
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
سازمان اطلاعات و امنیت جادوگری
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/04/08
تولد نقش: 1393/04/09
آخرین ورود: پنجشنبه 8 اسفند 1398 20:16
از: تو عبور میکنم . . .
پستها:
26

سوژه ی جدید
ساختمان شماره ی 10 خیابان داونینگ واقع در منطقه ی وست مینستر لندن شاید به اندازه ی معمول همیشگی شلوغ نبود و حتی شاید مهمانش به اندازه ی دیگر مهمانانی که در این ساختمان آمدند از شهرتی خاص برخوددار نبود ، ولی قطعا موضوعی که در آن خانه در حال بحث بود ارزشش بسیار بیشتر از موضوعات دیگری بودند که در این یک ماهه ی اخیر در آن ساختمان مورد بحث قرار گرفته بودند.
- محض رضای خدا ،هر وقت که اینجا میای مسخ اون کتابخونه ی لعنتی میشی ، مطمئنم که دیگه اسم تک تک کتاب ها رو حفظی .
نخست وزیر ، دیوید کامرون جرعه ای از نوشیدنی که در دست داشت را نوشید و در حالی که به مبل راحتی زرد رنگ اتاق تکیه میزد با دستش به مبل روبه رویش اشاره کرد و ادامه داد :
- بیا بشین ، دیوید .
دیوید کراوکر برگشت و با چند قدم خود را به مبل روبه روی دیوید کمرون رساند و برآن تکیه زد ، دکمه ی کت شوار شیکش را باز کرد تا راحت تر و مرتب تر بنشیند ، سپس انگشتهای دستش را به هم چسباند و درحالی که کاملا آماده گوش کردن بود گفت :
- من در خدمتم جناب نخست وزیر
کامرون دستی به کراوات بنفشش برد و کمی آن را شل کرد ، لیوان نوشیدنی اش را روی میز گذاشت و کمی به جلو خم شد تا بهتر بتواند با دیوید دیگر صحبت کند.
- دیوید ، امشب ازت خواستم بیای اینجا که راجع به یه سری مسائل مهم صحبت کنیم ، احتمالا تو روزنامه ها ، البته منظورم روزنامه های خودمونه . به هر حال ، از موضوع خارج نشیم ، احتمالا خوندی که جدیدا هرج و مرجی توی لندن و چندتا شهر دیگه به پا شده . ما اینو تونستیم به روش های خودمون به عنوان یه بحران عادی جلوه بدیم ، اما هم من و هم تو میدونیم که اینا اصلا عادی نیستن.
کمرون دستمالی از جیبش در آورد و با آن چند قطره عرق پیشانی اش را پاک کرد ، سپس در حالی که دستمال در دستش چپیده شده بود با انگشت اشاره اش به دیوید کراوکر اشاره کرد و ادامه داد :
- اینا همش به خاطر دنیای شماس ، مطمئنم که به خاطر نبود وزیر سحروجادو دوباره اون دوتا گروه با هم درگیر شدند ، اسمشون چی بود؟!
چشمهایش را کمی در هم فشرد و بعد از چند ثانیه که گویا جواب را پیدا کرده بود باز کرد و گفت :
- مرگخواران و ققنوسی ها . دیوید ، ازت میخوام به عنوان یک مامور ام آی سیکس و البته دستگاههای وزارتی خودتون ، هرچه زودتر این مشکل رو حل کنی ، ملکه دیگه طاقت هیچ هرج و مرجی رو نداره ، ازت میخوام زودتر با مسئولان اون یکی دنیات صحبت کنی و یک انتخابات برگذار کنید.
ساختمان شماره ی 10 خیابان داونینگ واقع در منطقه ی وست مینستر لندن شاید به اندازه ی معمول همیشگی شلوغ نبود و حتی شاید مهمانش به اندازه ی دیگر مهمانانی که در این ساختمان آمدند از شهرتی خاص برخوددار نبود ، ولی قطعا موضوعی که در آن خانه در حال بحث بود ارزشش بسیار بیشتر از موضوعات دیگری بودند که در این یک ماهه ی اخیر در آن ساختمان مورد بحث قرار گرفته بودند.
- محض رضای خدا ،هر وقت که اینجا میای مسخ اون کتابخونه ی لعنتی میشی ، مطمئنم که دیگه اسم تک تک کتاب ها رو حفظی .
نخست وزیر ، دیوید کامرون جرعه ای از نوشیدنی که در دست داشت را نوشید و در حالی که به مبل راحتی زرد رنگ اتاق تکیه میزد با دستش به مبل روبه رویش اشاره کرد و ادامه داد :
- بیا بشین ، دیوید .
دیوید کراوکر برگشت و با چند قدم خود را به مبل روبه روی دیوید کمرون رساند و برآن تکیه زد ، دکمه ی کت شوار شیکش را باز کرد تا راحت تر و مرتب تر بنشیند ، سپس انگشتهای دستش را به هم چسباند و درحالی که کاملا آماده گوش کردن بود گفت :
- من در خدمتم جناب نخست وزیر
کامرون دستی به کراوات بنفشش برد و کمی آن را شل کرد ، لیوان نوشیدنی اش را روی میز گذاشت و کمی به جلو خم شد تا بهتر بتواند با دیوید دیگر صحبت کند.
- دیوید ، امشب ازت خواستم بیای اینجا که راجع به یه سری مسائل مهم صحبت کنیم ، احتمالا تو روزنامه ها ، البته منظورم روزنامه های خودمونه . به هر حال ، از موضوع خارج نشیم ، احتمالا خوندی که جدیدا هرج و مرجی توی لندن و چندتا شهر دیگه به پا شده . ما اینو تونستیم به روش های خودمون به عنوان یه بحران عادی جلوه بدیم ، اما هم من و هم تو میدونیم که اینا اصلا عادی نیستن.
کمرون دستمالی از جیبش در آورد و با آن چند قطره عرق پیشانی اش را پاک کرد ، سپس در حالی که دستمال در دستش چپیده شده بود با انگشت اشاره اش به دیوید کراوکر اشاره کرد و ادامه داد :
- اینا همش به خاطر دنیای شماس ، مطمئنم که به خاطر نبود وزیر سحروجادو دوباره اون دوتا گروه با هم درگیر شدند ، اسمشون چی بود؟!
چشمهایش را کمی در هم فشرد و بعد از چند ثانیه که گویا جواب را پیدا کرده بود باز کرد و گفت :
- مرگخواران و ققنوسی ها . دیوید ، ازت میخوام به عنوان یک مامور ام آی سیکس و البته دستگاههای وزارتی خودتون ، هرچه زودتر این مشکل رو حل کنی ، ملکه دیگه طاقت هیچ هرج و مرجی رو نداره ، ازت میخوام زودتر با مسئولان اون یکی دنیات صحبت کنی و یک انتخابات برگذار کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بهشت هایی که تمام شده اند دیگر برنمیگردند.
اگر برگردند، بوی خاکستر جهنم را میدهند.
اگر برگردند، بوی خاکستر جهنم را میدهند.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/11/06
تولد نقش: 1386/11/13
آخرین ورود: سهشنبه 11 فروردین 1405 06:40
از: ت متنفرم غریبه نزدیک!
پستها:
826

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/10
تولد نقش: 1386/07/11
آخرین ورود: پنجشنبه 22 تیر 1396 23:55
از: دور شبیه مهتابیام.
پستها:
1495

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/11/06
تولد نقش: 1386/11/13
آخرین ورود: سهشنبه 11 فروردین 1405 06:40
از: ت متنفرم غریبه نزدیک!
پستها:
826

رییس پرنس!
وفاداری شما به آرمان های آزادی و پرواز قابل تحسینه و شما نمونه ی کامل یک آزادی پروازی هستید!
اما در مورد بازگشت...
بنده پس از خوردن قرص قرمز و فتح موزه، هم اکنون در فاز ریلودد هستم و به محض اتمام این فاز، فاز رولوشنز را کلید زده و با یاری تمامی آزادی طلبان دمار از روزگار کودتاچیان و بوژبوژیان و سست عنصران درآورده و وزارتخانه را از وجودشان پاک و آزکابان را از وجودشان پر کرده و آزادی و پرواز را بر جای جای این سرزمین جادویی حاکم خواهیم کرد. زمستان به پایان خود نزدیک می شود. صبور باشید!
زنده باد آزادی!
زنده باد پرواز!
زنده باد تابستان!
وفاداری شما به آرمان های آزادی و پرواز قابل تحسینه و شما نمونه ی کامل یک آزادی پروازی هستید!
اما در مورد بازگشت...
بنده پس از خوردن قرص قرمز و فتح موزه، هم اکنون در فاز ریلودد هستم و به محض اتمام این فاز، فاز رولوشنز را کلید زده و با یاری تمامی آزادی طلبان دمار از روزگار کودتاچیان و بوژبوژیان و سست عنصران درآورده و وزارتخانه را از وجودشان پاک و آزکابان را از وجودشان پر کرده و آزادی و پرواز را بر جای جای این سرزمین جادویی حاکم خواهیم کرد. زمستان به پایان خود نزدیک می شود. صبور باشید!
زنده باد آزادی!
زنده باد پرواز!
زنده باد تابستان!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1392/12/11 13:13:22
هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
جزئیات کاربر

از حضور بی موقع و بی اجازم بسیار عذر می خوام ولی...
ببخشید سر دلم مونده بود...ام... گفتم دل؟من که دل ندارم. چیزه هیچی سر حنجرم مونده بود!
خواستم بگم... چرا؟ آخه چرا هیچ اقدامی برای برگشت مورفین گانت به وزارت صورت نمی گیره؟
چرا برای کسی این مهم نیست که وزیر منتخب و مردمی رو تو روز روشن از وزارت برکنار کردن و از حق مسلمش محروم شد؟ چرا کسی کاری نمی کنه؟ خواستم بگم که گفته باشم!
من از همین تریبون با کمالوقاحت شجاعت اعلام می کنم که تا پای جان حاضرم برای برگشت مورفین به وزارت هر کاری انجام بدم... البته اگر قبلش جانمو فدای ارباب نکردم اصلا قابل شمارو نداره.
ای وزیر چیز دوست! ای بزرگ مرد آزادی و پرواز!
اگر تو رو بی رحمانه از جایگاهت روندن غصه نخور و بیمناک مباش... کوچه دلگیر و محقر دیاگون فدای قدوم تو و یارانت باد!
مرگ من برگرد!
نمی گم این دفعه با چیز و اینا برگرد... با هرچی دوست داری برگرد... قدمت سر چشمانمان! فقط تو رو به نام مقدس ارباب برگرد.
برگردو وضعیت مملکتو سر و سامون بده. خسته شدیم! حتی اگر کسی حاضر نباشه کاری برای برگشت تو انجام بده روی کمک من می تونی حساب کنی... فقط ضایعمون نکن.
ملت چیز دوست! هر کس حاضره یه تکونی بخوره بیاد اعلام آمادگی کنه دیگه!
یکم به فکر تدی هم باشین خب!مگه نمی بینین اون کلاهو دوست نداره؟ خب کمک کنین از سرش جداش کنیم!
ببخشید سر دلم مونده بود...ام... گفتم دل؟من که دل ندارم. چیزه هیچی سر حنجرم مونده بود!
خواستم بگم... چرا؟ آخه چرا هیچ اقدامی برای برگشت مورفین گانت به وزارت صورت نمی گیره؟
چرا برای کسی این مهم نیست که وزیر منتخب و مردمی رو تو روز روشن از وزارت برکنار کردن و از حق مسلمش محروم شد؟ چرا کسی کاری نمی کنه؟ خواستم بگم که گفته باشم!
من از همین تریبون با کمال
ای وزیر چیز دوست! ای بزرگ مرد آزادی و پرواز!
اگر تو رو بی رحمانه از جایگاهت روندن غصه نخور و بیمناک مباش... کوچه دلگیر و محقر دیاگون فدای قدوم تو و یارانت باد!
مرگ من برگرد!
نمی گم این دفعه با چیز و اینا برگرد... با هرچی دوست داری برگرد... قدمت سر چشمانمان! فقط تو رو به نام مقدس ارباب برگرد.
برگردو وضعیت مملکتو سر و سامون بده. خسته شدیم! حتی اگر کسی حاضر نباشه کاری برای برگشت تو انجام بده روی کمک من می تونی حساب کنی... فقط ضایعمون نکن.
ملت چیز دوست! هر کس حاضره یه تکونی بخوره بیاد اعلام آمادگی کنه دیگه!
یکم به فکر تدی هم باشین خب!مگه نمی بینین اون کلاهو دوست نداره؟ خب کمک کنین از سرش جداش کنیم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

تدی
عزل و نصب هایی که در اواخر دولت هایی که از اول پایه قوی نداشتند انجام میشه مانند عزل و نصب هایی که در اول همان دولت انجام میشه حتی کمتر قابل اعتنا است. البته جالب بود که در این مدت ما زیر پوستی هنوز رییس سازمان مخوف نگو و نپرس ها بودیم ولی میبینید که همچنان حتی پس از عزل نیز میتوانیم وارد این سازمان شویم که بر کسی پوشیده نیست که ما از همه کلیدهای اینجا یک کلید اضافی برای مواقع حیاتی برای خود ساخته ایم! برو عمو جون! برو به درس و مشخت برس!
مورفین گانت(وزیر واقعی)
شکل و شمایل جدیدت به شدت برازنده ته و از همیشه سیاه تر و مخوف تر شده ای. با کمال میل قرص موجود در دست چپت را خواهم خورد که در همه زندگی همیشه به چپ بیشتر از راست تمایل داشته ایم کلا بصورت ژنتیکی! ما رادیکال بودیم و میمانیم! با بقیه فرق داشتیم و میمانیم و باز روی به صورت زیبای مو سیخ سیخی تو برمیگردانیم ای وزیر خوبان! ما وزارت را با هم دوباره خواهیم ساخت و جفت پا در دهان همه گلابی ها میرویم! باید نگو و نپرس ها را دوباره متحد کنیم و سازمان اسرار را مانند ریشه های سیاه درخت زندگی از درون زمین آرام آرام به سوی روی زمین رشد بدهیم و دوباره آن درخت تنومند را بال و پر بدهیم که دشمنان شاید بتوانند تیشه بر این درخت بزنند و قطعش کنند ولی ریشه های سیاه آن را که در نهایت ریشه در درون زمین دارد را نمیتوانند بخشکانند! هیچ کس نمیتواند! این ریشه ها از عمر زمین نیز طولانی ترند! این رشه ها مبدا جادو هستند!
فرت
عزل و نصب هایی که در اواخر دولت هایی که از اول پایه قوی نداشتند انجام میشه مانند عزل و نصب هایی که در اول همان دولت انجام میشه حتی کمتر قابل اعتنا است. البته جالب بود که در این مدت ما زیر پوستی هنوز رییس سازمان مخوف نگو و نپرس ها بودیم ولی میبینید که همچنان حتی پس از عزل نیز میتوانیم وارد این سازمان شویم که بر کسی پوشیده نیست که ما از همه کلیدهای اینجا یک کلید اضافی برای مواقع حیاتی برای خود ساخته ایم! برو عمو جون! برو به درس و مشخت برس!
مورفین گانت(وزیر واقعی)
شکل و شمایل جدیدت به شدت برازنده ته و از همیشه سیاه تر و مخوف تر شده ای. با کمال میل قرص موجود در دست چپت را خواهم خورد که در همه زندگی همیشه به چپ بیشتر از راست تمایل داشته ایم کلا بصورت ژنتیکی! ما رادیکال بودیم و میمانیم! با بقیه فرق داشتیم و میمانیم و باز روی به صورت زیبای مو سیخ سیخی تو برمیگردانیم ای وزیر خوبان! ما وزارت را با هم دوباره خواهیم ساخت و جفت پا در دهان همه گلابی ها میرویم! باید نگو و نپرس ها را دوباره متحد کنیم و سازمان اسرار را مانند ریشه های سیاه درخت زندگی از درون زمین آرام آرام به سوی روی زمین رشد بدهیم و دوباره آن درخت تنومند را بال و پر بدهیم که دشمنان شاید بتوانند تیشه بر این درخت بزنند و قطعش کنند ولی ریشه های سیاه آن را که در نهایت ریشه در درون زمین دارد را نمیتوانند بخشکانند! هیچ کس نمیتواند! این ریشه ها از عمر زمین نیز طولانی ترند! این رشه ها مبدا جادو هستند!
فرت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/10
تولد نقش: 1386/07/11
آخرین ورود: پنجشنبه 22 تیر 1396 23:55
از: دور شبیه مهتابیام.
پستها:
1495

اطلاعیه فوری:
طبق عملیات اخیر راندهشدگان، این تخریبچیهای همیشه در صحنه موفق به کشف و ضبط نامهای از طرف مورفین گانت فراری شدن که نشون میده همچنان با ریاست اسبق سازمان تاریک و سیای ساواج، آنتونین دالاهوف در تماس هست و با هم قصد خرابکاری و حمله به مقر جدید راندهشدگان رو دارن.
ظاهرا من تو عزل و نسبهایی که تو اولین حضورم تو وزارتخونه انجام دادم، این چاخانوف رو فراموش کرده بودم..
بهر حال هیچوقت دیر نیست... امیدوارم این واقعا آخرین حضورم تو این ساختمون بوگندو باشه...
ها... ساواج از این لحظه تعطیله و آنتونین دالاهوف حتی رییس ساوجبلاغ هم نیست و میتونه بره با همین مورفین بز بچرونه!
خلاص!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/11/06
تولد نقش: 1386/11/13
آخرین ورود: سهشنبه 11 فروردین 1405 06:40
از: ت متنفرم غریبه نزدیک!
پستها:
826

به کلی سرّی
از : مقام عالی وزارت مسقوط!
به : ریاست سازمان اطلاعات و امنیت جادوگری
ریاست محترم ساواج! جناب آقای آنتونین دالاهوف!
بدینوسیله به اطلاع شما می رساند که پس از انجام تحقیقات و آزمایشات گسترده که در مورد عناصر تشکیل دهنده ی دخانیات مورد استعمال مقام عالی وزارت انجام شد؛ کاشف به عمل آمد که مقادیر معتنابهی پشم گرگینه و پوست تخم نهنگ به صورت پودر در دخانیات مذکور قاطی شده و توهمی به نام نیروانا را برای اینجانب ایجاد کرده بود که البته وزیر مورفینوس با انتخاب قرص قرمز این توهم را شکسته و از حالت نیروانا خارج شد و مشاهده نمود که عجب آشفته بازاریست دنیا و باید سریعا وارد عمل شد.
اینجانب قبلا وارد عمل شده و دلو را که این اواخر مثل مامور اسمیت، تکثیر هم شده بود، گرفته و داخل قوطی انداختم و حالا حالاها پیدایش نخواهد شد.
اما اصل کار کلاه وزارت است که به دست بوژبوژیان افتاده و بر طبق آخرین اخبار در اتاق ضروریات هاگوارتز نگهداری می شود. فلذا ضروریست که ریاست و یا معاونت ساواج فعال شده و پس از ساماندهی نیروهای پراکنده و تحت تعقیب دولت قانونی آزادی و پرواز، ماموریت بازپس گیری کلاه و دولت را دنبال نماید تا بتوانیم ماشین های بوژبوژی را شکست داده و همگان را از توهم نیروانا آزاد کنیم.
همچنین ضروریست فشارهای رسانه ای بر کادر زوپس تشدید گردد تا موزه ی وزارتخانه را از چنگ دولت آشفته و غیرقانونی بوژبوژیان درآورده و به دستان باکفایت دولت آزادی و پرواز و ریاست جدید موزه یعنی اول جادوگر بزرگ تاریخ؛ مرلین کبیر بسپارد.

وزیر سحر و جادو
مورفینوس گانت
مورفینوس گانت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

) و وارنر(:aros:) چی باشه البته...