هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۱:۰۳ یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷

نیمفادورا تانکس old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۶ شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۵۲:۳۶ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 115
آفلاین
سلام پرفسور زلر. خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟

پرفسور زلر لیوانی را به طرفم گرفت و به زور چند قطره ای را به خوردم داد.
_ خب بگو ببینم تانکس، آخرین باری که به من دروغ گفتی کی بود؟

_ وقتی که بهتون گفتم من عاشق کلاس معجون سازی هستم.

_ آهان خیلی خب تانکس. نظرت در مورد من چیه؟

_ یک پرفسور ویبره ای که گاهی عقلش را از دست میده.
اخم به چهره ی رز نشست.
او با تیپا من را از دفترش بیرون انداخت و سؤال ها همین جا خاتمه یافت.

سوال دوم:

به نظر من ایکیوسان پرفسور زلر.
چون ارشمیدس کلی درباره ی ریاضی و فیزیک ماگل ها تحقیق کرده است.

و شاید دلیل دیگرش این باشد که ایکیوسان انیمه ی ژاپنی است، که من به شخصه انیمه هارا بیشتر از ریاضی و فیزیک دوست دارم.

سوال سوم:

رز پسر را با فریب و حیله داخل قفس اژدها انداخت و آن را به رومانی فرستاد تا چارلی ویزلی تربیتش کند.



تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۷:۵۹ جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷

لیزا چارکس old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۲ یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۶:۱۹ سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
از دشت مگس‌ها!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 54
آفلاین
١- الان شما معجون راستگويي خوردين و به هر سوالى جواب مى دين. من ازتون مى پرسم چه حرفى دارين بم بزنين و شما چى مى گين؟ (٦نمره)

پروفس راستش اون آدامسی که به اون شلوار قشنگتون بود که چسبیده بود اون رو من نچسبوندم... آرتور ویزلی چسبوند پروفس.
البته آرتور به من گفت چیزی به شما نگم چون زیر آدامسیش رو نیاورده بود مجبور شد به یه جایی بچسبونه دیگه پروفس.
البته پروفس نگران نباشید، من خودم به مقدار کف دست اسید ریختم روی شلوارتون که درست بشه. فقط نمیدونم که چرا کف دستم انقدر سوخت. شلوارتون هم کامل از رنگ سیاهی به سفیدی و پاکی تغییر کرد.
البته پروفس نگران بخش سفید شلوارتون نباشید پروفس ما بچه‌ها نشستیم فکر کردیم و دیدیم که چقدر شلوار شما به چرم گاوهای پدربزرگمان شباهت دارد. انگار یک پروفس گاوی در کنار ماست.

٢- ارشميدوس يا اي كيو سان؟ چرا؟(٢نمره)

ای کیو سان کله گنده، راستش نمیدانم چرا اما یک کاتانا از طرف تاتسویا موتویاما به طرف ما پرتاب شد و نذاشت انتخاب را خودمان بکنیم و به ارشمیدوس رای بدهیم.
البته شما بدان رای ما همان ارشمیدوس است، ولی سوالی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که، آیا ای کیو سان سامورایی‌ بود؟


٣-چه بلايى سر اون بيچاره اى كه از رز سوال كرد، اومد؟ (٢نمره)

خب من و بچه‌ها زیاد کنجکاو این قضایا نیستیم ولی من با چشمان قشنگ خودم دیدم که اون بیچاره رو در حالی که روده‌ی بزرگش دور روده کوچیکش پیچیده بود داشتن میبردن سمت اتاق استاد زلر ویب ویبو.


Courage doesn’t mean
.you don’t get afraid
Courage means you don’t
.let fear stop you



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۴:۱۹ چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷

گریفیندور، محفل ققنوس

آرتور ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۰۲ جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۸:۰۹:۳۴ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
از خانه ویزلی ها
گروه:
ایفای نقش
محفل ققنوس
کاربران عضو
گریفیندور
ناظر انجمن
پیام: 470
آفلاین
١- الان شما معجون راستگويي خوردين و به هر سوالى جواب مى دين. من ازتون مى پرسم چه حرفى دارين بم بزنين و شما چى مى گين؟ (٦نمره)

میدونید پروفسور! اینو نباید بگم، ولی ما از اولش هم مالی رو دوست نداشتیم. زورمون کردن بریم بگیریمش. الان هم مجبورم. میفهمی؟ مجبورم. پروفسور! اینو هم نباید بگم، ولی ما از کارمون هم راضی نیستیم. بیست و چهار ساعته کار میکنیم، ولی اندازه پنج تا بربری بهمون حقوق میدن. پروفسور، این یکی رو هم نباید بگیم، ولی ما از شما هم راضی نیستیم. توی کلاس انقدر ویبره میزنید که تا برسیم به خوابگاه یا کلاس های بعدی، از لرزش بیش از حد یه بلایی سر خودمون یا بقیه میاریم. پروفسور، اینو هم نباید بگیم، ولی ما از هاگرید هم راضی نیستیم. همیشه یواشکی از غذای ما بر میداشت. پروفسور، اینو هم نباید بگیم، ولی ما از نفر بغل دستیمون هم راضی نیستم. همش دستش تو دماغشه. پروفسور، اینو هم نباید بگیم، ولی من دیدم ادوارد پشت سرتون ادا در آورد و ما هم خندیدیم.

٢- ارشميدوس يا اي كيو سان؟ چرا؟(٢نمره)

ایکیوسان. دلیل خاصی ندارم. کلا اسمش باحاله. همینجوری خوشمان آمد ازش.

٣-چه بلايى سر اون بيچاره اى كه از رز سوال كرد، اومد؟ (٢نمره)

هیچکس، هیچ خبر دقیقی ازش نداره. فقط طبق گفته ها، با معجون های بیشتری آشنا شده.


اتحاد گریفیندور


معتقد به روماتیسم در حد آرتریت و آرتریت روماتوئید

فرزند بیشتر، زندگی بهتر!


تصویر کوچک شده


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۶:۳۶ دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷

گریفیندور، مرگخواران

آلکتو کرو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۴ جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۱:۴۳:۱۸ شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
از ما هم شنفتن...
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 199
آفلاین
١- الان شما معجون راستگويي خوردين و به هر سوالى جواب مى دين. من ازتون مى پرسم چه حرفى دارين بم بزنين و شما چى مى گين؟ (٦نمره)

رز زلر نگاهی به آلکتو انداخت و گفت:" بدترین کارهایی که تو عمرت انجام دادی چیا بوده؟"

ما هیچ کارِ بدی نکردیم!

(استاد درس معجون شناسی متوجه می شود که به آلکتو معجون نخورانده؛ سپس با حرکت چوب دستی مقدار زیادی معجون به خورد او می دهد)

دوران طفولیتمون یه خواهر داشتیم که ع ما کوچیک تر بود، یه دفعه ناپدید شد ما سر شو زیر آب کردیم. گفتیم سگ محله خوردتش پیرهن خونیشو به ننه بابامون نشون دادیم.

دوباره دوران طفولیتمون چش یه بچه هه رو در آوردیم تهدیدش کردیم اگ به ننه باباش بگه اونیکی چشششو هم در میاریم.

سال اولی بودیم یه اکیپ درس کردیم واس خف گیری ملتو اذیت می کردیم سر به سر استادا می ذاشتیم. یکی ع استادا آبله اژدهایی گرفت مرد. ما تو غذاش تاپاله اژدها ریختیم!

یه بار برای اولین بار یه ع یه پسره خوشمون اومد رفتیم بش گفتیم اونم بهمون گفت:" دختره لاتِ بی شخصیت" ما هم زدیمش شتک شد. الان ع دوازده سالگیش تو سنت مانگوئه، هنو خوب نشده، هیچ کاری نمی تونه بکنه چون فلج مغزیه، فقط یه جا کز کرده دقت می کنه!

ریچارد هریس و آلن ریکمنم ما کشتیم گردن پیری و سرطان انداختیم خیلیم حالشون خوب بود!

پالی چپمنم ما تو دریاچه هل دادیم. (آخه خیلی رو مخ بود ) اصنم افسردگی نداشت و نمی خواس بمیره!

پروفسور زلر:

٢- ارشميدوس يا اي كيو سان؟ چرا؟(٢نمره)

اکیو سان!

یکی ع دلایلش چون کچله!
یکی دیگه ع دلایلش اینه که، هزار تا قانون نیاورده که تو درس فیزیک مشنگی بدبختمون کنه.
یکی دیگشم چون، باحال تره وقتی می خواد فک کنه دوتا انگشتاشو می ذاره رو شقیقه ش تا تمرکز کنه!
یکی دیگه چون، انیمه س ما انیمه ها رو دوس داریم مخصوصا ع اون قدیمی ها!
آخریشم چون، دوران طفولیتمون باش هزار تا خاطره داریم!

٣-چه بلايى سر اون بيچاره اى كه از رز سوال كرد، اومد؟ (٢نمره)
ما نمی دونی...
صب کن ببینیم! عه... ما هم می گیم این پروفسور زلر با چوب بیسبال ما چیکار داره؟
بگو گرفته می خواد دخل اون دانش آموز بذبختو بیاره.
مطمئنیم کار پرفسور زلره که اون بدبخت الان تو درمانگاه مادام پامفری بیهوشه بهوش نمیاد. پرفسور با چوب بیسبال ما حسابشو رسیده بدجور شتکش کرده!



People gonna say
If you need a break, someone'll take your place
People gonna try
To tell you that you're fine with dollars in their eyes


شناسه قبلي:پالي چپمن

روسیاهیم ارباب!


تصویر کوچک شده



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۲:۲۰ دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷

پنه‌ لوپه کلیرواتر old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۲ شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۳:۴۸:۰۸ پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸
از گریمولد!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 198
آفلاین
۱_ خب راستش اثرش هنوز هست و نرفته در نتیجه چیزی که الان میگم اینه که خیلی نااااامردی. این چه کاریه آخه؟ ها؟اصلا کنجکاویش به شما نیومده که مردم رازشون چیه.
خوب این از این.
دومیشم اینه که دبیر محترم شیمی مشنگی، اون نامه ای که از طرف گروهی ناشناس براتون فرستاده شد فکرش از من بود.
بعدشم اینکه گیسوجان، اون آدامسی که کاملا تازه و خیس از زیر میزت کندی و حالت بهم خورد، مال من بود.ها راستی، بند کفشاتم من گره زدم.تخته پاکنم من پرت کردم خورد به لباست همش داغون شد، نه سارا.
مامانی، الگوی خیاطیتم من ازش به عنوان چرک نویس استفاده کردم، بعدشم که کارم باهاش تموم شد پارش کردم انداختم سطل آشغال و سه دقیقه بعد فهمیدم مال شما بوده، ببخشید.
راستی خواهرجان!یادته چندوقت پیش ازاین شکلاتای موردعلاقت خریدی گذاشتی کیفت بعدناپدیدشد؟ من برش داشتم!
داداش جان! اون پسره دوستت که جدیدا باهات حرف نمی زنه به خاطر منه. از طرف تو با گوشیت براش پیام فرستادم حاوی مقداری فحش.
رویا، خیلی خری و ازت متنفرم.حالموبه هم میزنی!
[در اینجابه دلیل حجم فشرده افراد شاکی پنه لوپه له می شود]

۲_ارشمیدس! چون با توجه به موهاتون، نمی تونین ایکیوسان باشین. ارشمیدسم موهاش همین شکلیه!محل کارشم همینجوری مثل مال شمادرب و داغون بود.

۳_ آقا اون دیگه هرگز نتونست حرف بزنه.درسته اصلا به قیافتون نمی خوره ولی من دیدم چی شد، انکارنکن آقا!کشوندیش یه گوشه تو دخمه ستاره شناسی، زبونشو با طلسم دراز کردی بعدشم کشیدیش بیرون!


💙
خوشی ها حتی در بدترین لحظات هم می تونن پیدا بشن ، فقط در صورتی که یادتون بمونه چراغ ها رو روشن کنید. (پروفسور جانِ جانان😍)💙

🎈ریونکلاوو عشقه!🎈


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۱:۴۳ یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷

هافلپاف

آرتمیسیا لافکین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۳ پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۱:۴۰:۳۰ جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 19
آفلاین
1. خب اول بهتره راجبه کلاس بگم...بنظرم کلاسی حوصله سر بره واینکه پروفسور زلر شما پروفسوری هستین که یه تختتون کمه و بسی حرص درآر و بیخیالین و هینطور انرژی و فعالیتتون بییییییییش از حده...! همین بر عکس آدمو کلافه میکنه البته اگه راجب به بقیه صدق نکنه رو من که اینجوریه!(با عرض پوزش).
...
اینم بگم که عاشق بنهانی آزمایش کردنم و اگه سر این کار خرابکاری پیش بیاد سر یه بنده خدای دیگه ای میندازم(این عادت از بچگی با من بوده!)
...
شخصی مرموذ به نظر میرسم چرا که دوست دارم چیز میزایی که کشف میکنم رو فقط خودم بدونم و کس دیگه ای راز شو نفهمه(حالا فک نکنین من خود خواهمو اگه اینجور باشه...میکوشمتون!)
...
این موضوع بین خودمون باشه حسودم هستم و اگه به کسی حسودی کنم اون فرده سالم نمونده وگرنه اگه سالم بود که تا حالا از حسادت ترکیده بودم!
...
فعلا همین...
**********
2. ای کیو سان یا ایکیوسان...حلا به جز کچلیش پسر باهوش و خوبیه و همیشه و قتی در حالتی که میشنه و فکر میکنه خیلی باحاله و سر این موضوع خنده ام میگیره!
**********
3. هرچن که این کارا از شما که بعید نیس پروفسور زلر و با نظر گرفتن این موضوع بنظرم لابد بنده خدا اسهال استفراغی چیزی گرفته(گلاب به روتون) و مخش هنگ کرده و با اون وضع الان رو تخت تیمارستانه...!


در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سو سو میزنند...فرزندان هلگا میدرخشند!


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۹:۴۰ یکشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۷

هافلپاف، محفل ققنوس

ماتیلدا استیونز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۱ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۹:۱۶:۳۷ دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸
از کالیفرنیا
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
ناظر انجمن
کاربران عضو
محفل ققنوس
پیام: 368
آفلاین
۱- الان شما معجون راستی خوردین و به هر سوالی جواب میدین.من ازتون می پرسم چه حرفی دارین بم بزنین و شما چی میگین؟ (۶ نمره) [ دستتون خیلی بازه... می تونین راز های زندگیتون یا لحظات خجالت آور رو تعریف کنین یا نظر راجع به تک تک ترک های کلاس بدین.]

شما همین الان پرسیدین چه حرفی دارم بزنم؟ خیلی چیزا، من هروقت که میام کلاست، میرم به بقیه میگم که کلاس خیلی بدیه و بخاطر همینم، حتی مورچه نمیاد سر کلاست. این از دوست هافلیت. من خیلی وقت بود که این رازو نگه داشته بودم و نمی دونم که چرا ولی الان میگم... من همیشه بخاطر اینکه بابام پله ی خونمون رو درست نمی کرد، دنبال بابام با کنترل می دویدم، مامانم با کفش پاشنه بلند دنبال من می کرد( بخاطر همین یه فرورفتگی تو فرق سرم دارم) و در آخر خواهرم... ازمون فیلم می گرفت و می گذاشت تو اینستا.

من به همه می گم که شیش بار می رم دستشویی اما در حقیقت، هفتاد و دو بار میرم و شصتاش هم بخاطر خسته شدن سر کلاسه( من هر وقت سر کلاس می شینم، دستشوییم میگیره، بخاطر همین شما همش سر کلاستون میگین" ماتیلدا کو؟ نیم ثانیه پیش جلو روم بود")

و در آخر... ترک ها. من خیلی وقت بود که می خواستم درباره ی این موضوع حرف بزنم اما روم نمی شد. وقتی به ترک... از اونجایی که خیلی رو دیوارا ترک هست، پس بهتره آدرس بدم:
شرق کلاس ، نیمکت سوم، بالای سقفو اگه از این نیمکت نگاه کنی، میشه... شمال غربیه دیوار به سمت نیمکت سوم. خلاصه... اون ترک، وقتی که می بینمش، یاد مامانمو کفشش می افتم. که ترکه یه جورایی، از طرح زیگراگیش، داره به من میگه که قراره برای تو دوباره این اتفاق بیفته، فقط نه با مامانت، بلکه با رز! از اونموقع به بعد، دیگه نود و نه بار از دست شما، دستشوییم می گیره!!

۲-ارشمیدوس یا ای کیوسان؟ چرا؟

راستش... ارشمیدوس. چون می دونی، اگه قراره که کسی مورد پسندت باشه، نباید خیلی عجیب الخلقه باشه. آخه ای کیوسان؟ اون دیگه واقعا یه جوریه. آخه یه بچه اونقدر عاقل؟ به طوری که یه سوال بود ازش پرسیدن؟ همونی که یارو گفت این نونو به چند قسمت مساوی تقسیم کن بدون اینکه ببریش ؟

و اون گفت یه آینه بیارینش و اینا... من اگه بودم می گفتم که نونو بده من، بعدش می خوردم، وقتی که دندونام، تیکه تیکش کردن، بهشون پس میدم و میگم که به من ربطی نداره که مساویه یا نه! به نظرم به قیافه ی ارشمیدوس بیشتر میاد دانشمند باشه تا اون کچل کوتوله!!

۳-چه بلایی سر اون بیچاره ای که از رز سوال کرد، اومد؟(۲ نمره)
خب این که معلومه! رز با لبخند ویبره ای به اون گفت که بعد کلاس یه لحظه وایسا، کارت دارم. بعد کلاس، رز اون شخصو به دستشویی میبره و تو راهم خیلی از اون دانش آموز، تعریف می کنه

( از رز قبل از مردنش، خاطره ی خوبی داشته باشه). بعد اون گفت برای این به اینجا آوردمت که اینجا معجون ویبره، بهتر کار میکنه. بعدش یه معجون بهش میده. اون بدبخت، می خورتش. انقدر دوزش بالا بود که رفت تو کاسه توالت و همون موقع، رز... سیفونو کشید!!


Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۰:۴۳ شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۷

هافلپاف، محفل ققنوس

رز زلر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۹ پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۲:۱۳:۱۴ پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸
از رنجی خسته ام که از آن من نیست!
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 920
آفلاین
هلگا رو شکر همتون یه پا نقاش بودین و من نمی‌دونستم!
جدا بیاین به منم بگین چه جوری می‌کشین...من سه دور خودم رو عین عنکبوت کشیدم.

ریونکلاو

گادفری:6+3+1
فکر کنم بین اون بنده و مرلین‌هات یه دونه «ی» می‌ذاشتی بهتر می‌شد. گرچه غلط املایی یا تایپی نیس، خیلی کتاب ها رو دیدم که این طوری می‌نویسن ولی بذاری راحت تر خونده می‌شه.
نقاشیتم...یه لحظه‌ هس آنی شرلی بودن بم دست داد و موندم با هشت تا بچه چه کنم!

یوآن:6+3+1
جدا حقت بود که سوال اول رو صفر می‌دادم. گالیونر شده تازه معجون شانسم می‌خواد!
ولی کسی که انگشت کوچیکه پاش بخوره به مبل، حتی اگه گالیونر هم باشه ته بدبختیه.

لات: 6+3+1
ببینم تو از کجا راجع به رشوه می‌دونستی؟ نکنه خودت رشوه رو دادی؟ راستش رو بگو معجون شانس واسه چی می‌خواستی؟

لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکیپ جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی:6+3+1
نمره کامل رو دادم دیگه اون چاقو رو دور کن!

پنه لوپه:6+3+1
شکلک گوشی نه! شکلک با گوشی...
ببین ما مبنا رو بر این می‌ذاریم که از پی سی استفاده می‌شه چون خیلی سخته با گوشی و امکانات پی سی رو مثل همین یا کد رنگ‌ها رو نداره.

اگه وقتی شکلات ها رو پیدا کردی برای منم بیاری، می‌دم معجون رو!

میانگین: 10

اسلیترین

مالفوی: 0
دوست عزیز شما تکلیف جلسه‌ی قبل رو نوشتی نه جلسه‌ی دوم و برای همین متاسفانه نمی‌تونم نمره‌ای بدم. دفعه‌ی دیگه به جلسه و تاریخش دقت کن که این طوری نشه.

دوریا:6+3+1
با موی صاف چه خوب شدم!

نجینی: 6+3+1
می‌دونی نقاشیت منو یاد یه کارتون‌ها انداخت. جالب کشیی خیلی.


هافلپاف

سد: 6+3+1
لینی رو چه قدر می‌خری ازم؟

آرتیمیسا:5/5+3+1
جواب سوالت خیلی توهم رفته. نیاز شدید به اینتر داره. در حالت کلی بهتره بعد از هر سه یا چهار خط از اینتر استفاده کنی. به خصوص وقتی پاراگرافت تموم می‌شه دو تا اینتر بزن و پاراگراف بعدی رو شروع کن.

لیندا: 5+3+1
با گوشی نوشتی نه؟
چندجا غلط تایپی داشتی. یکی دو حرف اضافه یا کم خورده بودن که طبیعیه وقتی از گوشی استفاده می‌کنی. سعی کن با موبایل رول نزنی.
ولی نقاشیت خوب شده.

تانکس:5/5+3+1
هیپوگریف البته...ولی تهش سر کلاس حاضر شدم!

ماتیلدا:6+3+1
فرضیه آخرت به من می‌خوره.

میانگین:9.6
با گرد رو به بالا 10


گریفندور

لیزا:6+3+1
تورپین؟ کی هست اصلا؟

تاتسویا:6+3+1
بلاخره من اسم تو رو یاد گرفتم!
و تو تنها کسی هستی که متوجه زحمتی که من برای پرورش شما نوگل‌ها می‌کشم، شدی.

آرتور:6+3+1
به عنوان بزرگ ویزلی‌ها، برای جون سالم به در بردن باید هم شانس داشته باشی!

پالی... آلکتو:6+3+1
بیشتر از حد کافی هم قانع شدم. ولی هنوزم دوتا دیگه داری که ببری...یادت نره قبلش معجون رو سر بکشی.

هرمیون:6+3+1
کی گفته کلاس به چادر نیاز داره؟ مگه همین آوارها چشونه؟

میانگین: 10





پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲:۱۷ شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۷

هافلپاف، محفل ققنوس

رز زلر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۹ پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۲:۱۳:۱۴ پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸
از رنجی خسته ام که از آن من نیست!
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 920
آفلاین
جلسه ى سوم!

- كتاب هام هستن كجا؟ شده ديرم! يكى بده بم لنگه جورابم رو.

رز عين فرفره ى لرزان دور خودش مى چرخيد و مى لرزيد. با دورا صحبت مى كرد و از آمليا كمك مى خواست در حالى كه هردو، سر كلاسش منتظرش نشسته بودند.

- كجا بود اصلا كلاسم؟

يك ساعت بعد

بلاخره بعد از دوبار دور زدن قلعه و پيدا كردن راه جديدى به هاگزميد و خريدن نوشيدني كره اى از تريا، رز كلاسش را پر از دانش آموزان بيچاره اى از سر اجبار آمده بودند، پيدا كرد.

از روى يوآن خوابيده و بى خبر از دنيا پريد و مرحله ي سه امتيازى دستشويى طبقه ى پايين را هم با موفقيت گذراند تا به ويرانه ي موردعلاقه اش رسيد. 

نفس عميقى از سر آسودگى كشيد. البته هنوز آسوده ى كامل نشده بود. كلاسى داشت كه بايد معجون سازى يادشان مى داد در حالى كه ذهنش از هرگونه معجونى خالى بود.

عين اي كيوسان مرحوم چهار زانو نشست. براى اولين بار در عمرش حسرت مو داشتن را خورد. انگشت اشاره اش را نزديك سرش چرخاند تا شايد معجزه اى شود.

- اينم خل و چل شد!
-هيــــش! صداتو مى شنوه ازمون امتياز كم مى كنه.

مدتى به همين ترتيب گذشت. حتي چند تن از دانش آموزان به تقليد از استادشان چهارزانو نشسته و تفكر كردند. عده اى هم اين بين خوابشان برد.

- يافتم! يافتم!

حالا بيشتر به ارشميدوس شبيه بود تا اي كيوسان. كه البته با حجم مويش هم خوانى بيشترى داشت.
رز، لرزان دور كلاس ويبره مى زد و همين يك كلمه را تكرار مى كرد.

- يافتم يافتم!
-پروفسور...
-يافتم!
- چي رو يافتين؟

رز واقعا خوشش نمى آمد كسي وسط كشف مهمش سوال كند. و كسي كه سوال مى كرد، خوب به سرانجام خوبى نمى رسيد.
- كي مى خواد يه نوشيدني خنك و خوش مزه ؟

نكته ى خيلى مهم، هيچ وقتِ هيچ وقت از دست يك استاد درس معجون ها شربت نگيريد.

نيم ساعت بعد

- خوب، هست نوبت تو. چه دارى كه بگى بم تانكس؟
- خيلى استاد مزخرفى هستى.
-

تكليف جلسه بعد:
١- الان شما معجون راستگويي خوردين و به هر سوالى جواب مى دين. من ازتون مى پرسم چه حرفى دارين بم بزنين و شما چى مى گين؟ (٦نمره)
[دستتون خيلي بازه...مي تونين رازهاي زندگي تون يا لحظات خجالت آور رو تعريف كنين يا نظر راجع به تك تك ترك هاى كلاس بدين. ]
٢- ارشميدوس يا اي كيو سان؟ چرا؟(٢نمره)
٣-چه بلايى سر اون بيچاره اى كه از رز سوال كرد، اومد؟ (٢نمره)





پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۲:۵۴ دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷

لایتینا فاست


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۳ شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۱:۵۹:۲۵ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
از زیر بزرگترین سایه‌ جهان، سایه ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 347
آفلاین
١- منو قانع كنين كه به شانس نياز دارين. و جواب به شانس نياز نداريم پذيرفته نيس!(٦نمره)

ببین استاد زلر. بد شانسی من از این که دست بزنم به طلا خاک میشه نیست... بدتره! یعنی از روزی شروع شد که اصن یه درخت داشتیم، این سر هرماه میوه طلا میداد، ولی در صورتی که همون موقع نور لامپ بهش میخورد. بعد خلاصه ما این درختو بردیم تو اتاق، اومدیم برقو روشن کنیم، یهو دیدیم زارت! برق رفت. خلاصه درخت ماهم لوس بود قهر کرد حالا سر هر ماه میوه خاکستر میده.
بعد یه دور دیگه ما طرفدار تیم کوییدیچ لاکچری سیتی بودم، هی باخت هی باخت هی باخت، دیدم عه ممد آباد چقدر خوب داره همه بازیا رو میبره، رفتم طرفدار تیم ممد آباد شدم، و بعله... تیم کوییدیچ لاکچری سیتی قهرمان شد.
تازه یه دور دیگه یه حشره‌ای رو تو هوا زدم، کف دستم پخش شد، رفتم دستمو بشورم، یهو پشهه پرید!
بگم بیشتر؟

٢- يه عكس از خودتون در كلاس خفن معجون سازى برام بيارين. منو خوب بكشين نمره ى اضافه داره! (٣نمره)

اینجاس پروفسور! میبینین چقد خوب کشیدم؟ تک تک عضوهای بدنتون داره ویبره میره.

3- رز چرا دير اومد؟ (١نمره)

رز رفته بود تا توی لیگ جهانی ویبره شرکت کنه. بعد اونجا که به خاطر ناداوری و رشوه واین چیزای بد بد حذف شد، ذهنش رفت طرف معجون شانس! بعد اومد به دانش آموزای عزیز تر از جانش یاد بده این معجونو تا لااقل اونا توی زندگیشون موفق و پاینده باشن.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.