حتی بقیه ملت هم با زبان زور با کوین حرف می زدند چون فکر می کردند لابد بزرگ بودن به معنای امر و نهی و مجبور کردن دیگران است. خلاصه کودک قصه ما به خوبی با این زبان آشنا بود و می خواست تکالیفش را تند و سریع بنویسد.
-ساعت ها بعد- خوابگاه خصوصی گریفیندور
- کوین جان جدت بگیر بخواب!

کوین که پتو را روی مثل شنل ابر قهرمان ها روی دوشش کشیده بود، از روی تخت نرمش پایین پرید و رو به روی آستریکس خوناشام که تازه از شکار بازگشته بود، قرار گرفت.
- بخواب یعنی چی؟! مگه شب فقط برای خوابیدن اختراع شده؟!
شب یعنی آزادی!
یعنی تکالیفت رو تموم کردی و می تونی بشینی به در و دیوار و آشمون شب خیره بشی. 
کوین که بعد جمله آخرش نیشش باز شده بود، لبخند زنانه به آستریکس خیره شد.
- دندونات چرا این رنگیه کوین؟ باز تو مسواک نزدی؟

-نه نژدم! ما امروژ تو کلاش ژبون ژور رو خوندیم و میدونم تو می خوای با ژبون ژور منو مجبور کنی دندونامو شفید کنم. ولی خب من عاشق بشتنی توت فرنگیم. اگه دندونام شورتی بشه، قشنگتر میشه.

آستریکس آرام به پیشانی خود کوبید.
- این زور نیست. این مراقبته... باشه. اصلا مسواک نزن دندوناتو کرم بخوره
ولی بگیر بخواب بذار بقیه هم بخوابن. فردا همه کلاس دارن.
بقیه بچه های درون خوابگاه که هر کدام روی تخت خود نشسته بودند، حرف آستریکس را با سر تایید کردند اما کوین زیر بار نرفت و در عوض خوابیدن دستانش را مانند فیلسوفان یونانی بالا برد.
- فردا یعنی چی؟ فردا توطئهی بزرگشالاشت برای اینکه ما امروژمونو اژ دشت بدیم!
اونا اشمش رو گژاشتن "برنامهریزی"، اما در واقع یعنی: «ژود بخواب، ژود بیدار شو تا ژودتر بژرگ بشی و شبیه ما غرغرو بشی!»
بچهها زدند زیر خنده. آستریکس با لبخند ملایم ولی خطرناکی جلو آمد.
- فلسفه خوبه، اما خواب بهتره.

و بدون مقدمه کوین را بغل کرد و مثل بالش کوبید روی تخت. بقیه بچهها شروع کردند به شمردن:
- یک، دو، سه... پتویی!

و پتو را تا زیر دماغ کوین کشیدند. کوین که میان شوخی خرکی شبانه پسرهای گریفیندوری، دست و پا می زد، از زیر پتو با صدای خفه داد زد:
- شماها دارین به اشم مهربونی، ژور میگین!
این همون چیژیه که تو جامعهتونم میکنین! به بچهها میگین برای شلامتیه، برای نَژم، برای موفقیت... ولی در واقع برای اینه که راحتتر کنترل بشن!
آستریکس با نیشخند، نوک پتو را مرتب کرد.
- خب؟ نتیجه؟
کوین بالاخره از زیر پتو بیرون آمد و مانند تسلیم شدگان دستانش را بالا گرفت.
- نتیجه اینه که جامعه حتی فلشفهچی های شه شال و نیمه رو هم با پتوی گریفیندوری شانشور میکنه!
همخوابگاهی ها نگاه معناداری به هم کردند. آستریکس، آهی کشید و بلند شد تا کتابی بیاورد و برای کوین بخواند که مناسب سنش باشد زیرا بنظر می رسید شرکت در کلاس های هاگوارتز اصلا مناسب سنش نبود و او را دچار توهم توطئه کرده بود.
- میگم بچه ها، اگه کلا نخوام بخوابم چی میشه؟
پورال با صدایی خواب آلود از ته اتاق جواب داد:
- خسته می شی. کجخلق می شی. زود رنج می شی.
- یعنی مشل آدم بژرگا میشم؟
وای این اشلا خوب نیشت!
آستریکس که با کتابی درمورد "قصه های خوب تقدیم به بچه های انگلیس زبان خوب جهان" بازگشته بود، گوشه تخت نشست.
- تازه کجاشو دیدی! اگه الان نخوابی خواب میمونی و کلاسا و صبحونه رو از دست میدی. خصوصا که فردا صبحونه کیک خیس شکلاتی هم سرو می کنن.
کوین مانند برق گرفته ها، بهت زده از جایش پرید و فریادی کشید که تا خوابگاه دخترانه رفت.
- چییی؟! کیک شکلاتی شبحونه رو اژ دشت میدم؟ این دیگه زبون ژور نیشت... ژبون گُشنِگیه!

با این حرف برقی در چشمان افراد حاضر در خوابگاه دیده شد. بالاخره می توانستند کوین را به خواست خودش وادار به خواب کنند و بعد هم خودشان سر بر بالین بگذارند بدون آنکه مجبور باشند سر و صداهای کودک را تحمل کنند.
- خب پس حالا که عواقبشو فهمیدی بخواب.

- به یه شرط!
آستریکس که تصمیم گرفته بود کتاب را سر جایش بگذارد متوقف شد نگاه معناداری به کوین انداخت.
- چه شرطی؟

- اگه من خوابیدم و شتارهها ناراحت شدن که چرا بیدار نموندم باهاشون حرف بژنم، تو باید براشون توژیح بدی. اون وقت من مقشر شناخته نمیشم.

- باشه کوین. تو فقط بخواب من حرف می زنم باهاشون.

کوین چشمهایش را بست و زیر لب گفت:
- من اشلا نمیخوابم… فقط دارم وانمود میکنم… من ژیر بار ژور نمیرم.
دو دقیقه بعد صدای خر و پف بچهگانهاش اتاق را پر کرد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







میخوایم بهشون نشون بدیم که اسلیترین چقدر قویه








و حالا میرسیم به آخرین پست که دفاعه. دفاعم فقط دفاع جیگر منچستر یونایتد، مگوایر! استاد اینه که از پست دفاع که انقدم دوره به دروازه، گل بزنه
اینا واقعا قدرتمند ترین نسل فوتبالو میسازن! به مسی و رونالدو و یامال و دمبله ایناعم اصلا دقت نکنین خیلی الکی گندشون کردن بابا!
هیچ اتفاقی اونموقع نمیفته. اونموقع هم سکمو پس بدین و برام با جغد بفرستین. برین بترکونین! امیدوارم تیمتون جوری بشه که با هر کسی بازی کنین ببرین و مثل هری کین توی تاتنهام کلی جام ببرین
الانم که ساعت یازده صبحه. تا ساعت پنج که بازیه کلی وقت دارین واسه ی تمرین



ولی اینارو ول کنین. شما سعی کنین که دقیقا مثل لورکوزن توی دقیقه های اضافه ی نیمه ی دوم گل بزنین چون به اونا گفتم که شل کنن




و اشتباه جادوگرا؟ فکر میکنن همه فقط با چوبدستی خطرناکن.
پروفسور بیشتر معرفی کرد: دابی اولین جن خانگیِ آزادِ در هاگوارتز تدریسکن! 



وینکی جن خوب. 
