استر:
-
هگر دهنشو ول کن!هگر:
- نه! ول نمی کنم! این توطئه گره! نمی تونه موفقیت ما رو ببینه! به حرفاش گوش ندین!
ملت همه به حالت
به طرف هگر می رن که لارتن جلوشو رو سد می کنه و می گه:- ببینین دوستان شما الان عصبی هستین! آروم یه نفس عمیق بکشین بعد یه نصفه لیوان نوشیدنی کره ای بخورین! بعد ریلکس صحبت می کنیم.
استر:
- برو کنار لارتن! یک...دو...سه!
لارتن:
-باشه باشه! فقط بدونین همش دروغه من هیچکارم!
بلاخره لیلی خلاص می شه و مثل کسی که تو عمرش نفس نکشیده! شروع می کنه به نفس کشیدن و میگه:
- اینا...اینا می خوان دوپینگ کنن!...خودم دیدم لارتن دادش به هگر!
سینی:
- خب...خب...خب! رفتن ورزشکارامون که کنسله! دوستان براتون از حال و هوای مسابقات تعریف می کنم! کسی سوغاتی نمی خواد!
استر:
- ببینم هگر مصرف هم کردی! یا...
هگر:
- نه جون تو تازه گرفتمش!
استر:
- پس تنبیه تو می مونه واسه بعد از مسابقات! اما لارتن!...لارتن...
همه به اطرافشون نگاه کردن ولی اثری از لارتن نبود!
فردا صبح.....
همه توی حیاط هاگوارتز منتظر تاکسی بودن تا برن ایستگاه قطار. هدی هم همینطور مدام به سینی چسبیده بود و نق می زد.
هدی:
- تو رو خدا سینی! من اگه با قطار برم دست و پام خشک می شه نمی تونم مسابقه بدم!
سینی:
- آخه چجوری می خوای بیای! مگه تو بلیط داری!؟
هدی:
-
بلاخره چهار تا تاکسی رسیدن که یکیش در بست می رفت فرودگاه! بقیه هم توی سه تای دیگه چپیدن و لارتن هم دور از چشم استر سوار یکی از تاکسی ها شد....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

که یعنی قضیه خیلی مشکوکیوس هست و اینا!می گوید:
تغییر پیدا کرد و گفت:
)
سینس هم گوشی mp3 player رو تو گوشش گذاشته بود و با حرکاتی نه چندان با ناموسانه! که انجام می داد، معلوم بود یک آهنگ بترکون در حال پخشه! و هگر......لیلی دید که هگر یه چیزی رو از لارتن گرفت و یواشکی و با احتیاط تو جیبش گذاشت! بعد هم هگر چند گالوین شمرد و به لارتن داد.
گفت:
...صلوات!
نقش زمین شد! بعدش گفت:
با من بحث نكن!گفتم:اسم/وابستگي...

(مثلاً افسرده شدن!)
جون ما بیخیال شو ما زحمت کشیدیم که خودمون رو به اینجا رسوندیم
تمومش کنید
به بسته ی در دستهای لارتن نگاه می کرد ، فراموش کرد که از اهداف شوم! لارتن چیزی بپرسد .ابر به سوی سینی می رود و می گوید:
وارد اتاق می شود و نوشیدنی ها را بر می دارد و می رود.
)








