هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   2 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۲۹:۳۴ چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹

گریفیندور

اریکا جی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۲ جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
دیروز ۱۵:۰۸:۲۲
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 12
آفلاین
نام: اریکا جی
نام مستعار: شکیلا
نام خانوادگی : جی (کوتاه شده جایمز)
تاریخ تولد:۴ سپتامبر ۲۰۰۶
حیوان خانگی: شاهین
نژاد: دورگه (مادر:مشنگ_پدر:جادورگر)
والدین:
پدر:هنری Henry جایمز(او در دنیای مشنگ ها پزشک بود و در دنیای جادوگری از کارمند های وزارتخانه بود و بعد از اشنایی با دامبلدور عضوی از محفل شد
در گروه اسلایترین بود )
مادر: مارلین اولیور(او نیز پزشک است و در دانشگاه با هنری اشنا شد)
گروه: گریفندور
اخلاق: من صبور هستم زیاد دعوا نمیکنم اما اگه کسی ظلم کنه در مقابلش می ایستم مهربان هستم و به همه کمک میکنم زیاد شجاع نیستم ولی اگه کسی یا چیزی که دوستش دارم در خطر باشه از همه شجاع ترم عاشق درس و کتاب هستم و بازی و تفریح رو د‌وستدارم با همه زود جور در میام
ظاهر:
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ پوست: سبزه
رنگ مو:مشکی
قد:۱۶۵cm
سن:۱۴
جنسیت:زن
محل تولد: اسپارکس
چوب دستی:
۳۲ سانتی متر،مغز:مو و پودر تک شاخ،چوب درخت بید،انعطاف پذیر
پاترونوس: دلفین
علاقه مندی ها:کتاب رمان و درسی/عکاسی/نقاشی/کوییدیچ/درمانگری/کاراگاه
جارو: آذرخش
نقش درتیم کوییدیچ: دروازه بان
زندگی نامه:من فقط ۴ سال داشتم که ولدمورت برای گرفتن اطلاعات از پدرم به خونه ما اومد اما پدرم اون اطلاعات رو نداد و ولدمورت پدرم و مادرم رو کشت زنی که اونجا حضور داشت که به شدت دلش برای من سوخت و منو به فرزندی قبول کرد اون به خاطر این کار یک چشم خودش رو از دست داد اما این برای من هیچی از زیبایی هاش کم نکرد اون دیگه هیچ وقت به مرگ خوار ها ملحق نشد و تمام وقتش رو برای من گذاشت و شبانه روز کار کرد و منو به مدرسه فرستاد تا اون روز من نمیدونستم واقعا چه خانواده ای داشتم اما بعد از اومدن اون جغد همه چی تغییر کرد و من به مدرسه جادوگری هاگوارتز رفتم و.....

----
لطفا مجددا ملاحظه فرمایید

----

تایید شد.


ویرایش شده توسط ۳۶۶۱۲۵۷۱۷۱ در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۲ ۱۵:۴۶:۴۳
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۲ ۲۱:۰۳:۵۸
ویرایش شده توسط ۳۶۶۱۲۵۷۱۷۱ در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۳ ۱۰:۱۶:۱۵
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۳ ۱۳:۱۸:۱۳
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱۳ ۱۳:۱۹:۰۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۳۶ یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹

هافلپاف

هپزیبا اسمیت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۰ شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۰:۱۲:۰۳ یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 5
آفلاین
نام:هپزیبا
نام خانوادگی : اسمیت
مشخصات ظاهری : خوش هیکل ،زیبا ،موهای بلند خرمایی روشن ، چشمان عسلی و قد بلند.!
اصالت : اصیل زاده ،یکی از نوادگان هلگا هافل پاف
مشخصات اخلاقی: دختری بسیار مهربان ،خوشرو ،سخت کوش و یک هافل پافی اصیل
چوب جادو: :پنجه ي گوركن استوايي پوشيده شده با كيتين شاخ اسب تك شاخ.35 سانتي متر.
جنسیت : مونث
توضیحات اضافه : هپزیبا اسمیت یکی از نوادگان اصیل هلگا هافلپاف است که شباهت بسیار زیادی از لحاظ اخلافی و ظاهری با وی دارد .همچنین او وارث چوب دستی هلگا هافل پاف بوده و یکی از سخت کوش ترین دانش اموزان هافلپاف است .همچنین امتحانات سمج را با بهترین نمرات پشت سر گزاشته و به نوعی نگهبان مخفی ارثیه ی هافل پافی هاست همان طور که پیشبینی شده بود یک نفر از نوادگان هلگا که بسیار به وی شبیه است خواهد امد و وارث هافل پاف خواهد شد .!

.....

تایید شد.


ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۹ ۲۱:۴۵:۵۸


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۵۲ دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹

mohammadali.sa


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۰ پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۳:۵۰ دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
پیام: 2
آفلاین
جینی در حال خواندن مطلبی درباره ی موجودات جادویی در کتابخانه است. دراکو، کرب و گویل هم وارد شده اند.
دراکو کتاب را از دست جینی چنگ زد و گفت:
- هی دختره! این چیه داری می خونی؟
جینی عصبانی شد و کتاب را از دست دراکو گرفت:
- سمت من نیا! برو کار خودتو بکن!
-وای وای مامان! دختره ی لوس! معلومه دیگه! وقتی بابات پول نداره برات کتاب بخره مجبوری بیای همینارو بخونی!
جینی کتاب را باز کرد. سعی کرد اشک هایش را پنهان کند. از جایش بلند شد و به سوی دیگری رفت. دراکو دنبال جینی رفت و گفت:
- هی ترسو! کجا داری می ری؟
- دنبالم نیا!
دراکو کتاب را به سوی کرب دراز کرد و گفت:
- هی بچه ها! یکی اینو بگیره ببینم این دختره چی میگه!
سپس خطاب به جینی گفت:
- مثلا دنبالت بیام می خوای چیکار بکنی؟
جینی سر جایش میخ کوب شد. دیگر نمی توانست خشم خود را کنترل کند. چوبدستی را از جیب ردایش دراورد و رو به دراکو گرفت و از ته دل فریاد زد:
- اکسپلیارموس!
چوبدستی دراکو به هوا پرتاب شد. جینی نزدیک تر رفت، اما دراکو فرار کر

---

با سلام، داستان شما در کارگاه داستان نویسی رد شده، اول از همه چیز باید اونجا تایید بشید، بعد در تاپیک گروهبندی از علایق و مشخصات اخلاقی خودتون بگین و دو اولویت به کلاه بدید تا بسته به چیزی که ازتون می‌دونه، گروهبندی‌تون بکنه و سپس؛ یکی از شخصیت‌های آزادِ لیست شخصیت‌های ایفای نقش رو انتخاب کرده و در همین تاپیک - معرفی شخصیت - معرفی‌تون رو بنویسید.

موفق باشید.


ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۴ ۰:۰۸:۵۴


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۵۴ یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین

دراکو مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۱ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۰۶:۰۰ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مترجم
پیام: 30
آفلاین
نام: دراکو...اما بهم دریک، دراک،درام دلا دما، راکو، اکو هم میگن... میتونی انتخاب کنی... دستتو باز میزارم.

نام خانوادگی =مالفوی های... اصیل

گروه: دلبرمان اسلی

ظاهریات:


دراکو مالفوی (متولد ۵ ژوئن ۱۹۸۰) یک پسر بی روح و از خود راضی بور و زیباست با چشمانی خاکستری رنگ

اخلاقیات
:


شاید اطرافیان او بگویند او بسیار از خود راضی و مغرور است...ولی این کمبود ریشه در زندگی کودکی او و سن مدرسه رفتنش دارد.
او بسیار بد اخلاق است و همیشه قصد دارد سال اولی ها را اذیت بکند.

معرفی شخصیت
:


معرفی شخصیت:(با لحن راز بقا بخوانید) او موجودی موذی... و شیطانی بود که در خانواده ایی مایه دار متولد شد و زندگی خود را اغاز کرد... او انقدر حسود بود که به خانواده خود نیز حسادتت میکرد.
بعد چندین سال ازار مشنگ و غیر مشنگ به هاگوارتز راه پیدا کرد و به گروه اسلایترین... و انجا ازار خود را ادامه داد...
او موجودی پاچه خوار و دختر کش بود... که در طول سال تحصیلی خود همه را به گور فرستاد...
او علاقه زیادی به لرد دارد و تنها بغل کننده لرد نیز هست
او هم مانند بقیه بقیه اصیل زاده ها...(به جز ویزلی ها) از مشنگ ها و درگه ها متنفر بود و حتی بعد از عاشق شدن بچه اش اسکورپیوس او را از خانواده ترد کرد.



از زبان وی

دقیقا یادم می اید...در حیاط خانه مشغول مسخره کردن مشنگ ها بودم که جغدی از اسمان به زمین امد و نامه من را از مدرسه هاگواتز برایم اورد.

هنگام رفتن به سالن با ان کله زخمی اشنا شدم و قصد دوستی با ان را کردم ولی او به جای من با ان ویزلی بی اصل و نصب دوست شد و من را تحقیر کرد.
در اخر سال تحصیلی گروه ما پیروز شد...ولی ان پیر خرفت با امتیاز دادن به ان کله زخمی ویزلی خوائن و هرمیونی گروه گریفیندر را پیروز کرد.

سال دوم


سال دوم بود معلمی پر حرف و خرفت گیر ما افتاد و ما مجبور شدیم به ان گوش بدهیم...در این سال نیز از من به عنوان نواده سالازار اسلایترین کبیر نیز یاد شد.

سال سوم


زندانی روانی از زندان فرار کرد و جان ما را به خطر انداخت ولی ما اصیل کامل جان به در بردیم.

سال های بعدی

اتفاق زیادی برای من افتاد و باعث شد کینه قدیمی از ان کله زخمی به دل بگیرم...نوزده سال بعد از جنگ هاگواتز با استوریا ازدواج کردم و پسری به نام اسکورپیوس نواده من شد.


----

جایگزین شد.


ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۲ ۲۲:۰۱:۲۸


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۵۲ یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹

گریفیندور

رز وکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۳ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۲۰:۰۶:۲۲ یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹
از وقتایی که حوصله ندارم یه سر میام اینجا حالم جا میاد :)))
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 44
آفلاین
توجه! توجه!
شما درحال خواندن بیوگرافی جذاب ترین،خاص ترین،خفن ترین شخصیت جهان هستید که نه تنها دستمالش بلکه همه چیزش زیر درخت آلبالو گم شده!!
نام: رز وکس
گروه: گریفیندور ~
سن:15
جنسیت:دختر
محل تولد:پاریس،فرانسه
تاریخ تولد:14 مارس 2006
چوب دستی: ساخته شده از چوب بید، ۲۵ سانتی متر با ریسه قلب اژدها، انعطاف پذیر
پاترونوس: راسو
جانور نما:سنجاب
علاقه مندی ها: کتاب خوندن،ورزش کوییدیچ،کتاب نوشتن،نقاشی،یادگیری زبان های مختلف جهان،دوئل و ...
ارباااااااب !!
ویژگی های ظاهری: قد متوسطی داره،چشمای گربه ای که همیشه با القابی مثل:"گربه،پیشی و.." مسخره میشه !!
رز دختری با موهای کوتاه مشکی-قهوه ای و چتریه
که اونارو بلند نگه میداره تا چشمای پر جذبه اش که همه محو تماشاش میشن رو پنهان کنه،باید بگم که چتریای اون اصلا تکون نمیخورن و به همین خاطرِ که بعضیا فکر میکنن چتریاش چسبیده به پیشونیش !!
از همه مهم تر اینکه اصلا دوس نداره کسی به چتریاش دست بزنه!!اکثر وقتا دوس داره لباس شل ول تن کنه ..
رز به ظاهر خودش خیلی خیلی اهمیت میده ولی بعضی وقتا اصلا ظاهرش براش مهم نیست و اهمیت نمیده که بقیه در موردش چی فکر میکنن ..
رز توی هاگوارتز به خاطر زیبایی و مهربونیش محبوب بوده و...
(کی اینو نوشته هااان؟! پس بقیش کو؟! )
ویژگی های اخلاقی:بعضی وقتا خیلی از خود راضیه،سعی میکنه مغرور باشه ولی بی فایده اس،گرم و صمیمی ..
اون همچنین استعداد یادگیری سریع،صحبت با حیوانات و هرچی که فکرشو بکنین داره جز کنترل کردن خودش!!
تنهاییش رو با نوشتن میگذرونه،نمیتونه در مقابل بی محلی کردن افراد نسبت به خودش خونسرد باشه ...
هرجایی بخواد بره قبل از خودش تعریفش اونجاست !!
سرکلاس به حرفای پروفسور گوش نمیده و مشغول کشیدن نقاشیه ولی وقتی پروفسور ازش سوال میکنه هرچی که پروفسور گفته رو مو به مو توضیح میده !!
با این حال رز معتقده که به هیچ دردی نمیخوره …
و این دردها هستن که از چپ و راست بهش میخورن …
حس میکنه بدبخت ترین فرد تو جهانه !!
بعضی وقتا فکراشو بلند بیان میکنه که کار دستش میده !!
رز به مرگخوار بودن،کارای ترسناک و عجیب غریب و ورد آوادا کِداورا(avada kedavra) علاقه زیادی داره!
الگوی اول و آخرش پروفسور اسنیپ هست.
.
.
در صورت امکان جایگزین قبلیه بشه لطفا !

----

جایگزین شد.


ویرایش شده توسط رز وکس در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۲ ۲۱:۰۱:۵۱
ویرایش شده توسط رز وکس در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۲ ۲۱:۱۶:۴۰
ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۲ ۲۱:۳۳:۵۵

Quand je te regarde et la lune, je sens
...la lune diminuer face à ta beauté


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۵۷ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین

دراکو مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۱ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۰۶:۰۰ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مترجم
پیام: 30
آفلاین
نام: دراکو مالفوی (بهم دریک، دراک،درام دلا دما، راکو، اکو هم میگن)

نام خانوادگی:مالفوی

ظاهر

دراکو پسری بی روح با موهای بور زیبایی است که از کودکی این قیافه مورد تایید خانواده و دوستان بود که خودش نیز به این قیافه نیز علاقه داشته... لازم به ذکر است که وی موهایش را از پدر ش به ارث برده است.

اخلاق

شاید اطرافیان او بگویند او بسیار از خود راضی و مغرور است...ولی این کمبود ریشه در زندگی کودکی او و سن مدرسه رفتنش دارد.
او بسیار بد اخلاق است و همیشه قصد دارد سال اولی ها را اذیت بکند.


معرفی شخصیت




معرفی شخصیت:(با لحن راز بقا بخوانید) او موجودی موذی... و شیطانی بود که در خانواده ایی مایه دار متولد شد و زندگی خود را اغاز کرد... او انقدر حسود بود که به خانواده خود نیز حسادتت میکرد.
بعد چندین سال ازار مشنگ و غیر مشنگ به هاگوارتز راه پیدا کرد... و انجا ازار خود را ادامه داد...
او موجودی پاچه خوار و دختر کش بود... که در طول سال تحصیلی خود همه را به گور فرستاد...
او علاقه زیادی به لرد دارد و تنها بغل کننده لرد نیز هست
او هم مانند بقیه بقیه اصیل زاده ها...(به جز ویزلی ها) از مشنگ ها و درگه ها متنفر بود و حتی بعد از عاشق شدن بچه اش اسکورپیوس او را از خانواده ترد کرد.


از زبان وی

دقیقا یادم می اید...در حیاط خانه مشغول مسخره کردن مشنگ ها بودم که جغدی از اسمان به زمین امد و نامه من را از مدرسه هاگواتز برایم اورد.

هنگام رفتن به سالن با ان کله زخمی اشنا شدم و قصد دوستی با ان را کردم ولی او به جای من با ان ویزلی بی اصل و نصب دوست شد و من را تحقیر کرد.
در اخر سال تحصیلی گروه ما پیروز شد...ولی ان پیر خرفت با امتیاز دادن به ان کله زخمی ویزلی خوائن و هرمیونی گروه گریفیندر را پیروز کرد.

سال دوم

سال دوم بود معلمی پر حرف و خرفت گیر ما افتاد و ما مجبور شدیم به ان گوش بدهیم...در این سال نیز از من به عنوان نواده سالازار اسلایترین کبیر نیز یاد شد.

سال سوم

زندانی روانی از زندان فرار کرد و جان ما را به خطر انداخت ولی ما اصیل کامل جان به در بردیم.

سال های بعدی
اتفاق زیادی برای من افتاد و باعث شد کینه قدیمی از ان کله زخمی به دل بگیرم...نوزده سال بعد از جنگ هاگواتز با استوریا ازدواج کردم و پسری به نام اسکورپیوس نواده من شد.



تایید شد!
ورود یک اصیل‌زاده‌ی اسلیترینی به ایفای نقش رو به تمام جادوگران با اصالت تبریک می‌گم.


ویرایش شده توسط مالفوی.دراکو در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱ ۲۱:۰۳:۰۱
ویرایش شده توسط ماروولو گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱ ۲۱:۱۵:۰۳


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۲۶ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین

دراکو مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۱ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۰۶:۰۰ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مترجم
پیام: 30
آفلاین
نام:دراکو
فامیل:مالفوی






دراکو مالفوی (متولد ۵ ژوئن ۱۹۸۰) یک پسر بی روح و از خود راضی بور و زیباست با چشمانی خاکستری رنگ .پدر او لوسیوس مالفوی (به انگلیسی:lusiuc malfoy) یک مرگخوار اصیل است. و مادر او نارسیسا بلک یک اصیل زاده از خانواده بلک است . خاله او بلاتریکس لسترانج به مدت سه سال در آزکابان بود که بعد از آنجا فرار کرد . دراکو مالفوی یک اصیل زاده پولدار زیبا است او در ۱۱ سالگی به هاگوارتز فرستاده میشود تا جادوگری را به خوبی یا بگیرد . دراکو در 16 سالگی یک مرگخوار میشود و توسط لرد ولدمورت ماموریت میابد که البوس دامبلدور را بکشد و مرگخواران لرد سیاه را به هاگوارتز ببرد. اما به دلیل اینکه قلب مهربانی دارد فقط میتواند دامبلدور را خلع سلاح کند . که در پی این موضوع ابر چوب دستی آلبوس دامبلدور به مالکیت او در می آید . که بعد از آن هری پاتر بدون آنکه خودش بداند با خلع سلاح کردن دراکو مالفوی مالک ابر چوب دستی میشود .

دراکو در هاگوارتز

دراکو مالفوی در هاگوارتز در اولین روزی که هری پاتر را میبیند در ردا فروشی است که با او میخواهد دوست شود و هری هم با او دوست میشود ولی بعد ها وقتی در هاگوارتز هم دیگر را میبینند هری با دراکو دست نمی‌دهد و باعث میشود دراکو با او دشمن شود و همیشه معتقد باشد که هری پاتر و رونالد ویزلی(دوست هری پاتر) را دو دست و پا چلفتی بنامد. دراکو در گروه اسلیترین دوست هایی دارد به نام گراب ، گویل و پانسی پارکینسون و...این دوست ها همیشه دوست او هستند ولی گراب و گویل دو مرگخوار هستند که در داستان هری پاتر و جام اتش معلوم میشود.دراکو در هاگوارتز تنها سورس اسنیپ را دوست دارید و فقط برای این او را دوست دارد که همیشه به او نمره ی کامل ولی به هری پاتر نمره ی افتضاح میدهد دراکو مالفوی معهتقد است دامبلدور یک پیر خرفت است و باید از هاگوارتز برود... وی در آخر با آستوریا گرین گراس ازدواج میکند .


___________


دراکوی عزیز امیدوارم ناراحت نشی که این بار هم معرفیت تایید نمیشه. البته به خاطر کپی بودنش!
مساله فقط کوتاه و بلندی نیست. همون‌طور که نوشته بودم، باید به دراکو از دید خودت نگاه کنی. به این خاطر من معرفی قبلیت رو خیلی بیشتر دوست داشتم و فقط کافی بود کمی کامل تر باشه.
عجله نکن. یکمی فکر کن و با خلاقیت خودت یک معرفی برای دراکو بنویس. بالاخره مدت‌ها قراره با این شخصیت ایفای نقش کنی و باید توی ذهنت تمام ویژگی‌های شخصیتیش رو داشته باشی.


ویرایش شده توسط ماروولو گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱ ۱۹:۳۳:۳۵
ویرایش شده توسط ماروولو گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱ ۱۹:۳۴:۲۴


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۰۹ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

اسلیترین

دراکو مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۱ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۰۶:۰۰ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
مترجم
پیام: 30
آفلاین
اسم: دراکو

فامیلی =مالفوی دونه دونه... خیلی تیزو گرونه...

گروه:اسلایترین

معرفی شخصیت:(با لحن راز بقا بخوانید) او موجودی موذی... و شیطانی بود که در خانواده ایی مایه دار متولد شد و زندگی خود را اغاز کرد... او انقدر حسود بود که به خانواده خود نیز حسادتت میکرد.
بعد چندین سال ازار مشنگ و غیر مشنگ به هاگوارتز راه پیدا کرد... و انجا ازار خود را ادامه داد...
او موجودی پاچه خوار و دختر کش بود... که در طول سال تحصیلی خود همه را به گور فرستاد...
او علاقه زیادی به لرد دارد و تنها بغل کننده لرد نیز هست
او هم مانند بقیه بقیه اصیل زاده ها...(به جز ویزلی ها) از مشنگ ها و درگه ها متنفر بود و حتی بعد از عاشق شدن بچه اش اسکورپیوس او را از خانواده ترد کرد.



_____


سلام.
معرفیت خیلی کوتاه بود. مسلما همه‌ی ما چیزهای زیادی از دراکو می‌دونیم ونوشتن در موردش زیاد سخت نیست. پس یکمی به این فکر کن که توی ایفای نقش، دوست داری روی کدوم ویژگی‌های دراکو و چه بخش‌هایی از زندگیش مانور بیش‌تری بدی، یا حتی بعضی از ویژگی‌هاش رو مثل کاریکاتور بزرگنمایی کنی، یا جزییاتی بهش اضافه کنی و با توجه به این موارد، معرفی کامل‌تری بنویس.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط ماروولو گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۱ ۱۹:۲۰:۰۰


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۲۷ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

ریونکلاو

سیبل تریلانی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۳ جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱:۲۲:۵۶ چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹
از دست اینا!
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 4
آفلاین
نام و نام خانوادگی: سیبل تریلانی

گروه: Only Raven

محل زندگی: کوجه-پس‌کوچه‌های هاگوارتز

زمینه‌ی فعالیت: پیشگویی، پیشگویی زمان مرگ، پیشگویی زمان بدبختی، پیشگویی بیچارگی، پیشگویی به خاک سیاه نشستن، نفوس بد زدن

بانو تریلانی از اساتید به نام هاگوارتز و قدرتمندترین و دقیق‌ترین پیشگوی کل دنیای جادوگری است. او تنها پیشگویی است که توانست پودر شدن لرد سیاه را پیشگویی کند. پیشگویی او باعث شد لرد سیاه هری را به عنوان همتای خود برگزیند و پودر شده، به باد برود، در حالی‌که منظور او هری نبود و لرد سیاه کلا اشتباه گرفته‌بود... پسر برگزیده نویل بود!

سیبل از بچگی قدرت پیشگویی را در نوک انگشتانش حس می‌کرد، جایی کاملا اشتباه از بدنش.
او در سن سه سالگی مرگ وزغش را پیش‌بینی کرد. در پنچ سالگی مرگ بچه‌ی همسایه را. در هشت سالگی مرگ عمویش. در یازده سالگی مرگِ... نه، در یازده سالگی قبل از آن‌که مرگ کسی را پیشگویی کند نامه‌ی هاگوارتزش آمد و راهی مدرسه شد. هرچند، نواده‌ی کاساندرای بزرگ چه احتیاجی به مدرسه داشت؟!

او بدبختی را بو می‌کشید! همیشه قبل از آن‌که اساتید نامش را صدا کنند، متوجه می‌شد قرار است نامش صدا شود. هروقت قرار بود بچه‌ها اذیتش کنند هم می‌فهمید. خلاصه‌اش هرگونه بدبختی را از فرسنگ‌ها دورتر می‌فهمید، هرچند تخصص اصلی‌اش پیش‌بینی مرگ بود.

بین هم‌کلاسی‌هایش اصلا آدم محبوبی نبود، همه او را فرد عجیب-غریب و نحسی می‌دانستند و حاضر به رفاقت با او نبودند. بعد از اتمام مدرسه تمام تلاشش را کرد وارد بازار کار شود، اما بازار کار نمی‌خواست او واردش شود و نهایتا به کارتن‌خوابی و کف‌بینی و رمالی در گوشه‌ی خیابان برای یه نات و ده گانت رو آورد. او در جوب‌ها آواره و سرگردان بود که دامبلدور پیشنهاد کار و زندگی و زن و بچه... نه... تدریس کردن در مقابل محل زندگی به او داد. اما با روی کار آمدن آمبریج ورق برگشت و از تدریس در هاگوارتز کنار گذاشته‌شد.

او تصمیم گرفت به ادامه‌ی تحصیل رو بیاورد و زندگی بی‌حاشیه و بی‌درامایی را تجربه کند، اما از آن‌جا که هیچ‌وقت نتوانست جلوی زبانش را بگیرد -و لعنت بر دهانی که بی‌موقع باز شود!- خودش را دستی دستی به هچل انداخت و ملخک یک‌بار و دوبار جست، اما آخر سر دستی پس یقه‌اش را گرفته و مجبورش کرد در محل اجتماع جادوگران و ساحرگان عضو شود. در حال حاضر هم دست، چوب‌دستی به دست، بالای سرش ایستاده تا این متن را به پایان ببرد. اگر این متن را تا بدین جا خوانده‌اید... کمک!


تایید شد!



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۰:۱۴ جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹

هافلپاف، محفل ققنوس

آموس دیگوری


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۰ پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹
آخرین ورود:
امروز ۸:۲۸:۱۳
از بچم فاصله بگیر!
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
مترجم
محفل ققنوس
پیام: 62
آفلاین
نام: آموس دیگوری

گروه: هافلپاف


آموس دیگوری، جادوگر اصیل زاده، متولد ۱۹۴۵ است. از نوادگان وزیر معروف، الدریچ دیگوری و پدر سدریک دیگوری ست. او تنها پسرش را در سال ۱۹۹۵، هنگامی که به دستور لرد ولدمورت و توسط پیتر پتی گرو به قتل رسید، از دست داد.او در وزارت جادو، نقش سرپرستی سازمان کنترل حیوانات جادویی کار میکرد.

ویژگیهای ظاهری:

آموس، جادوگری با قد متوسط، شکم گرد و برآمده و پاهای کوتاه است. موهای جوگندمی دارد که وسطش تقریبا طاس شده. سبیل پرپشت که برخلاف موهاش قهوه‌ای تیره‌ست.
او عینکی مستطیلی با قاب نازک نقره‌ای دارد که فقط هنگام مطالعه به چشم میزند.

جدیدا اطرافیانش اصرار دارند عصای باریک چوبی ای دستش بگیرد، اما او در حد توان دوری می کند.
همیشه لبخند به لب دارد.

ترجیح میدهد لباسهای راحت و رنگارنگ بپوشد، اما چندان سلیقه‌ی خوبی در ست کردن ترکیب رنگها ندارد!

زمان حال:

بعد از دومین جنگ جادوگران، آموس هنوز نتوانسته بود با مرگ پسرش کنار بیاید. در سال ۲۰۲۰، ملاقاتی با هری پاتر ترتیب داد، با امید این که پسرش را به وسیله زمان برگردان جدیدی که پیدا شده بود، نجات دهد.

در همین سال، آموس دیگوری ۷۵ ساله، در خانه سالمندان مخصوص جادوگران و ساحرگان سنت اوسوالد زندگی میکرد. یکی از مراقبانش، دلفینی بود که او را عمو صدا میکرد. دلفینی به او در ملاقات با هری پاتر کمک کرد.

شناسه قبلی


تایید شد.


ویرایش شده توسط ماروولو گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۳۰ ۱۲:۵۶:۵۲

گاد آو دوئل

با عصا







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.