شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
کتاب هری پاتر عالیه ولی کتاب ارباب حلقه ها استادانه س کسی که یه دنیا رو خلق کرده با چندین زبان شباهتی هم اگه باشه که خیلی جزئی ه، شاید به این دلیل باشه خانم جی کی رولینگ یه ایده کوچکی از این کتاب گرفته باشه چون تالکین که یه استاد زبان شناسی ه این کتاب رو پنجاه سال قبل از خانم رولینگ نوشتن خانم رولینگ برای نوجوونا وحتی بزرگسال و آقای تالکین برای بزرگسال چون متن ادبی داره کتاب. ولی در کل هر دو کتاب هایی نوشتن که نشان ازهوش سرشار شونه
اصلا مشخصه که ارباب حلقه ها از روی هری پاتر برداشت شده. آن هم ناشیانه.
شخصیتهای جن های کوتوله که در بانک هستند و هابیت های ارباب حلقه ها!!!!! دابی جن خانگی و اسمیگل حقه باز!!!!!!!!!!!! دیگه......... آهان! دامبلدور و گاندولف!!!!!!!!!!!!!
تقلیدها بسیار است. برای همین من نتوانستم رابطه خوبی با ارباب حلقه ها پیدا کنم.
تو یه چیز شباهت دارن ایده هر دوتاشون اتفاقی بود یکی تو قطار بود یکی سوراخ یه دیوار و نگاه کرد ولی در کل زمین تا زیر زمین فرق دارن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هیچکس نفهمید سورنا رفیق بدتر از وحشی که بش میگی به رام شدی(بهرام) اهلی شدی و به عرفان رسیدی رسیدی قله قاف و مملکت و به ابهام کشیدی فدایی مملکتی هستی که توش راست نیست هیچ گلی به خوش بویی یاس نیست تیک تاک ساعت درونم را عوض میکند بزرگ کوچکی درونم را هرس میکند خنجری پشتم نبود زدم نیش رو خودم نقطه ی اوج ودیدم پیشرو شدم
به نظر من هری پاتر خیلی به ارباب حلقه ها شبیه نیست. برای مثال ارباب حلقه ها در زمان قدیم و در دوران اوج جادو وجود داشته و انسان ها هم کاملا از جادو و موجودات جادویی مطلع بودند و چون از بچگی و از قدیم با اون ها رو به رو شدند شاید به نظرشونیه چیز کاملا عادی باشه.
درباره ی این بحث من میتونم بگم نه تنها داستان های هری پاتر و ارباب حلقه ها به هم ربط دارند بلکه خانم رولینگ از بسیاری کتب دیگه الهام گرفته و برای همین داستان های هری پاتر خیلی به خواننده ی حرفه ای نزدیک هستند چون ریشه در مطالعات قبلیش دارن از جمله نوشته هایی که رولینگ ازش الهام گرفته کتاب گروشامب گریمج مدرسه ی جادوگری هست که به جای خودش کتاب جالبه ایه و استفاده ی زیاد خانم رولینگ از اسطوره ها و افسانه های مختلف و پراکنده کمی گسستگی در مضمون های القایی کتاب ایجادکرده به طوریکه دروهله ی اول تصور من این بود که دنیای هری پاتر یک دنیای جداگانه وفانتزی هست مثل اردا در نوشته های تالکین ولی بعد قضیه کاملا مدرن شد .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وقتی نور حکمرانی می کند تاریکی قدرت می گیرد حتی ماه درخشان وتابنده نیز درون خود نقطه ای تاریک دارد
بنظر من یه اصل کلی وجود داره اونم اینکه هر کس هر کتاب هر اختراع هر فرقه هر گروه هر شرکت و یا هر چیز جدیدی خلق میکنه ناخوداگاه تحت تاثیر ابداعات و کشفیات قبلی قرار داره. این اصل، ناگزیزه. اگر بخوام مثال بزنم، یکی از اثرهای منحصربفرد این چند وقت اخیر سینما یعنی فیلم "آواتار" را مثال میزنم. کارگردان بزرگ این فیلم با آخرین تکنولوژی های شرکت های سازنده دوربین های تصویربرداری و آخرین تکنولوژی های جلوه های ویژه، فیلمی سه بعدی خلق کرد که چندین میلیارد فروش کرد و خیلی ها از اون خوششون اومد. حتی کارگردان، فیلم را در سیاره دیگری غیر از زمین به تصویر کشید و حتی از آخرین دستاوردهای علمی بشر که هنوز هم که هنوزه ممکنه برای ما قابل هضم نباشه یعنی کنترل موجود دیگری توسط مغز یک انسان استفاده کرد ولی با همه این تفاصیل و پیچیدگی ها و تلاشی که در جهت متفاوت بودن شد و به مذاق خیلی ها خوش آمد، در نهایت ریشه اصلی داستان از کجا به وجود آمده بود؟
ریشه و بن اصلی داستان همان داستان قدیمی و صد در صد درست بود که طبیعت مترادف ذات پاک و نیمه سپید جهانه و مدرنیته افراطی که تمایل به تخریب طبیعت داره نیمه سیاه و خونخوار جهانه. همان چیزی که سال ها پیش در داستان های ارباب حلقه ها هم وجود داشت یعنی جادوگرها، انسان ها، اِلف ها و موجودات طرفدار سپیدی از جهان و طبیعت خودشان در برابر سیاهی و زره ها و شمشیرها و منجنیق های فولادی ارتش تاریکی که سعی میکردند طبیعت را از بین ببرند، دفاع میکردند. حتی در معارف دینی هم همچین معانی بینظیر و درستی وجود دارد مانند آن جا که میگویند خداوند از زبان یک درخت با موسی صحبت کرد.
در کل منظورم اینه که کارگردان آواتار یا نویسنده کتاب های هری پاتر یعنی رولینگ یا هر کدام از ما از بچگی معانی، داستان ها و مفاهیمی در ذهنمان شکل گرفته و هر چیز جدیدی بخواهیم به وجود بیاریم گوشه ای از ذهنمان به آن مفاهیم رجوع میکند. هر چند رولینگ خیلی هنرمند بود که توانست در یک کتاب، دنیای مدرنیته را با جادو تلفیق کند و اینقدر طرفدار پیدا کند. البته من یک فیلم قدیمی و قبل از نوشته شدن کتاب های هری پاتر هم دیدم که شباهت های غیرقابل انکاری با کتاب های هری داشت و برام خیلی جالب بود ولی در کل منظورم اینه رولینگ هم مثل همه ما در جوامع انسانی رشد و نمو پیدا کرده و طبیعیه که ذهنش ناخوداگاه به بعضی اثرهای قبلی مانند ارباب حلقه ها رجوع کنه و در داستان هاش نمود پیدا کنه ولی هنرش تلفیق مدرنیته و جادو بود که بازخورد خوانندگان نشان داد به بهترین وجه اینکار را انجام داده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: شبیه بودن 80% کتاب هری پاتر با ارباب حلقه ها
هری پاتر نوشته: به نظر من کتاب LOTR محتوای عالی داره و خیلی چیزا به شما میده ولی ساختارش سادس یعنی چیز پیچیده ای رو در خودش نداره که شما نفهمی یا سوالی رو در ذهنت ایجاد کنه که نیاز به مکاشفه داشته باشه. همه چیز به خود دنیاش برمیگرده و معلوماتی که نویسنده داره به ذهن شما وارد میکنه. منظورم اینه که شما ده ساعت فکر کنی چیزی نمیتونی اضافه کنی
نقل قول:
مازیار پاکدامن: باور کنید، پروفسور جان رونالد روئل تالکین، استاد ادبیات و زبان شناسی و دارای کرسی استادی در دانشگاه آکسفورد (که روحش شاد باشه) یه اثر ادبی بزرگ خلق کرد. ارباب حلقه ها که با هابیت شروع شد، قرار بود کتابی باشه فانتزی برای نوجوونا، یه چیزی تو مایه های هری پاتر. ولی کم کم سه گانه ارباب حلقه ها خلق شد. یه اثر ادبی بزرگ؛ یه داستان اسطوره ای مصنوع؛ کتابی که واقعا هری پاتر در حد و اندازه های ارزش های ادبی، داستانی و روایی اون نیست.
اهم اهم! ( به قول آمبریج!)
چیزی که توجه منو تو حرفای این صفحه جلب کرد این دو تا نقل قول بالاس مخالف همدیگه ولی قابل بحث!
البته من ترجمه ی فارسی هر دو اثر رو خوندم بنابراین نمی تونم نظر خاصی در رابطه با نگارش این دوتا اثر بدم چون چیزی که تو ترجمه خوندم یقینا حاصل ذوق و قریحه ی نویسنده ها نبوده! ولی خب برای منی که شش هفت سال عمر هری پاتری تو جادوگران دارم فقط باز هم ارباب حلقه ها از یه جایگاه خاصی برخورداره.. نه به خاطر سبکش چون به نظر من قلم رولینگ خیلی زیباتر و فصیح تر از قلم تالکین بوده..
این که باعث میشه آدم یه جلد هری پاتر رو توی یه روز بخونه ناشی از سرعت بالا نیس ناشی از کشش فوق العاده ی داستان نویسی رولینگه! من خودم کتابهای فانتزی زیادی خوندم و هیچ کدوم رو نتونستم یه روزه بخونم که یقینا هم به خاطر حجم نوشته نبود.. همشون رو بعد از چند ساعت خوندن پایین می ذاشتم و به کارای دیگه م می رسیدم ولی برای هری پاتر زندگی به کلی تعطیل می شد!
به خاطر همین سر این که رولینگ خیلی جذاب می نویسه با هیچ کس بحثی ندارم.. تو این موضوع به یقین رسیدم! آما ..
ارباب حلقه ها از دو نظر برای من صاحب برتریه! اول اینکه سبب بیشترین بحث هایی که ما اینجا در مورد هری پاتر داشتیم این بود که چه خواهد شد.. رولینگ تو کتاب آخر چی می خواد بنویسه و غیره و غیره.. ولی خب برای ما ارباب حلقه ها یه داستان تموم شده بود که فیلمشم دیده بودیم و پایان داستان حل شده بود. ولی حالا هر دو داستان تموم شده و تازه مساوی هستن!
اینجا اهمیت کرسی تدریس آکسفورد مشخص میشه. ما توی هری پاتر در مقابل ارباب حلقه ها تقریبا هیچ چیز نمادینی نداریم! داستان که به پابان رسید همه چیز آشکار و واضح شد و مساله ی قابل بحثی دیگه باقی نموند! ولی جناب استاد ادبیات همه چیزش نمادین بود.. الفها استعاره بودند از فلان چیز.. آراگورن استعاره بود از فلان کس و کلا یه کدی برای رمزگشاییه! برخلاف نظر عله ده ساعت در مورد کل کتابهای تالکین فکر کنین چیزهای زیادی می تونین اضافه کنین!
برتری دیگه ش اینه که تایپک رو به خاطر همین زدن! ارباب حلقه و هابیت و سیلماریلیون و غیره پدر فانتزی های امروزین! ما یه پیرمرد عاقل و خردمند ( دامبلدور) می بینیم بلافاصله یاد گاندالف میوفتیم! کوئل ثالاس و الفهای برین رو توی وارکرفت می بینیم یاد ریوندل و الفهای ارباب حلقه میوفتیم! ارگال های توی داستان اروگان رو می بینیم ارک های ارباب حلقه تو ذهنمون میان! و کلی مثال دیگه که گفتنشون لازم نیس.. در کل از این نظر تالکین پدر معنوی همه ی فانتزی نویسای جهان شده! از این نظر شبیه هیچ کس نیس و بقیه شبیه اونن.. این خیلی حرفه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
یک روز جادوگر به سراغ جادوی واقعی می رود!
به یاد اغتشاشگران خوف:
پاسخ به: شبیه بودن 80% کتاب هری پاتر با ارباب حلقه ها
من هر دو کتاب LOTR و HP رو نه از مترجمین بلکه از زبان اصلی خوندم و روی هیچ کتابی یا نویسنده ای تعصب ندارم. بلکه کلا روی چیزی تعصب ندارم و همیشه چیزی رو که میبینم میگم.
ترجمه اسلامیه هم از نظر صحت و هم از نظر انتقال سبک نویسنده کاملا زیر سواله و هر آدم منصفی که کتاب انگلیسی رو بخونه یا حتی ده صفحه رو مطابقت بده به این پی میبره. مقاله زیرو ببینید http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2231/c15732
شما اگر متن انگلیسی HP رو بخونید میبینید به هیچ وجه با کتاب کودکان طرف نیستید. حتی لغات تکی هم به خوبی قصد نویسنده رو نشون میدن چه برسه به مفهوم کلی. مثلا لغت مثله شدن mutilate در کتاب هفتم به کار رفته که چه در فارسی و چه در انگلیسی عمرا بچه زیر 15 سال شنیده باشه. جملات بار معنایی و فلسفی دارن و خود هدف کتاب و معانی پشتش رو بچه ها که هیچی حتی کتاب خون های مبتدی هم متوجه نمیشن. شما فقط کافیه مقدمه کتاب هفتم که از ویلیام پن هست رو بخونید تا متوجه بشید که معانی کتاب فراتر از این چیزها هست.
من 5 سال پیشم نوشتم الانم میگم که به نظر من رولینگ بسیار از اینکه کتاب هاش کودکان خطاب بشن ناراحت بود و میخواست همه بدونن که کتاب های هری پاتر اینطور نیست. شخصیت منفور آمبریج که رفتار کودکانه داره به خوبی نفرت رولینگ از این جور رفتار رو نشون میده. بعد از اون نوشتم که رولینگ کتاب بعدیش رو برای بزرگسالان خواهد نوشت و همینطور هم شد و میبینید که چیزی نوشته که کلا پدر مادرا اجازه ندن بچشون طرفش بره. حتی ناشرش رو هم عوض کرد تا کلا از کودکان دور باشه.
در مورد نقش شانس در هری پاتر اینو ببینید http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2218
من قبلا نوشتم که هر کتابی دارای یک ساختار و یک محتواست. محتوا چیزی هست که شما یاد میگیرید و دنیایی هست که نویسنده از اون خبر داره و معلوماتش رو داره و شما رو وارد اون میکنه و در واقع اون ظرایف کار نویسندگی هست. تالکین یه استاد مسلم در تاریخ ادبیات انگلیسی بوده و دنیایی رو خلق کرده که پر از اطلاعات و محتواست و شما رو دنبال خودش میکشه. ولی ساختار یا structure به استخوان بندی کار برمیگرده. این جا زیاد معلومات به درد نمیخوره و قریجه نویسندگی و تفکر اون نقش داره. اینجاست که شما ممکنه با جملاتی خیلی ساده طرف باشید که معانی پیچیده دارن. به نظر من کتاب LOTR محتوای عالی داره و خیلی چیزا به شما میده ولی ساختارش سادس یعنی چیز پیچیده ای رو در خودش نداره که شما نفهمی یا سوالی رو در ذهنت ایجاد کنه که نیاز به مکاشفه داشته باشه. همه چیز به خود دنیاش برمیگرده و معلوماتی که نویسنده داره به ذهن شما وارد میکنه. منظورم اینه که شما ده ساعت فکر کنی چیزی نمیتونی اضافه کنی
ولی سری هری پاتر دارای ساختار پیچیدس که شما میبینی سوالات زیادی توش وجود داره که خیلیا متوجه نشدن در حالیکه مثل یا دالان مخفی تو داستان بوده و بعد از توضیح یک نفر همه تازه متوجه میشن که همیشه در کتاب پاسخش وجود داشته. به این دلیله که شما میبینید همچنان چیزی به نام پاتر مور وجود داره که در واقع چیز جدیدی نیست و فقط باز تکرار کتابه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.