هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۱:۰۲:۰۵ یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

گودریک گریفیندور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۲۹ یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹
آخرین ورود:
دیروز ۱۷:۱۲:۵۷
از تالار گریفندور
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
محفل ققنوس
پیام: 972
آفلاین

در یک رول بنویسید ارباب ریگولوس چطور تونست موی سر لرد سیاه رو بدست آورد؟(30 نمره)


میز غذاخوری آپارتمان مخفی بلک ها که شامل 62 صندلی بود، تنها یک همنشین با خود داشت. ریگولوس در بالاترین صندلی میز در حالی که سرش را روی دستانش گذاشته بود، نشسته بود و غرق در افکار پیچیده خود شده بود. ناظر این صحنه می توانست حدس بزند که ریگولوس به این فکر می کرد که چرا مارول بعد از فیلم انتقام جویان: پایان بازی که رکورد فروش تاریخ سینما را شکست، دوباره فیلم سازی می کند و همین چند وقت پیش یک قسمت دیگه از مرد عنکبوتی را ساخت؟!

اما ریگولوس به این موضوع فکر نمی کرد. ریگولوس به فکر پایان دوران مقدس خدمت سربازی هم نبود بلکه او در فکر این بود که تار مویی از لرد سیاه بدست بیاورد و از آن برای ساخت معجون های جادویی استفاده کند. گرچه موضوع بالایی که ذکر شد، سوژه جالب تر و مهمتری است برای فکر کردن اما نمی دانم چرا ریگولوس به این قضیه فکر می کرد.

- کریچر ..... یه قهوه اسپرسو لطفا

صدای بشکنی آمد و کریچر در حالی که روی میز، مقابل اربابش ایستاده بود، ظاهر شد. کریچر انگشتانش را روی دهانش گذاشته بود و با چشمانش به اطراف نگاه می کرد. گویی سخنی داشت که جرئت بیانش را نمی یافت.

- کریچر .... گفتم قهوه اسپرسو برام بیار

کریچر در حالی که ترس در تمام وجودش رخنه کرده بود، گفت: « ارباب ... ارباب ... ما قهوه های مشنگی نداشت ... بجاش معجون داشت ... معجون های مختلف .... معجون یهو شیش سال بزرگ شو .... معجون یهو 20 سانت قدبلند تر شو .... معجون یهو سیکس پک در بیار .... معجون یهو مشنگ شو .... معجون یهو تغییر جنسیت بده .... معجون یهو بچه شو .... معجون یهو کچل شو ... معجون یهو موهات بلند شه ... »

ریگولوس به یک باره سرش را بلند کرد و داد زد: « چی گفتی؟ »

- هیچ ارباب ... من قصد ناراحت کردن نداشت ...ببخشید

- میگم بگو چی گفتی ... معجون چی گفتی؟

کریچر آرام آرام عقب می رفت تا از خشم های ناگهانی اربابش بدور باشد.

- معجون یهو موهات بلند شه گفتم ارباب

ریگولوس آنقدر محکم و سریع بلند شد که صندلی پشت سرش به پشت افتاد. در حالی که ذوق در چشمانش پدیدار شده بود رو به کریچر گفت: « زود برام از این معجون بیار ... زود »

- چشم ارباب

کریچر این را گفت و بعد با زدن یک بشکن از دیده ناپدید شد. شادی و هیجان در قامت اربابش ریگولوس گردش می کرد و فکر اینکه با این معجون می تواند تار موی لرد سیاه را بدست بیاورد او را وجد آورده بود. در همین افکار بود که که کریچر دوباره پدیدار شد و دو شیشه معجون بدست داشت.

- کریچر .... آفرین ... کریچر تو بهترین برده دنیا هستی ... چرا دو تا شیشه آوردی؟ یکی کافیه

کریچر به حماقت اربابش کمی تاسف خورد که متوجه تفاوت رنگ دو شیشه نشده بود، گفت: « ارباب این دو معجون متفاوت بود .... یک معجون مو دربیار و یک معجون تغییر جنسیت »

- کریچر .... چرا احمق میشی؟ من که ازت معجون تغییر جنسیت نخواستم!

- ارباب کریچر فکر کرد ... معجون مو در بیار تنها در زنان کاربرد دارد. در مردان تنها باعث بلند شدن موی زیر بغل شد .... برای همین کریچر فکر کرد ارباب ... کریچر فکر کرد اگر ارباب بخواهد این معجون را برای یک مرد بکار ببرد ، ابتدا به این معجون نیاز دارد.


امارت لرد سیاه


- من برم هیشکی تنها نمیشه ... بغض ابری برام وا نمیشه ....

تیتراژ ستایش 3 طنین انداز شده بود و صدای آن آنقدر بلند بود که هر موجود زنده ای در امارت می توانست آن را بشنود. لرد سیاه نیز در حالی که تنها یک متر از تلویزیون 50 اینچی مقابلش فاصله داشت، نشسته بود و همین آهنگ را زیر لب زمزمه می کرد.

- هی بلاتریکس ... فکر می کنی تو شرور تری یا اینکه زن دوم صابر؟!

بلاتریکس با این سوال لرد سیاه بسیار متعجب شد و گفت: « ارباب ... چرا منو با این زن مشنگ مقایسه می کنید چرا؟ البته که من شرور ترم ... من می تونستم اون پیرزن انیس رو با یک طلسم همانجا نفله کنم اما این زن تازه می خواد نقشه دزدی بکشه »

لرد سیاه در حالی که تبسمی می کرد، گفت: « دیدی گفتم اون شرور تره! اون میخواد کاری کنه هیشکی نفهمه که کشتن اون پیر زن کار اون بوده اما تو فقط اونو همونجا می کشتی ابله ... درضمن تو خیلی لاغری ... اون تپل مپله ... خیلی خوشگله »

بلاتریکس: « »

در همین لحظه ریگولوس مقابل لرد سیاه در حالی که سه بطری شیشه در دست داشت ظاهر شد. چند قدم جلو رفت و با خنده گفت: « ارباب عالیس آوردم »

لرد سیاه بسی خوشحال گشت و از جایش برخواست و رو به ریگولوس گفت: « پس یه عالیس بده »

ریگولوس در حالی که دهانش تا بنا گوش باز بود ، گفت: « لیموشو بدم .... هولوشو بدم ... اوستوایی بدم .... کدومو بدم!؟ »

لرد سیاه هم که با شنیدن این جلمات از ریگولوس بیشتر خوشحال شده بود، داد زد: « همشو بده »

ریگولوس جلوتر رفت و ابتدا عالیس لیمو را باز کرد و به لرد سیاه داد. ولدمورت سریعا آن را سر کشید و آروغ بلند زد و فارغ از اینکه بفهمد تبدیل به یک زن بسیار زشت شده است ، از ریگولوس عالیس بعدی را تقاضا کرد.

ریگولوس عالیس هلو را به لرد سیاه داد و به او خوراند. ولدمورت که اکنون زنی زشت بود ، بعد نوشیدن معجون موهاش 20 سانتی متر بلند شد اما او هیچ توجهی به این اتفاقات نداشت و دوباره دستش را به طرف ریگولوس بلند کرد و عالیس سومی را خواستار شد.

ریگولوس عالیس آخری را که حاوی معجون خنثی کننده بود ، به دست لرد سیاه داد و در همین یک قیچی از جیبش بیرون آورد و در حینی که ولدمورت مشغول نوشیدن معجون بود ، به پهلویش رفت و یک تار موی او را کند.

لرد سیاه بعد نشیدن معجون به حالت قبلی خود بازگشت و بدون اینکه اطلاعی که آنچه گذشته بود ، داشته باشد بر روی صندلی خود نشست و با احساس رضایت سری تکان داد. ریگولوس نیز در حالی که لبخند رضایت بر روی صورتش نمایان بود ، تعظیم کرد و از خدمت لرد سیاه مرخص شد.

بلاتریکس: « پس بهتره یکمی چاق تر بشم تا ارباب خوشش بیاد »


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۰:۲۳:۴۰ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین

کریچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۲۰:۵۶:۵۹ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
از میدان گریمولد، خانه شماره 12
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 74
آفلاین
تدریس جلسه اول معجون سازی

اینکه هر چیزی جایی دارد کاملا درست است. احتمالا همگی موافق هستید. مثلا شلوار جین را در عروسی نخواهید پوشید و یا کفش کتونی را با کت شلوار نمی پوشید. هنگامی که دانش آموزان وارد کلاس معجون سازی شدند، با دیدن ظاهر کلاس همان احساسی را داشتند که ممکن است شما با دیدن شخصی که کت و شلوار را با کتانی می پوشد به شما دست بدهد.
دانش آموزان تا به حال کلاس معجون سازی را آنقدر عجیب ندیده بودند. بر تمام دیوارهای کلاس عکس پسر جوانی به چشم می‌خورد که موهای بلندش تا شانه اش می رسید. قدش کوتاه می نمود و چشم هایش طوری بنظر می رسید که گویی بیمار است. زیر عکسها کلمات نامفهومی نقش بسته بود. دانش آموزان با کمی دقت متوجه شدند که کلمات نامفهوم در واقع ارباب ریگولوس است که فاصله بین هر دو ارباب ارباب ریگولوس تا ارباب ریگولوس بعدی را قلبی پر کرده است. کلمات و قلب ها مانند زنجیر دورتادور کلاس زیر عکسها را پر کرده بودند.

_کریچر می بینه که دانش آموزان خیلی از ارباب ریگولوس خوششون اومد!

کریچر در حالی که فاصله در ورودی تا میزش را می پیمود این را گفت. البته در قیافه بچه ها بیشتر متعجب می نمود تا علاقه مند.

کریچر روی میز جا خوش کرد.
_من پروفسور کریچر هست. البته ملت تونست پروفسور وایتکس پور هم صدا کرد. خب بی هیچ معطلی توجه کرد به درس. پس با توکل بر مرلین، درود بر روح پاک ارباب ریگولوس شهید،با سلام و درود بر روح پاک شهدای نبرد هاگوارتز، درود بر روح پاک ارباب ریگولوس شهید،با آرزوی موفقیت برای محفل ققنوس و ذلت و خواری برای خواهر شوهر بانو بلک، درود بر روح پاک ارباب ریگولوس شهید و...

چهار ساعت بعد

_... آرزوی موفقیت برای بانو سیسی و بانو بلا و درود بر روح پاک ارباب ریگولوس شهید درس رو شروع کرد!

دانش آموزان که چهار ساعت تمام سلام و درود و آرزوهای موفقیت برای شهدای نبرد هاگوارتز و ارباب ریگولوس و تک تک خاندان بلک(قطعا از سیریوس و آلفرد به عنوان خائنین به اصل و نسب یاد شده بود که لعنت شدند.) را شنیده بودند با امیدواری چوبدستی ها و پاتیل هایشان را آماده کردند.

کریچر گفت:
_درس امروز فقط تئوری بود. کار عملی نداشت. دانش آموزا و کاغذ و قلم و پر آماده کرد.

دانش آموزان در حالی که امید شان همچون خانه ای پوسیده که با اولین ضربه تخریب می شود نابود شد، کاغذ و قلم را حاضر کردند.

_ملت نوشت که... ارباب ریگولوس در خاندان اصیل بلک دنیا اومد. ارباب ریگولوس خون اصیل داشت. اصالت ارباب ریگولوس در رفتارش مشخص بود. ارباب ریگولوس عاشق شیرینی خامه ای بود. ارباب ریگولوس زیباترین لبخند دنیا رو داشت. وقتی ارباب ریگولوس به هاگوارتز اومد کلاه گروه‌بندی دو ساعت رو سرش بود چون ارباب ریگولوس شجاعت، اصالت، پشتکار و هوش بالا رو با هم همزمان داشت و کلاه ندونست چه کنه...

چهار ساعت بعد

_... ارباب ریگولوس تو همه چی بهترین بود. حتی درس های مشنگی. ارباب ریگولوس انتگرال سه گانه به راحتی محاسبه کرد و فیزیک مشنگی 20 شد! ارباب ریگولوس همچنین در معجون سازی استاد بود و همه معجون ها رو ساخت و اساتید رو مثل همیشه غافلگیر کرد! ارباب ریگولوس معجون مرکب پیچیده ساخت در حالی که موی سر لرد سیاه توش بود! ... دانش آموز سوال داشت؟

کریچر سوال را از دانش آموزی که دستش را بالا برده بود پرسید. دانش آموز گفت:
_لرد سیاه که موی سر نداره خودش خبر نداره پس چطور موی لرد سیاه تو اون معجون بوده؟
_بسیار سوال خوبی بود. ارباب ریگولوس استعداد ذاتی داشت که تونست هر مشکلی رو حل کرد اما این موضوع تکلیف جلسه بعد دانش آموزان بود.

ناگهان کریچر بشکنی زد و گچ بر روی تخته سیاه کلماتی نوشت، گویی دستی نامریی آن را به حرکت در می آورد:

نقل قول:
در یک رول بنویسید ارباب ریگولوس چطور تونست موی سر لرد سیاه رو بدست آورد؟(30 نمره)


_کریچر برای دانش آموزان آرزوی موفقیت کرد!

کریچر این را گفت و غیب شد. دانش آموزان که هشت ساعت تمام مشغول گوش دادن به سلام و درود و لعنت های کریچر و نیز نوشتن زندگی ارباب ریگولوس کریچر از تولد تا سال آخر هاگوارتز بودند در حالیکه کلمات رکیک و انواع و اقسام فحش های آبدار را نثار قبر ارباب ریگولوس کریچر می کردند از کلاس خارج شدند.


ویرایش شده توسط کریچر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲ ۰:۳۲:۵۲

تصویر کوچک شده

وایتکس!


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱:۳۳:۲۶ دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

سو لى


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۲ دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۱۵:۲۵:۴۲
از این سو، به اون سو!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
ناظر انجمن
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 359
آفلاین
آغاز ترم 23 هاگوارتز


تدریس کلاس معجون سازی تا پایان پاییز 98، بر عهده‌ی اساتید گروه اسلیترین است.


بلای جان ارباب!

بهش دست نزنید! مال منه.

"ONLY RAVEN"

ارباب... میشه بیام تو؟


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۱:۳۵ پنجشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۷

هافلپاف، محفل ققنوس

رز زلر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۹ پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۲:۱۳:۱۴ پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸
از رنجی خسته ام که از آن من نیست!
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 920
آفلاین
نمرات آخرین جلسه‌ی معجون ها


اسلیترین:

نجینی: 6+3+1
نه لازم به زحمت و خواهش از پاپا نیس...همین جوری خوبه!

میانگین: 10

ریونکلاو:

لا: 6+3+1
سوالا لا رو بخونین...گرچه تو امتحان نیستن ولی مهمن خیلی!

پنه لوپه: 6+3+1
به کسی نگی ها ولی منم بدم میاد از کلاس آموزنده.

میانگین: 10



گریفندور:


سلینا:6+3+1
الان کم کنم به خاطر اون جمله ای که خط کشیدی روش؟

آرتور:6+3+1
نه خیرم! درصد ویبره کم هم بود!

رون:6+3+1
سوالات فرعی ت واقعا سوالای خوبی بودن!

هرمیون: 6+3+1
از کجا می دونستی که نقاشی ندارن؟ سوالا رو نگا کرده بودی؟

آلیشیا: 6+3+1
من خیلی مورچه ها رو با ویبره هام کشته م. حواست باشه کنارم خجالت نکشی.

آلکتو: 6+3+1
ولی غرق نشدی.
سرت بیرون بود همچنان. می تونستی نفش بکشی.

میانگین: 10


هافلپاف:


سد: 6+3+1
محو شدن!

تانکس: 6+3+1

ماتلیدا : 6+3+1
جستارتا جوابات منو بیشتر مصمم کرد

آرتمیسیا: 6+3+1
شش بار اسمت رو چک کردم تا "ی" هاش رو درست گذاشتم.

میانگین: 10





پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۳:۵۹ دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

اسلیترین، مرگخواران

نجینی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۱۸ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲:۲۷:۰۸ شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
اسلیترین
مرگخوار
پیام: 235
آفلاین
١- وقتى خجالت مى كشين چه شكلى مى شين؟ مى تونين عكس بدين يا توصيف كنين. اگه توصيف مى كنين كوتاه باشه. ( ٦نمره)


تصویر کوچک شده


٢- فكر مى كنين سوال هاى امتحان چى باشن؟ (٣نمره)


بعنوان دختر لردسیاه فکرم اینجوریه و علاقمندم که سوال اول درمورد معجون نفرت، سوال دوم درمورد معجون نکبت، و سوال سوم هم درمورد معجون ثروت باشه.

٣- كلاس معجون سازى آموزنده، خفن و پر از ويبره بود يا نه؟ (١نمره)


کلاس بسیار مناسبی بود. و از اینکه استاد زلر اجازه داده که هر جلسه یکی از دانش‌آموزا رو بعنوان تغذیه‌ی کلاس بخورم مسرورم! و از پاپا خواهش خواهم کرد که هر چه سریعتر فسس و صد البته هسس!


"...And you, my friend, must stay close"

for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۲:۵۹ دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

لایتینا فاست


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۳ شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۱:۵۹:۲۵ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
از زیر بزرگترین سایه‌ جهان، سایه ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 347
آفلاین
١- وقتى خجالت مى كشين چه شكلى مى شين؟ مى تونين عكس بدين يا توصيف كنين. اگه توصيف مى كنين كوتاه باشه.[مثلا رز وقتي خجالت مى كشه، كش مياد و كش مياد و كش مياد و بعد يهويي رها مى شه و ميره تو زمين كه از علت هاى اصلى سوناميه! ]( ٦نمره)

اول به صورت خیلی یهویی آهنگ تو هدفون لایتینا قطع میشه و به جاش صدا یه مادربزرگی پخش میشه که اکو هم میشه و میگه: خجالت بکش ننه، خجالت..." بعد همین باعث میشه که لایتینا اول سرخ و سفید و آبی شه بعد عین ژله پخش شه رو زمین. و همزمان با ریتم صدای پیرزنه شروع کنه مثل یه جریان آب این ور اونور رفتن.

٢- فكر مى كنين سوال هاى امتحان چى باشن؟ (٣نمره)

رز که بود و چه کرد؟
ویبره های رز از چه نوعی بودند و درکجا یافت میشوند؟
ایمان، تقوا و عمل صالح را به یک سوال ویبره‌ای ربط دهید.
آیا بی کفایتی دانش آموزان و جنگ داخلی دلیل اصلی خراب شدن معجون ها بودند؟

٣- كلاس معجون سازى آموزنده، خفن و پر از ويبره بود يا نه؟ (١نمره)

به قطع یقین خفن نبود... چرا چرا بود. یعنی میدونید استــاد :افکت عشوه تسترالی: من همیشه دوست داشتم ویبره رو از نوع های مختلف و باحالش یاد بگیرم اونم همراه معجون سازی. همیشه تو فانتزی هام تصور میکردم که دارم ویبره میرم و بوی معجون کپیده هوا رو پر کرده و شما هم کنارمین و دارین بهم معجون سازی یاد میدین. استــاد خوب گفتم؟


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۲۹ ۲۳:۰۲:۳۵

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۰:۰۷ دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

سلینا ساپورثی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۳ دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۹:۴۷:۵۸ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 31
آفلاین
تكليف:
١- وقتى خجالت مى كشين چه شكلى مى شين؟ مى تونين عكس بدين يا توصيف كنين. اگه توصيف مى كنين كوتاه باشه.[مثلا رز وقتي خجالت مى كشه، كش مياد و كش مياد و كش مياد و بعد يهويي رها مى شه و ميره تو زمين كه از علت هاى اصلى سوناميه! ]( ٦نمره)
ما وقتی خجالت می شیم لپامون گل میندازه از ناحیه ی پایینی شروع می کنیم مثل بستی آب شدن بعدشم و ناخون های بلندمان نیز یکی یکی از جایشان در می آید و می افتد و تا سالها جایشان پر نمی شود!

٢- فكر مى كنين سوال هاى امتحان چى باشن؟ (٣نمره)
مزخرف ترین سوالات ممکن چیز بهترین سوالاتی که یک استاد بلند مرتبه و والا مقام میتواند خلق کند. احتمالا سوالات باید از درس های گذشته باشد که امیخته ای از درس علم و اخلاق بودند و زندگانی را به ما می آموزند

٣- كلاس معجون سازى آموزنده، خفن و پر از ويبره بود يا نه؟ (١نمره)

پر ویبره ؟ ذاتا همش ویبره بود دیگه جایی واسه این نمیمونه که یه گوشش خالی بمونه که اسم پر رو روش گذاشت من اسم کلاس رو کلاس ویبره میذارم خدا وکیلی هم توی این مدت خوب لاغر شدم
کلا خیلی کلاس ورزشی و اموزنده ای بود خفن ترین قسمتشم اونجویی بود که من محلولاسیدی رو ریختم پشت رداتون و فکر کردین کتر گویله و یه فصل محکم کوبیدینش به در و دیوار



پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱:۵۹ دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

گریفیندور، محفل ققنوس

آرتور ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۰۲ جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۸:۰۹:۳۴ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
از خانه ویزلی ها
گروه:
ایفای نقش
محفل ققنوس
کاربران عضو
گریفیندور
ناظر انجمن
پیام: 470
آفلاین
١- وقتى خجالت مى كشين چه شكلى مى شين؟ مى تونين عكس بدين يا توصيف كنين. اگه توصيف مى كنين كوتاه باشه.[مثلا رز وقتي خجالت مى كشه، كش مياد و كش مياد و كش مياد و بعد يهويي رها مى شه و ميره تو زمين كه از علت هاى اصلى سوناميه! ]( ٦نمره)

بستگی به موقعیت مکانیش داره. بیشتر تو اداره خجالت میکشم. درست زمانی که مافوقم من رو جلوی بقیه ضایع میکنه. ابتدا کمی به وی خیره میشم. سپس به بقیه همکارام نگاه میکنم و سعی میکنم عادی جلوه بدم. سر جای خودم میشینم و مدتی به رو به روم خیره میشم و فکر میکنم. سپس موضوع رو به جناح چپ و کناره ها منتقل کرده و به کارم میرسم. تو خونه هم وقتی خجالت میکشم، میشینم روی مبل، به رو به رو خیره شده و با لپ هایی گل افتاده، چاییمو مینوشم.

٢- فكر مى كنين سوال هاى امتحان چى باشن؟ (٣نمره)

خیلی چیزا میتونن باشن. اونی که فکرشو میکنی یا حتی اونی که فکرشو نمیکنی. ممکنه فکرشو بکنی که بیاد این سوال و میاد در حالی که فکرشو نمیکنی. از همین جمله من میشه فهمید که سوالا چجورین.

٣- كلاس معجون سازى آموزنده، خفن و پر از ويبره بود يا نه؟ (١نمره)

بود. بسی عالی و خفن ز آنچه فکرش را میکردیم. درصد ویبره هم آنچنان بالا بود که حتی دانش آموزان مدارس دیگه نیز اُوِردوز نمودند.


اتحاد گریفیندور


معتقد به روماتیسم در حد آرتریت و آرتریت روماتوئید

فرزند بیشتر، زندگی بهتر!


تصویر کوچک شده


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۲۳:۴۷ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷

هرميون گرنجرold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۰ شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۱:۱۹ چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷
از خلاف آمد عادت بطلب کام
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 109
آفلاین
١- وقتى خجالت مى كشين چه شكلى مى شين؟ مى تونين عكس بدين يا توصيف كنين. اگه توصيف مى كنين كوتاه باشه.[مثلا رز وقتي خجالت مى كشه، كش مياد و كش مياد و كش مياد و بعد يهويي رها مى شه و ميره تو زمين كه از علت هاى اصلى سوناميه! ]( ٦نمره)

هرماینی وقتی خجالت میکشه کم کم ذوب میشه و تبدیل به مایع طلایی رنگی میشه که داغه و اگه زمین سفت نباشه در زمین فرو میره و اگر زمین سفت هم باشه اونو ذوب میکنه و در زمین فرو میره و از نظرها دور میشه.

٢- فكر مى كنين سوال هاى امتحان چى باشن؟ (٣نمره)

چیزهایی ساده و راحت و گوگولی... فقط مطمئنیم که نقاشی ندارن. ممکنه مواد اولیه یه معجون و طرز تهیه ش باشه. یا اینکه اگر هنرشو داشتن چه معجونی اختراع می کردن و کجا به کار می بردنش یا حتی این سوال که هوا چطوره!

٣- كلاس معجون سازى آموزنده، خفن و پر از ويبره بود يا نه؟ (١نمره)
پر از ویبره بود استاد. عشق به ویبره زنی در رگ هامون جریان یافت و تصوراتمون از دخمه های معجون سازی پرفسور اسنیپ با کلاس گرم و صمیمی و متواضع شما روشنی یافت. خسته نباشید و ممنون از تدریس عالی و منصفانه تون.


lost between reality and dreams


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۶:۱۷ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷

هافلپاف، مرگخواران

سدریک دیگوری


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۳ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
دیروز ۲۰:۱۳:۴۹
از جایی که ارباب هست!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 125
آفلاین
سلام پروفسور!

١- وقتى خجالت مى كشين چه شكلى مى شين؟ مى تونين عكس بدين يا توصيف كنين. اگه توصيف مى كنين كوتاه باشه.[مثلا رز وقتي خجالت مى كشه، كش مياد و كش مياد و كش مياد و بعد يهويي رها مى شه و ميره تو زمين كه از علت هاى اصلى سوناميه! ]( ٦نمره)

من موقع خجالت کشیدن دو حالت دارم؛ اگه وضعیت خیلی حاد نباشه، سرخ میشم. اما نه مثل بقیه که لپاشون سرخ میشه، بلکه نوک دماغم سرخ میشه؛ انقد که بعضی وقتا با دلقک اشتباه میگیرنم.
حالت دوم مال وقتاییه که خیلی خجالت میکشم. در این شرایط یه ویژگی ای پیدا میکنم که خیلی بدردم میخوره؛ از سرم شروع به کم رنگ شدن میکنم تا نوک پام و در اخر محو میشم! بطوریکه دیگه هیچ کس سدریک غرق در خجالتو نمیبینه!

٢- فكر مى كنين سوال هاى امتحان چى باشن؟ (٣نمره)

1. چگونه میتوان به مخرب ترین حالت ممکن ویبره رفت؟
2.روش تبدیل یک اتاق به مکانی ویرانه را به طور کامل شرح دهید.
3.علت عشق و علاقه ی رز به ویبره زدن را بنویسید.
4.چرا رز به جادو اموزان معجون راستی خوراند؟
5.تمامی این سوالات و امتحانات فقط در جهت ایجاد استرس در جادو اموزان بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری میباشد!
با تشکر فراوان از پروفسور زلر، خواهشمندم از مورد آخر چشم پوشی نکنید و حتما در امتحان قرار دهید.

٣- كلاس معجون سازى آموزنده، خفن و پر از ويبره بود يا نه؟ (١نمره)

اره! کلاسی بود که از همه جهات عالی بود. حالا شاید یکم میزان اموزندگیش کم... ولی به هر حال همین اعتراف به کارایی که کردیمم خودش درس زندگیه دیگه! پس اموزنده هم بود.
از لحاظ ویبره و خفنیشم که هر چی بگم کم گفتم. اصلا انقد من ویبره رفتم و به ویبره عادت کردم که خدا بگم چی کارت نکنه دیگه دستشوییم بدون ویبره نمیتونم برم!
تشکیل کلاس تو خرابه هم امتیازی واسه بالا بردن میزان خفنیتشه و من درکل از این کلاس کاملا راضی بودم!
خسته نباشی!


فقط ارباب!

تصویر کوچک شده








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.