
با احساس خیسی روی صورتش چشماشو باز کرد و بدون تامل اشک های روی صورتش رو پاک کرد ، این اولین دفعه ای بود که اون خواب قدیمی رو این شکلی می دید . دوباره حالت مغرورش رو گرفت و از تختش بلند شد و رداشو پوشید . هیچ کس متوجه رفتنش نشد ولی اون آروم از پله ها به سمت دستشویی طبقه پنجم بالا رفت .
فکر می کرد اونجا کسی نیست و میتونه بدون هیچ مزاحمی و با خیال راحت فکر کنه ، به این که دلیل دیدن این خوابها چیه .
در رو باز کرد و سمت شیر آب رفت ، دستشو زیر آب برد و مشتی از آب رو به صورت پاشید چشمش به آینه افتاد و تصویر خودش رو توی اون دید بغض عجیبی گلوش رو گرفت و چشماش خیس شد : "من ... من ....دراکو مالفوی معروف ...چرا ... چرا باید ... ." با شنیدن اون صدا حرفش رو ادامه نداد .
- : " چرا چی ؟ دراکوی مغرور ما چی کار کرده ؟ "
دراکو عصبی شد ، چرا حواسش نبود که مارتل اینجاست ؟ مارتل گریان لعنتی ! یعنی قرار بود همه اون رو مسخره کنن؟ اون هم بخاطر گریه کردن ؟ حرف مارتل اجازه نداد که دراکو به فکرش ادامه بده .
-"بهم بگو چه اتفاقی افتاده و در عوض منم به کسی نمیگم که داشتی گریه میکردی ."
دراکو ساکت شد نمیدونست چی کارکنه ، چند دقیقه ای با خودش کلنجار رفت تا راضی شد که بهش بگه چی شده .
دراکو یه گوشه نشست و شروع کرد به حرف زدن :"ماه پیش ... من بهش گفتم گند زاده ... ناراحت شده بود ، از صورتش معلوم بود ... از اون موقع تا الان هر شب خوابشو میبینم ، اولین هفته خواب میدیدم که توی حیاط و جلوی همه بچه ها زد زیر گوشم ... اما هفته دوم تغیر کرد اون فقط تو چشمام نگاه می کرد اما ... اما نگاهش فرق داشت انگار ... انگار یه چیز دیگه ای تو چشماش می دیدم یه چیز خاص ... ولی دیشب همه چیز عوض شد ... اون ... منو ... بوسید ..."
چشمای مارتل گرد شد .
-: نکنه ... نکنه تو ..."
+" آره ، آره من عاشق هرماینی گرنجرم ."
تق ... صدای بسته شدن در باعث شد دراکو سرشو سمت در بچرخونه ا ما سر جاش خشکش زد
.
.
.
هرماینی اونجا ایستاده بود....
جالب بود. خوشم اومد.
فقط در مورد ظاهر پستت یه سری نکات بگم من:
نقل قول:
چشمای مارتل گرد شد .
-: نکنه ... نکنه تو ..."
+" آره ، آره من عاشق هرماینی گرنجرم ."
تق ... صدای بسته شدن در باعث شد دراکو سرشو سمت در بچرخونه ا ما سر جاش خشکش زد
برای مثال این قسمت، بهتر هست که به این حالت نوشته بشه:
چشمای مارتل گرد شد .
- نکنه ... نکنه تو ...؟
- آره ، آره من عاشق هرماینی گرنجرم .
تق ... صدای بسته شدن در باعث شد دراکو سرشو بچرخونه اما سر جاش خشکش زد...
قسمتای ظاهرشو دقت کردی؟ وقتی دیالوگات تموم میشه و میخوای توصیف بنویسی، دوتا اینتر بزن.
در کل خوب بود.
تایید شد.
مرحله بعد: گروهبندی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




