نام : ميترل
لقب:ميرتل گريان
گروه: راوانكلاو
معرفي كوتاه شخصيت : ميترل يكي از دانش اموزان هاگوارتز بود كه
قرباني حملات باسيليسك شد ، اون هم دوره با تام مارلوو ريدل بود وهنگامي كه تالار اسرار براي اولين بار باز شد قرباني حملات او كه در راستاي پاك كردن جامعه از مشنگ ها بود شداز ان به بعد اون خود رادرون دستشويي دختران حبس كرد گريه دردناكي را اغاز كرد
از ان پس به اون
ميرتل گريان ميگوييند
من شناسه فعليم فنگه كه يكي دو پست بيشتر باهاش نزدم ميخوام تغيير شخصيت بدم به اين شناسه ممنون میشم پیامتون رو خوندم بله مطمئنم که میخوام عوض کنم
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

نام: بیدل آوازه خوان ( Beedle the Bard )
گروه: راوانكلاو
توضيحات كوتاه شخصيت:
نویسنده شناخته شده و معتبر داستان های کودکانه شامل «فواره خوشبختی محض»، «جادوگر و دیگ یه لنگه پا»، «خرگوش زبل و دندون لقش» و «افسانه سه برادر».
منبع:فرهنگنامه هري پاتر سايت جادوگران.
داستان سه برادر بيدل اوازه خوان به هري پاتر و دوستانش براي تصاحب يادگاران مرگ كمك زيادي كرد .
بيدل جادوگر مي خواره اي بود كه بيشتر عمرش را در كافه هاي اطراف هاگزميد گذراند ، داستان هاي او شهره خاص و عام هستند.
__________
من حدود يكي دو سال پيش يه شناسه ورنون دورسلي داشتم كه حدودا يك ماه باهاش توي رول فعال بودم ، اما بعد به دلايلي مدتي نتونستم ازش استفاده كنم و خود به خود از ايفاي نقش خارج شد .
تاييد شد.
گروه: راوانكلاو
توضيحات كوتاه شخصيت:
نویسنده شناخته شده و معتبر داستان های کودکانه شامل «فواره خوشبختی محض»، «جادوگر و دیگ یه لنگه پا»، «خرگوش زبل و دندون لقش» و «افسانه سه برادر».
منبع:فرهنگنامه هري پاتر سايت جادوگران.
داستان سه برادر بيدل اوازه خوان به هري پاتر و دوستانش براي تصاحب يادگاران مرگ كمك زيادي كرد .
بيدل جادوگر مي خواره اي بود كه بيشتر عمرش را در كافه هاي اطراف هاگزميد گذراند ، داستان هاي او شهره خاص و عام هستند.
__________
من حدود يكي دو سال پيش يه شناسه ورنون دورسلي داشتم كه حدودا يك ماه باهاش توي رول فعال بودم ، اما بعد به دلايلي مدتي نتونستم ازش استفاده كنم و خود به خود از ايفاي نقش خارج شد .
تاييد شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/7/10 10:34:03
قصه هاي بيدل آوازه خوان ، نوشته شده توسط رولينگ
جزئیات کاربر

نام : ميترل
لقب:ميرتل گريان
گروه: راوانكلاو
معرفي كوتاه شخصيت : ميترل يكي از دانش اموزان هاگوارتز بود كه
قرباني حملات باسيليسك شد ، اون هم دوره با تام مارلوو ريدل بود وهنگامي كه تالار اسرار براي اولين بار باز شد قرباني حملات او كه در راستاي پاك كردن جامعه از مشنگ ها بود شداز ان به بعد اون خود رادرون دستشويي دختران حبس كرد گريه دردناكي را اغاز كرد
از ان پس به اون
ميرتل گريان ميگوييند
من شناسه فعليم فنگه كه يكي دو پست بيشتر باهاش نزدم ميخوام تغيير شخصيت بدم به اين شناسه ممنون میشم مرسی
بعد از اينكه اين شخصيت ( فنگ) رو واگذار كنيد، ديگه اجازه ي برگشت به اون رو نداريد. و همچنين، در انتخاب شخصيت جديدتون كاملا مطمئن باشيد، چون باز چند روز ديگه من شخصيت جديدي رو براي شما تاييد نميكنم. پس اول خوب فكراتون رو بكنين.
تاييد نشد
لقب:ميرتل گريان
گروه: راوانكلاو
معرفي كوتاه شخصيت : ميترل يكي از دانش اموزان هاگوارتز بود كه
قرباني حملات باسيليسك شد ، اون هم دوره با تام مارلوو ريدل بود وهنگامي كه تالار اسرار براي اولين بار باز شد قرباني حملات او كه در راستاي پاك كردن جامعه از مشنگ ها بود شداز ان به بعد اون خود رادرون دستشويي دختران حبس كرد گريه دردناكي را اغاز كرد
از ان پس به اون
ميرتل گريان ميگوييند
من شناسه فعليم فنگه كه يكي دو پست بيشتر باهاش نزدم ميخوام تغيير شخصيت بدم به اين شناسه ممنون میشم مرسی
بعد از اينكه اين شخصيت ( فنگ) رو واگذار كنيد، ديگه اجازه ي برگشت به اون رو نداريد. و همچنين، در انتخاب شخصيت جديدتون كاملا مطمئن باشيد، چون باز چند روز ديگه من شخصيت جديدي رو براي شما تاييد نميكنم. پس اول خوب فكراتون رو بكنين.
تاييد نشد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/7/10 8:18:52
جزئیات کاربر

نام : فرانک
نام خانوادگی : لانگ باتم
سن : 31 سال
ویژگی ظاهری : صورت نسبتا گرد . موهای متوسط (از نظر بلندی)دارای عینک چهارگوش .
گروه : گریفیندور
چوبدستی : ریسه قلب اژدها 30 سانت و چوب درخت گیلاس
توضیحات : به همراه همسرش تا حد مرگ توسط مرگخواران شکنجه شد و اکنون در بیمارستان سنت مانگو به سر می برد . او دارای پسری به نام نویل لانگ باتم است . او به همراه پسر و همسرش دومین خانواده ای هستند که 3 بار از دست ولدمورت فرار کردند .
تایید شد!!!
نام خانوادگی : لانگ باتم
سن : 31 سال
ویژگی ظاهری : صورت نسبتا گرد . موهای متوسط (از نظر بلندی)دارای عینک چهارگوش .
گروه : گریفیندور
چوبدستی : ریسه قلب اژدها 30 سانت و چوب درخت گیلاس
توضیحات : به همراه همسرش تا حد مرگ توسط مرگخواران شکنجه شد و اکنون در بیمارستان سنت مانگو به سر می برد . او دارای پسری به نام نویل لانگ باتم است . او به همراه پسر و همسرش دومین خانواده ای هستند که 3 بار از دست ولدمورت فرار کردند .
تایید شد!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1387/7/9 2:31:18
Good News Is No News
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/06/16
آخرین ورود: سهشنبه 21 آبان 1387 12:31
از: بغل دست رفقای بامرام و باحال
پستها:
11

نام: دراکو مالفوی.
گروه:اسلیترین.
رنگ چشم: خاکستری.
رنگ مو:بلوند.
تاریخ تولد: پنجم ژوئن 1980
نژاد: خون اصیل.
چوبدستی: چوب زالزالک، 10 اینچ ، موی تک شاخ.
توضیحات:
من فرزند لوسیوس مالفوی مرگخوار ونارسیسا بلک هستم. از همان دوران کودکی ام اهمیت زیاد خون اصیل بودن به من القا شده بود و کلاه گروهبندی بدون هیچ شکی مرا در گروه اسلیترین جای داد. من در سال پنجم در هاگوارتز عضو جوخه ی بازجویی شدم و در سن 16 سالگی از طرف لرد ولدمورت به مقام مرگخواری رسیدم تا بتوانم شکست پدر خود را در این راه جبران کنم. ولی من هم نتوانستم وظیفه ای که بر گردنم نهاده شده بود را انجام دهم. من مدتی دوست پسر پانسی پارکینسون بودم ولی در انتها با آستوریا گرین گرس خواهر دافنی که یکی از همکلاسیام بود ازدواج کردم. الانم یک پسر به نام اسکوربیوس دارم.سال 2017 پسرمو فرستادم به هاگوارتز و حدس میزنین که در ایستگاه کینگز کراس چه کسی رو دیدم؟ درسته هری و جینی ورون رو دیدم الان رابطه ی من و اون بهتر از قبل شده ولی بهتره اونارو دوستای من فرض نکنی.
تایید شد!!
گروه:اسلیترین.
رنگ چشم: خاکستری.
رنگ مو:بلوند.
تاریخ تولد: پنجم ژوئن 1980
نژاد: خون اصیل.
چوبدستی: چوب زالزالک، 10 اینچ ، موی تک شاخ.
توضیحات:
من فرزند لوسیوس مالفوی مرگخوار ونارسیسا بلک هستم. از همان دوران کودکی ام اهمیت زیاد خون اصیل بودن به من القا شده بود و کلاه گروهبندی بدون هیچ شکی مرا در گروه اسلیترین جای داد. من در سال پنجم در هاگوارتز عضو جوخه ی بازجویی شدم و در سن 16 سالگی از طرف لرد ولدمورت به مقام مرگخواری رسیدم تا بتوانم شکست پدر خود را در این راه جبران کنم. ولی من هم نتوانستم وظیفه ای که بر گردنم نهاده شده بود را انجام دهم. من مدتی دوست پسر پانسی پارکینسون بودم ولی در انتها با آستوریا گرین گرس خواهر دافنی که یکی از همکلاسیام بود ازدواج کردم. الانم یک پسر به نام اسکوربیوس دارم.سال 2017 پسرمو فرستادم به هاگوارتز و حدس میزنین که در ایستگاه کینگز کراس چه کسی رو دیدم؟ درسته هری و جینی ورون رو دیدم الان رابطه ی من و اون بهتر از قبل شده ولی بهتره اونارو دوستای من فرض نکنی.
تایید شد!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1387/7/9 2:25:10
من با فاشیسم مخالفم !
آدرس سایت توسط مدیر برداشته شد.
آدرس سایت توسط مدیر برداشته شد.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/06/27
آخرین ورود: سهشنبه 31 مرداد 1396 11:06
از: قلمروی فراموش شدگان !
پستها:
395

نام : ریموس لوپین
گروه گریفندور
سن زیاد
پست ها : عضو محفل ققنوس _استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه در سال سوم تحصیل هری پاتر _ارشد در زمان نحصیل درهاگوارتز
در گذشته با جیمز پاتر (پدر هری) سیریوس بلک (پدر خوانده هری ) و پیتر پتی گرو در گروه گریفندور هم کلاس بودیم
دامبلدور من را ارشد کرد تا به تونم جلوی قانون شکنی جمیز وسیریوس بگیرم نیاز به گفتن نیست که من در این کار شدیدا شکست خوردم
من شوهر نیمفدورا تانکس هستم و پدر تدی لوپین
و هم چنین یک از سازندگان نقشه غارت گر هستم
و عضو محفل ققنوس
من در ماه یک بار تبدیل به گرگینه می شوم
در محفل ققنوس وظیفه من زندگی کردن در کنار بقیه گرگینه ها است تا بنوانم اطلاعاتی برای محفل بدست بیاورم(اکثر گرگینه ها طرفدار ولدمورت هستند)
من به هری اموزش دادم چگونه سپر مدافع درست کنه
من در سال پنجم (کتاب پنجم) با ارتش دامبلدور در وزارت خانه در کنار هری با ولدمورت جنگیدم
درکتاب هفتم یکی از نگهبان های هری بودم (برای انتقال هری به پناه گاه )
من خوش اخلاق لاغر و رنگ پریده و فقیر هستم
آخرش نگفتی مردی
تایید شد!!!
گروه گریفندور
سن زیاد
پست ها : عضو محفل ققنوس _استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه در سال سوم تحصیل هری پاتر _ارشد در زمان نحصیل درهاگوارتز
در گذشته با جیمز پاتر (پدر هری) سیریوس بلک (پدر خوانده هری ) و پیتر پتی گرو در گروه گریفندور هم کلاس بودیم
دامبلدور من را ارشد کرد تا به تونم جلوی قانون شکنی جمیز وسیریوس بگیرم نیاز به گفتن نیست که من در این کار شدیدا شکست خوردم
من شوهر نیمفدورا تانکس هستم و پدر تدی لوپین
و هم چنین یک از سازندگان نقشه غارت گر هستم
و عضو محفل ققنوس
من در ماه یک بار تبدیل به گرگینه می شوم
در محفل ققنوس وظیفه من زندگی کردن در کنار بقیه گرگینه ها است تا بنوانم اطلاعاتی برای محفل بدست بیاورم(اکثر گرگینه ها طرفدار ولدمورت هستند)
من به هری اموزش دادم چگونه سپر مدافع درست کنه
من در سال پنجم (کتاب پنجم) با ارتش دامبلدور در وزارت خانه در کنار هری با ولدمورت جنگیدم
درکتاب هفتم یکی از نگهبان های هری بودم (برای انتقال هری به پناه گاه )
من خوش اخلاق لاغر و رنگ پریده و فقیر هستم
آخرش نگفتی مردی

تایید شد!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1387/7/6 10:03:50
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/06/16
آخرین ورود: سهشنبه 21 آبان 1387 12:31
از: بغل دست رفقای بامرام و باحال
پستها:
11

جزئیات کاربر

مجددا سلام و علیکم به دوستان و آشنایان گرامی میبینم که همه جمتون جمعه و دایی مونتی تون کمه.
نام:مونتگومری
فامیل:مونتگومری
نام پدر:مونتگومری
فامیل پدر:مونتگومری
سن:بزرگتر از شما
گروه:گریفندور
توضیحات:من مونتگومری مونتگومری هستم.به تازگی معلوم شده که پدر من مونتگومری مونتگومری نیس و آرتور ویزلی پدر من میباشه یا بزبان دیگه،من برادر این یارو جینی و اون یارو رون هستم.
بنده بعد از گرفتن مدرکم از هاگوارتز،در یک دانشگاهی که ترجیح میده اسمش مخفی بمونه درس خوندنم و بعد در یک جایی که دوستنداره شناخته بشه مشغول به کار شدم.سنم بزرگتر از شماست و قصد ازدواج ندارم. کلم کمی تا نیمه کچل میباشه و فقط هم با ریشتراش میتراشمش.
من پرفسور هستم و یک عدد مدرک خزنده شناسی دارم.تو خونم هم کلی مار و جک و جونور نگهداری میکنم که دلیلش به شما مربوط نیست.کلا خیلی شخص با کلاسی هستم و فکر میکنم از دماغ فیل افتادم.
بعد از خرید یک خونه بزرگ در کناره شهر و جایی که روتون بدیوار بوی خیلی بدی میده،در همون جا ساکن شدم و زندگی خوب و خوشی رو برای خودم شروع کردم.معمولا به سفرهای بسیار زیادی میرم و در اون سفرها کلی مارو خزنده و جونده میارم که در خونم نگهداری کنم.و در کل،آدم ساکت و آرومی هستم.
*شرح شناسه در بلیت 61899 :
http://www.jadoogaran.org/modules/xhelp/ticket.php?id=61899 ]باب آگدن.
معرفی قبلیت بهتر بود همونو گذاشتم!
تایید شدی!!!
نام:مونتگومری
فامیل:مونتگومری
نام پدر:مونتگومری
فامیل پدر:مونتگومری
سن:بزرگتر از شما
گروه:گریفندور
توضیحات:من مونتگومری مونتگومری هستم.به تازگی معلوم شده که پدر من مونتگومری مونتگومری نیس و آرتور ویزلی پدر من میباشه یا بزبان دیگه،من برادر این یارو جینی و اون یارو رون هستم.
بنده بعد از گرفتن مدرکم از هاگوارتز،در یک دانشگاهی که ترجیح میده اسمش مخفی بمونه درس خوندنم و بعد در یک جایی که دوستنداره شناخته بشه مشغول به کار شدم.سنم بزرگتر از شماست و قصد ازدواج ندارم. کلم کمی تا نیمه کچل میباشه و فقط هم با ریشتراش میتراشمش.
من پرفسور هستم و یک عدد مدرک خزنده شناسی دارم.تو خونم هم کلی مار و جک و جونور نگهداری میکنم که دلیلش به شما مربوط نیست.کلا خیلی شخص با کلاسی هستم و فکر میکنم از دماغ فیل افتادم.
بعد از خرید یک خونه بزرگ در کناره شهر و جایی که روتون بدیوار بوی خیلی بدی میده،در همون جا ساکن شدم و زندگی خوب و خوشی رو برای خودم شروع کردم.معمولا به سفرهای بسیار زیادی میرم و در اون سفرها کلی مارو خزنده و جونده میارم که در خونم نگهداری کنم.و در کل،آدم ساکت و آرومی هستم.
*شرح شناسه در بلیت 61899 :
http://www.jadoogaran.org/modules/xhelp/ticket.php?id=61899 ]باب آگدن.
معرفی قبلیت بهتر بود همونو گذاشتم!

تایید شدی!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مونتگومری در 1387/7/4 18:29:01
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1387/7/4 20:56:22
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1387/7/4 20:56:22
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!! 
[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از

[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از
جزئیات کاربر

سلام بی معرفت ها ما رو هم انداختین بیرون ٰ من اگر بخوام دوباره به ایفای نقش با همین شناسه برگردم باید چیکار کنم؟
سلام با معرفت خب یکم فعالیت میکردی که اینطوری نشه
این شخصیت متاسفانه گرفته شده و نمیتونی با همین شناسه دوباره برگردی... شما میتونی با یه شناسه دیگه دوباره یه شخصیت دیگه انتخاب کنی یا صبر کنید این شخصیت آزاد بشه یا فعالیتی نکنه تا به شما داده بشه. موفق باشی
سلام با معرفت خب یکم فعالیت میکردی که اینطوری نشه
این شخصیت متاسفانه گرفته شده و نمیتونی با همین شناسه دوباره برگردی... شما میتونی با یه شناسه دیگه دوباره یه شخصیت دیگه انتخاب کنی یا صبر کنید این شخصیت آزاد بشه یا فعالیتی نکنه تا به شما داده بشه. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/7/4 18:03:59
جادوگران
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/06/27
آخرین ورود: سهشنبه 31 مرداد 1396 11:06
از: قلمروی فراموش شدگان !
پستها:
395

نام : ریموس لوپین
گروه گریفندور
سن : زیاد
مشخصات : من هر یک ماه در شبی که قوس ما کامله تبدیل به گرگینه می شم
در گذشته با جیمز پاتر (پدر هری) سیریوس بلک (پدر خوانده هری ) و پیتر پتی گرو در گروه گریفندور هم کلاس بودیم
دامبلدور من را ارشد کرد تا به تونم جلوی قانون شکنی جمیز وسیریوس بگیرم نیاز به گفتن نیست که من در این کار شدیدن شکست خوردم
من شوهر نیمفدورا تانکس هستم و پدر تدی لوپین
و هم چنین یک از ساز ندگان نقشه غارت گر هستم
و عضو محفل ققنوس
خوش اخلاق فقیر ژنده پوش از خوصوصیات من است
خیلی خلاصهس در صورتی که ریموس لوپین یکی از شخصیتهای نیمهاصلیه و خیلی بیشتر بهش پرداخته شده توی کتاب
مثل مسائل کتاب 5 تا 7 که اینجا اثری ازش نیست! کاملترش کن
فعلا تایید نمیکنم!!!
گروه گریفندور
سن : زیاد
مشخصات : من هر یک ماه در شبی که قوس ما کامله تبدیل به گرگینه می شم
در گذشته با جیمز پاتر (پدر هری) سیریوس بلک (پدر خوانده هری ) و پیتر پتی گرو در گروه گریفندور هم کلاس بودیم
دامبلدور من را ارشد کرد تا به تونم جلوی قانون شکنی جمیز وسیریوس بگیرم نیاز به گفتن نیست که من در این کار شدیدن شکست خوردم
من شوهر نیمفدورا تانکس هستم و پدر تدی لوپین
و هم چنین یک از ساز ندگان نقشه غارت گر هستم
و عضو محفل ققنوس
خوش اخلاق فقیر ژنده پوش از خوصوصیات من است
خیلی خلاصهس در صورتی که ریموس لوپین یکی از شخصیتهای نیمهاصلیه و خیلی بیشتر بهش پرداخته شده توی کتاب
مثل مسائل کتاب 5 تا 7 که اینجا اثری ازش نیست! کاملترش کن
فعلا تایید نمیکنم!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط *مك گونگال* در 1387/7/4 12:36:43
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1387/7/4 21:01:19
ویرایش شده توسط راجر دیویس در 1387/7/4 21:01:19
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج