شنل چون چوب تقریبا برای انجام دادن کار خلافه. سنگ هم خیلی باحاله.البته اگه مرده ها از اومدن به این دنیا خوشحال باشند که نیستند. پس شنل از همه بهتره.چون میشه ازش هم به عنوان وسیله ای برای انجام کار خوب و همچنین بد استفاده کرد
من شنل رو می خوام و به بقیه شون ترجیح میدم. داشتن چوب ارشد یه دردسر به تمام معناست و اصلا از داشتنش خوشحال نمیشم چون جونمو دوست دارم. سنگ هم چیزه جالبیه ولی چرا باید با استفاده از سنگ مرده ها رو از دنیای خودشون بکشم بیرون در صورتی که خودشون این رو نمیخوان ؟؟!! پس شنل رو انتخاب میکنم چون یه شئ معرکست و هیچ عیبی توش نیست.
چوبدستی رو برمیدارم به سه دلیل: 1-نامریی شدن و فضولی کردن تو کار دیگران کار بدیه. 2-سنگه رو گم میکنم چون بی نهایت شلخته ام. 3-چوبدستی هم قابل پز دادنه هم سر امتحان سمج به دردم می خوره.
خب، من در مورد اینکه اگر هر سه تا رو داشتم چی میشد صحبت میکنم که هم آنتونی خودشو نکشه هم اینکه آنتونی خودشو نکشه!
چوب الدر: خب اگه من این چوبدستی رو داشتم اولا که باید میرفتم جادو یاد میگرفتم! من فکر میکنم زیاد به درد نمیخوره. چونکه احتمالا تعداد کمی آدم هست که بخواد با کسی بجنگه، وقتی شما اخلاقتون خوب باشه. این چوبدستی برای کسی خوبه که دشمن های زیادی داره و به قدرت نیاز داره! پس من چوبدستی رو نمیخوام!
سنگ رستاخیز: خیلی چیز خوبی به نظر میرسه! من میخواستم که اینو داشته باشم تا اگه کسی رو لازم داشتم که پیشم نبود زنده اش کنم و حداقل باهاش صحبت کنم! اما این هم همیشه به درد من نمیخورد! پس فقط میخواستمش، دوستش نداشتم!
شنل نامرئی: به نظرم بهترین قدیس بود و هست! چون هر وقت کاری کنم که بد باشه دوست دارم نامریی شم! اگه بخوام کاری رو بکنم که یواشکی باشه، باید نامریی باشم! اگه بخوام کسی متوجه نشه که من دارم کاری میکنم یا نخوام کسی بدونه کی بوده، لازمه نامرئی باشم!
به نظرم این طوری تقسیم بندی اشون کنم بهتره: شنل نامرئیی رو دوست دارم! سنگ رستاخیز رو میخوامش! چوب الدر رو میدم به کسی که لازمش داره!
من هم شنل رو انتخاب مي كنم. خيلي جالبه. ممكنه قدرت ابرچوبدستي زياد باشه و آدمو وسوسه كنه ، ولي هميشه قدرت از چوبدستي نيست. نيروي فكر و انديشه از هزاران هزار ابرچوبدستي ممكنه بيشتر باشه. من ترجيح ميدم از فكرم استفاده كنم. درباره ي سنگ هم بايد بگم ضرورتي نداره كه آدم با دنياي مردگان در ارتباط باشه. چه لزومي داره؟ ما در دنياي خودمون زندگي مي كنيم.