ایوا از شدت گشنگی داره تمام کارکنان و کل وزارت خونه رو میخوره. مروپ سدریک رو میده ایوا بخوره، که سدریک بره و معده ی ایوا رو خراب کنه که اشتهای ایوا از بین بره.
اما سدریک وقتی وارد بدن ایوا میشه، به این نتیجه میرسه که ایوا رو با کنترل مغزش، تسخیر کنه. اینجوری هم وزیر و قدرتمند میشه، و هم دیگه لازم نیستش مثل دنیای واقعی دائم تو حرکت باشه و میتونه توی بدن ایوا استراحت، و اونو هدایت کنه.
اما برای اینکه بتونه اعتماد کنترلگر مغز، که یه خانوم خیلی خوشگل هست رو به دست بیاره، مجبور شده چشمای ایوا رو تمیز کنه.
***
سدریک با خوشحالی سر تکان و با عجله از قسمت غشر بینایی مغز، دوان دوان خودش را جلوی کله ی ایوا و چشمش رساند.
-باید چشمو با چی تمیز کنم؟
سدریک به بساط و وسایل شست و شویش که آن ها را با چرخ دستی دنبال خود میکشید نگاه کرد.
-خب...شیشه پاک کن، لوله باز کن، وایتکس، اسکاج ظرف شویی؟
سدریک شانه بالا انداخت. شاید اسکاج مناسب بود.
سدریک به آرامس اسکاج را جلو برد اما به محض اینکه خواست آن را روی قرنیه ی چشم ایوا بکشد، یکی از کارکنانی که داشت گرد و خاک مژه های ایوا را میگرفت فریاد زنان به سمتش آمد:
-آقا وایسا لطفا! اون اسکاجه تو دستت؟ میخوای کور کنی ایوای بدبختو؟ اسکاج زبره. بکشی رو چشمش کلا چشمش میریزه بیرون.
سدریک وحشت زده اسکاج را داخل سطلش پرت کرد. لبخندی نگران تحویل او داد و مایع شیشه شور را بیرون کشید.
-چیزه... ولی شیشه پاک کن که مناسبه مگه نه؟ بهرحال قرنیه ی آدم شکل شیشه میمونه.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج







