سواقب : تا حالا نداشتم فقط یه داداش داریم که یه زمان رئیس سازمان ورزش و تفریحات جادویی بود که اونم انداختنش بیرون الان هم اطلاعی از وی ندارم . ( در صورت داشتن خبری با گرفتن مژده گانی خانواده ای رو از نگرانی بیرون بیاورید )
توضیحات اضافی : عضو ارتش سفید یا همون ارتش الف دال خودمون ، عضو محفل ققنوس از اون قدیمی ها ، تقریبا بلند قد ، دشمن خونین ولدی ، عضو تیم پاورداس نایب قهرمان لیگ کوئیدیچ ، کاپیتان تیم همشه دهشتناک دراگون ، جوات
*لطفا این معرفی شخصیت را در فیلدش بگذارید!ممنون! -------------------------- نام کامل:ایگور دارت کارکاروف ویدر لقب:ایگور کارکاروف سن:77 سال تاریخ تولد:1930 میلادی! محل تولد:بلغارستان-سوفیا
رنگ چشم:قهوه ای رنگ مو:سیاه-نقره ای
چوب جادو:پر جغد با درخت بید!! جارو پرنده:نیمبوس 2000 سوابق:مدیریت مدرسه دورمشترانگ-3 روز مدیر پیام امروز-عکس روی جلد طفره زن به عنوان بدترین مرگخوار قیافه ظاهری:دارای ریش بلند،موهای بلند،چشمان درشت و خبیثانه توضیحات اضافه:مرگخوار ارتش سیاه-دارای موی صاف و براق و نقره ای-چرب زبان-مردی با قامت بلند و لاغر اندام دارای ریش بلند و دندان های زرد.
ممنون،ایگور کارکاروف
به علاوه ی این معرفی باید لینک پستی رو که باهاش تویه ایفای نقش وارد شدی رو هم بهمون بدی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/16 2:14:00
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
مشخصات چوب: بیست و پنج سانتیمتر طول، رنگ گردویی که در داخل آن پر ققنوس و یک تار می اسب تک شاخ است.
گروه: اسلایترین
معرفی کوتاه از پروفسور کتل برن: وی در سال 1950 میلادی در دهکده ی کاملا جادویی هاگزمید دیده به جهان گشود و از همان ابتدا به موجودات جادویی علاقه ی بیش از حد نشان میداد ، وی در سال 1968 میلادی از مدرسه ی جادوگری دورمشترانگ و در درس موجودات جادویی خطرناک فارغ التحصیل شد. بعد از 1 سال به خدمت مدرسه ی هاگوارتز در آمد و زمانی که پروفسور روبیوس هاگرید در کلاس درس موجودات جادویی حضور به عمل نمی آوردند ایشان به دانش آموزان درس میدادند.هرچند زمان های قبل که پروفسور هاگرید هنوز درسی را تدریس نمیکردند ایشان این درس را تدریس میکردند.
امیدوارم من را قبول کنید مدیران به سلامت باد اسم:حیف نون فامیل:همون حیف نون سن:نمیاونیم شغل:در باغ مظفر کار میکینم تحصیلات:پیش دبستانی محل زندگی:باغ مظفر ظاهر:دماغی عجق وجق.خوش صدا.چاپلوس.جلوی موایمان هم ریخته است.خوش تیپ هستیم رنگ چشم:قهوه ای رنگ مو:قهوه ای علاقه مندی ها:از زرگندها خوشمان می اید از قوزفیشها هم بدمان می اید گروه:ریونکلاو چوب:چوب 1 متری از نان ساخته شده جارو:چوب جارو نداریم اما یک بیل پرنده داریم مختصر از زندگی:من از بچگی کلفتی این زرگنده ها رو میکردیم و الان هم دارم میکینم همین امشب این یارو فامیلشان امده و مارا به خر خره رسانده است توانمندیها:کیف زنی در کمتر از یک ثانیه تو رو جون هر کی دوست داری تایید کن از خجالتت در میام
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
لطفا پست های ما را با همان لحجه حیف نونی بخوانید جادوگران و کاربرانش به سلامت باد ما هم به جادوگران امده ایم
نام: آندوران دامبلدور گروه: گريفندور چوبدستي: 22 سانتي متر، انعطاف پذير، چوب درخت زبان گنجشك و يك تار موي دم تك شاخ آغشته به اشك ققنوس معرفي شخصيت: من آندوران دامبلدور پدر آلبوس دامبلدور وزير پيشين وزارت سحر و جادو و رييس سازمان دفاع در برابر جادوي سياه و مبدع نشان مرلين. در طول زندگيم تلاش هاي زيادي براي مبارزه با جادوي سياه انجام دادم و بيشترين تلاش رو در درس دفاع در برابر جادوي سياه به كار گرفتم، به ويژ ويژوي جوشان علاقة خاصي دارم و از سفر هم لذت ميبرم اونم با يه جاروي پرنده. بزرگترين آرزوم هم دنياي بدون جادي سياه
شخصیتهای ساختگی تایید نمیشن لطفا از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه رو انتخاب کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/10/15 12:56:02
نام: باسیلیسک گروه:اسلیترین معرفی کوتاه:اولین باسیلیسکرا هاروی کثیف جادوگر سیاه یونانی پدید آورد که خود جادوگری مار زبان بود. او پس از آزمایش های بسیار دریافت کرد که اگر تخم مرغی را در زیر یک وزغ پرورش دهد یک افعی غول پیکر با قدرت های خطرناک و غیر عادی از تخم بیرون می آید باسیلیسک یک افعی سبز درخشان است که طول آن ممکن است به 15 متر رسد . جنس نر این جانور بی اندازه زهر آگین است اما خطرناک ترینابزار آن در زمان حمله چشم های زرد رنگ و نگاهش است هرکس که مستقیم به چشم این جانور نگاه کند بی درنگ میمیرد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/14 21:14:03
هیچ وقت با ناظران ور نروید چون عاقبت خوشی نداره!!!
نام: سالازار اسلیترین نام مستعار: سلطان افعی ها گروه: اسلیترین چوب جارو: ترکه زبان گنجشک با شاخه های کاج چوبدستی: 17 سانتی متر،صندل سرخ ، پر باسیلیسک
ظاهر: قد بلند،استخوانی با ریش بزی.چشمهای خاکستری با موهای بلند و مشکی...
توضیحات بیشتر:
سالازار سباستین اسلیترین در سال 965 میلادی از پدری فلورانسی و مادری اهل آکسفورد متولد شد.62 ساله بود که مدرسه هاگوارتز را تاسیس کرد و در سال 1030 در حالی که 65 ساله بود مدال درجه یک مرلین را دریافت کرد و در سن هفتاد سال ی مدرسه هاگوارتز را ترک کرد و سر انجام در سن 78 سالگی در مکانی نامعلوم جان سپرد. علت مرگ وی،تا امروز نیز مرموز باقی مانده و عده ای عامل مرگ او را خیانت چوبدستی او میدانند.
چوب جارو: نیمبوس 2000 چوبدستی:16 سانتی متر و 8 میلیمتر...از بید مجنون! و در وسط آن موی پری
ظاهر: مردی قدبلند و چهارشانه و لاغراندام...دارای چشمانی تیزبین! باطن!: خوش اخلاق و ساده لوح...به راحتی در پی نخود سیاه گردش خواهد کرد!!...کمی تا قسمتی خرابکار!!
توضیحات بیشتر: او فردی کنجکاو است که به خاطر همین کنجکاوی چندین اختراع به نام خود ثبت کرد. این اختراعات جادویی رویه ی جدیدی رو در زندگی اسکاور ایجاد کرد. بزرگترین اختراع او که در زندگی خانواده های جادوگر تاثیر فراوانی داشت "دستمال همه کاره ی سحرآمیز" بود که با ثبت این اختراع از بزرگترین مخترعین وسایل خانگی جادویی شناخته شد و سپس با جوایزی که از مسابقات کوچک دریافت کرده بود و با وامی که از گرینگوتز گرفته بود کارخانه ای جادویی به وجود آورد و در آن به تولید انبوه دستمال های همه کاره ی جادویی پرداخت! او تک فرزند بود. پدر و مادر او چند سال است که فوت کرده اند و او تنها در خانه ای نقلی در هاگزمید و در نزدیکی شیون آوارگان زندگی میکند. (چه قصه ی غم انگیزی! :cr
چوبدستی: ۲۸ سانتیمتر، انعطاف ناپذیر، چوب درخت گردو با ۳ رشته دم اسبت... کشاخ گیرمون نیمد...کمبود امکانات دیگه مسولین رسیدگی نمیکنن...
ظاهر: قد بلند لاغر و با صورتی کشیده و با ریشی سفید و نسبتا بلند.
توضیحات بیشتر:
تابلویی روی دیوار هاگوارتز بیاد من کشیده بودن که یه بی پدر مادری ور داشت از وسط شکستش...منم در رفتم و اومدم بیرون...در ۲۴۵۳۶ جنگ داخلی و خارجی و خانوادگی و حومه و غیره شرکت داشتم...و تعداد بیشماری غول و دیو و اشخاص پلید و از اینجو چیزا هم شکست دادم...یادش بخیر سال ۴۳ بود وسط بیابون...بخت بد زد و اسب افتاد از تشنگی مرد...ما هم پیاده...تا کیلومتر ها و اندی آبادی نبود...ما هم گشنه...گرما هم فشار اورده بود...نیشستیم جاتون خالی ترتیب اسب رو از چند لحاظ دادیم...(برداشت بد نکنید یه وقتا)...