جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

26 کاربر(ها) آنلاین هستند (23 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
26
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  251 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 7 اسفند 1396 23:43
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 550 زندگی به سبک سیاه، آستریکس:



نقل قول:
هکتور که چونه زدن رو بی نتیجه می دید جلو رفت و ویبره زنان دهن بلاتریکس رو گرفت و باز کرد.
شروع خوبی بود. فقط کلمه "ویبره زنان" به نظرم اضافه بود. از ویژگی شخصیت ها بهتره وقتی استفاده کنیم که هدف خاصی داشته باشیم. فقط ننویسیم که نوشته باشیم. به یه دردی بخوره. لازم هم نیست به درد خیلی خاصی بخوره. کافیه ساده و بی هدف نباشه.


نقل قول:
_ به تو ربطی نداره کجا بریزیم. اصلا ما دوست داریم بریزیمش تو غده لوزالمعدش تا از تو گوشاش ادرنالین ترشح بشه , برای رشد استخوناش مفیده.
این دیالوگ برای لرد خوب بود. هم طنزش خوب بود و هم حالت حق به جانب و بی منطقش. شکلک هم مناسب و خوب بود.


شما قبلا زیاد طنز نمی نوشتین. خیلی خوبه که الان سوژه های درست و مناسبی برای نوشتن پیدا می کنین و شخصیت ها رو هم می شناسین.

خود شیرینی مرگخوارا و خود بزرگ بینی لرد خوب بود. مواظب باشین شخصیت ها تو یه محدوده خاصی بمونن. شورشو در نیارن. چه لرد و چه مرگخوارا. در مورد دیالوگ ها و شکلک ها حواستون باشه که هر چی باشه اینا مرگخوارن...هر چی باشه اون لرده. جادوگر بزرگیه. تا یه جایی می شه پیش رفت. الان لرد و مرگخوارهای شما در حد متعادل و قابل قبول بودن. یه کمی لب مرز بودن. مرگخوارا اگه کمی بیشتر لوس می شدن و لرد کمی بیشتر چرت و پرت می گفت، ممکن بود از قالبش خارج بشه.


نقل قول:
_ خیلی خوب دا هک , باز نگهش دار میخوایم بریزیم. ... ده هک درست نگهش دار... ویبره نزن هک... مگه با تو نیستم...
دا نداریم تو فارسی...دیگه داریم! اون "حاجا" هم همین حالتو داشت.


نقل قول:
پق !

رودولف دستشو گذاشت روی صورتش که مثل لواشک تمشک ابدار سرخ شده بود و با بغض شروع به مالیدن کرد.
لرد بعد از فوت کردن , دستشو غلاف کرد و رو به مرگخوارا کرد گفت:
این صحنه خوب بود...ولی توضیحش کم بود.می تونه گیج کننده باشه. خودمم اول که خوندم چند ثانیه فکر کردم که چی شد؟!


نقل قول:
ملت مرگخوار بازم شروع کردند به جویدن ناخوناشون , البته دیگه اونقدر جویده بودند دیگه ناخوناشون تموم شده بود و معلوم نبود دارن چیو میجون.
این صحنه هم خوب بود...می تونستین اون "معلوم نبود" رو معلوم کنین. یعنی توضیح بدین که ناخونا تموم شدن و الان دارن سر انگشتاشونو می جون...حتی یکی زیادی استرس داشت و تا آرنجش می جوید. تو اینجور صحنه ها باید اغراق کنین که طنزش تاثیر خودشو بذاره.


می رسیم به بحث همیشگیمون با شما...
پیشرفت می کنی آستریکس...پیشرفت می کنی...ولی ما با این غلط املاییا چیکار کنیم؟
اگه عادی بودن؛ در حد متعادل بودن؛ تک و توک بودن؛ در مورد کلمات سخت بودن، اصلا اشکالی نداشت. ولی الان اشکال داره. یعنی امکان نداره کسی پست شما رو بخونه و حواسش پرت نشه.
اگه کلمات نامصطلح بود می گفتم هر جا شک دارین یه چک بکنین که درست باشه...ولی نیست. اصلا برام قابل درک نیست که کسی زور رو ضور بنویسه!
هی با خودم می گم عمدیه؟
خب چرا عمدی باشه؟ چه فایده ای داره این کار؟
عمدی نیست؟
خب اینم غیر ممکنه...
به نظرم غیر ممکنه کسی ندونه زور رو چطور می نویسن. یا اصلا فرض می کنیم نمی دونه...چرا باید بین"ز" و "ض"، دومی رو انتخاب کنه؟
(موقع دیدن غلط املاییای شما من دقیقا تبدیل به همین شکلک می شم!)

دیگه به اشتباهاتی مثل "هلق" و "خفناک" و "حجوم" گیر نمی دم!
حلق...خوفناک...هجوم!

از این که بگذریم می رسیم به اتفاقات خوب!

من شما رو خوب می شناسم. با نوشته هاتون آشنا هستم. با توجه به شناخت قبلیم می تونم بگم که شما شدیدا تک بعدی، بعضا بی منطق و به یه سبک خاص می نوشتین...که الان اینا کاملا عوض شدن. یه جورایی می شد گفت قاطی ایفای نقش نمی شدین. ولی این پست یه پست ایفای نقشی جادوگرانیه. اینجا اثری از آستریکس نیست ولی شما موفق شدین بنویسین. شخصیت هاتون خوب و درست هستن.این نشون می ده دقت کردین...شناختین.
طنزتون خوبه. نکته های خوب و درستی از شخصیت ها می گیرین و تبدیل به طنزش می کنین.

دیالوگ ها خوبن.

قبلا داستان ها رو همونجوری پیش می بردین که خودتون دوست دارین. یعنی اگه از قسمتی خوشتون نمیومد خیلی راحت می تونستین ازش رد بشین. ولی اینجا همچین حالتی وجود نداره...داستان رو اصلا پیش نبردین. به تمام سوژه ها احترام گذاشتین. این عالیه.
داستان رو در حدی پیش نبردین که من تونستم پستی رو که قبل از پست شما نوشته بودم، بعد از پست شما بزنم! چون چیزی تغییر نکرده بود.

پاراگراف بندی، یا در واقع پاراگراف نبندی، یکی از بزرگترین اشکالات شما بود. اشکالی که می تونه باعث بشه بهترین پست ها هم خونده نشن. این اشکال هم این جا برطرف شده که عالیه.
دیگه یک نفس و پشت سر هم نمی نویسین. این ایرادی بود که دیگه داشتم از برطرف شدنش ناامید می شدم. ولی خوشبختانه شده.

یه اشکال دیگه تون این بود که جمله ها رو با هر لحنی که تو ذهنتون بود می نوشتین. این گاهی باعث می شد نوشته هاتون شدیدا نامفهوم بشن. اینجا این اشکال خیلی خیلی کمتر شده. اونقدر خفیف شده که می شه نادیده گرفتش.

جمله بندی ها و انتخاب کلمات شما شدیدا اشکال داشت(قبلا)...که تو این پست خبری از جمله های اشتباه و نامفهوم نبود.

غلطای املایی فجیع و تعجب آور شما سرجاشونن...ولی راستش تعداد ایراد هایی که برطرف کردین، اونقدر زیاده که نمی شه تحسین نکرد. شما کلی ایراد اساسی و ریشه ای داشتین که تو این پست در حد خیلی زیادی برطرف شده. این فوق العاده اس. پیشرفت بزرگیه. غلط املایی ها هم رفته رفته کم و کمتر می شن. مطمئنم. کسی که باشه و بخونه کم کم چشمش به کلمات عادت می کنه. یاد می گیره. اگه شما موفق شدین اون ایرادا رو برطرف کنین، این یکی رو هم بر طرف می کنین.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 6 اسفند 1396 22:13
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام درخواست نقد این رول رو داریم.

پ.ن: توی خونه خودتون نوشتیم پس نیاز به توضیح نداره. مدتی بود از سایت دور بودیم , حالا که برگشتیم میخوایم پیشرفت کنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 4 اسفند 1396 22:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لا(از لینی یاد گرفتیم!)


قبل از نقد اینو بگم که پستی که تازه زده شده رو خلاصه نمی کنیم؛ مگه این که پست ایرادی داشته باشه و بخواییم اصلاحش کنیم. مهم نیست خلاصه چند پست قبل از اون زده شده...باید یه مدتی صبر کرد. وقتی خلاصه می کنیم، پست های قبلی دیگه خونده نمی شن و به پستی که تازه زده شده باید فرصت خونده شدن داد.


بررسی پست شماره 506 زندگی به سبک سیاه، لا:


نقل قول:
صحنه آهسته شد و لرد آروم آروم سر ظرفی که توش معجون بود را خم کرد تا توی دهن بلاتریکس بریزه. ودر همون حین و درحالی که یه آهنگ حماسی درحال پخش بود، دست بلاتریکس بالا اومد و...
این قسمت به نظر من به دلیل اشاره به "صحنه" و "آهنگ" کمی ضعیف شده. اگه بدون اینا توضیح داده می شد بهتر بود. صحنه اونقدرا مهم نبود که بخواییم حرکت رو آهسته کنیم یا آهنگی تصور کنیم. ضمنا اگه ساده می نوشتی، خواننده با صحنه بعدی بیشتر غافلگیر می شد.


نقل قول:
دست بلاتریکس محکم تو گوش لرد خورد.

- الان چی شد؟ ما سیلی خوردیم؟
- نه ارباب، شما در اثر گاز معجون هکتور قرار گرفتین و توهم...
- ما سیلی خوردیم!
"در اثر گاز معجون قرار گرفتین" درست نیست. تحت تاثیر گاز معجون قرار گرفتین درسته. یا باید بگی در اثر گاز معجون توهم...

این دیالوگا خیلی خوب بودن. برای طنز نوشتن اصلا لازم نیست حرکت خیلی فوق العاده ای بزنیم. با حرکت فوق العاده و طرز نگاه متفاوت می شه طنزای خیلی خوبی نوشت...ولی بدون اینا هم می شه. صحنه های ساده، وقتی با شخصیت های درست و سر جای درست قرار بگیرن می تونن بهترین طنزا رو ایجاد کنن. طنزی که شاید باعث نشه خواننده قهقهه بزنه. ولی اونقدر دلنشین هست که حس مثبتی بهش منتقل کنه.
دو تا دیالوگ لرد خیلی خوب بودن...این که اولی شکلک نداره و دومی شکلک داره، تاثیرش رو خیلی بیشتر کرده. انتخاب خیلی درستی بود. هم جای شکلک و هم خودش.


نقل قول:
مرگخواران که دیدن توجیه کردن فایده ای نداره به خوردن ناخن هاشون ادامه دادن. اونا دیدن که از نگاهای لرد نمیتونن فرار کنن، پس دسته جمعی به نزدیک ترین آدمی که میتونستن نگاه کنن، زل زدن تا شاید حواس لرد از اون ها پرت شه.
صحنه خوب بود؛ ولی جمله ها نه زیاد.
تا وقتی فاعل عوض نشده، نباید اسم یا ضمیرش رو بیاری. اینا اشکالای نگارشی خالی نیستن. رو متن تاثیر می ذارن. قشنگیشو کم می کنن. الان اینو بخون:

مرگخواران که دیدن توجیه کردن فایده ای نداره به خوردن ناخن هاشون ادامه دادن؛ ولی وقتی دیدن که از نگاهای لرد نمیتونن فرار کنن...

مشخصه منظورمون از جمله دوم چه کسایی هستن. پس احتیاجی به کلمه "اونا" نبود.


نقل قول:
لرد به صورت ناگهانی برگشت و با خشم زیاد به رودولف نگاه کرد.
- بلامون به ما سیلی زد.
- ارباب خودتون دارید میگید بلا... ارباب من اصن نمیدونم چجوری سیلی بزنم.
- چرا بلا باید به سیلی بزنه رودولف؟
- ببخشید ارباب، میبخشیدش؟
- میبخشیمش رودو.
اینجاش هم خیلی خوب بود. شخصیت ها و شکلک ها و حرفا.
لرد شما عالیه. دیالوگ هات هم خیلی خوبن.
دیالوگ های رودولف هم خیلی خوب بودن. در نتیجه شما شخصیت ها رو خوب می شناسی و ازشون خوب استفاده می کنی. با دیالوگ های کوتاه، احساسات شخصیت ها رو به خوبی منتقل می کنی. الان از همون جمله کوتاه "بلامون به ما سیلی زد" کاملا مشخصه که لرد چه احساسی داره...که خیلی هم بامزه و دوست داشتنیه.


نقل قول:
این دفعه یه چیزی تو دل رودولف نشکست، خودش بود که خرد شد. ذره های رودولف روی زمین پخش شدن و هرکدوم به تنهایی بغض کردن.
این جاش هم خوب بود...پس صحنه های خوبی هم می تونی خلق کنی. در نتیجه همه عناصر لازم برای طنز نویسی رو داری. حتی اضافه هم داری.


نقل قول:
- بلای ما هیچ وقت این کارو نمیکنه، تو این جا وایستاده بودی، تو دستشو گرفتی تا به وسیله‌ی اون به ما سیلی بزنی.
- ارباب از یه رودولف خرد و خاکشیر شده برمیاد...
- برمیاد.
بی منطقی لرد عالیه. رودولف رو خیلی خوب مظلوم جلوه دادی. نه لردت از چارچوبش خارج شده و نه رودولفت کلیشه ای و تکراری شده.


پستت خیلی خوب بود. اشکالاش خیلی خیلی کمتر از نکات مثبتش بود.
بعضی جمله ها رو درست و رسا ننوشتی. خواننده منظورتو می فهمه. ولی این کافی نیست. جمله رو باید به بهترین شکل ممکن بنویسی.
سوژه رو عالی پیش بردی.
شخصیت ها و دیالوگ ها عالی بودن.
طنز پست خیلی خوب بود.
پستت کمی طولانیه. ولی اصلا خسته کننده و کش دار نیست! لزومی نداشته که کوتاه بشه.


برو لا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 4 اسفند 1396 17:25
نمایش جزئیات
آفلاین
این این لطفا اشکالاتش گرفته بشه


نقد پست ارسال شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1396/12/4 22:53:12
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 3 اسفند 1396 23:30
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب. سلام.

چند وقت بود طنز ننوشته بودم، یعنی تمرکزم روی جدی بود و طنزم به نظرم یه جوری شد. البته به نظرم چون عادت نداشتم به طنز، عادیه... حالا جدی وضعیت عادی‌ایه؟!

میشه لطفا این نقد شه؟

مرسی پیشاپیش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 26 بهمن 1396 22:50
نمایش جزئیات
آفلاین
دقت کردین یکی در میون درخواست نقدا مال منه؟
این بچه پست نقد بشه لطفا.
دارم یکم از رولای جدیم نا امید میشم. زیادی گنگ و مبهم و درهم برهم شده؟ سریع پیش رفته؟ کمبود دیالوگ احساس میشه؟ کم... چیز... من دیگه حرف نمیزنم!


دقت کردیم! هر جا می ریم می رسیم به شما.

نقد پست ارسال شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1396/11/28 0:40:10
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 25 بهمن 1396 23:08
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 404 گورستان ریدل ها، دیانا ویلیامسون:


شما کلا زیاد توضیح نمی دی. این جا هم توضیح ندادی. ولی این موقعیت احتیاجی به توصیف و توضیح نداشت.
در حالت عادی به موقعیت دقت کن. موقعیتی که وجود داره، زمان و مکان، و شخصیت هایی که اونجا هستن.
فکر کن که تو این موقعیت، این شخصیت چه کاری می تونه انجام بده؟
حتی در حد یه پاراگراف.
اینجوری کم کم خلق کردن صحنه های خوب و جالب رو یاد می گیری. اون اشکال جمله بندیت هم کم کم بر طرف می شه. هر چی بیشتر بنویسی، بیشتر یاد می گیری.
الان تو این سوژه سه تا روده داریم و یه لایتینا. می شه صحنه هایی رو تصور کرد و نوشت. ولی نویسنده های قبلی به اندازه کافی این کار رو انجام دادن.


نقل قول:
روده متوسط گفت:
-اممم...چیزه من معنی معده رو نفهمیدم، واسم توضیش میدی؟
این دیالوگ خوب بود. هدف ما تو سوژه این نیست که لایتینا رو هر چه سریع تر ببریم جلو و به معده برسونیم. برای همین مشغول کردن و مانع تراشیدن براش، کار خوبیه.


نقل قول:
روده بزرگه گفت:
-خب من میدونم معده چیه.معده همونجایی که اطلاعات نجینی توی اون پردازش میشه.

این حرف روده ی بزرگ باعث شد که لایتینا کاملا در پوکر فیسی فرو رود!
-اممم...نه نه.معده جایی است که خون را به تمام بدن میرسونه.
-
ناگهان روده کوچیک داد زد:
تو هر پست شما من به یه مورد نامفهوم برخورد می کنم که باعث می شه متوقف بشم. برگردم و دوباره بخونم که بفهمم چی به چیه.
الان اینجا دیالوگ "-اممم...نه نه.معده جایی است که خون را به تمام بدن میرسونه." مال کیه؟
مال روده متوسط نیست... چون اون قبلش گفته نمی دونه معده چیه.
مال روده بزرگ نیست... چون اون قبل از همین دیالوگ حرفشو زده.
مال روده کوچیک نیست... چون اونم بعد از این دیالوگ حرفشو زده.
مال لایتینا نیست چون اون به این دیالوگ عکس العمل نشون داده و شکلک زده.
همین نامفهوم بودن خواننده رو گیج می کنه...متوقف می کنه.
(می شه حدس زد که احتمالا مال روده بزرگه که حرف خودشو اصلاح کرده....ولی به دلیل همین توضیح ندادن شما، مبهم مونده.)


نقل قول:
ناگهان روده کوچیک داد زد:
-من یه فکری دارم!مسابقه ی حدس بزن معده چیه، راه بندازیم!به برنده هم یه بستنی بدیم!
-بستنی از کجا گیر بیاریم؟!
-بعدا به اون قسمت ماجرا فکر میکنیم.
ایده بد نبود. کلا اساس این قسمت همینه که روده ها چرت و پرت بگن و لایتینا رو حرص بدن. ولی محتواش زیادی ساده و ضعیف بود. درباره مسابقه و جایزه می شد کمی بیشتر فکر کرد. یه چیز خاص تر و متفاوت تر پیدا کرد.


نقل قول:
وضعیت طوری شده بود که لایتینا تصمیم گرفت اصلا از افق بپرسه که معده کجاست!پس با خودش فکر کرد و فکر کرد و فکر کرد تا از این گرفتاری و مسابقه نجات یابد.
فکر اولش این بود که فقط بدود و بدود و بدود.
در مورد روده ها به اندازه کافی نوشته شده. وقتش بود که لایتینا بره جلوتر. شما کمی با تردید این کارو انجام دادی. طوری نوشتی که نفر بعدی هم بتونه بمونه و هم بتونه بره. حرکت قشنگی بود؛ ولی اگه می رفت هم اشکالی نداشت. وقت رفتن رسیده بود.
سوژه خوب و منطقی پیش رفته.


پستت ساده بود. یه کمی باید متفاوت فکر کنی. ساده رو همه می تونن بنویسین. برای همین، خوندنش لذتبخش نیست. فقط می خونن و رد می شن. قبل از نوشتن هر صحنه یا هر دیالوگ، فکر کن که چطوری می شه اینو متفاوتش کرد؟ با یه طنز کوچولو...با یه نکته جالب...یه شکلک خوب...یه شخصیت مناسب و بجا!
الان تو این سوژه ایده اصلی رو داشتی. فقط این مونده بود که پرش کنی. روده ها باید کمی مسخره تر می شدن. مسابقه باید کمی عجیب و غریب تر می شد. روده ها با جدیت درباره این که معده چیه و کجاست، بخث می کردن...حتی دعوا می کردن و لایتینا اون وسط می ذاشت و می رفت.


بیشتر بنویس. درباره صحنه ها بیشتر فکر کن. بیشتر توضیح بده...طنزت هم هنوز خیلی جای کار داره. دقت کن ببین نوشتن چه جور طنزی برات راحته. درباره شخصیت ها راحت می نویسی؟ صحنه های طنز خوبی می تونی خلق کنی؟ با کلمات می تونی به خوبی بازی کنی؟
الگو های خوبی تو سایت وجود داره. طنز نارسیسا، بلاتریکس و لینی معمولا خیلی خوبه. می تونی پستاشونو بخونی.
هنوز سرنخی به من ندادی که بتونم راهنماییت کنم که تو فلان بخش قوی تر هستی...روش کار کن.


موفق باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 بهمن 1396 22:06
نمایش جزئیات
آفلاین
میشه لطفا ایشون نقد شن؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Im a haffley
Where words fail, music speaks.تصویر تغییر اندازه داده شده
🎵🎼Dιαɴα Wιllιαмѕoɴ🎹🎶
just lord
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 21 بهمن 1396 23:12
نمایش جزئیات
آفلاین
ستاره ها آوردنم! نمیتونستم بیام!

نقد لطفا!



درخواستت بر سر ما فریاد کشید!

نقد ارسال شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1396/11/23 20:03:54
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 14 بهمن 1396 23:49
نمایش جزئیات
آفلاین
آملیای مردم!


کسی جز شما ممکنه دلیل ویرایش بنویسه؟

مامور شکنجه...چرا منو می فرستی برم شیش تا پست رو بخونم! زیر سایه ستاره ها تو یه خط بگو ماجرا چی بود (نگو...خوندم).

........................


نارسیسای ما


نقل قول:
میتونم درخواست نقد این پست رو ازتون داشته باشم؟

حقیقتش موقع نوشتنش ایده خاصی به ذهنم نرسید! یعنی نتونستم موضوع جالبی در مورد آینده نارسیسا پیدا کنم! پس تصمیم گرفتم همینو یه ایده کنم و بنویسمش. یعنی هیچی نشدن!
برای همین درخواست نقد دادم، تا بدونم نظر شما چیه...
البته که می تونی.
گاهی بی ایده جلو رفتن، بهترین ایده اس.


بررسی پست شماره 206 فرهنگستان ریدل ها، نارسیسا مالفوی:


نقل قول:
هنگامیکه لرد از گم و گور شدن لودو اطمینان خاطر پیدا کرد، به سمت مرگخوارانش برگشت.
_ خب رفت. امیدواریم تا ده سال دیگه مشغول یافتن نوشیدنی کره ای، ماستی ای، دوغی چیزی شه و نبینیمش.
شروع خیلی قوی نبود.
طنز نداشت...دیالوگ و شکلک مناسب لرد نبودن.
وسط رول لودو هم لرد سیاه یه دیالوگ با این شکلک داره. ولی اونجا، کمی زمان برده تا به اون مرحله برسه. کلافه شده...کنترلشو از دست داده. وقتی لودو می ره، اصولا لرد باید دوباره خودش بشه. مثل خودش رفتار کنه.


نقل قول:
سپس لرد به گوی روبرویش نگاهی انداخت.
_ کی نیومده هنوز؟ خودش با پای خودش بیاد...
این خوب بود. اینجا لرد شده دوباره.
بازم می تونیم شکلک های نامتناسب با شخصیت لرد رو براش استفاده کنیم. ولی قبلش باید حتما مقدمه چینی کافی داشته باشیم که خواننده قانع بشه که لرد به اون مرحله رسیده.


نقل قول:
نفر بعدی با پای خودش رفت. او کسی نبود جز نارسیسا.
_ اومدم ارباب
این قسمت احتمالا زیاد به دل خواننده نمی شینه. شاید اولش متوجه دلیلش نشه...ولی دلیلش اینه که شکل نوشتن این قسمت، با محتواش همخوانی نداشت. مثل این می مونه که با صدای بلند اعلام کنیم که یه خبر مهم داریم و بعد یه خبر بی اهمیت بدیم...می خوره تو ذوق شنونده! این قسمت باید ساده تر و معمولی تر نوشته می شد.


نقل قول:
« نارسیسا در مقابل آیینه تمام قدی ایستاده بود و لباس جدیدش را از نظر میگذراند... کمی بعد نارسیسا از پله های قصر خانوادگی شان پایین میرفت تا به جمع مهمانان عالی رتبه اش که از مهم ترین مقامات دنیای جادوگری بودند، بپیوندد... »

کمی گذشت...لرد و مرگخواران منتظر ماندند... ولی هرچه گذشت لباس های رنگارنگ تر و مهمانی های باشکوه تر پخش میشد و دیگر هیچ!

_ همین؟
صحنه و ایده خوب بودن. این که آینده نارسیسا از همین تشکیل شده باشه خوب بود. ولی می شد بیشتر توصیف کرد. صحنه های داخل آینه می تونستن طولانی تر باشن که خواننده هم به اون دیالوگ "همین؟" برسه.
یه مهمونی...و بعد لرد و مرگخوارا هیجان زده می شدن که الان قراره اتفاق هیجان انگیزی بیفته...و دوباره مهمونی.
شما تیترهای خوبی دارین...یه کمی باید بیشتر توضیحشون بدین که خواننده رو بیشتر قانع کنین.


نقل قول:
نارسیسا با خوشحالی دستانش را از گوی برداشت.
_ وای ارباب اون لباس آبیه رو دیدین؟ خیلی خوب بو...
اینجا هم اون "قانع نشدگی" وجود داره. خواننده با خودش فکر می کنه ممکنه نارسیسا اینجوری کنترل خودشو از دست بده که ذوق زده نظر لرد رو درباره لباسش بپرسه؟
مخصوصا با شناختی که از شخصیت محتاط و عاقل نارسیسا داریم.
یا باید دیالوگ رو خطاب به شخص دیگه ای(مثلا بلاتریکس) می گفت و یا کمی بیشتر درباره غرق شدنش تو تصویر داخل گوی می خوندیم و قانع می شدیم که حواسش کاملا پرت شده.


نقل قول:
لرد با افسوس سری تکان داد.
_ یعنی واقعا ده سال آینده هم همینی؟ مرفهین بی درد... برو نارسیسا... برو کنار حیف باتری گویمون که هدر دادی...
این دیالوگ خوب بود. شکلک هاش خوب بودن. چون الان یه ماجرایی اتفاق افتاده و باعث شده لرد به این مرحله از افسوس خوردن برسه.


پست شما ساده و قشنگ بود. ایده خوب بود. نوع اجرای ایده خوب بود. توضیحتون درباره کل ایده کافی بود. فقط در مورد عکس العمل ها و دیالوگ های خاص، مقدمه چینی بیشتری لازم داشت.
در مورد خود ایده با وجود این که چیزی کم نداشت، می شد گسترده ترش کرد. قضیه از مهمونیا کمی فراتر می رفت. درباره دراکو و لوسیوس هم می نوشتین. ولی یک صحنه ثابت چند بار تکرار می شد. نارسیسا یه سری جمله تکراری می گفت. دراکو و لوسیوس یه سری کارای تکراری می کردن. فقط مهمونیا تغییر می کرد. طوری که لرد فکر می کرد گوی خراب شده و هی داره همون صحنه رو تکرار می کنه.


مواظب شخصیت ها هم باشین. شخصیت خودتون...شخصیت مقابلتون.
شکلک ها بعضی جاها کمی نارسا هستن. می شه با شکلک های مناسب تر برای اون موقع جایگزینشون کرد. مثلا برای دیالوگ اول لرد یه شکلک عصبانی یا جدی مناسب تر بود. برای دیالوگ اول نارسیسا شکلک ترس یا شکلک های بی حالت تر مناسب تر بودن.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!