روفووووس..چه عجب از این طرفا!ارباب اگه دلی داشت مسلما الان برای تو دلتنگ شده بود!حیف که نداره!
نقل قول:
- نباید بهت بگم اما اونجا به خونه ی محفلیا و تمام مخفیگاهایی که تا حالا شناسایی کردیم راه داره !
این جمله از پست قبلی نقل قول شده.اصولا بهتره این کار انجام نشه.همونطور که بارها گفتم خواننده قبل از پست شما اون پستو خونده و خوندن مجدد اینا نمیتونه براش جالب باشه.شما از همونجایی که مونده ادامه بدین.
نقل قول:
- درود بر تو ای جن خانگی ... من آنپارته هستم . پیشگویی شغل من است . من متوجه شدم که در آینده اربابت مشکلی پیدا خواهد کرد و راه حل آن را نخواهد دانست . من با پیشگویی خود قادرم تا اورا از حوادثی که در آینده گریبانگیر او خواهد شد ، مطلع کنم .
سیریوس کمی ناگهانی پرید وسط ماجرا.بهتر بود یه توضیح کوتاه درباره اینکه محفلیا رفتن به قصر مالفوی و عوض شدن سیریوس میدادین.اینجوری ممکنه خواننده فکر کنه این واقعا شخصیت جدیدیه که وارد داستان شده.
نقل قول:
جیمز که فراموش کرده بود در ماموریت قرار دارد ، به سمت مقر محفل ققنوس به راه افتاد .
در ماموریت قرار دارد درست به نظر نمیرسه...در حال انجام ماموریت است درستتر میشد.جیمزو به بهانه خیلی مسخره و مضحکی(پاره شدن بند یویو) به محفل برگردوندین.به نظر من همین کار مسخره طنز بامزه و جالبی بوجود آورده.
نقل قول:
بله سرورم ! همانطور که خدمتتان عرض کردم برای اینکه از صحت طال شما مطمئن شوم باید با من تا سر خیابان بیایید تا من بتوانم تعداد قدم های شما را که در طالع بینی بسیار مهم است ، شمارش کنم .
این کارتونم جالب بود.رابطه قدمها و طالع لوسیوس بهانه مضحک و بامزه ای برای بیرون بردنش بود.
نقل قول:
زینگ زینگ ...
نقل قول:
در همان حوالی ...
قبل این عبارتا فاصله گذاشتین.در صورت امکان بعدشم بذارین که نوشته ها نرن تو هم و چشمو اذیت نکنن.مخصوصا چشمای باارزش اربابو!
نقل قول:
لوسیوس مالفوی که از تاخیر دابی نگران شده بود ، خودش به دم در آمده بود .
- درود بر تو ! من آنپارته ی پیشگو هستم که به من خبر رسیده است ...
بعد جمله اول یه فاصله لازم بود که خواننده بفهمه گوینده جمله لوسیوس نیست.الان اینجا گوینده خودشو معرفی کرده ولی اگه اسمشو نمیاورد این اشتباه بوجود میومد.
نقل قول:
قدم زدن تا سر خیابان برای لوسیوس مالفوی و فهمیدن آینده اش ، اصلا هزینه ی دشواری نبود به همین جهت با کمال میل درخواست پیشگو را پذیرفت .
موضوع رو کش ندادین.عجله نکردین که به جای خاصی برسه.با آرامش درباره چیزی که میخواستین نوشتین.این مهمترین نکته ایه که اعضای تازه وارد باید رعایت کنن.لازم نیست چیزی رو متحول کنیم.لازم نیست پرش فوق العاده ای تو سوژه داشته باشیم.کافیه در عین حال که یه روند منطقی پیش گرفتیم، سوژه رو به بهترین و جالبترین جای ممکن ببریم.
پست ساده و خوبی بود.اشکال مهم و قابل توجهی نداشت.
موفق باشید
___________________________
بررسی پست شماره 588 دژ مرگ،لودو بگمن:
لودوی عزیز
نقل قول:
ببخشيد زحمت داديما ارباب
خواهش میکنیم!
نقل قول:
سوروس با مهر و محبتي غيرقابل وصف دهان ليلي را باز كرد تا او لب به سخن بگشايد.
شما از قسمتی که مربوط به دژ مرگ میشه ادامه دادین.کار اشتباهی هم نکردین.تصمیم با خودتون بود.وقتی داستان دو تکه میشه خودتون میتونین تصمیم بگیرین که کدوم بخش رو ادامه بدین یا حتی هر دو رو با هم.ولی به هر حال شروعتون خوب و درست بود و با اینکه ربطی به پست قبلی نداشت اصلا گیج کننده نبود.
نقل قول:
لي لي نفس عميقي كشيد و با خشم فرياد زد: آخه مرتيكه ي ابله! مثل اين كه تغيير شناسه به مغزت آسيب زده ها!
وارد کردن اتفاقات و تغییرات سایتی به ماجرا کار ظریفیه و به مهارت احتیاج داره.به نظر من این شما مهارت رو به خرج دادین و عبارت "تغییر شناسه" و حتی فحش دادن لیلی اصلا توی ذوق نمیزنه.
نقل قول:
اون لي لي كه تو عاشقش بودي نن جون من بوده! من نوه اونم! چرا تو نمي فهمي؟
این قسمت برای شفاف سازی خواننده مفید بود!ظاهرا هممون فکر میکردیم این لیلی همون لیلیه!
نقل قول:
- باشه لي لي عزيزم الان نجاتت ميدم.
اسنيپ اشك هايش را پاك كرد و مشغول باز كردن طناب هاي لي لي شد.
سوء استفاده لیلی از احساسات اسنیپ خیلی خوب و منطقی بود ولی سادگی و زود باوری اصلا به اسنیپ نمیاد.هر چقدرم عاشق باشه اسنیپ جادوگر باهوش و محافظه کاریه.اصولا باید میفهمید که این کارش عاقلانه نیست.خیلی زود راضی شد و گول خورد.
نقل قول:
- اسنيپ! تو داري به زنداني كمك ميكني كه فرار كنه؟ كروشيو!
- ارباب يه دونه ديگه خواهشا! خيلي كيف داد!
مجازات لرد در چنین حالتی احتمالا کروشیو نمیشد!ولی به هر حال از اونجایی که نمیتونستین اسنیپو بکشین میشه اینو ندیده گرفت.ولی درباره عکس العمل اسنیپ در مقابل کروشیوی لرد...سوژه این تاپیک فعلا اینه که طلسم کروشیو به درستی روی مرگخوارا عمل نمیکنه.برای همین این جوابو استثنائا اینجا میشه قبول کرد ولی مواظب باشین تو سوژه ها و تاپیکهای دیگه کروشیو رو دست کم نگیرین.
نقل قول:
-خيلي خوب به ديگه! هي دختر، ديدي كه اين رندوني سالمه. حالا سريع روش هاتونو به ما ميگي. يادت باشه سوروس، اون موقع حسابت رو ميرسم.
الان این شکلکه لرده که گریه میکنه؟!!
یکی دو تا فاصله میتونست خوندن پستتونو آسونتر کنه.این اشکال مهمی نیست.به نظر من اگه اصلاح نشه هم چیزی از ارزشهای پست کم نمیکنه.ولی به هر حال خوندنش آسونتر میشه.مخصوصا با توجه به اینکه جمله ها و پاراگرافهای شما طولانیه و خود من موقع خوندن چند بار خطی رو که میخوندم گم کردم.مثلا قبل از دیالوگ آخر لونا میتونستین این کارو بکنین.
نقل قول:
قصه
غصه!
روشهای شکنجه تون جالب بود.مخصوصا قسمت مربوط به بردن اسم لرد.
خوب بود.
موفق باشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

خيلي خوب به ديگه! هي دختر، ديدي كه اين رندوني سالمه. حالا سريع روش هاتونو به ما ميگي. يادت باشه سوروس، اون موقع حسابت رو ميرسم.
