جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[single]] سرسرای عمومی هاگوارتز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: پنجشنبه 8 اسفند 1387 16:13
نمایش جزئیات
آفلاین
قسمت تئوری :

لینک

قسمت مفاهیم:

1. مثال آخر من یک پیشگویی بود یا یک پیش بینی ؟ ... یک مثال برای هر کدام از وقایع سایت ، مخصوصاً داخل پستها و رولها 5 امتیاز!

مثال آخر یک پیشگویی بود!

در مورد مثال ها :
پیش بینی :
با توجه به بی ناموسی شخص خودم و پرسی ویزلی در کلاس معجون سازی و اخطار مدیران پیشبینی می شود که به زودی رول هایی در باب مخالفت با هر گونه محدودیت در رول نویسی مواجه شویم. (مخصوصاً به عنوان فیلم در هالی ویزارد)
منابع : 1 و 2

پیشگویی :
پیشگویی می کنم که رفتن مورگانا به دلیل مشکلات شخصی اش هست و در گیری هایی که با زندگی روزمره داره و نمی تونه وقتش رو بزاره برای سایت!
منابعش هم در کل سایت به وفور یافت میشه.

2. پست من رو نقد کنید و دو مشکل عمده شو بیرون بکشید ، از داخل مفاهیم درسی هم میتونین بهره بگیرین .( به کسی که بهترین جواب رو بده بالاترین امتیاز رو میدم !) 5 امتیاز

پست مشکلات زیادی داشت! اعم از توصیف ، توضیح درس و مشکلات املایی و نگارشی!
اولین مشکل غلط های املایی هست که ناشی از تایپ سریع شماست. دقت کنید :
نقل قول:
پرسی : یک سوالتون سخته استاد مگه این دو تا یکی نیستن ؟


یک = یکم!

و

نقل قول:
بعد توضیحاتی ر, بگم .


ر, = رو

و

نقل قول:
که تیو دست پیتر پتی گرو


تیو = توی

مشکلات دیگری هم در مورد غلط املایی بود که برای مثال به همین سه مورد اکتفا میشه.

توصیف هم کامل نبود! کلاس پیشگویی باید خیلی خیلی بیشتر توصیف می شد. در کتاب های هری پاتر هم کلاس پیشگویی از عجیب ترین کلاس ها و پیچیده ترین کلاس ها بود در صورتی که ما در این پست شما توصیفی از کلاس ندیدیم.

مورد بعدی توصیف پیشگویی و پیش بینی هست! شما یک پیشگویی و پیشبینی رو انجام نداده و توصیف نکردید.

این مورد در توضیح درس هم صدق می کنه. یک تدریس که بیشتر عملی تا علمی باید با توضیح انجام کار ها هم باشه.

مشکل نگارشی هم به کار بردن زیاد (...) بود ! ... همیشه برای زیبا به کار بردن نوشته نیست و استفاده زیاد از ... میتونه چهره پست رو خراب بکنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: پنجشنبه 8 اسفند 1387 11:53
نمایش جزئیات
آفلاین
قسمت مفاهیم درس :
. مثال آخر من یک پیشگویی بود یا یک پیش بینی ؟ ... یک مثال برای هر کدام از وقایع سایت ، مخصوصاً داخل پستها و رولها ( با ذکر منبع ) اشاره کنید ! ( اگر نمیتونین از ذهنتون کمک بگیرین اما نمره کمتری دریافت میکنین ) 5 امتیاز !

به نظرم من مثال آخریه همون پیش بینی بود ، چون فکر میکنم پیش بینی یه چیزیه که آدم میتونه با توجه به اتفاقات قبلی پیش بینی کنه ، مثلا وقتی مورگانا اون جملات رو رو میگفت اگه هر لحظه صداش بلند تر و هیجان انگیز تر میشد ، آدم خود به خود پیش بینی میکرد که بالاخره در آخر صداش به بالاترین حدش یعنی داد زدن برسه!

مثالها:

مثالی برای پیشبینی:من از توی سایت هیچی در یافت نکردم پس از خودم میگم:مثلا وقتی من یه کتابی رو میخونم توی اون کتاب یه سری اتفاقاتی میفته که من میتونم پیشبینی کنم فصل بعدی اون کتاب چی میشه!

مثالی برای پیشگویی:اینی که دارم میگم از تو سایت و پستا نیست ، مثلا لیلی وارد مدرسه میشه و کیفش رو میذاره رو نیمکتش که یهو بقل دستیش میگه ، {امروز خوراکی شکلات و آبمیوه داری}لیلی تعجب میکنه ، چون اون هیچ وقت آبمیوه و شکلات نمی آورده مدرسه پس دوستش از کجا فهمیده؟خب این میتونه یه پیشگویی باشه!

. پست من رو نقد کنید و دو مشکل عمده شو بیرون بکشید ، از داخل مفاهیم درسی هم میتونین بهره بگیرین .( به کسی که بهترین جواب رو بده بالاترین امتیاز رو میدم !) 5 امتیاز

توی درس اولین مثالی رو که پرسی زد ، به نظرم به اون پیش بینی نمیگفتن بلکه پیشگویی میگن چون پرسی که مطمئن نبوده که حتما مدیر اخبار عوض میشده اگه مطمئن بود اسمش میشد پیشگویی اما پیش بینی فرق میکنه ، پیش بینی یعنی این که اون فرد با استفاده از اطلاعاتی که به دست میاره میتونه اتفاقات بعدی رو حدس بزنه ! پس به این میگن پیشگویی!

مثال دوم رو مطمئن نیستم اما فکر میکنم مثالی رو که کورمک زد هم دقیقا برعکس اون چیزی بود که مری گفته ، دلیلشم موردای بالابود .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1387 14:20
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: جمعه 2 اسفند 1387 13:49
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: پنجشنبه 1 اسفند 1387 10:50
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: چهارشنبه 30 بهمن 1387 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
یک جلسه کمی تا قسمتی ابری پیشگویی !

مری : خب بدون معطلی بریم سر درسمون ، امروز میخوایم راجع به دو کلمه ای که احتمالاً باهاش زیاد سر و کار داشتید و زیاد ازشون استفاده کردین اما تا حالا بعضی از معانی دقیقش رو نمیدونستین صحبت کنیم ... پیش گویی و پیش بینی ! ... کسی میتونه مثالی برای این دو بزنه ؟

مری در حالی که از پشت بچه های کلاس را دور می‌زد این سوال را از آنها پرسیده بود ، سوالی که در ظاهر راحت به kzر می‌رسید اما معنای گسترده ای داشت که گویی باعث شده بود او یک جلسه خود را به طور کامل به آن اختصاص دهد .

پرسی : یک سوالتون سخته استاد مگه این دو تا یکی نیستن ؟ مثلاً من میتونم پیشگویی کنم مدیر اخبار عوض میشه تا چند روز دیگه !

در همین لحظه مری به میان سخن او پرید و گفت :

- هووم ، من اسم این رو میزارم پیش بینی ... دوست دارم بازم مثالهای دیگه ای رو بشنوم و بعد توضیحاتی ر, بگم .
کورمک : من همیشه دوست داشتم پیش بینی کنم که یک اتفاقاتی توی سایت یفته و شاید بخوام خودم رو باهاش بسنجم و نزدیکش بشم
مری : اینم کار جالبی میتونه باشه ، اما من اسم این رو میزارم پیشگویی ...

مری چوب دستیش را در هوا اندکی تکان داد و شکلکهایی بر روی تخته نمایان شدند ... شکلکهایی که هر لحظه به طرز عجیبی تغییر می‌کردند و آرام و قرار نداشتند . همهمه ای در کلاس شدت گرفته بود گویی او با ورودش در کلاس و کاری که انجام داده بود این هیاهو را پدید آورده بود .

همزمان با ورودش هر یک از اعضای کلاس کلیه وسایل پیشگویی خود اعم از عود و چوق و گوی و ... را کنار نهاده و فقط به گفته‌ی او با نیروی ذهنی قصد انجام کاری را داشتند . نیرویی که بنا بر گفته های استاد تازه وارد قرار بود در باطن هر شخصی شکل بگیرد .

مری : دقیق به این شکلکها نگاه کنین چی میبینین ؟
مورگانا : اگر بخوام دقیق توصیف کنم ، سر یدونه قورباغه که تبدیل به استخونی میشه که تیو دست پیتر پتی گرو ارباب لرد ولدومرت جاسازی کرده تا هری پاتر اونو بخوره و جینی با لگد بره توی شکم یکی از اعضای کوییدیچ و گــــــــــــــــــــــــــــــل!
مری : آفرین توصیف خوبی بود ، خب چیزی هم از این حرفا دستگیرت شد ؟
مورگانا : اممم ... نه ... مگه چیزی هم باید میفهمیدم ؟

مری : با یک تعریف شروع میکنم ، پیش بینی یک خبر تقریباً غیر عادی بر اساس دلیل و منطقهایی است که حالا ممکنه تعداد کمی از افراد از آن خبر داشته باشند ، اما این باعث نمیشه پیش بینی رو با پیشگویی که یک خبر کاملاً غیر عادی بر اساس حوادث ناخودآگاه از ضمایر گوناگون طبیعت بر میاد اشتباه گرفته بشه ... عملی که هیچ گونه دلیل منطقی نداره .

لیسا : پس استاد کسی که در بی خبری کامل به سر می بره چطور میتونه این دوتا رو از هم تشخیص بده ؟
مری : به ذهنت رجوع کن لیسا ، باید دنبال دلیلهای مختلف بگردی ... تمام سوژه های عالی از دلیلای قوی بلند میشن ... مثلاً یکی پست میزنه و یک خط آخر پستش اضافه میزاره تا نفر بعدی ناخود آگاه و یا خود آگاه اون رو دریافت کنه و وارد داستان بشه ... این رو میگیم پیش بینی ! چون من تونستم دلیلی براش درست کنم !
لیلی : یعنی استاد هر کسی که پست میزنه غرض و هدفی داره ؟
مری : تو باید این رو پیش بینی کنی ... ممکنه من پست بزنم و با دوتا پیام شخصی بخوام یکی رو تابلو کنم ، هزاران نفر هم از من تبعیت کنن ... این سوژه اصلاً جالب نیست ، چون کسی نمیتونه منکر جمله های آشکار و سطحی باشه ...

سپس شکلکهای روی تابلو را نشان داد و ادامه داد :

- بهترین سوژه و ایده انی هست که بزاریم طرف خودش پیش بینی کنه ، باید وارد ذهنش بشیم و وقتی هزاران پیش بینی در افکارش از داستان ما موج میزنه با یک هدف عالی ذهنش رو از کار بندازیم ... کاری که توی خیلی از داستانها توسط بهترین نویسنده ها صورت میگیره ....
آلفرد : اما مگه چنین کاری ممکنه ؟ ...
مری : هوووم .. بله اینکار احتیاج به یک پیشگویی داره ! مثلاً من پیش بینی میکردم مورگانا اگر پشت سر هم حرف بزنه دچار هیجان میشه و در آخر فریاد میزنه ، اما اینکه من روی چه شخصی دست بزارم و چه تصاویری بهش نشون بدم یک ... ؟
اما برای اینکه بتونین اینکار دو کار رو انجام بدین ، باید یک نفس عمیق بکشید و ذهنتون رو کاملاً بر روی اهدافتون متمرکز کنین ، سپس با عقلتون دلایل رو بررسی کنین و با قلبتون موجودیت رو احساس کنید !

*******

خب اگر زیاد بنویسم ممکنه نخونید و تکلیفها رو هم درست انجام ندین ، پس برای همین تا همین جا اکتفا میکنم ، اما مقاله سختی در انتظارتونه که هر کسی شرکت کنه بهش جایزه میدم !

قسمت مفاهیم درس :

1. مثال آخر من یک پیشگویی بود یا یک پیش بینی ؟ ... یک مثال برای هر کدام از وقایع سایت ، مخصوصاً داخل پستها و رولها ( با ذکر منبع ) اشاره کنید ! ( اگر نمیتونین از ذهنتون کمک بگیرین اما نمره کمتری دریافت میکنین ) 5 امتیاز !
2. پست من رو نقد کنید و دو مشکل عمده شو بیرون بکشید ، از داخل مفاهیم درسی هم میتونین بهره بگیرین .( به کسی که بهترین جواب رو بده بالاترین امتیاز رو میدم !) 5 امتیاز

قسمت تئوری :

3 . در هر تاپیکی که دوست دارید یک پست پیشگویی بزنید ... اگر در تاپیکهای رول ادامه دار اینکار رو میکنین سعی کنین سوزه رو به آنطرف منحرف کنین ... باید از پس اینکار به راحتی بر بیاین دیگه !( پست زدن توی تاپیکهای تکی هم مورد نداره اما امتیاز کمتری نصبتون میشه ، تعداد خط رول هم مهم نیست )10 امتیاز


قسمت عملی :


4.همزمان با پستی که در این تاپیک ارسال میکنین ، یک پیام شخصی برای من ارسال میشه با این مضمون :

سه نفر از سه گروه مختلفی رو که بعد از شما پست میزنن رو پیشگویی میکنین ... از حستون کمک بگیرین !

( نکته : همگروهیاتون رو حساب نمیکنیم ... فقط گروههای مخالف !
من پیام شخصیها رو میتونم عکس بگیرم و اینجا بزارم مشکلی نیست ... فقط ساعت پستتون نزدیک به تاریخ ارسال پست باشه !
اگر دیر پستتون رو ارسال کنین و کسی پشتتون پست نزنه امتیازش رو نمیگیرن ! ) هر نفر سه امتیاز !

هر قسمت ارسال نشه فقط همون قسمت رو نمیگیرین ... یک امتیاز هم شیرینیتون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: چهارشنبه 30 بهمن 1387 17:37
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه چی فدای رفیق!
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: چهارشنبه 30 بهمن 1387 14:39
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: چهارشنبه 30 بهمن 1387 13:23
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: سرسرای عمومی
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 بهمن 1387 21:38
نمایش جزئیات
آفلاین
بفرما

استاد من ترم قبل معلم تغییر شکل بودما

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...