تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
هاگوارتز اکسپرس!
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/01/03
تولد نقش: 1397/01/03
آخرین ورود: دوشنبه 22 دی 1404 12:15
از: می عشق تو چنان مستم، که ندانم که نیست یا هستم
پستها:
279
شغل
مدیر فنی دیوان جادوگران

[صدای مدیر از بلندگوهایی که به تازگی در تمام نقاط هاگوارتز نصب شده بود به گوش میرسد]
دانش آموزان عزیز!
متاسفانه در روزهای اخیر عدهای از مدیران معلومالحال سابق که بی کفایتیشون بر همه ثابت شده و سالها مدیریتشون بر مدرسه بی فایده بوده و چشم دیدن پیشرفت روزافزون هاگوارتز در دورهی ما رو ندارن، دست به تحریک دانشآموزان برای ایجاد اغتشاش و ناامنی در مدرسه زدن و با زدن تهمتهایی مثل نسل کشی و جنایت به جناب اسمشونبر بزرگوار که پدر معنوی من هستن و ادعای این که من دست نشونده ایشون توی مدرسه هستم، اونها رو علیه من شوراندن. بعضی از این دانشآموزان فریب خورده گروهکی موسوم به «الف.دال» رو تشکیل دادن ... اما خوشبختانه اون روی سکّهای هم وجود داره و اون اینه که عدّهای دانشآموز با اصالت به صورت خودجوش سعی کردن جلوی این آشوبگران رو بگیرن که کارشون جای تقدیر داره و بی پاداش نمیمونه.
باید بگم من اصلا از این فضای دوقطبی و غیر دوستانه مدرسه راضی نیستم. اما ما دوست نداریم جلوی فعالیت تشکّلهای دانشآموزی رو بگیریم و دوست داریم مدرسه فضای آزادی داشته باشه. بنابراین تا جایی که نظم مدرسه و قوانینش زیرپا گذاشته نشن، کاری به کسی نداریم. در غیر این صورت، به محض این که دوستان شما در جوخه بازرسی فعالیتی رو مشاهده کنن که قصدش ایجاد اغتشاش باشه، به ما گزارش میکنن و علاوه براین، چوبدستی به اختیار برای برخورد هستن. کسایی که یه عده دانشآموز بیچاره رو کوک کردن باید بدونن که راه به جایی نمیبرن و اون دانشآموزان هم باید به خودشون بیان و با آینده تحصیلی خودشون بازی نکنن.
دانش آموزان عزیز!
متاسفانه در روزهای اخیر عدهای از مدیران معلومالحال سابق که بی کفایتیشون بر همه ثابت شده و سالها مدیریتشون بر مدرسه بی فایده بوده و چشم دیدن پیشرفت روزافزون هاگوارتز در دورهی ما رو ندارن، دست به تحریک دانشآموزان برای ایجاد اغتشاش و ناامنی در مدرسه زدن و با زدن تهمتهایی مثل نسل کشی و جنایت به جناب اسمشونبر بزرگوار که پدر معنوی من هستن و ادعای این که من دست نشونده ایشون توی مدرسه هستم، اونها رو علیه من شوراندن. بعضی از این دانشآموزان فریب خورده گروهکی موسوم به «الف.دال» رو تشکیل دادن ... اما خوشبختانه اون روی سکّهای هم وجود داره و اون اینه که عدّهای دانشآموز با اصالت به صورت خودجوش سعی کردن جلوی این آشوبگران رو بگیرن که کارشون جای تقدیر داره و بی پاداش نمیمونه.
باید بگم من اصلا از این فضای دوقطبی و غیر دوستانه مدرسه راضی نیستم. اما ما دوست نداریم جلوی فعالیت تشکّلهای دانشآموزی رو بگیریم و دوست داریم مدرسه فضای آزادی داشته باشه. بنابراین تا جایی که نظم مدرسه و قوانینش زیرپا گذاشته نشن، کاری به کسی نداریم. در غیر این صورت، به محض این که دوستان شما در جوخه بازرسی فعالیتی رو مشاهده کنن که قصدش ایجاد اغتشاش باشه، به ما گزارش میکنن و علاوه براین، چوبدستی به اختیار برای برخورد هستن. کسایی که یه عده دانشآموز بیچاره رو کوک کردن باید بدونن که راه به جایی نمیبرن و اون دانشآموزان هم باید به خودشون بیان و با آینده تحصیلی خودشون بازی نکنن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ز خاک من اگر گندم برآید،
از آن گر نان پزی مستی فزاید!
از آن گر نان پزی مستی فزاید!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/12/28
تولد نقش: 1397/01/02
آخرین ورود: سهشنبه 8 مهر 1399 09:31
از: به تو چه
پستها:
83

كيگانوس گفت:جلو پات رو بپا.
هكتور گفت:باشه.خبرا رو شنيدي؟
كيگانوس گفت:اولا نه.دوماچه خبره كه شما اومدي به من بگي؟
هكتور گفت:اسنيپ با ليلي زن و شوهرن!
كيگانوس از جا پريد و گفت:جانم؟!
هكتور ادامه داد:اره ديگه!تازه كجاشو ديدي ولدمورت دايي هريه و دامبلدور پدربزرگشه.خاندان ويزلي ها از هفت نفر به پونزده نفر افزايش پيدا كرد.تازه خاندان بلاتريكس دوباره زنده شده و مالي سر زا رفته!تازه....اِ چي شد؟
كيگانوس از شدت تعجب غش كرده بود!
هكتور همين جور كه كيگانوس را كشان كشان ميبرددر افق محو شد.
هكتور گفت:باشه.خبرا رو شنيدي؟
كيگانوس گفت:اولا نه.دوماچه خبره كه شما اومدي به من بگي؟
هكتور گفت:اسنيپ با ليلي زن و شوهرن!
كيگانوس از جا پريد و گفت:جانم؟!
هكتور ادامه داد:اره ديگه!تازه كجاشو ديدي ولدمورت دايي هريه و دامبلدور پدربزرگشه.خاندان ويزلي ها از هفت نفر به پونزده نفر افزايش پيدا كرد.تازه خاندان بلاتريكس دوباره زنده شده و مالي سر زا رفته!تازه....اِ چي شد؟
كيگانوس از شدت تعجب غش كرده بود!
هكتور همين جور كه كيگانوس را كشان كشان ميبرددر افق محو شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.
جزئیات کاربر

بعد از شنیدن خبر خودمو به سرعت به دخمه اسلایترین رسوندم باید خبرو بهش میدادم وقتی وارد دخمه شدم یه گوشه دیدمش که داشت رو یه بدبختی اکسپلیارموس رو اجرا میکرد سمتش رفتم و گفتم:
_هی آلبوس خبرا شنیدی؟؟؟
_کدوم خبر؟
_نگو که نشنیدی.
_از چی حرف میزنی؟
_پدر دراکو...
_پدر دراکو خجالت نمیکشی به بابات میگی پدر دراکو؟؟؟
_بگذریم...پدر دراکو با زن دایی هرمین تو ازدواج کردن.
_چیییی؟ پس دایی رون چی؟
_هیچی دیگه اونم رفت با اون یکی زن داییت ازدواج کرد؟؟؟
_کدوم زن داییم؟
_آنجلینا زن جرج.
_چیییی؟ پس دایی جرج چی؟
_ هیچی دیگه اونم رفت با فلور زن بیل ازدواج کرد.
_چییی پس دایی بیل چی؟
_ممم اون فعلا مجرده تا مادربزرگ مالی تو یه دختر خوب از یه خونواده مذهبی از این چادر چاقچولی ها واسش تور کنه.
_خب پدر دراکو ی تو و زن دایی سابق هرمیون اصل خبرت بود بقیشو بگو...
_آها الان میگم انقدر سوال می پرسی که نمیفهمم چی شد اصلا
خب این دو تا بعد از اینکه با هم ازدواج کردن رفتن اسمشونو عوض کردن خخخ
_چی میگیییی؟
_به جون تو حالا بگو چی گذاشتن.
_چی گذاشتن؟
_ تام فلتون و اما واتسون.
_وااا این دو تا اسمو حالا از کجا گیر آوردن؟ (خخخ)
_واقعا نمیدونی؟ این اسم بازیگراشونه.
_ بازیگرای چی؟
_وای آلبوس واقعا انقدر خنگی یا خودتو زدی به خنگی؟
_گزینه اول... واقعا نمیفهمم چی میگی.
_بازیگرایی که تو فیلم هری پاتر نقش این دو تارو بازی کردن.
_من میرم بمیرم. نمیای؟
_چرا وایسا اومدم...
_هی آلبوس خبرا شنیدی؟؟؟
_کدوم خبر؟
_نگو که نشنیدی.
_از چی حرف میزنی؟
_پدر دراکو...
_پدر دراکو خجالت نمیکشی به بابات میگی پدر دراکو؟؟؟
_بگذریم...پدر دراکو با زن دایی هرمین تو ازدواج کردن.
_چیییی؟ پس دایی رون چی؟
_هیچی دیگه اونم رفت با اون یکی زن داییت ازدواج کرد؟؟؟
_کدوم زن داییم؟
_آنجلینا زن جرج.
_چیییی؟ پس دایی جرج چی؟
_ هیچی دیگه اونم رفت با فلور زن بیل ازدواج کرد.
_چییی پس دایی بیل چی؟
_ممم اون فعلا مجرده تا مادربزرگ مالی تو یه دختر خوب از یه خونواده مذهبی از این چادر چاقچولی ها واسش تور کنه.
_خب پدر دراکو ی تو و زن دایی سابق هرمیون اصل خبرت بود بقیشو بگو...
_آها الان میگم انقدر سوال می پرسی که نمیفهمم چی شد اصلا
خب این دو تا بعد از اینکه با هم ازدواج کردن رفتن اسمشونو عوض کردن خخخ
_چی میگیییی؟
_به جون تو حالا بگو چی گذاشتن.
_چی گذاشتن؟
_ تام فلتون و اما واتسون.
_وااا این دو تا اسمو حالا از کجا گیر آوردن؟ (خخخ)
_واقعا نمیدونی؟ این اسم بازیگراشونه.
_ بازیگرای چی؟
_وای آلبوس واقعا انقدر خنگی یا خودتو زدی به خنگی؟
_گزینه اول... واقعا نمیفهمم چی میگی.
_بازیگرایی که تو فیلم هری پاتر نقش این دو تارو بازی کردن.
_من میرم بمیرم. نمیای؟
_چرا وایسا اومدم...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اصالت و قدرت برای لحظه اوج ! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما ...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...
Only slytherin
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...
Only slytherin
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/13
تولد نقش: 1395/12/19
آخرین ورود: دوشنبه 25 تیر 1397 22:49
از: وزارت سحر و جادو
پستها:
1513

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/03/26
تولد نقش: 1396/05/08
آخرین ورود: یکشنبه 9 مهر 1396 15:54
از: این دنیا اخرین چیزی که برایم باقی می ماند،خودم هستم.
پستها:
229

دافنه به سرعت به پیش جینی و هرمیون رفت،وقتی رسید گفت:
-خبر تازه رو شنیدین؟
جینی گفت:
-کدوم خبر؟
-واقعا نشنیدی؟
-از چی اصلا داری حرف میزنی؟
-همین خبر تازه ای که بین بچه ها پخش شده؟
-کدوم؟چی؟نکنه بازم داری مثل دفعه ی قبل بامن شوخی میکنی؟
-اولا دفعه ی قبل من داشتم سربه سرت میذاشتم و اون خبرو که ولده مورت رفته موکاشته رو از خودم دراورده بودم ولی این یکی رو از خودم نساختم بچه ها میگن،داری شوخی میکنی که نشنیدی؟
-من چیزی نمیدونم؟
-همین که میگن یکی از بچه های مدرسه تونسته به شکل اژدهای الفا دربیاد و خواسته که به بقیه اسیب برسونه تازه میگن که اون دانش اموز منم!
-
هرمیون گفت:
-اما من فکر کردم که میخوای اون یکی خبر رو بگی.
-یا مرلین!دیگه چه خبره؟
-امروز تو سالن گریفیندور نامه ای توجهمو به خودش جلب کرد،رفتم نامه رو برداشتم و خوندم،توش نوشته بود:
نقل قول:
-
جینی گفت:
- من که موهام نارنجیه ی حالا یکم با قرمز فرق داره دیگه!
دافنه گفت:
-اگر این کارو نکنیم مارو جریمه میکنن؟
-اره.
-اگم بکنیم مسخرمون میکنن؟
-اره.
-تو جواب دیگه ای جز اره نداری؟
-اره درسته ندارم.
-ببینم منو که داری سربه یر نمیذاری؟
-مخالف اره.
-
پس من برم تو افق محو شم.
جینی گفت:
-صب کن منم بیا!
-خبر تازه رو شنیدین؟
جینی گفت:
-کدوم خبر؟
-واقعا نشنیدی؟

-از چی اصلا داری حرف میزنی؟

-همین خبر تازه ای که بین بچه ها پخش شده؟
-کدوم؟چی؟نکنه بازم داری مثل دفعه ی قبل بامن شوخی میکنی؟
-اولا دفعه ی قبل من داشتم سربه سرت میذاشتم و اون خبرو که ولده مورت رفته موکاشته رو از خودم دراورده بودم ولی این یکی رو از خودم نساختم بچه ها میگن،داری شوخی میکنی که نشنیدی؟
-من چیزی نمیدونم؟

-همین که میگن یکی از بچه های مدرسه تونسته به شکل اژدهای الفا دربیاد و خواسته که به بقیه اسیب برسونه تازه میگن که اون دانش اموز منم!

-

هرمیون گفت:
-اما من فکر کردم که میخوای اون یکی خبر رو بگی.
-یا مرلین!دیگه چه خبره؟
-امروز تو سالن گریفیندور نامه ای توجهمو به خودش جلب کرد،رفتم نامه رو برداشتم و خوندم،توش نوشته بود:
نقل قول:
از انجا که مشنگ ها مد و روز دارن چطوره ما هم مد داشته باشیم پس از امروز هر کس با توجه به رنگ گروهی که بوده یا هنوز هست موهاش رو همون رنگی کند!
-

جینی گفت:
- من که موهام نارنجیه ی حالا یکم با قرمز فرق داره دیگه!

دافنه گفت:
-اگر این کارو نکنیم مارو جریمه میکنن؟
-اره.
-اگم بکنیم مسخرمون میکنن؟
-اره.
-تو جواب دیگه ای جز اره نداری؟
-اره درسته ندارم.
-ببینم منو که داری سربه یر نمیذاری؟
-مخالف اره.
-
پس من برم تو افق محو شم.جینی گفت:
-صب کن منم بیا!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر

شنیدی چی شده؟
-نه
بهت بگم چی شده؟
-بگو
مثل اینکه دامبلدور و ولدمورت فامیل در اومدن
-نه
آره
-چه جوری؟
میگن ولدمورت در حقیقت بچه ی آریاناس و دامبلدور میشه داییش؟
-نه
آره. تازه فوکسو نجینی هم دختر خاله از آب در اومدن
-دروغ نگو لابد اسنیپ هم پسر دامبلدوره؟
آره میدونستی؟
-نه
اسنیپ پسره دامبلدوره که مامانش هم مینروا مک گونگاله و هری هم پسره اسنیپ و لیلی اونزه پس نتیجه میگیریم هری نوه ی دامبلدوره و در حقیقت با ولدمورت فامیله.
-پس بگو چرا انقد دوسش داشت نگو نوش بوده!
آره تازه کجا شو شنیدی هری به جینی خیانت کرده رفته با دلفی ازدواج کنه رودولف اونجا بوده زده تو دماغش دماغش مثل ولدمورت افتاده.
-چی میگی؟
بعد هری دیده بدون دماغ مو بهش نمیاد کچل کرده.
-هه هه الان شبیه همن!
آره بعد هری دیده شبیه ولدمورت شده تصمیم گرفته بره جبه سیاه با ولدمورت شریکی دنیا رو بگردونن.
-پس باید فرار کنیم!
آره جمع کن بریم.
-نه
بهت بگم چی شده؟
-بگو
مثل اینکه دامبلدور و ولدمورت فامیل در اومدن
-نه
آره
-چه جوری؟
میگن ولدمورت در حقیقت بچه ی آریاناس و دامبلدور میشه داییش؟
-نه
آره. تازه فوکسو نجینی هم دختر خاله از آب در اومدن
-دروغ نگو لابد اسنیپ هم پسر دامبلدوره؟
آره میدونستی؟
-نه
اسنیپ پسره دامبلدوره که مامانش هم مینروا مک گونگاله و هری هم پسره اسنیپ و لیلی اونزه پس نتیجه میگیریم هری نوه ی دامبلدوره و در حقیقت با ولدمورت فامیله.
-پس بگو چرا انقد دوسش داشت نگو نوش بوده!
آره تازه کجا شو شنیدی هری به جینی خیانت کرده رفته با دلفی ازدواج کنه رودولف اونجا بوده زده تو دماغش دماغش مثل ولدمورت افتاده.
-چی میگی؟
بعد هری دیده بدون دماغ مو بهش نمیاد کچل کرده.
-هه هه الان شبیه همن!
آره بعد هری دیده شبیه ولدمورت شده تصمیم گرفته بره جبه سیاه با ولدمورت شریکی دنیا رو بگردونن.
-پس باید فرار کنیم!
آره جمع کن بریم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/02/27
تولد نقش: 1391/03/09
آخرین ورود: سهشنبه 2 تیر 1405 23:06
از: آغازی که پایانم بود...
پستها:
509

پادما دوان دوان خودشو به پروتی رسوند و در حین نفس نفس زدن گفت:
_ش...شنیدی چی شده؟
_نه چی شده؟
_واقعا نشنیدی؟
_چیو؟
_پروتی بی شوخی نشنیدی چی شده؟
_پادما چیو باید میشنیدم؟خب چی شده؟
_نه من مطمئنم منو مسخره کردی مگه میشه نشنیده باشی چی شده؟
_پادما برو اونور اونقدر درس خوندی زده به سرت...
پروتی تنه ای به خواهرش زد و خواست از کنارش رد بشه که پادما دستشو گرفت و متوقفش کرد،پروتی نگاه خشمگینی نثار خواهرش کرد و بی حوصله گفت:
_پادما ول کن اصلا نمیخوام بدونم چی شده؟
_پروتی!تو اصلا تو این مدرسه زندگی میکنی؟
پروتی دستشو کشید و گفت:
_دیوانه شدی بیا ببرمت درمانگاه...
_نه،نه صبر کن مرلینی نشنیدی؟
پروتی:
_باشه میگم ببین...
کتی بل که دنبال نقطه اش میگشت جفت پا وسط حرف پادما پرید و گفت:
_نقطه ی منو ندیدید؟
پروتی بی حوصله گفت:
_نه کتی جان نقطه اتو ندیدم.
کتی به پادما نگاه کرد که پادما هم سری به معنی مخالفت نشون داد؛کتی که هنوز نا امید نشده بود گفت:
_حالا تو جیبتو ببین شاید تو جیبت باشه...
_کتی نقطه ی تو چرا باید تو جیب من باشه؟
_نمی دونم.راستی شنیدی آمبریج از اسنیپ خواستگاری کرده؟
_چیکار کرده؟
اما دیگه کتی نبود که جواب پروتی رو بده؛کتی به دنبال نقطه اش رفته بود... پروتی به پادما نگاه کرد و گفت:
_اینو میخواستی بگی؟
_آره.
_راسته؟
_آره.
_اسنیپ چی گفته؟
_نه.
_آخه از چی اسنیپ خوشش اومده؟
_میگه جذابه.
_اسنیپ؟
_آره.
_مرگ مرلین منو سر کار گذاشتید؟
_نه.
_خواستگاری واقعی؟
_آره.
_جلو دانش آموزا؟
_نه.
_جلو استادا؟
_آره.
_اسنیپ همون لحظه گفته نه؟
_آره.
_حتما دست گلم برده؟
_آره.
_صورتی؟
_آره.
_رز؟
_آره.
_به تعداد سالهای زندگی اسنیپ؟
_آره.
_اه حالم بهم خورد.
_آره
_ای مرگ آره....
_ش...شنیدی چی شده؟
_نه چی شده؟
_واقعا نشنیدی؟
_چیو؟
_پروتی بی شوخی نشنیدی چی شده؟
_پادما چیو باید میشنیدم؟خب چی شده؟
_نه من مطمئنم منو مسخره کردی مگه میشه نشنیده باشی چی شده؟
_پادما برو اونور اونقدر درس خوندی زده به سرت...
پروتی تنه ای به خواهرش زد و خواست از کنارش رد بشه که پادما دستشو گرفت و متوقفش کرد،پروتی نگاه خشمگینی نثار خواهرش کرد و بی حوصله گفت:
_پادما ول کن اصلا نمیخوام بدونم چی شده؟
_پروتی!تو اصلا تو این مدرسه زندگی میکنی؟
پروتی دستشو کشید و گفت:
_دیوانه شدی بیا ببرمت درمانگاه...
_نه،نه صبر کن مرلینی نشنیدی؟
پروتی:
_باشه میگم ببین...
کتی بل که دنبال نقطه اش میگشت جفت پا وسط حرف پادما پرید و گفت:
_نقطه ی منو ندیدید؟
پروتی بی حوصله گفت:
_نه کتی جان نقطه اتو ندیدم.
کتی به پادما نگاه کرد که پادما هم سری به معنی مخالفت نشون داد؛کتی که هنوز نا امید نشده بود گفت:
_حالا تو جیبتو ببین شاید تو جیبت باشه...
_کتی نقطه ی تو چرا باید تو جیب من باشه؟
_نمی دونم.راستی شنیدی آمبریج از اسنیپ خواستگاری کرده؟
_چیکار کرده؟
اما دیگه کتی نبود که جواب پروتی رو بده؛کتی به دنبال نقطه اش رفته بود... پروتی به پادما نگاه کرد و گفت:
_اینو میخواستی بگی؟
_آره.
_راسته؟
_آره.
_اسنیپ چی گفته؟
_نه.
_آخه از چی اسنیپ خوشش اومده؟
_میگه جذابه.
_اسنیپ؟
_آره.
_مرگ مرلین منو سر کار گذاشتید؟
_نه.
_خواستگاری واقعی؟
_آره.
_جلو دانش آموزا؟
_نه.
_جلو استادا؟
_آره.
_اسنیپ همون لحظه گفته نه؟
_آره.
_حتما دست گلم برده؟
_آره.
_صورتی؟
_آره.
_رز؟
_آره.
_به تعداد سالهای زندگی اسنیپ؟
_آره.
_اه حالم بهم خورد.
_آره
_ای مرگ آره....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!
برای عشق!!!!
برای گریفیندور.
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!
برای عشق!!!!
برای گریفیندور.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/02/08
تولد نقش: 1396/02/10
آخرین ورود: سهشنبه 2 خرداد 1396 18:49
از: اصفهان
پستها:
26

_ شنیدی چی شده ؟
_ نه چی شده ؟
_ قطاری که داشت دانش آموزا جدید رو میاورد سقوط کرده .
_ جدی ؟
_ نه مگه کشکه !
_ خیالم راحت شد .
_ولی منفجر شده .
_چجوری ؟
_ یه مشنگ زاده اونجا نفت ریخته کبریت زده .
_ قطار مسئول نداره .
_ چرا داره .
_ پس مسئولاش کجا بودن ؟
_ خواب بودن .
_ تو از کجا اینارو میدونی ؟
_ از مجله شایعه ی نوین خوندم .
تو افق محو شد .
...........
_شنیدی چی شده ؟
_ چی شده ؟
_ اسنیپ بلیط قایق سهراب میفروشه ؟
_ دونه ای چند ؟
_ به قیمت گوشت شیر !
_ خوبه برا اینجور مواقع گوشت شیر نگه داشتم .
_ مگه میخای بری ؟
_ نه گشنمه :|
_ نه چی شده ؟
_ قطاری که داشت دانش آموزا جدید رو میاورد سقوط کرده .
_ جدی ؟
_ نه مگه کشکه !
_ خیالم راحت شد .
_ولی منفجر شده .
_چجوری ؟
_ یه مشنگ زاده اونجا نفت ریخته کبریت زده .
_ قطار مسئول نداره .
_ چرا داره .
_ پس مسئولاش کجا بودن ؟
_ خواب بودن .
_ تو از کجا اینارو میدونی ؟
_ از مجله شایعه ی نوین خوندم .
تو افق محو شد .
...........
_شنیدی چی شده ؟
_ چی شده ؟
_ اسنیپ بلیط قایق سهراب میفروشه ؟
_ دونه ای چند ؟
_ به قیمت گوشت شیر !
_ خوبه برا اینجور مواقع گوشت شیر نگه داشتم .
_ مگه میخای بری ؟
_ نه گشنمه :|
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
so close no matter how far
could be much more from the heart
for ever trust in who we are
and nothing else matter
could be much more from the heart
for ever trust in who we are
and nothing else matter
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/04/25
تولد نقش: 1395/04/30
آخرین ورود: دوشنبه 22 خرداد 1396 15:31
از: زیر یه درخت کهن سال
پستها:
53

-شنیدی چی شده؟
-نه چی شده؟
-این همه آدم میدونن چی شده تو نمی دونی؟
-نه خب تو بگو.
-شوتی کلا ها.میگن دامبلدور اسنیپ رو کشته.
-وا! مگه قرار نبود اسنیپ دامبلدور رو بکشه؟
-چرا ولی دامبلدور فهمیده و اومده اسنیپ رو کشته.
-وا! بهتر حقش بود.
-حالا این که چیزی نیست.میگن اسمش رو نبر پدر خوانده ی اسنیپ بوده حالا ایقد عصبانیه که کل مرگخوار ها رو کشته.
-وا مگه داریم؟
-والله میگن دیوونه شده داره مشنگ بازی در میاره.
-وا!
-تازه میگن زنم داره.
-کیییی؟
-اسمش رو نبر.
-وا! کی زنشه حالا؟
-بلاتریکس!
-وا!
-
.تازه میگن اومده از دوباره تو هاگوارتز درس بخونه.
-وا! اسمش رو نبر دیوونه نشده احیانا؟
-پس دو ساعت دارم برای کی روضه میخونم؟
-نه چی شده؟
-این همه آدم میدونن چی شده تو نمی دونی؟
-نه خب تو بگو.
-شوتی کلا ها.میگن دامبلدور اسنیپ رو کشته.
-وا! مگه قرار نبود اسنیپ دامبلدور رو بکشه؟
-چرا ولی دامبلدور فهمیده و اومده اسنیپ رو کشته.
-وا! بهتر حقش بود.
-حالا این که چیزی نیست.میگن اسمش رو نبر پدر خوانده ی اسنیپ بوده حالا ایقد عصبانیه که کل مرگخوار ها رو کشته.
-وا مگه داریم؟
-والله میگن دیوونه شده داره مشنگ بازی در میاره.
-وا!
-تازه میگن زنم داره.
-کیییی؟
-اسمش رو نبر.
-وا! کی زنشه حالا؟
-بلاتریکس!
-وا!
-
.تازه میگن اومده از دوباره تو هاگوارتز درس بخونه.-وا! اسمش رو نبر دیوونه نشده احیانا؟
-پس دو ساعت دارم برای کی روضه میخونم؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما فرزندان هلگا
در کنار هم و باهم
پیشرفت میکنیم
کمک میکنیم
متحد میشویم
و
هافلپاف را میسازیم.
در کنار هم و باهم
پیشرفت میکنیم
کمک میکنیم
متحد میشویم
و
هافلپاف را میسازیم.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/04/18
تولد نقش: 1395/04/27
آخرین ورود: چهارشنبه 30 فروردین 1396 17:56
از: منم خفن تر مگه وجود داره؟!
پستها:
103

جادوگر یک:می دونستی تو نمی تونی با زبونت چشماتو لیس بزنی؟
جادوگر دو:
جادوگر یک: هـــــارررر هارررر هــــــــــاررر
شبیه یه حیوون با وفا شدی.
جادوگر دو: از این جکه متنفرم!
---
- شنیدی چی شده؟
- نه!
- چه بد. منم نشنیدم
---
- شنیدی حاجیون وضعیت تاهلش چیجوریا ره هست؟
- هــو عـــار یــو؟
---
جادوگر یک: شنیدی مارکو برایمان چه آورده؟
جادوگر دو: آری. شیری شگفت از میش کده به نام شیرگاومیش!
جادوگر یک: حالا چی کارا می کنه؟
جادوگر دو: کاری ره می کنه که لحجه تو ره عوض شه!
جادوگر یک:
جادوگر دو:
جادوگر یک:
جادوگر دو:
جادوگر یک:
جادوگر دو: شــــ*
---
- شنیدی خونواده های بالای 120 نفر رو راه نمی دن به تور؟
- خو شانس آوردیم. ما... *رینگ رینگ* سلو علم؟ چی؟ یکی دیگه؟ نه؟ دو تا دیگه؟ سـه تــا؟ سه تا؟ مطمئنین؟ چک کردین جا نمونده باشن؟ موشون قرمزه لای خون و دم و دستگاه گم میشن. خیلی خوب. مرلین فظ!
- چی شده؟
- رون 2027 و جینی پرنسس باباش و بیلی گیسوکمند به خونوادمون اضافه شدن. دیگه راهمون نمی دن مث این که.
- بازده مالی لرزونک هم که ماشالمرلین بالاست. اصن دیروز که دیدمش حامله نبود. دوپینگ می کنین؟
- والا ژنتیکیه. پدر مرحوم خودمم یه دو به توان چارصد پونصد تایی بچه داشت. *رینگ رینگ* این دفعه دیگه چند تا؟ 15 قلو؟ پونزده؟ مرلینا! شما پونزده قلو رو ندیده بودین؟ استتار چیه باو. مگه چقده شکم همسر خوش تیپِ من؟
- اهم اهم
جادوگر دو:
جادوگر یک: هـــــارررر هارررر هــــــــــاررر
شبیه یه حیوون با وفا شدی. جادوگر دو: از این جکه متنفرم!
---
- شنیدی چی شده؟
- نه!
- چه بد. منم نشنیدم

---
- شنیدی حاجیون وضعیت تاهلش چیجوریا ره هست؟
- هــو عـــار یــو؟
---
جادوگر یک: شنیدی مارکو برایمان چه آورده؟
جادوگر دو: آری. شیری شگفت از میش کده به نام شیرگاومیش!
جادوگر یک: حالا چی کارا می کنه؟
جادوگر دو: کاری ره می کنه که لحجه تو ره عوض شه!
جادوگر یک:
جادوگر دو:
جادوگر یک:
جادوگر دو:
جادوگر یک:
جادوگر دو: شــــ*

---
- شنیدی خونواده های بالای 120 نفر رو راه نمی دن به تور؟
- خو شانس آوردیم. ما... *رینگ رینگ* سلو علم؟ چی؟ یکی دیگه؟ نه؟ دو تا دیگه؟ سـه تــا؟ سه تا؟ مطمئنین؟ چک کردین جا نمونده باشن؟ موشون قرمزه لای خون و دم و دستگاه گم میشن. خیلی خوب. مرلین فظ!
- چی شده؟
- رون 2027 و جینی پرنسس باباش و بیلی گیسوکمند به خونوادمون اضافه شدن. دیگه راهمون نمی دن مث این که.
- بازده مالی لرزونک هم که ماشالمرلین بالاست. اصن دیروز که دیدمش حامله نبود. دوپینگ می کنین؟
- والا ژنتیکیه. پدر مرحوم خودمم یه دو به توان چارصد پونصد تایی بچه داشت. *رینگ رینگ* این دفعه دیگه چند تا؟ 15 قلو؟ پونزده؟ مرلینا! شما پونزده قلو رو ندیده بودین؟ استتار چیه باو. مگه چقده شکم همسر خوش تیپِ من؟
- اهم اهم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لوک چالدرتون در 1395/5/19 18:43:08
ویرایش شده توسط لوک چالدرتون در 1395/5/19 18:46:15
ویرایش شده توسط لوک چالدرتون در 1395/5/19 18:46:15
روایت است لوک آنقدر خفن است که نیاز به امضا ندارد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج