هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شهرداری هاگزمید (تعامل با ناظران)
پیام زده شده در: ۱۸:۳۶:۴۰ یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۲
#1
خب، بعد از بررسی‌های انجام شده، سلامی مجدد.

راستش ۱۰خط شدنِ هر پست هم چندان کمکی به حل شدن اون مشکلی که گفتم نمی‌کنه...همچنان احتمال بیراهه رفتن و خراب شدن سوژه هست که ناظر باید دائم حواسش باشه و در صورت نیاز اصلاح کنه.
ولی خب حالا می‌تونیم از این مورد بگذریم و زیاد بعنوان "مشکل" بهش نگاه نکنیم...

درمورد نظارت، باید بگم که اینجوری نیست که هر تاپیک یه ناظر مخصوص داشته باشه؛ درواقع، هر انجمن یه ناظر داره و این تاپیک تو زیرمجموعه‌ی انجمن هاگزمید قرار می‌گیره که در حال حاضر ناظری نداره و وظیفه‌ی نظارتش بر عهده مدیرای ایفای نقشه.
بنابراین نمی‌تونیم شما رو بعنوان ناظر این تاپیک قرار بدیم؛ ضمن اینکه نظارت نیازمند یه سری فاکتورهایی مثل مدت زمان عضویت، میزان فعالیت، آشنایی نسبی با رول‌نویسی و مواردی مثل این‌هاست.

درمورد دو هفته‌ای شدن سوژه‌ها، اگه یه زمانی استقبال زیادی صورت نگرفت و این سوژه توی دو هفته تموم نشد، نمیشه نصفه ولش کرد و رفت سراغ سوژه بعدی...از طرفی هم اگه ناظری نباشه برای تموم کردنش (زمانی که سوژه واقعا تموم شده، نه در طی یه مدت زمان مشخص شده)، کل این ایده و تاپیک قابل اجرا نیست.

و در پایان، باید بگم تاپیکی که فعالیتش تا این حد نیازمند یه ناظر و مراقبت مداومه، نبودش بیشتر به نفع ایفای نقشه...


اما بابت قوانینی که زحمت کشیدی و ارسال کردی تشکر می‌کنم.

همینجوری به فعالیتت توی سایت ادامه بده و ما رو از حضورت و ایده‌هات بهره‌مند کن.

موفق باشی!


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شهرداری هاگزمید (تعامل با ناظران)
پیام زده شده در: ۳:۳۵:۱۹ جمعه ۲۰ بهمن ۱۴۰۲
#2
سلام پاتریشیا!
چطوری؟

ممنون و متشکرم بابت نظر و پیشنهادی که دادی، قطعا این خیلی ارزشمنده که اعضا برای بهبود روند سایت و پیشرفت انجمن‌ها تلاش می‌کنن.

درمورد این تاپیک...کلیتش جالب بنظر میاد و تاجایی که می‌دونم قبلا هم مشابهش رو نداشتیم.
اینکه هرکس پنج خط بنویسه و همینطور بهش اضافه بشه و درنهایت بعد از حدود ۱۰ الی ۱۵ پست (یا همون بازه‌ی زمانی یک ماهه که خودت گفتی) یک نفر پست پایانی رو بزنه، در نگاه اول جالبه.

ولی به یه ناظر فعال و کاربلد نیاز داره. چون اگه کسی نباشه که وقتی سوژه به انتهاش نزدیک میشه و دیگه چیزی برای نوشتن نداره پست پایانی رو بزنه و جمعش کنه، این تاپیک همینطوری به پست خوردن ادامه میده بدون اینکه تموم بشه و درنهایت، کلی پست پنج خطی بی‌هدف باقی می‌مونه.
ضمن اینکه وجود ناظر برای جلوگیری از بیراهه رفتن سوژه هم ضروریه. توی تاپیک‌های دیگه و سوژه‌های عادی (که هرکس یه پست تقریبا کوتاه می‌نویسه) حضور مداوم ناظر تا این حد ضروری نیست؛ چون با یه پست بلند میشه از خراب شدن نجاتش داد. ولی توی این تاپیک خاص، که هرکس فقط ۵ خط می‌تونه بنویسه، اگه ناظری وجود نداشته باشه که دائم حواسش بهش باشه و بعد از یه مدت یهو بخواد با یه پست طولانی جمعش کنه، چندان جالب نمیشه...

و همچنین فکر می‌کنم این پست‌های پنج خطی (پست‌های خیلی کوتاه درواقع) قابلیت این رو دارن که خیلی زود و راحت از سوژه خارج بشن و پست پایانی، که همون پست نتیجه‌ست، چیز چندان جالبی از آب درنیاد.

در نهایت، باز هم ممنونم ازت، و می‌خوام که اگه هروقت هر ایده‌ی دیگه‌ای داشتی حتما باهامون درمیون بذاری.

درمورد این تاپیک هم اگه هنوز ابهامی وجود داره و جایی هست که برات سوال باشه، یا اگه فکر می‌کنی اون قوانین دیگه‌ای که گفتی می‌تونه این مشکلات رو برطرف کنه، همینجا یا پیام شخصی می‌تونی بگی.
ممنونم.


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شهرداری شهر لندن
پیام زده شده در: ۳:۱۵:۵۲ جمعه ۲۰ بهمن ۱۴۰۲
#3
سلام لونا!
امیدوارم که حالت خوب باشه.

اول از همه، یه عذرخواهی بهت بدهکارم بابت تاخیر توی پاسخ‌دهی. راستش یکم طول کشید تا استعفای ناظر این انجمن رو یادم بمونه.

و اما درمورد پیشنهادت...خیلی ممنونم از ایده‌ای که دادی و وقت گذاشتی تا مطرحش کنی.

همممم اگرچه که مطمئن نیستم به دلیل تکراری بودنش از این هم استقبال بشه یا نه، چون شباهت خیلی زیادی به محدوده آزاد داره...ولی راستشو بخوای بنظرم ایده‌ی جالبیه، که هرکس آخرِ رولی که می‌نویسه و می‌فرسته، یه سوژه مشخص کنه برای نفر بعد. نفر بعد درمورد اون بنویسه و بعدشم یه سوژه‌ی دیگه بده برای نفر بعدی و همینطور پیش بره.

فکر می‌کنم با توجه به پتانسیلی که داره، می‌تونیم این فرصت رو بهش بدیم تا ببینیم مورد استقبال واقع میشه یا نه.
بنابراین می‌تونی تاپیک رو بزنی (توی پست اول حتما موارد لازم و نحوه‌ی کار تاپیک رو دقیق توضیح بده، و یه پست هم برای شروع بزن)، و بنظرم بازه‌ی زمانی یک ماهه مناسب باشه برای امتحانش.
اگه به محبوبیت خوبی رسید، به فعالیتش ادامه میده و اگه نه هم که متوقف میشه.

باز هم ممنون، و موفق باشی!


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بازي با كلمات
پیام زده شده در: ۲:۱۲:۵۸ دوشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۲
#4
کلمات جدید:

جارو، رنگ، عصبانی، نخ، رعدوبرق، شاخه، دست، اژدها، پشمک، سیاه



* یک داستان کوتاه با حداقل 7 کلمه از کلمات داده شده بنویسید.

* بهتره کلمات رو به صورت درشت، زیر خط دار، ایتالیک، همراه علامتی کنار آن* یا با
رنگی دیگر بنویسید که در متن مشخص باشه.

* برای آگاهی از قوانین ورود به ایفای نقش به تاپیک مربوطه مراجعه کنید.


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: ارتباط با ناظرين مطالب اشتراکي
پیام زده شده در: ۱:۳۱:۱۷ جمعه ۲۹ دی ۱۴۰۲
#5
سلام نیوت.

خیلی ازت ممنونیم که ایده‌هات رو باهامون به اشتراک گذاشتی.

اما درمورد تاپیک‌هایی که می‌خوای بزنی، راستش بعد از مشورت و صحبت‌هایی که با بقیه‌ی مدیرا داشتیم، با تاپیک زبان منداسکی موافقت نشد.

چون اولا همچین تاپیکی خیلی پیچیده میشه، و همونطور که خودتم گفتی، صبر و حوصله‌ی زیاد می‌خواد. که همین، یکی از دلایلیه که میگیم این تاپیک مناسب نیست.
چون نمی‌تونیم تضمین کنیم که شما توی سایت موندگار میشین (البته که امیدواریم بشین! ) و اگه برین، کسی نیست که بخواد به این تاپیک رسیدگی کنه.

مورد دوم، تعداد خیلی خیلی زیاد کلماته. شما تصور کن مثلا صدتا، دویست‌تا کلمه معادل‌سازی بشه توی این تاپیک، که خودش یه پروسه‌ی خیلی زمان‌بره، و درنهایت افراد باید با یه سری کلمه‌ی جدید سروکله بزنن که هر دفعه مجبورن برای معنیش مراجعه کنن به پستای قبل.
همین موضوع باعث میشه افراد زیاد از این تاپیک استقبال نکنن و بعد از یه مدت کاملا به فراموشی سپرده بشه. با توجه به تجربیاتی که مدیرای قدیمیمون دارن، این اتفاق اصلا بعید نیست.

و درنهایت، متاسفانه باید بگیم همچین تاپیکی با این موضوع چیزی نیست که ازش استقبال زیادی بشه.


و اما درمورد دومین تاپیک، اگه قرار باشه یه حالت شخصی‌گونه‌ای داشته باشه که فقط نیوت توش پست بزنه و از جانورایی که در طول سفرهاش دیده بگه، نمی‌تونیم موافقت کنیم.
چون با فرض اینکه شما زمانی از سایت برین، این تاپیک میفته یه گوشه و خاک می‌خوره. ضمن اینکه در این صورت فقط یک نفر پست می‌زنه و بقیه کاری جز خوندن اون پست‌ها از دستشون برنمیاد.

اما اگه تاپیک به صورتی باشه که همه بتونن توش جانورای خیالیشون رو توصیف کنن یا حتی نقاشی بکشن، ایده‌ی جالبی میشه.
یه چیزی تو مایه‌های تاپیک کتاب جامع معجون‌‌سازی نوین که اعضا معجون‌های ابداعیشون رو معرفی می‌کنن.

اگه منظورت از تاپیک جانوران شگفت‌انگیز همچین چیزی بود که گفتم و همه بتونن توش پست بزنن، همینجا یا توی پیام شخصی اگه توضیحات بیشتری داری می‌تونی بگی که بعدش تاپیکو بزنی.

موفق باشی.


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: بازي با كلمات
پیام زده شده در: ۱۷:۲۳ یکشنبه ۵ آذر ۱۴۰۲
#6
کلمات جدید:

قلم پر، فرار، فکر، دستمال، گالیون، پرواز، اعصاب، دیروز، کدوحلوایی، گریه



* یک داستان کوتاه با حداقل 7 کلمه از کلمات داده شده بنویسید.

* بهتره کلمات رو به صورت درشت، زیر خط دار، ایتالیک، همراه علامتی کنار آن* یا با
رنگی دیگر بنویسید که در متن مشخص باشه.

* برای آگاهی از قوانین ورود به ایفای نقش به تاپیک مربوطه مراجعه کنید.


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۶:۴۲ یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲
#7
محفلی‌ها برای لحظاتی به لرد سیاه زل زدند. تحت تعقیب بودن خارج از محدوده‌ی درک و فهمشان بود.

- تام، پسرم، این چه حرفیه! تو فکر کردی با چندتا آغوش گرم و نرم نمیشه این مسئله رو حل کرد؟ مهربونی روی همه جوابه باباجان.

دامبلدور با همان آغوش باز و دست‌هایی که در دو طرف بدنش باز مانده بود، از کوچه‌ی تنگ و تاریک خارج شد و به طرف اولین پلیس ماگلی که دید رفت.

- مجرم شناسایی شد! مرکز مرکز! مجرم روانی شناسایی شد!

دامبلدور بدون توجه به جسم مستطیلی کوچکی که صدای خش خش می‌داد و مرد ماگل درونش حرف میزد،‌ همچنان به جلو حرکت می‌کرد. ثانیه‌‌ای بعد، سیل نیروهای پلیس از دو طرف به سمتش روانه شدند. ظاهرا دامبلدور قصد نداشت دستانش را ببند. البته تا زمانی که پلیس‌ها شروع به حمله کردند.

مرگخواران و محفلی‌ها که در کوچه منتظر نتیجه‌ی آغوش محبت‌آمیز نشسته بودند، با فریاد دامبلدور که جیغ‌کشان چیزی می‌گفت و می‌دوید، از جا پریدند.
- فرار کنین باباجانیان! اینا زبون عشق و محبت حالیشون نیست!

مرگخواران که از ابتدا چنین چیزی را پیش‌بینی می‌کردند، با سرعت پا به فرار گذاشتند و محفلی‌های آماتور و تازه‌کار را پشت سرشان رها کردند.

- اممم...چیزه، پروفسور، چطوری باید بدوییم؟
- پاهاتو تکون بده پسرم. تند تند. عجله کن تا جا نموندیم!

مرگخواران می‌دویدند و محفلی‌ها با تمام وجودشان سعی داشتند جا نمانند.


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شهرداری هاگزمید (تعامل با ناظران)
پیام زده شده در: ۱۶:۲۱ جمعه ۲۶ آبان ۱۴۰۲
#8
سلام تلما. خوبی؟

نقل قول:
داشتم رول های سایت رو میخوندم که متوجه شدم تو هیچکدوم از سوژه های سایت، یه اتفاقی نیفتاده.
توی دنیای هری پاتر، هیچوقت سفیدی و سیاهی باهم یکی نمیشدن ولی اینجا جادوگرانه.
به نظر من، یه سوژه توی دهکده هاگزمید [توی هر تاپیکی شد] باشه که در اون، تاریکی و روشنایی باهم یکی بشن.
اول از همه اینکه، ممنون از پیشنهاد و ایده‌ت! متشکریم!
ولی خب متاسفانه نمی‌تونیم همچین کاری بکنیم...درسته که سایت نسبت به فیلما و کتابا آزادی عمل بیشتری داره و سوژه‌ها کلا طبق منطق پیش نمیرن و اینا، ولی همچنان یه چارچوب اصلی وجود داره، که اگه از این چارچوب خارج بشیم زیاد جالب نمیشه.

گروه‌های خصوصی و دو جبهه‌ی مرگخوار و محفل هم جزئی از این چارچوبن. همونطور که یه عضو مثلا گریفیندوری، نمی‌تونه توی ایفای نقشش یا یه سوژه‌ی خاص، نقش یه آدم هافلپافی رو بازی کنه، و همچنین موقع انتخاب شخصیت امکانش نیست که یه ریونکلایی رو انتخاب کنین و ببرینش یه گروه دیگه، دوستی و همکاری یه محفلی و یه مرگخوار هم نمی‌تونه اجرا بشه.

توی سایت همیشه اون فضای رقابتی و دشمنی بین این دو جبهه برقرار بوده و هست؛ چون اگه از بین بره (حتی فقط توی یه تاپیک) یجورایی اون هدف اصلی از ایفای نقش تحت عنوان مرگخوار و محفلی از بین میره...


نمی‌دونم تونستم خوب منظورمو برسونم یا نه، اما خب حرف اصلیم این بود که در اون صورت ایفای نقش بهم می‌خوره و باید یه سری چارچوب‌ها رعایت بشن.

اگه هنوز سوالی داشتی یا موردی بود، می‌تونی همینجا یا توی پیام شخصی مطرح کنی. هرکدوم که راحت‌تر بودی.

موفق باشی!


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: حمله!!!!!!
پیام زده شده در: ۰:۱۳ چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۲
#9
لینی کدویی یک تنه تمام قوانین فیزیک را زیر پا گذاشته و همچنان در حال سقوط بود. ظاهرا تا زمانی که به پایین نگاه نمی‌کرد، به زمین نیز برخورد نمی‌کرد.

- برو بابا سه هیچ به نفع ما شد چیه! غذام!

پیک موتوری در اثر تصادف سنگینی که با دامبلدور داشت، پخش زمین شده و در تلاش بود موتورش را از روی خودش بلند کند. دامبلدور نیز عمیقا در نقشش فرو رفته و پس از ریش‌ریش کردن برگه‌ی نظرسنجی پیک موتوری، مسیرش را دوباره به سمت لینی کج کرد تا این بار او را مورد هدف قرار دهد.

ایوان در حالی که سعی می‌کرد آب‌ دهان‌های نداشته‌ی فراوانش را که در سوگ از دست رفتن میگ‌میگ سوخاری‌اش جاری شده بود، نادیده بگیرد، بر سرعت قدم‌های استخوانی‌اش افزود و تلق تلوق کنان سعی کرد از دامبلدور جلو بزند.

- دارم می‌رسم...دارم می‌رسم...طاقت بیار لینی...دارم میـــ...

دستی از پشت یقه‌اش را گرفت.

- هی، خسارت! هم موتورمو ترکوندی، هم تجهیزاتمو نابود کردی، هم نظرسنجیتو تموم نکردی و هم پول غذاتو هنوز ندادی!
- کدوم غذا؟ غذایی به دست من رسید اصلا؟
- این دیگه به من مربوط نیست. می‌دونی چند گالیون پای اون دستگاه دروغ سنج پیاده شده بودم؟ خسارت!

ایوان در چنگال پیک موتوری گرفتار شده بود و درست در همین لحظه‌، لینی با چشمان کدویی‌اش به پایین نگاه کرد و قوانین فیزیک و جاذبه را با سرعت بیشتری به کار انداخت.


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده


پاسخ به: ارتباط با ناظر فن فیکشن
پیام زده شده در: ۱:۲۲ دوشنبه ۱ آبان ۱۴۰۲
#10
نقل قول:

کوین کارتر نوشته:
سلام سلام!
داشتم رد می شدم گفتم بیام اینجا یه پیشنهاد بدم.
یسری از سوژه های ایفا واقعا جالب و جذابه و بچه ها رولای فوق العاده ای نوشتن. ولی از اونجایی که دائما سوژه های جدید میاد جای اون قبلیا رو می گیره دیگه حوصله کسی نمی کشه برگرده بره دنبال سوژه های قشنگ تموم شده بگرده. به نظرم می تونیم اینجا یه قسمت برای اون رولا ایجاد کنیم و کل رولای یه سوژه رو تو قالب پی دی اف یا ورد اینجا بذاریم تا کار بچه ها هم برای خوندن راحت بشه.
از اونجایی که معمولا مرگخوارا به دستور اربابشون پستای مرتبی تو ماموریتا زدن بنظرم این کار رو باید بسپریم به اونا. مخصوصا قدیمی ترا. نظرتون چیه؟

سلام کوین.
اولا که، شرمنده بابت این تاخیر تو پاسخگویی؛ یکم خوابم سنگین بود تو این مدت.

بعد اینکه، ممنون از پیشنهاد خوبت و تلاشی که برای بهبود سایت می‌کنی. نظر خوبی بود چیزی که گفتی، ولی متاسفانه در حال حاضر شخص باتجربه‌ای که داوطلب هم باشه برای این کار نداریم...

این ایده رو حتما نگه می‌داریم تا در آینده و هرموقع که فرصتش پیش اومد، اجراش کنیم.



نقل قول:

هلگا هافلپاف نوشته:
سلام به اعضای انجمن!
من میخوام یه فن فیکشن بنویسم در رابطه با هری پاترو فرزند نفرین شده و داستان برگشت به گذشته رو یکمی عوض کنم طوری که آلبوس سروروس واسکورپیوس وقتی گذشته رو عوض کردند آینده کسانی که توی جنگ هاگوارتز میمیرن رو هم عوض کنند و زندگی اونا اگر کشته نمیشدند رو ببینن!
اجازه دارم؟

سلام بر بانو هلگا!
اوضاع بر وفق مراده؟ بقیه‌ی موسسان خوب هستن؟

بله، شما می‌تونین توی همین انجمن، برای فن‌فیکشنتون تاپیک بزنین و این کار نیازی به اجازه نداره.

درواقع، برخلاف انجمن‌های دیگه که برای زدن تاپیک جدید باید حتما از ناظرش اجازه گرفت، زدن تاپیک برای فن‌فیکشن مانعی نداره و می‌تونین راحت این کارو بکنین.


موفق باشین!


فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.