حال شما چطوره؟... جنگجوی اژدها چطوره؟... استاد شی فو حالشون خوبه؟... مافیای هنگ کنگ در چه حالن؟... از مزنه قیمت بازار ویتنام خبر ندارین؟... بچه های یاکوزا فعالن هنوز؟... خلاصه به همه شعبه های شرق دور سلام رسمی وزارت رو ابلاغ کنید، بگید جناب وزیر فرمودن چاکر همه بچه باحالای چش بادومی نیــــز هستیم!
بنده می خواستم برم توی این گلخونه ی جدیدمون پرورش گیاه بدم که این بوژبوژیا ریختن اونجا زنبیل گذاشتن دیگه ما موندیم بیکار. گفتیم چیکار کنیم حس رولمون نپره، دیدیم کجا بهتر از کلاس گیاه شناسی استاد چانگ! هم میایم گیاه پرورش میدیم. هم امتیاز می گیریم. هم یه سری فنون کونگ فو یاد می گیریم از محضر استاد.
1.گیاهی که در کتاب دوم باعث بازگشتن بچه ها به حالت عادی شد چه بود در باره اش توضیح دهید(5 امتیاز)
والا چه می دونم استادچانگجان! سوالای سخت سخت می پرسیا! من کتاب دوم نبودم تو هاگوارتز که. جای شما خالی آزکابان بودم فک کنم. خواهرزاده ی ما زد باباشو کشت مارو به جاش انداختن هلفدونی! حبس خورده بودیم خلاصه! حالا شما یه راهنمایی بفرمایین شاید بلد بودیم... ها؟... ها!... بله! مهرگیاه بوده این گیاهه. مهرگیاه یه گیاه خیلی خوبیه. عصاره اش برای طولانی کردن زمان تاثیر چیز استفاده میشه. قیافشم مث این می مونه که انگار چاخانوفو پشت و رو کرده باشی. من چون دیدم میگم. یه بار چاخانوفو پشت و رو کردم بعد دستم خورد افتاد تو انبار مهرگیاهای خانه ریدل. خلاصه تا یک ماه اونجا داشت جیغ می کشید برای خودش و هیشکی پیداش نمی کرد. بعد دیگه یه روز گلاب به روتون نجینی دل پیچه گرفته بود ارباب رودلفو فرستاد بره شیره ی مهرگیاه بگیره براش. رفته بود همون چاخانوفو اشتباهی ورداشته بود و شیره شو گرفته بود که دادیم نجینی خورد، مرد! یواشکی یه مار از تو کوچه پیدا کردیم گذاشتیم جای نجینی، چاخانوفو هم یه ریپارو زدیم عین روز اولش شد.
2.در کتاب شیش پروف معجون سازی یک گیاهی رو از گلخونه میچید که خواص دارویی داشت اون چی بود دربارش توضیح بدید(5 امتیاز)
ایول استادچانگ! چی صمیمی! پروف؟! ایول! ایول!

بله... فرمودین چیکار کردن ایشون؟... توی کتاب شیش یه پروف خدا زده ای یه گیاهی رو از تو یه گلخونه ای چیده بعد من که هنوز حبسم تموم نشده بود اون موقع، الان باید بگم که اون گیاهه چه خواص دارویی ای داشته؟... ولمون کن بابا! من چمیدونم استاد چانگجان! یه چارتا فن بزن یاد بگیریم بابا. من به عشق کونگ فو اومدم اینجا... والا...
حالا شما فرض کن این گیاه بوژبوژی نجوشان بوده. خواصش هم اینه که می ندازیمش تو ستاد رانده شدگان، بعد یه گازی ازش متصاعد میشه که همه بوژبوژیا رو خفه می کنه.
3.فکر کنید دوست شما با سم اژدها کش مسموم شده!شما از چه گیاهی استفاده میکنید؟چگونه گیاه را اماده میکنید مزه ی ان چه طور است؟(توضیح کامل 10 امتیاز)
با چی مسموم شده آقای مجری؟!... سم اژدها کش؟!... بابا شوخی نیست! این سم اژدهاکشه! دوستای من همشون مفنگین. دماغشونو بگیری سه سوته هوشششت! جونشون دراومده! بعد شما فک می کنین یه همچین مفنگیی سم اژدهاکش!... هیچی هم نه، اژدهاکش! واویلا!... بخوره اینقدر دووم میاره که من 8 ساعت بگردم، گیاه درمونیشو پیدا کنم و آمادش کنم و مزه کنم و بدم بخوره؟... خو تا من این دواشو آماده کنم که بدبخت ذوب شده، رفته هوا که!
حالا چون شما می فرمایین چشم! چه کنیم دیگه! دیگه یدونه استاد چانگ که بیشتر نداریم که!
والا من اولین چیزی که دم دستمه همین چیزه که اولش بالاخره خشخاش جادویی بوده و خیلی هم قویه و معجزه می کنه اصن.
چگونه آمادش می کنم؟!... اَی بابا... استاد چانگ گیر دادی به این فرمول سری های ما ها! پارسالم خواستی از زیر زبونم بکشی ولی تیز بودم فهمیدم. جدی! جون من! با مافیای هنگ کنگ مرتبطی؟ جون من!... بابا خو اگه جنس میخواین چرا می پیچونین؟ یه هیئت تجاری بفرستین برای مذاکره، به تفاهم می رسیم بالاخره. خلاصه، اینجوری نمیشه! من فرمول به هیشکی نمیدم.
مزه اش چطوره؟!... ای کلک! ای استاد چانگ عضو مافیای هنگ کنگ! این کاره ای ها! باشه! زنگ آخر وایسا دعوا... یعنی... چیز... وایسا همه نمونه کارا رو میدم بهت. همه جور مزه شو دارم. اصن برتی بات زیرمجموعه ی خودم بود که بعدها شراکتمون به هم خورد و الان آبنبات چیزی میزنه.
4.از کجا میتوان گیاهی که بیماری ها را درمان میکن و گیاهی که سم را از بین میبرد از هم تشخیص داد؟(5 نمره)
والا تنها راهی که به ذهن بنده میرسه چاخانوفه. اصن واسه همین گذاشتمش مشاور. اون لقب مشاور الکیه ها. اینو میذاریم تو لابراتوار برای تست اولیه. هیچیش نمیشه. هر چیشم بشه یه ریپارو می زنی دوباره میشه مث روز اولش. میخوای بیارم واست؟ گیاه میاهاتو بده به خوردش، درمانش کن، سمشو از بین ببر، بترکونش. از طرف من هماهنگه. مشکلی نیس.
5. به نظر شما هری و جینی به چو چه گفتند توضیح بدید(3 امتیاز)
حرفای خاله زنکی! چی دارن بگن؟! همیشه تو کتاب چی می گفتن؟!
هری: اوه! چو من تو رو دوس دارم. بیا زن من شو.
جینی: اوا! خاک تو سرت کنن مرد! تو که زن و بچه داری. بیا! بیا بریم نیگاش نکن دختره ی جاپونی رو!
چو: جاپونی اون ننه ی ژله ایته دختره ی گدا!
جینی: اوا هری! می بینی چی میگه؟ خو یه چیزی بگو بهش دیگه!
هری: اوه! چو من تو رو دوس دارم. بیا زن من شو.
جینی: نه اینو نگو! خاک تو سرت کنن مرد...
و این دور باطل مکالمه تا ساعتها ادامه داشت و به همین خاطر استاد چانگ دیر رسید سر کلاس و دو خط بیشتر هم درس نداد و رفت و بچه ها هم میگن هنوز کلی از کتاب مونده که درس نداده! ولی بیخود کردن. به قول ابی ابوعطا: همین خوبه!
چه احساسی در باره ی اتمام ترم دارید؟(2 امتیاز)
والا ما که همیشه احساس می کنیم داریم پرواز می کنیم و در فضا قدم می زنیم و کلا به صورت دیفالت توپیم ولی شما مث اینکه خیلی توپ تری چون تا زنگ خورد جیم فنگو زدیا شیطون!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


... بابام که زیر خروار ها خاک به خواب ابدی فرو رفته. همچنین مامانم...استفنم که تو حرف زدن راه افتاده تازه!
خودمم خوب نیستم، جدیدا صدای خروپف های ننه الادورا(!) نمی ذاره بخوابم!(ومپایریم دیگه!
) داخل خاک فرو می کنیم.
)
استاد واقعاً دلتون میاد؟
حالا پسر پاتر بودن و دختر خوشگل و سر به زیر و معصوم بودن رو که بذاریم کنار واقعاً دلتون میاد با نوه ی من چنین رفتاری داشته باشید؟







