جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

شیطنت‌های گریفیندوری

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: شیطنت های گریفیندوری
ارسال شده در: جمعه 8 اسفند 1393 17:29
نمایش جزئیات
آفلاین
همین که آنها به زمین برخورد کردند و نعره هایشان به هوا رفت هاگرید به یاد آورد که جیمز و سیریوس مشغول اسنیپ هستند پس از فکر بیرون آمد و متوجه شد که آرسینوس و هری در حال بالا کشیدن او هستند پس فریاد زد:
- یک لحظه تو فکر بودم! چه غلطی کردید شما ها؟!

آرسینوس همچنان که با چوبدستی اش وزن بسیار زیاد هاگرید را روی هوا حمل میکرد تا او را به بالای دیوار برساند گفت:
- آخه بوقی... تو یک دیقه تو فکر بودی؟! یهو رفتی تو فکر... حالا هرچی صدات میکنم هیچی به هیچی! بعد تو میگی یک دیقه؟! میدونی هری چند تا اکسپلیارموس زد؟! میدونی من خودم چند تا کروشیو زدم؟! :vay:

- کروشیو؟! اکسپلیارموس؟! آخه چرا؟! خوب بوقی ها بهم یکم کیک میدادید از فکر میومدم بیرون!

- حالا تو راهرو میخواستی یه چیزی بگی... چی بود؟!

- دیگه دیر شده...

- بگو دیگه هاگرید! از تو بعیده اینکارا!

همن که هاگرید میخواست موضوع را بگوید آرسینوس او را به دیوار هدایت کرد و هاگرید چنان که گویی جانش را چسبیده است خودش را به دیوار چسباند و اینبار با فریادی که به نظر می آمد نیمی از قلعه را از خواب بیدار کرده گفت:
- من از ارتفاع میترسم!

- خوب چرا زودتر نگفتی؟!

- خوب مگه شما ها وقت دادید؟!

- اینم حرفیه! ولی دیگه دیر شده... فقط پایین رو نگاه نکن
- راست میگه... به ارباب فکر کن... اونوقت دیگه پایین رو نگاه نمیکنی!
- آرسینوس... به جای فکر کردن به اربابت به ماموریت فعلیت فکر کن!
- اوکی اوکی!

آرسینوس به هاگرید که همچنان دیوار را دو دستی چسبیده بود نگاهی کرد و سری تکان داد و سپس خودش هم از روی جا پاها بالا رفت تا به هاگرید کمک کند تا وارد تالار خصوصی راونکلاو شوند.

در طرف اسنیپ اینا!

اسنیپ اکنون پشت سر جیمز و سیریوس حرکت میکرد و هر لحظه آنها را که با یکدیگر پچ پچ میکردند زیر نظر داشت و بالاخره با پوزخند و صدای بسیار سردی گفت:
- بالاخره رسیدیم... وقتشه که به شما قدرتم رو نشون بدم!
-؟!
-؟!
اسنیپ همچنان به چهره های آنها که وارد دفترش میشدند نگاه میکرد... ولی متوجه برق شوم نگاه آن دو نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: شیطنت های گریفیندوری
ارسال شده در: پنجشنبه 7 اسفند 1393 13:43
نمایش جزئیات
آفلاین
آرسينوس ،جيمز ،سيريوس و هاگريد (با اون قدش) از پنجره آويزون شده بودند.
يهو سيريوس گفت:هاگريد راستي چي مي خواستي بگي؟
هاگريد:ديگه کار از از کار گذشته...
جيمز و آرسينوس همزمان:مگه چي شده؟
هاگريد:فليچ ما رو ديده...و تمام حرفامونو شنيده ....و الانم...
فليچ:اينجام.
جيمز:يا امام زاده بيژن اقاي فليچ شما اينجا چيکار مي کنيد؟
فليچ:داشتم تو راه رو راه مي رفتم که حرفاي شما رو شنيدم!و الانم دارم مي رم.
آرسينوس:خب پس خدارو شکر.
سيريوس:مي شه يه سوال بپرسم آقاي فليچ؟
فليچ: بپرسيد!!
سيريوس:شما الان کجا داريد مي ريد؟
فليچ:شما چه توقعي داريد؟
سيريوس: ما توقع داريم شما به ما کمک کنيد.اقاي فليچ من از بچگي بد بخت به دنيا اومد. خونواده من فقير بودن و من مجبور بود از همان کودکي به سر کار بروم.
فليچ:اقاي بلک من همه خاندان شما را مي شناسمولي با اين حال دلم برايتان سوخت و بهکسي نمي گويم که شما را با چنين حالتي ديده ام فقط!!!
آرسينوس:فقط چي؟
فليچ:فقط بايد تا يک مدت به گربه من رسيدگي کنيد.
در اينجا بود که فقط صداي زدن تو سر و گفتن اي واي بدبخت شديم اومد و بچه ها فراموش کردند که نبايد دستانشان را ول مي کردند نا گهان!!!
بنگ
اييييييييييييييييييييييي
اخ سرم اومد



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چهار چيز است كه قابل بازيابي نيست :
سنگ پس از پرتاب شدن
سخن پساز گفته شدن
فرصت پس از از دست رفتن
و زمان پس از سپري شدن

تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده


پاسخ به: شیطنت های گریفیندوری
ارسال شده در: دوشنبه 4 اسفند 1393 18:54
نمایش جزئیات
آفلاین
جیمز و سیریوس یک نگاه دیگر به اسنیپ کردند و سپس به یکدیگر نگاهی کردند و جیمز به طوری که اسنیپ چیزی نشنود به سیریوس گفت:
- خوب... فکر میکنم برگه ها سرجاشون باشن... مشکلی پیش نمیاد.
- آره... مطمئنم که آرسینوس و بقیه اونارو گذاشتن سرجاشون.

- شماها دارید بهم چی میگید؟ راه بیفتید... من باید یک صفر خیلی قشنگ بهتون بدم!
- بیخیال زرزروس!
-چی گفتی پاتر؟!
- منظور جیمز این بود که هر چه سریعتر بریم بهتره! مطمئنا اینطوری میتونیم زودتر به تالار برگردیم و بخوابیم!

اسنیپ نگاه عاقل اندر سفیهی به جیمز و سیریوس انداخت، سپس در حالی که یک چشمش به روبرویش بود و یک چشمش به غارتگران به راه افتاد و غارتگران هم به دنبالش.

در تالار خصوصی گریفیندور:


آرسینوس که همان شخصی بود که نفر آخر به بیرون پرتاب شده بود و پشت ردایش بر اثر اردنگی رون خاکی شده بود رو به تابلوی بانوی چاق فریاد زد:
- بوقی! ورقه ها هنوز توی تالاره!

فریاد آرسینوس همانا و باز شدن تابلو و پرتاب شدن ورقه ها بر سر آرسینوس همان. او کمی دیگر غرغر کرد و سپس یک نگاه به ورقه ها کرد و تازه یادش افتاد که باید اول گربه را بیاورند، پس ورقه ها را در ردایش گذاشت و نگاهی به هاگرید و هری انداخت و گفت:
- یکیتون راه تالار راونکلاو رو نشون بده... من الان حال ندارم فکر کنم!

هری به سرعت نقشه ی غارتگر را از جیبش بیرون کشید و راه تالار راونکلاو را پیدا کرد و گفت:
- بیاید دنبالم... راهشو پیدا کردم!
- آخه بوقی! ما باید از قلعه بریم بیرون و آویزون شیم که از پنجره بتونیم بریم داخل!
- ها... اینم حرفیه، پس از قلعه خارج میشیم... ولی در هر صورت بیاید دنبالم!

هاگرید کمی این پا و آن پا کرد و سپس گفت:
- بچه ها... یه چیزی رو باید بگم... :worry:

پیش از آنکه هاگرید بتواند حرفش را تمام کند آرسینوس و هری دستانش را گرفتند و به سرعت او را با خود بردند تا از طریق پنجره (!) وارد تالار خصوصی راونکلاو بشوند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: شیطنت های گریفیندوری
ارسال شده در: چهارشنبه 1 بهمن 1393 14:00
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه :

سیریوس و آرسینوس برگه های امتحانی معجون سازی رو از دفتر اسنیپ دزدیدن ، بقیه که میدونن اسنیپ متوجه این قضیه میشه سعی میکنن یه نقشه بریزن تا قبل از اینکه اسنیپ بفهمه ، برگه ها رو برگردونن به دفتر اسنیپ . در اولین تلاش ، گربه هرمیون از دستش فرار میکنه و وارد تالار راونکلاو میشه تا مشکلات گریفیندوری ها از قبل هم بیشتر بشه. هری و رون سعی میکنن با استفاده از چو گربه رو بگیرن ولی چو بخاطر اینکه هری باهاش روراست نبوده اونا رو میندازه بیرون از طرفی جیمز و سیریوس سعی میکنن اسنیپ رو سرگرم کنن تا گریفی ها برگه هارو سرجاشون بزارن.


تالار گریف

- خب پس نقشه اینجوری شد ... آرسینوس و هری و هاگرید با هم بطور مخفیانه و از پنجره ی برج راون وارد تالار میشن و گربه رو میگیرن ... سوالی هست؟

هرمیون با نگاه بسیار ... ام ... تسترال کن به پسر های تالار که با لب و لوچ هآویزون بهش زل زده بودن نگاه کرد. صد البته کسی نمیتونست روی حرف هرمیون حرفی بیاره چون اون چوبدستیشو قایم کرده بود که با اعتراض اولین مخالف اونو تو چشم طرف فرو کنه. البته بعید نبود که از اون مشت های مالفوی بترکون هم نوش جان کنن.

- نه! چه سوالی؟ از این واضح تر؟
- هیچکس مثل شما نمیتونه به این خوبه توضیح بده.

در همون لحظه رون گوش هاش قرمز شد و با نگاهِ " مگه خودتون ناموس ندارین " به ملت نگاه کرد. در این حال ملت مو قرمزِ قمه به دست به پسر های که آب دهانشان از قدح اندیشه بالا رفته حمله کردن و همه رو فراری دادن و برای هزاران سال نامشون رو به عنوان دلیر ترین حافظ حفظ کردن. خلاصه رون آخرین نفرم با اردنگی از تابلوی بانوی چاق به بیرون پرتاب کرد و داد زد:
- برین سر ماموریتتون ببینم!

حیاط هاگوارتز

- بلک؟ پاتر؟ منو به صندلی تبدیل میکنین؟ 1000 امتیاز از گریفیندور کسر میشه.
- حرص نزن اسنیپ مو هات خراب میشه.

اسنیپ که مثل یه هیپوگریف، عصبانی بود خواست که با کم کردن یه امتیاز نجومی و شیمی و ریاضی، آن لبخند رو از روی لب گروه غارتگر پاک کنه ولی ترسید که مک گوناگال رو سرش خراب بشه و بره با دامبلدور بگه و ادامه ی ماجرا.

- شما دو تا با من میاین تو دفترم، اونجا برگه های امتحان معجون سازیتونو جلوتون 0 میدم تا درس عبرتی براتون بشه.

جیمز و سیریوس:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
به یاد گیدیون پریوت!

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!
برای گریفیندور ‏.



تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شیطنت های گریفیندوری
ارسال شده در: چهارشنبه 17 دی 1393 23:04
نمایش جزئیات
آفلاین
هری نگاه دیگه ای به رون انداخت و بعد نگاهی به جیب رون انداخت. جیب رون یه ذره تکون خورد ، یه موجودی سرش رو بالا آورد با قیافه به هری نگاهی انداخت. رون دوباره سیلی زد به هری و با عصبانیت گفت:
-به کجام نگاه میکنی ؟ جینی واست بد نبود به منم نظر کردی ؟

هری کمی سرخ شد و بعد کلی خجالت کشید که بالاخره چون خواست داستان جلو پیش بره ، دوباره به رنگ عادی برگشت و دستش رو کرد تو جیب رون و موشش رو در آورد.
-یادت نیست این پیتر پتیگروئه ؟ خب اینو میفرستیم اون تو ، گربه رو پیدا میکنه میاد بیرون دیگه.

چشم هر دو برقی زد و لبخندی شیطانی زدن و چوب دستی هاشون رو به طرف موش گرفتن.

تالار گریف:

هرمیون و هاگرید و آرسینوس به سرعت در تالار رو باز کردن و در حالی که همچنان فحش میدادن به سیریوس و جیمز ، با نگرانی به گیدیون نزدیک شدن و هاگرید یقه گیدیون رو گرفت و از جاش بلندش کرد.
-تو خجالت نمیکشی برنامه بیخود میکشی ؟ مارو فرستادی اونجا ، مک گوناگل اینقد عصبی شده بود نزدیک بود هممون رو بفرسته آزکابان.

گیدیون که حرفی واسه گفتن نداشت ، آب دهنش رو قورت داد و بعد نگاهی به هاگرید انداخت. هاگرید نگاهی به گیدیون انداخت و چون عضو گروه شناسه های بسته شده بود ، اون رو از پنجره تالار بیرون میدازه. بعد برمیگرده به سمت هرمیون و آرسینوس و منتظر میشه که هرمیون برنامه جدیدی واسشون بریزه. هر سه به فکر فرو میرن تا نقشه جدیدی واسه وارد شدن به اتاق اسنیپ بکشن.

حیاط هاگوارتز:

مک گوناگل به سرعت به جیمز و سیریوس نزدیک میشه و با عصبانیت به هردوشون میگه:
-شما ها با اجازه کی این وقت شب وسط حیاط نشستید ؟ اصلا ببینم این صندلی رو از کجا آوردین ؟ تا جایی که من یادمه اینجا صندلی نبوده که.

سیریوس و جیمز خیلی جدی از جاشون بلند میشن و به مک گوناگل نزدیک میشن و به صورت خیلی جدی بهش میگن:
-ببین مک گوناگل ، ما کاری نداریم تو چیکاره ای الان یا با دامبلدور چه رابطه هایی داری. یه ذره دیگه بیای این طرفا و بهمون گیر بدی ، تورم تبدیل به صندلی میکنیما.

مک گوناگل که خیلی بهش برخورده بود ، رداش رو کمی تکون میده و بعد به سرعت از اونجا دور میشه تا بره دفتر مدیریت پیش دامبلدور و قضیه این داستان های عجیبی که از گریفیندوری ها دیده رو واسش تعریف کنه. جیمز و سیریوس هم تا مطمئن میشن که مک گوناگل ازشون دور شده ، به طرف صندلی برمیگردن و بهش لبخندی میزنن. جیمز به ساعتش نگاهی انداخت و گفت :
-به نظرت وقت به اندازه کافی واسه بچه ها خریدیم ؟ یا حوصلت سر رفته میخوای با اسنیپ یه چیز دیگه بسازیم.

سیریوس سرش رو تکون میده و چوب دستیش رو به طرف صندلی میگیره و وردی میخونه. صندلی کمی میچرخه و بعد از مدتی صندلی جای خودش رو به اسنیپ میده که به آرومی خودش رو داره از زمین بلند میکنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: شیطنت های گریفیندوری
ارسال شده در: چهارشنبه 17 دی 1393 22:00
نمایش جزئیات
آفلاین
تالار راونکلاو

هری با چشمان نیمه باز به چو که سراسیمه به دنبال گربه حنایی رنگ بود، نگاه کرد. کمی سرش را تکان داد تا هوشیار شود، که ناگهان چک دیگری او را به خودش آورد.

- پسره ی لوس تو چرا بیهوش نشدی؟

پسر برگزیده چشم با چشمان اشک آلود به دوست قدیمی اش نگریست، رون نیز دلش برای او سوخت و نویسنده نامزد دریافت هندی ترین رول سایت شد. چو همچنان با جارو به دنبال گربه بود که زیر میز به سوی در رفته بود. هری به رون که کنار او ایستاد بود، گفت:
- رون، من میدونم تو نمیتونی اینکارو بکنی! تودوست منی! یادت نیست با هم بید کتک زنو ترکوندیم؟
- نه.
- یادت نیست با هم جان پیچ های ولدکو ترکوندیم؟
- نه.

در آن سوی تالار چو ناگهان دست از تعقیب گربه برداشت و دست به کمر ایستاد و ابرویش را بالا انداخت و با همان قیافه به هری نگاه کرد. پاتر جوان لبخند ملیحی به چو زد. ناگهان چانگ مثل بمبی که منفجر شده باشد گفت:
- شما دو تا که همه چیو زدین ترکوندین! چرا اینارو به من نگفته بودین؟
- خب چون نمیخواستم درگیر این مسائل پیش پا افتاده کنمت.

چند دقیقه بعد.

شترق! بوم! شترق! بوم! ( افکت اردنگی زدن به هری و رون و زمین خوردن آن ها. )

- برید دم خونه خودتون بازی کنید! حالا که اینجوریه منم گربه رو بهت نمیدم، باید بعدا بیای معذرت بخوای!

با این حرف، چو در تالار راونکلاو را با صدای مهیبی بست! رون و هری به یکدیگر نگاه کردند، هر دو به یک چیز فکر کردند، حالا چطوری وارد تالار راون بشوند؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
به یاد گیدیون پریوت!

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!
برای گریفیندور ‏.



تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شیطنت های گریفیندوری
ارسال شده در: چهارشنبه 17 دی 1393 13:50
نمایش جزئیات
آفلاین
بدنبال این حرف سیریوس، هاگرید، آرسینوس و هرمیون پشت دیواری میروند و جیمز ناگهان با لگد درب دفتر اسنیپ را باز میکند! به موجب این کار اسنیپ چندین طلسم به سمت جیمز پرتاب میکند که البته همه ی آنها خطا رفتند و اسنیپ نعره زد:
- صبر کنید بگیرمتون! بهتون میگم! پوستتون رو میکنم! تو پاتیل میجوشونمتون.

با شنیدن داد و بیداد اسنیپ، جیمز و سیریوس با تمام سرعت شروع به دویدن کردند، با توجه به این نکته که اسنیپ به دنبال آنها می آید.

به محض اینکه اسنیپ از آنها دور شد هاگرید گفت:
- من اینجا مراقبت میکنم! آرسی، سریع بپر برو برگه هارو بذار سرجاشون.

آرسینوس سرش را با تاسف تکانی داد و گفت:
- ولی ای کاش یه کپی ازشون نگه میداشتیم.

پس از اینکه آرسی این حرف را زد هرمیون پس گردنی محکمی به او زد و غرید:
- سریع اون برگه های لعنتی رو بذار تو دفتر! اگه اسنیپ برگرده مطمئنا ده هزار امتیاز ازمون کم میکنه. :vay:

آرسینوس میخواست وارد دفتر شود که ناگهان با چهره ی خشمگین پروفسور مک گونگال روبه رو شد!

هاگرید که چهره اش از ترس سفید شده بود سریع گفت:
- اممم... پروفسور! من گم شده بودم، با اجازتون برگردم راهمو پیدا کنم.
هرمیون که مشخصا چهره اش گناه کار بود گفت:
- من اومده بودم از پروفسور اسنیپ سوال بپرسم! اما ظاهرا اینجا نیستن! با اجازه من برگردم خوابگاه.

پس از این حرف ها هرمیون و هاگرید با تمام سرعت از جلوی چشمان مک گونگال غیب شدند و مک گونگال رو به آرسینوس نعره زد:
- دویست امتیاز از گریفیندور کم میکنم آقای جیگر! این موقع دقیقا با پروفسور اسنیپ چیکار داشتید؟

آرسینوس که فهمید جیگر بودنش هم چندان کمکش نمیکنه سریع گفت:
- اممم... هیچی پروفسور میخواستم یه چند تا برگه ی دستور العمل معجون بهشون بدم! با اجازتون برم بعدا برمیگردم.

پس لذا برای اینکه سوژه به این زودی تموم نشه آرسینوس هم با سرعت نور از مقابل مک گونگال فرار کرد و به تالار گریف برگشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1393/10/17 14:09:28
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1393/10/17 14:11:04
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در 1393/10/17 20:14:38
پاسخ به: شیطنت های گریفیندوری
ارسال شده در: چهارشنبه 17 دی 1393 11:06
نمایش جزئیات
آفلاین

تالار راون


رون و هری جلوی در ورودی تالار ریون ایستاده بودند. هری که اینه ی کوچیک جینی رو کش رفته بود ، در حال درست کردن موهایش بود.

رون: « داری چیکار می کنی هری؟ »

هری: « خب دارم یکمی به خودم می رسم! »

رون در همین هنگام با یک حرکت اکروباتیک روی هری پرید و او را نقش بر زمین کرد بعد یقه اش را گرفت و با عصبانیت داد زد: « ببین پسره ی لوس! اگه بخوایی قلب خواهر منو بشکنی ، استخون هاتو می شکنم! »

در همین هنگام چو از تالار ریون خارج شد و با دیدن هری نقس بر زمین شده ، کنار هری رفت با صدایی ناز و عشوه ای گفت: « عزیزم؟! چت شده؟ »

هری نیز گفت: « چو ... چو من همیشه به یادت خواهم بود ... تو برو به فکر من نباش! ... تو باید زندگی کنی .... تو صاحب چند تا بچه میشی در آینده .... تو باید زندگی کنی! »

رون در این هنگام مشتی محکم بر صورت هری خوابوند تا هری این صحنه تایتانیک رو دوباره بازسازی نکنه! هری بیهوش شد و رون رو به چو کرد و گفت: « برو گربه ی هرمیون رو بیار وگرنه تو و هری با دیگه از طبقه ی هفتم می ندازم پایین و و اسه خواهرم هم یه دوست پسر جدید پیدا می کنم! دٍ زود باش .... »

و چو با سرعت زیاد به تالار ریون برگشت تا گربه هرمیون رو بیاره!


دفتر اسنیپ



سیریوس گفت: « خب بچه ها ... من الان میرم اسنیپ رو صدا می کنم تا بیاد بیرون بعد که ما خب حواسشو پرت کردیم ، شما برین تو »

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شیطنت های قدیمی تالار گریفیندور
ارسال شده در: جمعه 12 دی 1393 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه :

سیریوس و آرسینوس برگه های امتحانی معجون سازی رو از دفتر اسنیپ دزدیدن ، بقیه که میدونن اسنیپ متوجه این قضیه میشه سعی میکنن یه نقشه بریزن تا قبل از اینکه اسنیپ بفهمه ، برگه ها رو برگردونن به دفتر اسنیپ . در اولین تلاش ، گربه هرمیون از دستش فرار میکنه و وارد تالار راونکلاو میشه تا مشکلات گریفیندوری ها از قبل هم بیشتر بشه.

---
هرمیون رنگش سفید میشه ، شروع میکنه به لرزیدن و تعادلش رو از دست میده و رو اولین مبل تالار میفته. رون بهش با سرعت نزدیک میشه و دستاش رو میگیره و میگه :
-هرمیون چت شد یه دفعه ؟ حالت خوبه ؟

هرمیون رنگش از سفید سریع به قرمز تبدیل میشه به سرعت از سر جاش بلند میشه و با صدای بلندی داد میزنه :
-حالم خوبه ؟ به نظرت میاد که حالم خوب باشه ؟ اصلا به قیافه من میخوره حالم خوب باشه ؟ یعنی اصلا تو یه درصد ممکنه فک کنی حالم خوبه ؟ :vay:

جیمز و سیریوس که این صحنه عصبی شدن هرمیون رو میبینن به سرعت خودشون رو به پشت مبل ها میرسونن تا اونجا قایم شن.هرمیون میره به سمتشون و یقه سیریوس رو میگیره و بلندش میکنه میاره وسط اتاق.
-همه اینا تقصیر توئه ، حالا اسنیپ میفهمه هممون رو رد میکنه . من تاحالا امتحانی رو نیفتادم ، حالا به خاطر حماقت های تو هممون رد میشیم. :vay:

هرمیون که دوباره به فکر افتادن میفته ، رنگش سفید میشه و دقیقا به صورت قبلی روی مبل میفته و رون نزدیکش میشه و همون دیالوگ های قبلی رو رد و بدل میکنن. این وسط گیدیون که به نظر از همه با آرامش تر میرسید ، همه رو آروم کرد و دعوتشون کرد که به صورت دایره ای دور هم جمع بشن و نقشش رو با صدای آرومی گفت :
-خیلی راحت میتونیم این مشکلات رو حل کنیم. اولا که هری و رون رو میفرستیم برن راونکلاو و اونجا با چو چانگ حرف بزنن و گربه هرمیون رو پس بگیرن که به این بهونه ازمون امتیاز کم نشه.
جینی:

گیدیون نگاهی به جینی میندازه ، آرامش خودش رو حفظ میکنه و ادامه میده:
-جینی تنها راهمون همینه ، نگران نباش مطمئنم که هری رابطه ای با چو برقرار نمیکنه.
هری:

گیدیون با حرکت دست ، هری و رون رو میفرسته که به طرف تالار راونکلاو برن و نقشه رو شروع کنن. به محض اینکه هری و رون از تالار خارج میشن ، گیدیون ادامه میده :
-در مرحله دوم ، هرمیون ، هاگرید و آرسینوس جیگرطلا میرن دفتر اسنیپ تا برگه ها و بذارن سر جاش. چون اگر گیر بیفتن ، هرمیون میتونه بگه که سوال درسی داشته ، هاگرید میتونه بگه تو هاگوارتز گم شده ، آرسینوس هم اینقد جیگر هست که کسی کاری بهش نداشته باشه.

هرمیون و هاگرید و آرسینوس که به نظرشون نقشه منطقی میرسید ، برگه های امتحانی رو از دست سیریوس میگیرن و به سرعت از تالار خارج میشن. گیدیون دوباره ادامه میده:
-از اون طرف ، جیمز و سیریوس میرن پیش اسنیپ و با مسخره بازی ها و اذیت کردنش ، معطلش میکنن که برای اون سه نفر قبلی وقت بخرن تا بتونن برگه ها رو قشنگ سر جاش بذارن.
سیریوس و جیمز : ایول برنامه ردیفیه ، حالا باید یه راه پیدا کنیم که اسنیپ رو به شدت اذیت کنیم.

گیدیون نگاهی به اون دو تا میندازه و سیریوس و جیمز در حالی که مدام نقشه های مختلف میریختن از تالار خارج میشن. بقیه اعضای گریفیندور هم با امیدوار به موفقیت نقشه در تالار میمونن تا به ادامه درس خوندنشون برسن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز پاتر در 1393/10/12 2:58:00
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: شیطنت های قدیمی تالار گریفیندور
ارسال شده در: چهارشنبه 10 دی 1393 19:20
نمایش جزئیات
آفلاین
- معو.

گربه ی هرمیون قبل از آنکه هری و جیمز بتوانند کاری بکنند بسته رو با دندانش گرفت و با سرعت به سمت تابلوی بانوی چاق حرکت کرد. همه ی گریفیندوری ها با سرعت دنبال گربه میکنند اما او با سرعت از تابلوی باز عبور کرد و وارد راه پله ها شد.

- بگیریـــ ...

قبل از آنکه جیمز سیریوس بتواند جیغ بزند هرمیون دستش را روی دهان جیمز گذاشت و به افرادی که درون تابلو ها خواب بودند اشاره کرد.

- میخواین همه بفهمن؟ آهسته و پیوسته برین دنبالش.

ملت گریفیندوری به فرماندهی آرسینوس، در حالی که آهسته و پیوسته و روی پنجه پا راه میرفتند، به گربه نگاه کردند. وی درحالی که بسته سوالات را در دندان داشت به سرعت از راه پله ها پایین رفت و راه برج راونکلاو را در پیش گرفت.

- بدو داره فرار میکنه.

سیریوس با این حرف ضربه ای به شانه شاخدار ( جیمز بزرگ ) زد. جیمز با درماندگی شانه ای بالا انداخت و به هرمیون اشاره کرد. بلک آهی کشید و ناگهان به سرعت به سمت گربه دوید. همه ی گریفی ها با تعجب به او نگاه میکردند که روی پنجه میدوید.

- کجا میری سیریش؟
- یه بوق دارم قلقلیه...
- هرمیون کو؟
- تو به هرمیون چیکار داری؟ جفت پا بیام تو حلقت؟
- اینجا چه خبره؟

همه ی سر ها به سوی منبع صدا برگشت، سیوروس اسنیپ با چهره ی خالی از احساس نگاهی به بقیه گریفی ها انداخت. در حالی که وانمود میکرد فکر میکند گفت:
- من اشتباه میکنم یا شما الان باید تو خوابگاهتون باشین؟ 50 امتیاز از گریفیندور کم میشه. اگه تا دو دقیقه ی دیگه خوابگاه نباشین 100 امتیاز کم میشه.

با این حرف، ملت به سرعت به سوی تابلو بانوی چاق دویدند و عده ای زیر پا جان به جان آفرین تسلیم کردند که این از خود گذشتی آن ها همواره در یاد ها زنده باقی ماند. بالاخره همه نفس نفس زنان داخل تالار شدند. بعد از آنکه چند ثانیه ای گذشت، آرسینوس گفت:
- حالا چیکار کنیم؟ اسنیپ که اینجاس ... گربه هم که رفت تو تالار رانکلاو... حالا چیکار کنیم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی نیمه اصیل!


تصویر تغییر اندازه داده شده