند پدرم دستی دارم و حتی جستجوگری را از او هم بهتر بلدم.استاد جادوگری هستم و دوست دارم روزی حتی از دامبلدور نیز قوی تر بشوم.مانند مادربزرگم آدم بسیار مهربانی هستم.البته کمی هم احساساتی هستم

شخصيت آلبوس سوروس پاتر متعلق به گروه اسليترينه، در نتيجه شما نميتونين با اين شناسه بعدا وارد گريفيندور بشين.
ميتونين شخصيت ديگه اي انتخاب كنين، يا گروه انتخابيتون رو عوض كنين.

فعلا تاييد نشد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۲ ۲۲:۴۲:۳۴


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۱۰ چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷

اسلیترین

كيگانوس بلک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۴۱ دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۶:۲۷:۲۹ چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸
از به تو چه
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 85
آفلاین
نام:کیگانوس بلک
گروه:اسلايترين
رنگ چشم:مشكي
رنگ مو:طلايي
جانور نما:در عكس مشخص است.
پاترونوس:دو ققنوس كه ابتدا در هم پيچيده اند و بعد جدا ميشوند.
چوب دستي:چوب درخت مرگ و كريستال زئوس و خون جانور نمايش.(هم سطح با چوب دستي بيكو كيساواهي)
خون:اصيل زاده
كوييديچ:جوينده
ملقب به:مرگ خاموش
علاقه ها:كشتن مشنگ ها.اذيت كردن مشنگ زاده هاي جادوگر.
زندگي نامه:برادر سيريوس و ريگولوس بلك.خاندان بلك اورا بهترين عضو و قوي ترين عضو خانواده ميدانند.لرد سياهي است كه ولمورت جرئت حمله به اورا نداشت.كيگانوس معتقد است ققنوس اول پاترونوسش خودش و ققنوس دوم نفسش است.هيچگاه با برادرانش ارتباطي نداشت و كل زندگي اش بر مبناي تنهايي بنا شده است.شمشيرش كه با نقش اژدها مزين شده گردن هر كس كه به او نزديك شود ميبرد.حالتي عصبي كه لحظه اي او را ترك نميكند.در دوران بعد از پاتر ها با داشتن تمام يادگاران مرگ و ترميم چوب دست كهن جاودانه شد.استعداد خاصي تو جادوي سياه و ورد ها داره و تو سال اول به تمام افتخارات دامبلدور دست يافت.تو دوران تحصيلش ٣ بار بدون اطلاع هيچ كس ديگري تالار اسرار رو باز ميكند و باعث دوباره متولد شدن هيولاي تالار ميشود.

معرفى شخصيتتون كوتاهه. بعدا برگردين و كاملش كنين.

تاييد شد.



ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۱ ۲۳:۵۲:۳۱
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۲ ۱۶:۵۵:۳۴

اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۲۸ چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷

اسلیترین

كيگانوس بلک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۴۱ دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۶:۲۷:۲۹ چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸
از به تو چه
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 85
آفلاین
نام:کیگانوس بلک
گروه:اسلايترين
رنگ چشم:مشكي
رنگ مو:طلايي
جانور نما:در عكس مشخص است.
پاترونوس:دو ققنوس كه ابتدا در هم پيچيده اند و بعد جدا ميشوند.
چوب دستي:چوب درخت مرگ و كريستال زئوس و خون جانور نمايش.(هم سطح با چوب دستي بيكو كيساواهي)
علاقه ها:كشتن مشنگ ها.اذيت كردن مشنگ زاده هاي جادوگر.
زندگي نامه:برادر سيريوس و ريگولوس بلك.خاندان بلك اورا بهترين عضو و قوي ترين عضو خانواده ميدانند.لرد سياهي است كه ولمورت جرئت حمله به اورا نداشت.كيگانوس معتقد است ققنوس اول پاترونوسش خودش و ققنوس دوم نفسش است.هيچگاه با برادرانش ارتباطي نداشت و كل زندگي اش بر مبناي تنهايي بنا شده است.شمشيرش كه با نقش اژدها مزين شده گردن هر كس كه به او نزديك شود ميبرد.

معرفى شخصيتتون خيلى كوتاهه. كاملش كنين لطفا.

فعلا تاييد نشد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۱/۱ ۲۲:۴۱:۰۶

اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۴۴ سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۶

تريشا باترمير


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۷ سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱:۱۰:۵۹ پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۸
از ناکجاآباد 😎
گروه:
کاربران عضو
پیام: 21
آفلاین
به نام یزدان پاک...
نام: لوسی هارست
گروه: نامعلوم
جنسیت: مونث
سن: 16
پاترونوس: گرگ سفید
چوبدستی: 24 سانت ، چوب بلوط سفید، بدون ذره ای انعطاف درست مثل درون لوسی، ریسه ی تک شاخ و یک گرگ که بالای دسته حک شده.
خصوصیات اخلاقی:
تا به حال کسی اشک یا گریه ی اون رو ندیده! امکان نداره لبخند از روی لب هاش محو شه اما زمانی که عصبانیه لبخندش به تو پیشنهاد می ده خودت به پیشواز مرگ بری! ناراحتی اش رو می شه از کناره ی انگشت هاش تشخیص داد چون وقتی ناراحت می شه چوب دستی اش رو به شکل یه چاقو درمیاره و روی انگشت های دست چپش خط می اندازه که بخاطر این کارش بار ها توسط مک گونگال تنبیه شده! درافتادن با اون عواقب سختی رو در پیش رو داره چون اون نفوذ زیادی بین پروفسور های هاگوارتز به دلیل علم بالاش داره و اون ها معتقدن که اون جای هرمیون رو پر کرده! (از هرمیون سه سال کوچکتره) و شطرنج باز قهاری هم هست.

خصوصیات ظاهری: قد نسبتا بلندی داره اما چون خیلی زودتر از موعد تونسته به هاگوارتز راه پیدا کنه قد بلندش در بین همکلاسی هایی که ازش دو سال بزرگترن زیاد به چشم نمیاد. مو های بور و قهوه ای روشن و چشمایی به همون رنگ داره. پوست سفیدش دیگران رو به یاد گچ دیوار می اندازه(!) ولی همه معتقدن چشم های زیبایی داره.
زندگی نامه:
لوسی فکر می کنه که یه دورگه ست و هیچ خاطره ای رو از قبل ده سالگی اش به یاد نداره. اما سرپرست های اون که ماگل بودن هیچوقت به اون نمی گن که پدر و مادرش مرگخوار بودن و به هاگوارتز خیانت کردن تا این که لوسی می فهمه و اون ها رو ترک می کنه. لوسی توی هاگوارتز تلاش زیادی می کنه تا وارد اسلیترین بشه اما کلاه گروه‌بندی اون رو به گریفیندور می فرسته و اون تصمیم می گیره تا پیش اسنپ بره و ازش بخواد بهش جادوی سیاه رو یاد بده. یه گریفیندوری باهوش و شجاع و تاریک! زیادی پیچیده است. نه؟

تاييد شد.
خوش اومدين.




ویرایش شده توسط Reyhaneh.Kh در تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۲۹ ۲:۰۱:۱۵
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۲۹ ۲:۰۷:۲۹

مارگارت داره می گه داری امضام رو می خونی!

حواست باشه داری نزديک می شی به مارگارت صدمه نزنی!

یک عدد هافلی هستم

هلگا معتقد بود با پشتکار، هوش، شجاعت و بلندپروازی هم بدست میاد!

هافلپافی باشیم، خوشحال باشیم!

هی حواست به مارگارتِ من باشه!

تصویر کوچک شده



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۴۰ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶

بیکو کیساواهی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۳۳ یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۰:۰۱ دوشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۷
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 26
آفلاین
نام: بیکو کیساواهي
سن:١٤
جنس:پسر
رنگ چشم:مشكي
گروه:ريونكلاو
رنگ چشم:مشكي
ظاهر كلي:هيچ فرقي با پدرش ندار( جز پوست مسي رنگش)
پدر و مادر:رونو ساترا و دنيل كيساواهي
كوييديچ:متوسط
چوب جادو:كريستال مرگ و خون ققنوس و درخت مرگ آور.يه دسته به شكل ققنوس و روي چوب اون نشان ققنوس حك شده
ملقب به:ققنوس مرگ
مدرسه:هاگواترز
همه از شمشير سياهش حساب ميبرن و چوب دستي اون حتي از ابر چوب دستي هم قدرت مند تره بخاطر اينكه كريستالي كه خدايان جنگ و مرگ باهم ساختنش درون اونه.ققنوسش هايري هميشه رو شونشه و هيچ وقت جز وقت هاي ضروري از رو شونش بلند نشده.هيچ وقت پشت دوستاش يعني نيكلاس ريموني و دلفيني ريدل(دختر ولدمورت)رو خالي نكرده!
درود بر لرد سياه
جايگزين قبلي شه!

انجام شد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۲۵ ۲:۲۴:۴۲

زماني كه فرد زاعد نجات يابد
زماني كه پسران نا ديده پدرشان را بكشند
زمان تاريكي فرا ميرسد




يك مرگخوار وفادار







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.