شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
ببین داستانی که شروع کردی خیلی خوبه ولی ظاهرا یه چیزه مهمو فراموش کردی اونم اینه که ولدمورت دیگه برای همیشه مرده.پس به خاطر همین داستان دیگه باید بدون ولدمورت باشه که در این صورت خیلی بی مزه می شه و بهتره اصلا نوشته نشه. با این که از این موضوع خیلی ناراحتم ولی به نظرم جی. کی کار درستی کرده که دیگه داستانای هری پاترو ادامه نداده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
((شعار ما: راحتی دوری از خطر معاشرت با کله گنده ها))!!
خیلی ممنون که جواب داستان من رو دادید ، بعد میگید که چرا هوگو می خواد کتاب را این گونه بنویسه آقا من بد بخت چهل بار گفتم که داستان اینجوریه گفتید نه ، بعد گفتم اینجوری بنویسیم گفتید نه ، بعد گفتم اونجوری بنویسیم گفتید نه ، خب بی انصاف ها یه راه هم شما بگید . اونم از بعضی ها که اصلاً تو باغ ماجرا نیستن اینم از الیواندر که پیداش نیست
خب خب می بینم که همتون با من سر لج افتادید . خیلی ممنون از این لجبازیت الیواندر . به الیواندر: من بارها و بارها برات توی مسنجر توضیح دادم ولی بازم تو میای به من میگی برنامه ات چیه ؟ دوستان کتاب هشت یک سری از کتابهای هری پاتر است که در ادامه ی کتاب هفت آمده . آیا هیچ کدام از شما دوست ندارید که بدانید سر نوشت هری و بچه هایش چه شد ؟ چه بلایی سر هاگواتز آمد و دیگران چه شدند؟ خب ما می خواهیم همراه شما کتاب هشتم را بنویسم . من داستان را می خواستم حالت رولی داشته باشد نه داستان ولی مثل این که .... خب : روال داستان رو من می گم اعلام کنید موافقید یا مخالف .
من که اول داستان رو نوشتم ولی اگه خواستید پاکش می کنم . روال داستان : اتفاقات مشکوکی برای هری در خانه و وزارت خانه اتفاق می افتد . همین طور برای بچه هاش . کسی او را می پاید . و از طرفی دختری در هاگواتز سنگ فراخان را پیدا می کند . او سعی می کند با کمک این سنگ سالازار اسلیترین را برگرداند ولی او می گوید که باید ولدرموت بر گردانده شود . ولدرموت برای نابودی هری دست به هرکاری میزند حتی جمع آوری دوباره ی مرگ خواران ولی این بار با یک گروه دیگر و اسم دیگر حتی نام خود را نیز عوض می کند . بعد از اتفاق هایی که برای هری می افتد . هوگو ؛آل و جیمز سعی می کنند که چوبدستی یاس کبود را پیدا کنند و با کمک چوب و شنل سنگ را پس گرفته و ارباب مرگ شوند تا بتوانند لردولدرموت یا آیسان نیوولد که همان ولدرموت است شکست دهند .
این روال داستان من بود . رای های خود را اعلام کنید (البته با زدن پست)
هوگوی عزیز ، منظورت از نوشتن کتاب هشتم چیه!؟یعنی می خوای یک فن فیکشن ، در ادامه ی کتاب بنویسی یا به طور کلی می خوای یک کتاب آن چنان قدرتمند بنویسی که اون رو شایسته ی کتاب هشتم بدونن؟! در ضمن اگه می خوای هری پاتر رو ادمه بدی ، از چه موضوعی استفاده می کنی؟! از ماجراهای آلبوس پاتر یا یه چیزی در این مایه ها ، اگر منظورم رو فهمیده باشی ، اکثر موضوعات هری پاتر با فصل آخری که رولینگ برای کتابش زد دیگه غیر قابل پی گیری شدند، اگر هم قصد داری که بازگشت به عقب داشته باشی و از فلاش بک استفاده کنی باز هم امید چندانی به هیجان انگیز شدن داستان ندارم.
صرف نظر از تمام این موارد ،رول نویسی با نوشتن کتاب متفاوته در واقع سبک نوشتن کتاب با رول نویسی تفاوت های زیادی داره از جهت دیگه نیاز به هماهنگی زیادی داره و سطح بالای نویسندگی. چنین حالتی رو در بین اعضا چندان به خاطر ندارم مگر دارک لرد و بووبو که اون ها هم با اون همه قدرت نمی خواستند که یک کتاب 15 یا 20 فصلی بنویسن، بلکه به داستان های کوتاه و جانبی قانع بودند.
با همه ی این حرف ها اگه سعی داری یه کتاب خوب بنویسی کار بسیار سختی در پیش داری، ولی اگه می خوای یه کتاب ضعیف بنویسی، مختاری.
هوگو جان : شما ميگي همه همكاري كنن تا داستان رو بنويسيم. بعد خودت مياي ميگي طرح داستان بايد اين باشه. اينطوري شما حق راي رو از بقيه گرفتي به نظر من قبل از اينكه بقيه كتاب نوشته بشه همينجا نظر همه رو درمورد سير داستان بپرس. وقتي همه نظراشونو دادن ، خودت يه جمع بندي كن و بهترين رو انتخاب كن ( يا بساز). بعدش هم درمورد فصل ها بحث كنين. بعدش داستان رو بنويسين. اون پست اولي كه شما نوشتين خوبه ولي براي رولنويسي خوبه نه براي يك كتاب. نوشتن كتاب بايد بهتر از اينا باشه وگرنه كتاب آبكي مي شه.
يه درخواست هم دارم. ميشه سير داستان رو به طور كامل براي ما بگين؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
فرق ما با ديوانه ها تو اينه كه ديوونه ها در اقليت اند.
سلام به آمیکوس : آمیکوس جان عزیزم شما وقتت دیگر برای پست زدنت تمام شد و من مجبورم شما را از مقام معاونی بر کنار کنم .
به الیواندر : می خوام برام یه سری کارت صد افرین هاز آفرین و از این جور چیزا با عکس شخصیت های داستان و آواترا های اعضای سایت درست کنی می تونی یا نه ؟
به کاربران : از آنجایی که آمیکوس از پستش بر کنار شده هرکس که حاظر است برای مقام معاونی نامزد شود . در این تاپیک تقاضا دهد تا با نظر سنجی معاون جدید معلوم شود .
در ضمن برای ادامه ی داستان: رون و خانواده اش به منزل هری اینا میان ولی از میان درخت های پشت پرچین پاتر ها کسی اونا رو می پایه . تا این که بچه ها بعد از طعطیلات کریسمس به مدرسه بر می گردند. و...
دوستان لطفاً داستان رو بر این طبق پیش ببرید
------------------------- سپرست داستان هری پاتر و کتاب هشتم هوگو ویزلی
ســــــــــــــــــــلام: به نظر من هم حق با اليوندره. ما بايد اول شكل كلي داستان رو تو همين تاپيك مشخص كنيم. كه مثلا: قراره ولدمورت برگرده چي كار كنه؟ آيا باز هم هري نقش اوله يا شايد شخصيتش مثل دامبلدور تو كتاب هاي قبلي باشه؟ و...
و بعد از مشخص شدن سير كلي داستان باز هم در مورد هر فصل كتاب باهم اينجا بحث كنيم و پايه و اساس يك فصل رو بريزيم و جزيئات هر فصل رو به عهده خلاقيت شركت كننده ها بزاريم.
اما كليات يه فصل بايد از قبل مشخص بشه. مثلا تم اين فصل در ايام كريسمسه باشه يا بايد يه فصل با حال و هواي ديگه باشه.
چون اگه هر كسي بياد و پست بزنه مطمئنا دوست نداره بشينه و يه پست ملايم و خسته كننده بزنه مطمئنا هر كسي دوست داره يكي دو تا مبارزه تو پستش باشه و كلا هر پستي يه نقطه اوج داره كه اگه اينطوره بشه داستان پر ميشه از اوج و فرود در صورتي كه داستان هر چند فصل بايد يه اوج داشته باشه.
بعد از اون در مورد اتفقات مهم داستان هم بايد مشورت بيشتري بشه مثلا اون طوري كه من خوندم مثل اينكه قراره هري ولدمورت رو برگردونه در صورتي كه به نظر من اين طوري ولدمورت حكم يه بازيچه رو براي هري ميگيره...
خلاصه اميدوارم كه داستان هر چه زودتر به صورت درستي شروع بشه!