سارا و اوتو دوشادوش هم حرکت میکردند !
اوتو که حس میکرد می تواند روحیه ی سارا را خراب کند گفت:
_هوی خفنز ، مخشاتو نوشتی اومدی بازی؟؟؟
سارا پشت چشمی
نازک کرد و در جواب گفت:_ تو بهتره دنبال من بیای بوق بزنی !

اوتو به شدت ناراحت شده بود گفت:
اییییییش
حالتو میگرم!سارا : ای بابا این گوی چرا سه پیچ میشه شیطونه میگه بزنم تو پرش ، آنسفالیت ویروسی بگیره!

اوتو که درک این اسم در مخیلاتش هم نمیگنجید گفت:
خوردنیه؟
سارا:
بیخی یزرگ میشی میفهمی !در همین حال اوتو که خون جلوی چشاش رو گرفته بود با سرعت به سمت سارا میره و موهاش رو از پشت میکشه!
سارا: نـــــــــــــــــــــــــــــه مامان کجایی که دخترتو کشتن!
بازی بین دو تیم گریف یونایتد و دراگون کماکان با نتیجه ی 40 به 50 به برتری گریف ادامه داشت.
بازیکنان دراگون که به هیچ وجه جنبه ی باخت را نداشتن شروع به انجام حرکات غیر اخلاقی کردن!
آنیتا که مشغول جمع کردن چادرش بود در یک حرکت ساتورش را در آورده و به هدویگ نشان داد

هدویگ که از شدت ترس همانجا 7 تا از پرهاش ریخته بود بال بال زنان به سمت دیگری رفت.
گیلیدی سوار بر جارویش دنبال جسی حرکت کرده و مثل همیشه لبخند زنان
پشت وی میآمد!.... و در یک صحنه به دلیل اینکه داور را فریت دهد و سرخگون را از دست جسی بگیرد طی یک حمله ی انتحاری خودش را روی جاروی جسی پرت کرد! 
در گوشه ای دیگر لوییس که به دقت مشغول تست زدن بود با چماغ چلاغ ممد رو به رو شد و با مخ به سمت زمین فرود آمد!
آرتیکوس و الیور و نیک که شاهد این ماجرا بودند و در حالی که رگ غیرت آنها باد کرده بود به فکر دفاع از دوستان خود افتادن.
آرتی به سرعتش افزود و به سمت داور رفت و گفت:
_ هووووووی عمو چرا هیچکار نمی کنی؟
داور که با این حرف آرتی توی شلوارش.... بود گفت:
ببین من ایالوارم اگه خطا بگیرم خونوادم رو میکشن
آرتیکوس با این حرف داور اشک تو چشاش جمع شده و گفت:
درکت میکنم ، ولی خب تذکر بده اینو که میتونــــــــــــــــــــــــــــی؟
در همین حال سوسکی خودش رو بلر میرسونه و میگه:
ببینید قربان این بازی منصفانه نیست اون بازیکن داره با داور حرف میزنه ؟؟؟؟؟ من قبول ندارم

بلر متفکرانه نگاهی به بازی که کاملا وحشیانه پیش میرفت نگاهی کرده و گفت:
به کاپیتانها بگو بیان باید بازی متوقف بشه !
داور اطاعت کرده و کاپیتانهای دو تیم رو خواست.
اوتو در حالی که تعدادی از موهای کنده شده ی سارا را در دست داشت روی زمین فرود آمد.
چهره ی تک تک بازیکنان گریف و دراگون ناله بود.
دارن و هاگرید که از شدت خنده دل خود را چسبیده بودن و به اولیور که جاروی شکسته اش را نگاه میکردند.

جسی زیر بازوی لوییس را گرفته بود و از شدت عصبانیت به همه بدوبیراه میگفت ، و به حرفهای لوییس که میگفت:
من کی ام؟ ... تو کی هستی؟ اینجا کجاست؟ ... یادمه کنکور داشتم ولی تو چه درسی؟
من مامانم رو میخوام!!!این داستان ادامه دارد......
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


قدرت جابجا شدن نداشتند . هاگريد بر روي اژدهاي خود خم شده و اورا ميبوسد تازه بلرويچ به خود مي آيد و سوار بر جاروي گوجه اي خود به طرف اوتو ميرود.
سريعتر ببريدشون بيرون .
ايول! چه افتخاري!

