هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۷:۵۷ دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

یوآن بمپتون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۹ سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱:۲۶:۱۱ دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸
از اکسیژن به دی‌اُکسید کربن!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 66
آفلاین
ﻣﻨﻮ ﻗﺎﻧﻊ ﻛﻨﻴﻦ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﻧﻴﺎﺯ ﺩﺍﺭﻳﻦ. ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﻧﻴﺎﺯ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻧﻴﺲ! ‏(6 نمره)

انگشت کوچیکه‌ی پام بطور خیلی شانسی و تصادفی، به مبل می‌خوره و از درد جیغ می‌زنم و همونطور که انگشتمو گرفتم و عین کانگورو می‌پرم، یهو می‌پرم روی شکم یکی از بچه‌های کلاس که لادیسلاو باشه و محتویات شکمش از دهنش بیرون می‌زنه. اینجاس که لادیسلاو رو می‌برم بیمارستان و منم این وسط توی سالن، عکس متحرک یه بچه‌ای رو می‌بینم که داره هیس‌کنان و با اشاره، بهم میگه که بپرم توی قاب عکس بغلی. منم می‌پرم توی قاب عکس بغلی و از یه خیابون شلوغ سر در میارم. ماشینا همین‌که منو می‌بینن، دیوونه‌وار دور و برم می‌چرخن و بهم حمله می‌کنن. منم جاخالی میدم و می‌پرم توی جوب. جوب خیلی عمیقه. عمقش چندین کیلومتره. عین قورباغه شنا می‌کنم و جوب رو طی می‌کنم و میام پایین تا برسم به تهش. اونجا از دست یه کوسه فرار می‌کنم و می‌رسم به یه تونل. ازش می‌گذرم و خودمو داخل یه کمد پیدا می‌کنم. از کمد می‌پرم بیرون و از اتاقی سر در میارم که پُر از صندوق‌های گالیونه!

حالا قانع شدی که اگه انگشت کوچیکه‌ی پام شانسی به مبل نمی‌خورد، الآن گالیونِر نبودم؟

ﻳﻪ ﻋﻜﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻛﻼﺱ ﺧﻔﻦ ﻣﻌﺠﻮﻥ ﺳﺎﺯﻯ ﺑﺮﺍﻡ ﺑﻴﺎﺭﻳﻦ. ﻣﻨﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﻜﺸﻴﻦ ﻧﻤﺮﻩ ﻯ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺭﻩ! (3 نمره)

تصویر کوچک شده

بله، این نقاشیِ منه که کلاس رز زلزله رو نشون میده. در این نقاشی، رز زلزله همونطور که از اسمش معلومه، به‌شکل زلزله در اومده و همچین بلای وحشتناکی سر کلاسش آورده. اون خطوطی که در بخش فوقانی نقاشی می‌بینین، نمودار ضربان قلب نیس. بلکه خودِ رز زلزله‌س. اون بالا دوتا عکس داریم. یکیش پروفسور دامبلدوره، اون یکی هم پرسیوال دامبلدوره. اون وسط هم تخته نصفش کَنده شده و افتاده روی اون یارو. اون یاروی سمت چپی هم چیز خاصی نداره که در موردش بگم. جهت پُر کردن حواشی نقاشیه.
در مورد نصف پایینی نقاشی، کف کلاس نصفش از بین رفته و نصف ملّت هم افتادن توی اون قسمت قهوه‌ای رنگ که فک کنم دستشوییِ طبقه‌ی پایینی باشه.
اون یاروی سمت راستی هم که روی نیمکت خوابیده و از هیچی خبر نداره، منم.

رز چرا دیر اومد؟ (1 نمره)

تا یه بهونه‌ای داشته باشه که تکلیف این جلسه رو سه سؤالی کنه.



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۶:۵۷ دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

اسلیترین، مرگخواران

نجینی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۱۸ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲:۲۷:۰۸ شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
اسلیترین
مرگخوار
پیام: 235
آفلاین
١- منو قانع كنين كه به شانس نياز دارين. و جواب به شانس نياز نداريم پذيرفته نيس!(٦نمره)

ما بخاطر خطراتی که همواره جامعه‌ی جادوگری رو تهدید میکنه و هرلحظه ممکنه مورد هجوم قرار بگیریم و معجون عشق به خورد ما داده و ما رو با تهدید محکوم به سفید شدن کنن، همواره به شانس نیاز داریم. ما نیاز داریم که شانس دشمنانمون رو بگیریم و به انبار شانس خودمون منتقل کنیم. و گاهی که شانس بیشتری لازم داریم میتونیم معجون فلیکس رو بسازیم تا همیشه بیشترین شانس برای ما باشه.

٢- يه عكس از خودتون در كلاس خفن معجون سازى برام بيارين. منو خوب بكشين نمره ى اضافه داره! (٣نمره)

تصویر کوچک شده



٣- رز چرا دير اومد؟ (١نمره)

تا غول کوچکی که ساخته بود را در اتاق ضروریات پنهان کند. او با یک ترکیب پیچیده غولی ساخته بود که به کمک‌ش کلاس را به آوار تبدیل کند تا بتواند کلکسیون سنگهایش را هر چه زودتر تکمیل کند.


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۳:۱۳ دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

لیندا چادسلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۴ جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۳۰:۰۰ دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۸
از گودریکز هالو
گروه:
کاربران عضو
پیام: 46
آفلاین
سلام

١- منو قانع كنين كه به شانس نياز دارين. و جواب به شانس نياز نداريم پذيرفته نيس!(٦نمره)
خب فکر کنم خودتونم بهتر بدونین که من بد شانسم. شاید هم سر جلسه اول حواستون نبود و ندیدین یکی اشتباهی رو دستم نشست و دستم شکست. استخون دستم به کلی خورد شد. تازه جلسه اول کلاس هام رو هم در گیر جواب دادن به معلم هایی بودم که ازم سر کلاس سوالایی میپرسیدن که جز هرمیون هیچ کسی بلد نبود اونم جلسه اول آخه؟ اونم از من؟.روز تولدم هم به جز دو یا سه نفر هیچکی یادش نبود حتی فامیل ها و پدر مادرم. تازگی ها هم همش دارم می افتم. پام به همه جا گیر میکنه و می افتم. قبلا روزی دو یا سه بار بود الان شده روزی پنج یا شش بار.

٢- يه عكس از خودتون در كلاس خفن معجون سازى برام بيارين. منو خوب بكشين نمره ى اضافه داره! (٣نمره)
نقاشیه من گنده
پرفسور اگه شما جلوم بودینا راحت طراحیتون میکردم
ولی نیستین که تازه راحت هم میتونستم رو شیشه براتونیه طرح خوشل از خودتون بکشم یه ویترای خوشگل
تازه نقاشی کشیدن تو مبایل یا لپتاپ سخت ترین کار ممکنه
به هرحال بفرمایین:)

٣- رز چرا دير اومد؟ (١نمره)

تو هاگوارتز گم شده بود واضحه دیگه. شاید هم مدیر باهاش کار داشتکه انقدر با ویبره رفتناش هاگوارتز رو نلرزونه. خب نمیدونم سوال سختی بود اصلا به من چه چرا استاد دیر کرده؟


اینجا جهان آرام است


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۱:۵۹ یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

دوریا بلک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۵ پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۰:۳۸:۵۸ شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۸
از میان نور ها و دود های سبز و سیاه
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 123
آفلاین
تكليف جلسه ى بعد:
١- منو قانع كنين كه به شانس نياز دارين. و جواب به شانس نياز نداريم پذيرفته نيس!(٦نمره)
مسلما وقتی که وارد کلاس معجون سازی میشی باید با خودت شانس داشته باشی تا بتونی زیر آوار های زیبا و دوست داشتنی پروفسور زلر زنده بمونی یا حتی داشتن استاد ویبره دار! آسمون که دهن باز نمیکنه یه استاد ویبره دار بفرسته پایین! یک سری مواردی هم هست که واقعا دیگه شانسکیه مثلا بری داخل جنگل تاریک و به سلامت بیای بیرون! نه آراگوگ بخورت نه سانتور با تیر بزنت نه گراوپ عاشقت بشه! به طور کلی باید بگم در دنیای جادوگری نیاز به شانس داری تا زنده بمونی!
٢- يه عكس از خودتون در كلاس خفن معجون سازى برام بيارين. منو خوب بكشين نمره ى اضافه داره! (٣نمره) من با لباس سبز در حال زیرچشمی نگاه کردن به موهای صاف پروفسور زلر و معجون جدیدشون و البته نگاه پروفسور!
٣- رز چرا دير اومد؟ (١نمره)
داشتن برای روز "یک تغییر کوچیک" موهاشون رو صاف می کردن؟ یا شاید معجون ویژه ی تبدیل به هر آنچه می خواهید باشید رو درست می کردن؟


جرئت اجرایی کردن ایده هایت را داشته باش؛ وگرنه دنیا همیشه پر بوده از ترسوهای خوش فکر... . «استیو جابز»
***
Light is easy to love
Show me your darkness

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۸:۴۲ یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

هافلپاف

آرتمیسیا لافکین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۳ پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۱:۴۰:۳۰ جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 19
آفلاین
پروفسور زلر برای غیبت در جلسه اول متاسفم...
**********************************************************************************************************
1. خب من عاشق بچه گورکن های جادویی هستم تا روشون آزمایش انجام بدم(البته شاید بشه گفت این تنها آرزومه)!اما با وجود مادرش اینکار غیر ممکنه...!هرچند که خودش و مادرش تنها فقط اندازه یه پیکسی ان!(برای اطلاعات:این نوع موجودات از لحاظ ظاهری رشد نمیکنن اما در باطنی از هرلحاظ با مرور زمان رشد میکنن...!)خلاصه مادر این موجود بدن سفت و سختی چون فولاد داره و اگه از حرکات مخصوص خودش روت انجام بده پدرت از هفت جد و آبادت در میاد!من این بچه موجوداتو برای اثبات حرفم که اینا با جادوگری از لحاظ ظاهری رشد میکنن و یا شاید اینا بتونن از قد و قواره ی پیکسی در بیان و تبدیل به یه گورکن جادویی غولپیکر بشن میخوام(این موضوع شاید برا شما هیچ باشه ولی همونطور که گفتم برا من تنها آرزومه و برا رسیدن بش هر کاری میکنم!)واس همین تصمیم گرفتم با داروی خواب آور این مادر و بخوابونم و بچه شو بدزدم...!اما ترسم از اینه که دارو درست نباشه یا رو مادره اثر نکنه یا اصلا مادره دارو رو نخوره برا همین به این معجون شانسیه نیاز دارم...خواهش...!روزی که این آرزو به ثمر برسه من مطمئنا بال در خواهم آورد و پرواز خواهم کرد!

2.کلاس خفن معجون سازی
پروفسور زلر دیگه ببخشید اگه بد شد...

3. خب پروفسور زلر شاید مشغول جمع کردن بهترین سنگ برا کلکسیون آوارش بوده و یا شاید از شدت هیجان خدایی ناکرده تو راه براش مشکلی بوجود اومده...چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه فعلا...


ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۱ ۱۳:۰۰:۵۸

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سو سو میزنند...فرزندان هلگا میدرخشند!


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۶:۳۹ یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

هافلپاف، مرگخواران

سدریک دیگوری


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۳ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۲۶:۴۷ یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸
از جایی که ارباب هست!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 125
آفلاین
سلام پروفسور!

١- منو قانع كنين كه به شانس نياز دارين. و جواب به شانس نياز نداريم پذيرفته نيس!(٦نمره)

خب، من از تنها چیزی که تو زندگیم بهره ای نبردم، همین شانسه! بخاطر همین، برای کارهای روزمره و ساده هم به شانس نیاز دارم. ولی درحال حاضر واسه کار مهم تری احتیاج دارم که فلیکس فلیسیس همراهم باشه.
پروفسور دگورث گرنجر با تکلیفی که داده، یعنی گرفتن پروفسور وارنر و تشریح آن، باعث شده که نیاز من به شانس دوچندان بشه. از وقتی لینی این دستور پروفسور گرنجر رو شنیده، تمام مدت بجز زمان هایی که کلاس داره تو اتاقش میشینه و درو با هفتصد جور ورد و طلسم قفل میکنه.
حالا من برای انجام دادن تکلیف پروفسور دگورث گرنجر و گیر انداختن لینی به شانس نیاز ندارم؟ اونم با این سابقه ی جذابی که از شانس دارم؟

۲-یه عکس از خودتون در کلاس خفن معجون سازی، برام بیارین. منو خوب بکشین، نمره ی اضافه داره.(۳ نمره)

نقاشی

۳- رز چرا دیر اومد؟(۱ نمره)

رز چون یکم بیش از حد ویبره رفته بود، دچار سرگیجه ی شدیدی شده و راه کلاسو گم کرده بود. از اونجایی که کلاس توی خرابه تشکیل میشه، تابلو راهنمای زیادی نداره.
ویبره رفتن بیش از اندازه، باعث گیجی میشه، و اگه در اندازه ی ویبره دقت نشه، باعث از بین رفتن حافظه و حتی مرگ میشه!


فقط ارباب!

تصویر کوچک شده



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۸:۴۶ شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷

اسكورپيوس مالفوىold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۴ چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۴۴ دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 24
آفلاین
1- توی پست غیر رولی با محدودیت حداقل پنج خط ( یک پاراگراف) و کمتر از ده خط ( دو پاراگراف) بنویسین با این معجون چیکار می‌کنین. در واقع وقتی که ویبره زدن رو یاد گرفتین، چه استفاده‌ای ازش می‌کنین. (7نمره)
بعد از ساخت معجون میرم ولدمورت رو از قبرش میکشم بیرون بعد معجون رو میریزم تو گوشش <البته اگه دماغ داشت حتما توی دماغش میریختم> بعد کلشو تکون میدم تا اونجایی که معجون با مایع درون کله ی پوکش قاطی بشه بعد آهنگ ماگلا باید برقصن رو پلی میکنم و بعد منتظر میمونم تا پاشه برقصه بعد از چند ثانیه ولدمورت ویبره زنان از جاش پا میشه و میگه: {اسکورپیوس بیا وسط به آلبوسم بگو بیاد هووووو ماگلا باید برقصن ماگلا باید برقصن هووو}
رز از کجا و چگونه هکتور ویبره زن عمده‌ای گیر آورد؟ (3نمره) به هاگزمید رفته و برک دنس زنان به سوی مهمانخانه ی سه دسته جارو رفته و همین طور که برک میزده با چند تا گابلین یک معامله ی غیر قانونی میکنه شمشیر گریفیندور رو با یه هکتور ویبره زن عوض میکنه.


ویرایش شده توسط اسكورپيوس مالفوى در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۳۰ ۲۰:۲۴:۴۶

اصالت و قدرت برای لحظه اوج ! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما ...

بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...

Only slytherin


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۹:۵۳ جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷

ریونکلاو، محفل ققنوس

گادفری میدهرست


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۴۹ سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۹:۲۲:۳۰ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از سیرک چالگاه غریب
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 114
آفلاین
سلام بر پروفسور زلر
ذات خشن؟ اتفاقا من بسی جنتلمنم!

١- منو قانع كنين كه به شانس نياز دارين. و جواب به شانس نياز نداريم پذيرفته نيس!(٦نمره)

خب، من تو سیرک کار می کنم و همه ی فعالیت هایی که اونجا انجام میدم، نیاز به شانس داره. مثلا موقعی که یه بنده مرلینی رو میذارم تو یه جعبه و چند تا شمشیر رو از زوایای مختلف وارد اون جعبه می کنم، وقتی که بنده مرلین دومو تو تابوت چوبی میذارم و با اره تابوتو از وسط نصف می کنم و موقعی که بنده مرلین سومو به یه تخته ی عمودی متحرک می بندمو در حالی که تخته با سرعت نور می چرخه، چند تا چاقو رو به سمتش پرت می کنم، واسه اینکه اون بنده مرلین های مزبورو نفرستم اون دنیا، قطعا به شانس نیاز دارم.

مورد دیگه ای که تو انجامش به شانس نیاز دارم، مربوط به موقعی میشه که می خوام ساحره ها رو راضی به انجام کاری کنم. خانوما موجودات باهوشی هستن و به راحتی نمیشه فریبشون داد.

ضمنا، یه سری پروانه ی گوشتخوار هم تو بدنم زندگی می کنن که همیشه گرسنه ن و با اینکه مقادیری از سهم غذای خودمم بهشون میدم، باید شانس بیارم که خودمو یه لقمه ی چپ نکنن.

٢- يه عكس از خودتون در كلاس خفن معجون سازى برام بيارين. منو خوب بكشين نمره ى اضافه داره! (٣نمره)

تو تصویر پیوست شده می تونین به ترتیب از چپ به راست، پروفسور زلر، پاتیل و بنده رو مشاهده بفرمایین.


٣- رز چرا دير اومد؟ (١نمره)

خب، اون روز من دیدم که هوا خیلی مناسب پیک نیکه و تصمیم گرفتم بی خیال کلاس معجون سازی شم. اما ازونجایی که نمی خواستم غیبت بخورم، رفتم دم در تالار هافلپاف و پروفسور زلرو با وعده ی شکلات و بستنی ویبره ای گول زدم که نره سر کلاس. خلاصه اینکه رفتیم کافی شاپ و کلی خوراکی ویبره ای برای استاد خریدم. ایشون هم شروع کردن به میل نمودن و کلی لذت بردن. ولی یه دفعه وسط جویدن و ویبره رفتن، عذاب وجدان گرفتن که نرفتن سر کلاس و با بیشترین سرعت ممکن محل مزبورو ترک کردن. این شد که من موندم و فهرست طویلی از خوراکی های ویبره زنی که قیمتشون حساب نشده بود!

پیوست:



jpg  کلاس معجون سازی.jpg (61.12 KB)
40971_5b51fe7a3fd4a.jpg 300X225 px



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۴:۰۸ جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷

نیمفادورا تانکس old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۶ شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۵۲:۳۶ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 115
آفلاین
سوال اول:

پرفسور زلر شاید باورتان نشود، اما یک اتفاق وحشتناک رخ داده است: من جزوه درس تاریخ جادوگری را گم کردم. که البته از آن وحشتناک تر این است که من فردا امتحان همین درس را دارم. فکر می کنم اگر یک قطره از معجون شانس چاشنی کارم شود شاید این امتحان را راحت تر بگذرانم.

سوال دوم:
کلاس معجون سازی

سوال سوم:
پرفسور زلر درحالی که ویبره زنان به طرف کلاس معجون سازی می رفت زیر لب زمزمه می کرد: دختری هستم ویبره زن...دیرین رین...درین رین...

دید از آن طرف راهرو سایه ای ویبره زنان عبور کرد.
به طرف سایه رفت و هیپوگرافی دید که ویبره زنان می دود. و او هم زمزمه می کرد: می خوام برم دریا کنار ویبره زن. دریا کنار ویبره زن هنوز قشنگه...

خلاصه به طور ویبره ای به دنبال او دوید. اما هیپوگراف ویبره زن خیلی سریع تر از رز ویبره زن بود.
او نه توانست هیپوگراف را بگیرد و نه سر کلاس زود حاضر شود.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۳:۰۰ جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷

لیزا چارکس old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۲ یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۶:۱۹ سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
از دشت مگس‌ها!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 54
آفلاین
١- منو قانع كنين كه به شانس نياز دارين. و جواب به شانس نياز نداريم پذيرفته نيس!(٦نمره)


اگه به شانس نیاز نداشتم که امروز یکی از شکلات‌های تهوع‌آور فروشگاه شوخی‌ها رو خورده بودم و به کلاس شما نمیومدم استاد زلر عزیز و یه تیکه آجر نمی‌خورد تو سرم و من رو گیج نمی‌کرد که تبدیل بشم به نیمه جانورنمای خودم یعنی نصف انسان و نصف مگس باشم. پس من به معجون فیلیکس نیاز دارم که یک روز بلاخره بتونم از دست کلاس ها راحت بشم و بتونم تا ظهر بخوابم. البته اگه اون معجون رو یواشکی از توی جیب ژاکت قرمزرنگ استاد عزیزم بردارم خیلی زود و راحت به آرزوی دست نیافتنی ام میرسم.

٢- يه عكس از خودتون در كلاس خفن معجون سازى برام بيارين. منو خوب بكشين نمره ى اضافه داره! (٣نمره)

یه توضیح بدم اینکه من جانورنمام مگس هستش و اینجا همونطور که در سوال یک گفتم یک پاره آجر خورد توی سرم و تبدیل به نصف انسان نصف مگس شدم.
نقاشی


٣- رز چرا دير اومد؟ (١نمره)


رز سر راه به اومدن کلاس لیسا تورپین، استاد درس پیشگویی رو دید و شروع به غیبت کردن از بچه‌های مردم کردن و مرلین نبخششون اگه ازمن گفته باشند.


ویرایش شده توسط لیزا چارکس در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۹ ۱۹:۰۸:۵۸
ویرایش شده توسط لیزا چارکس در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۹ ۱۹:۴۲:۳۱

Courage doesn’t mean
.you don’t get afraid
Courage means you don’t
.let fear stop you








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.