جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

59 کاربر(ها) آنلاین هستند (44 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
57 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

زمین كوییدیچ هاگوارتز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: یکشنبه 14 اسفند 1384 15:08
نمایش جزئیات
آفلاین
مكان : استاديوم كوئيديچ هاگوارتز ....

بارش شديد برف از سه روز قبل در هاگوارتز آغاز شده بود ... با اين همه هيچ تماشاگر متعصبي تماشاي ديدار جذاب بين دو تيم هميشه قهرمان گريفيندور و هافل پاف رو از دست نداده بود ...
صداي تماشاگران متعصب : گريف قهرمان ميشه .... خدا ميدونه كه حقشه ... به لطف ويزلي و بچه ها ! ... گريف قهرمان ميشه !!!

مادام هوچ : خب كاپيتان هاي محترم دو تيم ... بازي تا چند لحظه ديگه آغاز ميشه .... لطف كنين تشريف بيارين !
داخل رختكن گريفيندور اضطراب موج مي زد !
استرجس : واي صدام كرد چي كار كنم ... آخه ميدوني من اولين تجربه كاپيتانيمه !
رون : دركت مي كنم جييگر يادمه اونروزي كه من بره اولين بار ناظر شده بودم خيلي .....
ملت ميذارن از رختكن ميرن بيرون !!!!

" خب امروز با گزارش بازي دو تيم گريفيندور و اسليترين در خدمتتون هستيم " .....
رون : وااااااي اين لي جردنه ...باورم نميشه ... من هميشه دوست داشتم اونو از نزديك ببينم !!!
ملت : !
" اسامي بازيكناي دو تيم .... سوزان بونز ... هلن هافلپاف .... رز هافلپاف .... آنيتا دامبلدور .... آلبوس دامبلد
با گفتن اسم آلبوس سر و صداي زيادي داخل استاديوم مي پيچه !
گروهي از تماشاگران متعصب : دومبول برو بيرون ....
گروهي ديگر از تماشاگران متعصب : پيرمرد حيا كن .... هافلپافو رها كن ( منظور از هافلپاف ، تيم كوئيديچ هافلپافه " مجاز: بيان كل اراده ي جزء ... نكته ي كنكوري " )
گروهي ديگر از تماشاگران بسيار متعصب : مهاجم نداشتن ، جاش يه ... بوق ... گذاشتن!


" پيام بازيگاني ... پخش از اسكوربرد ورزشگاه !
سوال : نظر شما راجع به حضور آلبوس دامبلدور در تيم كوئيديچ هافلپاف چيه ؟
- نظري ندارم !
پايان پيام بازرگاني "

" خب بازي شروع ميشه .... بازيكناي گريفيندور توپ رو در اختيار دارن ... كوئيرل پاس ميده به آليشيا ... آليشيا دو نفر رو به راحتي جا ميذاره ... ضربه به سمت حلقه ي سمت راست ... واي چه حركتي سوزان به سمت حلقه ي چپ حركت مي كنه ...بنظر مي رسه سوزان بونز مبتلا به نوعي اختلالات چشمي حركتي كه در اصطلاح پزشكي به اون سندروم تحتاني زير چشم گفته ميشه هستش .... گل گل براي گريفيندور .... گريفيندور 10 هافلپاف 0 ... ! بنظر مي رسه بازيكناي هافلپاف درخواست تايم اوت كردن !
سوووووووووووووووووت .....


روي زمين ..
استرجس : آفرين بچه ها اگه همينطور ادامه بديم ، موفق ميشيم !
ملت :



بازيكناي هافلپاف به سمت داور ميرن ...
مادام هوچ : كاپيتانتون كيه ؟
پيتر و آلبوس بطور همزمان : من !
پيتر : هوووي آلبوس تو همه جا بايد خودتو قاطي كني !
آلبوس : آره عزيز ... مثل اينكه من هزار و خورده اي پست با شناسه ي زاقارتياس اسميت و نهصد و خورده اي پست با شناسه ي آلبوس زدم !
پيتر :
آلبوس : هوووي ما نسبت به تماشاگراي گريفيندور اعتراض داريم ... در ضمن زمين هم لغزنده اس !!!!!! ..... ما تو اين شرايط نمي تونيم بازي كنيم !
مادام هوچ : توهين به داور در ملا عام !!! دو ساعت بلاك !!



چند دقيقه بعد ....
" بازي دوباره آغاز ميشه .... رون ويزلي و اتو بگمن به دنبال گوي زرين هستن ... گريفيندور در چند دقيقه اخير 13 گل ديگه هم به ثمر ريونده و حالا نتيجه ي بازي 140 به صفر هستش !
صداي تماشاگران متعصب :‌ توپ تانك اسنيچ طلايي ...... رون ويزلي تو اميد تيم مايي!!
رون رو به تماشاگرا : :bigkiss:
تدي كه از همه به رون نزديكتره ..
" رون چته ... چرا وايستادي !
رون : عزيزم اين بخاطر اعتماد بنفس بالاي منه ... من مطمئنم اسنيچ رو ميگيرم !
تدي: باب اعتماد بنفس !
رون چشمهاشو مي بنده و دستشو به سمت آسمون دراز مي كنه ... چند لحظه بعد اسنيچ در دستان رون آروم مي گيره !
ملت ميريزن رو سر و كله ي رون !
رون : چي شده ... چه خبره !
صداي لي جردن : ‌با تلاش رون تيم گريفيندور اين بازي رو 290 به 0 مي بره !
رون : ا ... راس ميگي من زياد با قوانين كوئيديچ آشنا نيستم !!!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 13 اسفند 1384 22:05
نمایش جزئیات
آفلاین
بچه هاي هافلپاف تو رختكن نشسته بودن.هيشكي هيچي نمي گفت .همه نگاشونو به در انداخته بودن تا شايد يكي بياد و دليل اين استراحت رو براشون توضيح بده.
پيتر دوان دوان وارد رختكن شد و با بيقراري به بقيه گفت:بچه ها بلند شين ...بايد بريم...بچه هاي گريفيندور درخواست استراحت رو داده بودن ....اتفاقا بدم نشد چون بعضياتون بد جوري خودتونو باخته بودين .بچه ها به برد وباختش فكر نكنين كه...
دامبلدور با عصبانيت گفت:پس چي مهمه؟
درهمون موقع استرجس از بيرون فرياد زد :پس چرا نمياين...خوبه ما درخواست داديما!
همه با عجله از رختكن خارج شدن.صداهي مبهمي از طرف تماشا چيا ميومد.هر كي اسم گروهي رو فرياد مي زد ولي دقيقا معلوم نبود كي چي ميگن. بچه هاي دو تيم به سرعت سوار جاروهاشون شدن واز زمين ارتفاع گرفتن.
بازي شروع شده بود .همه ي افراد سر جاهاشون وايستاده بودن.
سرخگون دست انيتا بود و با سرعت سرسام آوري به سمت دروازه گريفيندور پرواز مي كرد از قيافش معلوم بود كه مطمئنه ضربش گل ميشه.....سرخگون رو با تمام قدرتش تودروازه پرتاب كردو..............
لي جردن از ته گلوش فرياد زد:اه...لعنتي ..يعني ..گل به نفع هافلپاف...تدي نزديك بود بگيريش.
اعضاي گريفيندور با خشونت به تدي نگاه ميكردن.
جسيكا بلند فرياد زد:از تو بعيد بود راحت ميوتنستي بگيريش..
بچه هاي هافل با خوشحالي مشغول تشويق آنيتا بودن كه يهو يه بلاجر با سرعت از بغل گوش اوتو گذشت.اندروميدا با رضايت از ضزبه ي خودش روشو از بچه هاي هافلپاف برگردوند .
سرخگون دست كوييرل افتاده بود و به سمت دروازه هافل حركت مي كرد .
اما بازدارنده اي كه هلن پرتاب كرده بود كار خودشو كرد ولي آليشيا خيلي سريع برگشت و سرخگون رو كه از دست كوييرل رها شده بود تو هوا قاپيد .
با سرعت به سمت دروازه در حكت بود.
رز فرياد زد:سوزان تو ميتوني...بگيرش دختر
سوزان مات ومبهوت به آليشيا نگاه مي كرد مردد بود كه به كدوم سمت بره..
آليشيا سرخگونو پرتاب كرد.
سوزان با يك حركت چرخشي از جاروش آويزون شد و سرخگون رو با مهارت تمام گرفت....
از جايگاه تماشاچيان صداي هافلپاف....هافلپاف بلند شده بود.
بازيكنان دو تيم بي حركت ايستاده بودن ومنتظر بودن كه سوزان خودشو رو جاروش سوار كنه...
بعد از چند ثانيه سوزان با مهارت تمام روي جارو سوار شد و با ناباوري به پايين خيره شد انگار خودشم باورش نمي شد.
اوتو هنوز مشغول تشويق سوزان بود كه متوجه شد رون ويزلي به سمت پايين شيرجه زده و چيز طلايي رنگي رو دنبال مي كنه وقت رو تلف نكرد و به راه افتاد.
بازي به روال عادي بازگشته بود...................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرين برگ سفر نامه ي باران اين است -------كه زمين چركين است
((شفيعي كدكني))
زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 13 اسفند 1384 21:03
نمایش جزئیات
آفلاین
- برد و باخت تیممون برام مهم اصلا نیست.فقط امیدوارم بازی قشنگی باشه.
- ژوهاهاهاها!...نتیجه مسابقه که از الان معلومه...نیازی به گفتن نداره که هافلپاف میبره!

در جایگاه تماشاگران جینی ویزلی در حالی که یک چشمش به زمین مسابقه بود با سرژ تانکیان در حال گفتگو بود...

- سرژ....سرژ...چی شد پس؟!...کجا داری میری؟

سرژ در خلاف جهت تماشاگرانی که هنوز در حال ورود به ورزشگاه بودند شروع به دویدن کرد...

سرژ با خودش کلنجار میرفت....
-سرژ بدو!...زودتر!...تیم به این کارت نیاز داره!....تو میتونی با این کارت باعث برد تیم بشی.یاالله!!
-هی آقا چه خبرته...جلو پاتو نگاه کن!

بعد از حدود دو دقیقه دویدن به رختکن تیم هافلپاف که در سمت غرب ورزشگاه قرار داشت رسید و در را با شتاب فراوان باز کرد و اعضای تیم رو دید که همه لباساشونو عوض کرده بودن و به نظر میرسید آماده ی مسابقه بودند. اضطراب و نگرانی در چهره ی تک تک بچه ها و حتی آلبوس نمایان بود.
سرژ در حالی که اعضای تیم منتظر بودند که حرفی بزنه با قدم های بلند اما آرام به سمت اوتو رفت...
سرژ:اوتو میشه چند لحظه بیای بیرون کارت دارم.

اوتو در حالی که نگاه کوتاهی به پیتر کرد پشت سر سرژ به راه افتاد.از رختکن بیرون رفتند.چند قدمی از رختکن دور نشده بودند که سرژ به طور ناگهانی برگشت و دستانش را بر روی شانه ی اوتو گذاشت.به نظر میرسید که اوتو این کار سرژ را پیش بینی کرده بود , چون به هیچ وجه غافلگیر به نظر نمیرسید.

سرژ:اوتو من میخوام چیزی رو بهت بدم که سالها در خانواده ی ما چرخیده تا به دست من رسیده.
و در همین حال دست راستش را درون جیب پیراهنش فرو برد.

سرژ:فکر کنم که بتونی درک کنی این برای من چقدر باارزشه.میدونی....این مجسمه در زندگی شانس رو برای من به ارمغان آورده.هر جا که فکرشو بکنی وقتی به یادش افتادم کارم درست شده.حتی جاهایی که هیچ امیدی وجود نداشت.

و نگاه معنی داری به اوتو انداخت که انگار میخواست به او بگوید:"مطمئنا برای تو هم همین طور خواهد بود.پس ازش استفاده کن!"

سرژ دستان مشت شده اش را باز کرد و مجسمه ای کف دستش پدیدار شد:مجسمه ی گیتاری بود که با صدای تقریبا بلندی آهنگ آرومی رو مینواخت...
سرژ زنجیری را از همان جیبش بیرون کشید و دقیقه ای بعد مجسمه و زنجیر به گردن اوتو آویخته شده بود.
------------------------------------------------------------------------------
اوتو بدون هیچ حرفی وارد رختکن شد.
چند ثانیه بعد با فرمان آماده باش پیتر همگی به صف شدند.آخرین تجسمات در ذهن اوتو در حال شکل گرفتن بود.خودش را دید که گوی زرین را در دست دارد و دور ورزشگاه میچرخد و تماشاگران در حالی که تشویقش میکنند به سمتش می آیند و اعضای تیم یکی یکی اورا در آغوش میکشند.....

-بچه ها موقشه!
پیتر در را باز کرد و یکی یکی از رختکن خارج شدند.در آخر همه اوتو در حالی که دستی به گردنبند میکشید وارد زمین شد.
------------------------------------------------------------------------------
پیتر به سمت وسط زمین رفت و دید که برخلاف اون چیزی که فکر میکرد, هرپوی کثیف به عنوان داور مسابقه جعبه ی حاوی توپهای مسابقه را در بقل داشت.
خوشبختانه هوا هم کاملا صاف و لذت بخش بود و اگر خودش جزو بازیکنان نبود ترجیح میداد کنار دریاچه باشد تا اینکه به تماشای مسابقه بپزدازد.

-با هم دست بدین....!
کمی جلو رفت و استرجس پادمور را دید که به عنوان کاپیتان تیم گریفندور جلوتر آمد و دستان یکدیگر را مردانه فشردند. این اولین مسابقه ی رسمی ای بود که پیتر و استرجس برای تیمهای خود کاپیتانی میکردند.
-همه سوار جاروهاشون بشن....!

پیتر سوار جارویش شد و احساس کرد لحظه ای از زمین جدا شد اما بعد پایش چمن ورزشگاه رو که با شبنم صبحگاهی, تر شده بود حس کرد.
-------------------------------------------------------------------------------
- لی جردن از گریفندور مسابقه رو گزارش میکنه!....میبینم که بیشتر ورزشگاه به رنگ قرمز دراومده و هافلپافی ها هم غرب ورزشگاه نشستن..... و البته اسلایترینی هارو هممیبینم که مثل همیشه با رنگ سبزشون جلوه ورزشگاه رو به گند کشیدن!!....شوخی کردم پروفسور!....اوه بله! پروفسور کثیف(!) توپها رو آزاد میکنه و حالا هر چهارده نفر رو رویه جاروهاشون میبینم که تو هوا پرواز میکنن...دامبلدور دختر توپ رو میگیره و با حرکت سریعی اونو به باباش پاس میده!....حضور پدر و فرزندی در یک تیم کویدیچ تا حالا بی سابقه بوده!فکر کنم به دلیل سیریش بودن دامبلدور پدره!!

مک گونگال در حالی که غرغر میکرد به جای لی داد میزنه:"ببست ده به نفع هافلپاف"

-خب بله پروفسور منم دیدم!...خیلی سریعتر از اونچه فکر میکردیم پیتر پتی گرو دو گل زیبا رو روی دو حرکت تیمی خوب وارد دروازه ی تدی اسنیپ کرد و بعد از اون آلیشیا که مدتهاست تویه تیم بازی میکنه اختلاف رو به حداقل میرسونه.....اوه نـــــه!....توپی که رز زلر با چماقش دفع کرده بود به پهلوی کوییرل میخوره و اونو روی هوا معلق میکنه....حالا در طرف دیگه گریفندور با دو مهاجم گل مساوی رو میزنه....بیست بیست مساوی....جسیکا پاتر که شایعه شده یکی از فامیلهای نزدیک هری پاتر معروفه! گل مساوی رو زده....اوه کوییرل هنوز هم رویه هوا معلقه و هر کاری میکنه نمیتونه روی جارو بشینه....حالا میبینم که اندرومیدا به سمتش اومده و داره کمکش میکنه....مواظب باش اندرو!!!!....اما باور کردنی نیست!!!...توپ دیگه ای از طرف رز زلر به اندرو میخوره و اونم دقیقا مثل کوییرل رویه جاروش کله پا میکنه....این مدافعا دارن چی کار میکنن پس؟؟...شما هم بزنین دیگه بی عرضه ها!....ولی نــــــــه!اونجارو نگاه کنید اوتو بگمن و رون ویزلی شونه به شونه ی هم به سرعت دارن پرواز میکنن....میتونم شرط ببندم که گوی زرین رو دیدن....اما این طرف بازم یه اتفاق عجیب میفته!...این دفعه از طرف هلن یه توپ به سمت آلیشیا میاد که به پشت محوطه دروازه هافلپاف رسیده ....آلیشیا جا خالی میده...ولی به خاطر همین جا خالی با دروازه بان تیم هافلپاف یعنی سوزان بونز برخورد شدیدی میکنه و البته به طور اتفاقی توپ به درون دروازه هافلپاف میره....سی بیست به نفر گریفندور!.....اوه.... به نظر میرسه آلیشیا با سوزان دست به یقه شده...بزنش آلیشیا!!!

مک گونگال بار دیگر شروع به غر غر کردن میکنه و میگه:"جردن جستجوگرا...!"

-اوه اصلا حواسمون نبود...ممنون پروفسور از یادآوریتون!....دو جستجوگر طوری به دنبال گوی زرین میرن که انگار به هیچ وجه اونو از دست نخواهد داد....
-------------------------------------------------------------------------------
"یعنی همش حرف بود؟"
رون چند سانتی متر از او به گوی زرین نزدیک تر بود و همین الان بود که اونو بگیره.
"پس این گردنبند لعنتی به چه درد میخوره؟"

اوتو در حالی که فکرها از ذهنش میگذشت عقب تر از رون به دنبال گوی زرین بود.
ناگهان فکری به نظرش رسید!
یکی از دستانش را از دور جارو برداشت و در کمال ناباوری تماشاگران که جیغ میکشیدند یک دستش را درون ردایش کرد و به هر زحمتی بود گردنبند را از ردایش خارج کرد.گرنبند شروع به نواختن آهنگ کرد.با اینکه با سرعت زیادی پرواز میکردند اما صدای گردنبند کاملا واضح شنیده میشد.
--------------------------------------------------------------------------------
صدا از پشت سرش می آمد.خیلی بلندتر از آن بود که از جایگاه تماشاگران باشد.
پس از کجا بود؟
برگشت تا منبع صدا را جستجو کند.در یک نگاه اوتو را دید که چیزی در دستانش میدرخشید و صدا میداد.اما لحظه ای بعد انگار که به چیزی خورده باشد از جارویش به سمت زمین پرتاب شد.
بگمن را دید که دستش را بالای سر او یعنی دقیقا کنار تیر دروازه ای که با آن برخورد کرده بود, دور گوی بلورین حلقه زد.
در همان حال به زمین برخورد کرد و همه چیز در اطرفاش سیاه گشت.

___________________________________________________________
یک توضیح:
برای اولین بار از این شیوه استفاده کردم که نمایشنامه از دید چندین شخص نوشته میشه.اول سرژ دوم اوتو سوم پیتر چهارم لی جردن پنجم دوباره اوتو بگمن و در آخر هم رون ویزلی....بینشون خط قرار دادم تا زیباتر به نظر بیاد.امیدوارم لذت برده باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 13 اسفند 1384 14:47
نمایش جزئیات
آفلاین
استرجس دست هایش را به هم زد تا همه ی اعضا ی تیم به طرف او برگردند.هیچ کس آرام و قرار نداشت.هرکس برای اینکه به مسابقه و نتیجه فکر نکند خودش را به کاری مشغول کرده بود.آلیشا و تدی مدام موهایشان را باز و بسته می کردند.کوییرل،اندرو و جسیکا جاروهایشان را با اینکه کاملا آماده بودند روغن کاری می کردند.رون که به علتی نا معلوم دیرتر از بقیه به رختکن رسیده بود هنوز لباس می پوشید.استرجس که از قیافه ی بچه ها خنده اش گرفته بود سعی کرد آن را پنهان کند.خودش هم دست کمی از آن ها نداشت.در حالی که دستانش را در هوا تکان می داد شروع به امید دادن کرد.
«خب...بچه ها!!حالاست که باید نشون بدیم ما خیلی بیشتر از اینی هستیم که شما ها فکر می کنین!!...بخندین!.. به قیافه های خودتون!..»
همه به زور لبخندی زدند.استرجس آهسته دستانش را پایین آورد و سری تکان داد.
«خب...همه که می دونند چی کار باید بکنند!!احتیاج به توضیح نیست!پس به امید پیروزی!»
همه به سمت زمین بازی رفتند.خورشید وسط آسمان می درخشید.صدای گزارشگر هر لحظه بلندتر می شد.
«اعضای تیم گریفندور هم اومدن!!...استرجس پادمور..تدی اسنیپ...اندرومیدا بلک...پروفسور کوییرل...آلشا اسپینت...جسیکا پاتر و رون ویزلی! هم به زمین آمدند»
استرجس و پیتر با هم دست دادند اما زود دستان هم را رها کردند.به هم لبخند زدند اما چشم هایشان چیز دیگری می گفت.با صدای سوت داور مسابقه شروع شد. سرخگون دست آلبوس بود و با شتاب زیادی بدون اینکه به کسی پاس بدهد به سمت دروازه ی گریفندور می رفت.جسیکا و آلیشا با سرعت به سمتش می رفتند اما کاملا مشخص بود که به او نخواهند رسید.استرجس و اندرو با نگاهی به هم فهماندند که باید نقشه ای را که خیلی رویش تمرین کرده بودند را انجام بدهند.هر دو روی دسته های جارو خم شدند.اندرو سریع تر از استرجس پرواز کرد و به محض این که کمی از آلبوس جلو افتاد یکی از پاهایش را محور کرد و با یک حرکت چرخشی سرعتی به یکی از بلاجرها ضربه زد.آلبوس خنده ای کرد و به راحتی جاخالی داد اما استرجس که حالا پشت سر او بود با ضربه ای ماهرانه بلاجر را مستقیم به سمت نوک جارویش فرستاد.جارو به سرعت به دور خودش می چرخید و سرخگون از دست آلبوس افتاد.پیتر و آنیتا که انتظار چنین پیشامدی را نداشتند بعد از چند لحظه مکث به سمت توپی که با سرعت به سمت زمین می رفت رفتند.اما همین چند لحظه کافی بود تا کوییرل سرخگون را در دست بگیرد.
حالا نوبت 3 مهاجم گریفندور بود.کوییرل در وسط به سرعت پیش می رفت و جسیکا و آلیشا با چرخش های عمودی و افقی و سریع به نوعی او را ساپورت و همراهی می کردند.هلن ضربه ای عالی به یکی از بلاجر ها زد و آن را به سمت پای راست جسیکا فرستاد.اندرو با شیرجه ای سرعتی آن را دفع کرد اما به سمتی غلط.بلاجر به سرعت به سمت تدی و دروازه ی گریفندور می رفت.استرجس نیز با یک حرکت دفاعی سریع نقطه ای آن را به سمت پیتر منحرف کرد.
بالاخره کوییرل سرخگون را به آلیشا پاس داد و به سمت راست و جسیکا به چپ پرواز کردند.هر سه نزدیک به هم بودند و فقط یک بلاجر کافی بود تا هر سه را داغان کند.مهاجمان هافلپاف هیچ کدام تلاشی برای به هم زدن ان سه نکردند. کوییرل و آلیشا و جسیکا به سرعت به هم پاس می دادند تا سوزان بونز را گیج کنند.فریاد استرجس سکوت بازیکنان را شکست.
«اندرو!!هلن!!»
هلن ضربه ای زد و رز که کمی جلوتر از او بود با ضربه ای سریع به قدرت سرخگون افزود.اما دیر شده بود. بالاخره کوییرل شوت کرده بود و سوزان بونر اشتباه کرد و به سمت مخالف شیرجه رفت.سرخگون از دروازه ی سمت راستی عبور کرد.فریاد آلیشا به هوا رفت.بلاجر به کمر آلیشا برخورد کرده بود.نفسش بند آمده بود.صدای سوت داور و گریه های از درد آلیشا در هم آمیخت.
«پنالتی به نفع گریفندور!واقعا که!!ضربه به بازکنی که توپ نداره؟»
کوییرل به راحتی سرخگون را داخل دروازه ی وسطی کرد.20-0 به نفع گریفندور.بالاخره با تلاش های مهاجمان هافلپاف نتیجه به 20-10 تغییر کرد.
رون و بگمن به سرعت به سمت شیئی طلایی پرواز می کردند.هر دو روی دسته ی جارو خم شده بودند.هیچ کدام حتی یک اپسیلون هم از دیگری جلوتر نبود.رز ضربه ای به بلاجری زد و اندرو و استرجس که اصلا حواسشان نبود را غافلگیر کرد.مثل این که بلاجر قرار بود به وسط جاروی رون بخورد اما آن به دم جارو برخورد کرد و بعد به جاروی بگمن.هر دو نفر به هم برخوردند و از جارو افتادند اما توانستند خودشان را نگه دارند با اینکه به طرز بدی در هوا تاب می خوردند. اثری از گوی زرین نبود،دوباره ناپدید شده بود. فریاد رون همه را از جا پراند.
«مرسی رز!!»
و مچش را که در آن گوی زرین ناامیدانه بال می زد را بالا آورد و صدای سوت پایان مسابقه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: شنبه 13 اسفند 1384 00:47
نمایش جزئیات
آفلاین
مسابقه کوییدیچ بین دو تیم گریفیندور و هافلپاف تصویر تغییر اندازه داده شده

صدای جمعیت از داخل زمین کوییدیچ شنیده میشد.این اولین مسابقه کوییدیچ بین دو تیم گریفیندور و هافلپاف بود.کاپیتان تیم گریفیندور استرجس پادمور سعی میکرد بچه ها رو آروم کنه در حالی لازم بود یکی به اون آرامش بده
پادمور:کوییرل حواست باشه یه وقت نری جای دروازبان وایسی ترو گذاشتم مهاجم باید گل بزنی نه اینکه گلا رو بگیری.اندرومیدا حواست کجاست؟یادت نره بهت چی گفتم فقط ضربه بزن با تمام قدرت یه وقت جاخالی ندی توپهای مدافع بخورن به بچه های خودمون.رون؟ رون؟
جسیکا:رفته دستشویی
کوییرل داشت دستارشو رو سرش محکم میکرد و تدی در حال پوشیدن دستکش دروازبانی بود استرجس به اطراف نگاهی میندازه تا چشمش به آلیشیا می افته
پادمور:آخه الان وقته آرایش کردنه تو آسمون با کی قرار گذاشتی با آلبوس .آها گفتم آلبوس حواستون خیلی بهش باشه .پیرمرد چشاش نمیبینه رفته برا من مهاجم شده اینکه تا بخواد از رو هوا بلند شه ریشش زیر پاش گیر میکنه با مخ فرود میاد
رون:اوهم اوهم من اومدم ببخشید کسی با من کار داشت؟
کوییرل:رون اصلا دیگه چیزی تو بدنت مونده من فکر کن از بس سبک شدی یه باد بهت بخوره از زمین خارج شدی یه وزنه به خودت ببند

صدای تشویق تماشاگران هر لحظه بیشتر میشد فقط چند دقیقه تا شروع مسابقه باقی مانده بود کاپیتان تیم آخرین حرفها رو به بچه ها میزنه و جاروش رو برمیداره.
پادمور:خیله خب همه برای پیروزی گریفیندور هوراااااااا
همه:هورااااااااا

تیم گریفیندور از رختکن کوییدیچ خارج میشه و به سمت زمین بازی حرکت میکنه.آنروز یکی از زیباترین روزهای فصل زمستان بود.خورشید درست دربالای آسمان میدرخشید و بوی چمن در تمام ورزشگاه پخش شده بود.گریفیندور با لباسهای سرخش در میان چمن سبز و هافلپاف تیم رقیب با لباسهای زردی که بر تن داشت کمپوزسیون زیبایی رو ایجاد کرده بود.داور مسابقه این بازی هرپوی کثیف از گروه اسلایترین بود.
هرپوی:خیله خب همه آماده ان قوانین رو که میدونین پس لطفا کاپیتان هر دو تیم با هم دست بدن.خوبه با صدای سوت من
سوووووووووت
پانزده چوب جارو به سمت آسمان پرواز کرد.هجوم بازیکنان برای بدست آوردن سرخون چنان بود که در آسمون تفکیک رنگهای دوتیم از هم بی نهایت سخت بود فقط توده ای از ترکیب رنگ گریفیندور و هافلپاف قابل رویت بود که در آسمان آبی به رنگ نارنجی تبدیل شده بود.
کاپیتان تیم هافلپاف پیتر پتیگروه سرخگون رو بچنگ آورده بود و خیلی همانگ اون رو به آنیا و آلبوس دیگر مهاجمان تیم پاس میداد.گرفتن توپ از آنها بسیار مشکل بود.
پادمور:آلیشیا ,جسیکا دارین چیکار میکنین برین توپ رو بگیرین.کوییرل تو که جستجوگر نیستی بیا برو گل بزن
کوییرل:ای بابا چقدر دادو بیدا میکنی نترس تا ما تدی اسنیپ رو داریم کسی نمیتونه به ما....

صدا جمعیت به هوا بلند شد گزاشگر بازی باصدای بوق مانندش سعی میکرد بلند تر از فریاد سرژ اعلام کند هافلپاف ده گریفیندور صفر .اما صدایش در میان صدا تماشاگران اصلا به گوش نمیرسید.
کوییرل:خودم جبران میکنم کاپیتان شما فقط حرص نخور توپ در دستان جسیکا پاتر بود.سعی میکرد با حرکت مارپیچ توپهای مدافع رو که هلن و رز مدافعین هافلپاف به سمتش میفرستادن از خود
دور کند به سمت دروازه هافلپاف با تمام سرعت پرواز میکرد.به اطراف نگاهی کرد اما نه کوییرل و نه آلیشیا هیچ کدام نزدیکش نبودند برای همین سرخگون رو با تمام قوا به سمت حلقه راست هافلپاف پرتاب میکنه.سوزاب بونز به راحتی اونو میگیره و به سمت کاپیتان تیم پرتاب میکنه.
رون و اوتو جستجو گران هر دو تیم به فاصله نزدیکی از هم بدنبال گوی زرین بودند.رون چند بار به سمت شی نورانی که از سمت آلبوس دامبلدور منشا میگرفت حرکت کرد اما هر بار متوجه شد که اون ساعت جیبی آلبوسه که در زیر نور خورشید میدرخشه.

دوساعت از بازی گذشت در این حین گریفیندور تونسته بود هفتاد امتیاز بگیره و صد امتیاز رو از دست بده.با اینکه بازی کمی خسته کننده شده بود اما هر دو تیم همچنان مشغول بودند.اتو بگم یکبار نزذیک بود موفق به گرفتن گوی زرین بشه اما ضربه به موقع پادمور باعث نجات گریفیندور شد و اوتو بگمن با مخ به جایگاه تماشاگران برخورد کرد.
کوییرل بدنبال آلبوس بود تا سرخگون رو از اون بگیره که ناگهان متوجه لرزشی در چوبدستیش میشه.
کوییرل:ای وای چرا اینطور میشم من اوا الان میوفتم کمک ...
کوییرل از چوب جاروش به پایین سقوط میکنه اما در آخرین لحظات موفق میشه دستش رو به جارو نگه داره اما لرزشهای جارو مانع از آن میشه که بتونه خودش رو بالا بکشه.
هرمیون از جایگاه تماشاچیان به رون اشاره میکنه تا به سمت اون بیاد.
رون:چی شده؟این انگار خل شده هی من گفتم این اصلا جارو سواری بلد نیست چه برسه به کویید...
هرمون:رون اونجا رو نگاه کن
رون به سمت جایی که هرمیون اشاره میکنه نگاه میکنه هری پاتر در حالیکه که مستقیم به کوییرل نگاه میکنه مدام لبهاش رو بهم میزنه و وردی رو زیر لب تکرار میکنه
رون:داره تلافی اون دفعه رومیکنه الان میرم به خدمتش میرسم
هرمیون:نه تو برو دنباله توپ من میدونم چیکار کنم

دقایقی بعد همه چیز به حالت عادی برمیگرده و کوییرل دوباره سوار جاروش میشه
آلبوس:خوبی؟فکر کنم یکی چوبتو جادو کرده
کوییرل:
رون به سمت کوییرل پروازه میکنه تا جریان رو براش بگه.هنوز آلبوس در کنار کوییرله رون که از دست درخشش ساعت آلبوس خسته شده بود دستش رو به سمت اون میبره وبا قدرت میگیرتش
رون:آلبوس دفعه آخرت باشه که این ساعت ....
سوووووووت
صدای جمعیت بلند میشه و رون در حالیکه هنوز نتونسته باور کنه گوی زرین رو در برابر دیگان همه به سمت آسمون نشانه میگیره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/16 16:32:35
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/18 16:47:50

Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: پنجشنبه 11 اسفند 1384 17:36
نمایش جزئیات
آفلاین
مسابقات کوییدیچ هاگوارتز 13 تا 24 اسفند تصویر تغییر اندازه داده شده

گریفیندور با هافلپاف -------> 13 و 14 اسفند -------> شنبه و یکشنبه

اسلایترین با راونکلاو -------> 15 و 16 اسفند -------> دوشنبه و سه شنبه

هافلپاف با اسلایترین -------> 17 و 18 اسفند -------> چهار شنبه و پنجشنبه

راونکلاو با گریفیندور -------> 19 و 20 اسفند -------> جمعه و شنبه

گریفیندور با اسلایترین-------> 21 و 22 اسفند -------> یکشنبه و دوشنبه

هافلپاف با راونکلاو -------> 23 و 24 اسفند -------> سه شنبه و چهار شنبه


ترکیب تیم اسلایترین
دروازبان: بلیز زابینی
مدافعان:مارلوو گانت ، ایدی مالفوی
مهاجمان:مارکوس فلینت ، لرد بلرويچ و بارتیموس کراوچ
جستجوگر:دراکو مالفوی
کاپیتان : دراکو مالفوی

ترکیب تیم گریفیندور
دروازبان:تدي اسنيپ
مدافعان: استرجس پادمور - اندروميدا بلك
مهاجمان :جسيكا پاتر - آليشيا اسپنيت - پروفسور كوييرل
جستجوگر:رون ويزلي
كاپيتان:استرجس پادمور

ترکیب تیم راونکلاو
دروازبان:آوريل لاوين
مدافعان: كريچر - ادی ماكای
مهاجمان :پنه لوپه كلير واتر - نيمفادارا تانكس - چو چانگ
جستجوگر: ققنوس
كاپيتان:ادی ماكای

ترکیب تیم هافلپاف
دروازه بان: سوزان بونز
مهاجمان: آنيتا دامبلدور، آلبوس دامبلدور، پيتر پتي گرو
مدافعان: هلن،رز زلز
جستجوگر: اوتو بگمن
كاپيتان: پيتر پتي گرو

داوران مسابقه:
بیل ویزلی از گریفیندور
سرژ تانکیان از هافلپاف
هرپوی کثیف از اسلایترین
سدریک دیگوری از راونکلاو
قوانین مسابقات کوییدیچ در هاگوارتزتصویر تغییر اندازه داده شده

برای بازیکنان:
هر بازیکن موطف است در دو روزی که برای بازی با تیم حریف برایش مشخص شده یک نمایشنامه بنویسد.

*در نمایشنامه باید به نکات زیر توجه شود:
1-بکار بردن تمام اسامی بازیکنان دو تیم در نمایشنامه
2-درست نوشتن نام اسامی و جایگاه بازی آنها
3-استفاده ااز توصیفات برای زمین و برای بازیکنان
3-بازی رو از دید تیم خودتون شرح دهید
4-سعی کنید از همه چیز در یک بازی استفاده کنید.از خطاها توپها پنالتی ها حتی موقع استراحت در رختکن رو میتونید بنویسید.
5-حتما لازم نیست در بازی که انجام میدید خودتون رو برنده اعلام کنید اینها امتیاز محسوب نمیشن
6-زیاد از دیالوگ و یا توصیف استفاده نکنید سعی کنید هر دو رو در کنار هم بکار ببرید
7-نوع نوشتن و سبک نوشتن مهم نیست خوب نوشتن ملاک پیروزیست

برای داوران:

هر نمایشنامه 10 امتیاز داره در کل هر کس در طول بازی باید سه نمایشنامه در زمین بنویسه که میشه 30 امتیاز با توجه به تعداد بازیکنان هر تیم,در صورت بدست آوردن تمام امتیازات در نهایت 210 امتیاز (توسط یک داور) برای تیم بدست میاید.بر مبنای این امتیازات تیم برنده مشخص میشه.در آخر امتیازت + جایزه تیمها شده و به تابلوی شنی امتیازات اضافه میگردد.

*نوع امتیاز دادن برای هر نمایشنامه:
1-در صورتی که بازیکنی قوانین بالا را رعایت نکند داور میتونه بابت بکار نبردین یکی از موارد فوق از وی امتیاز کسر کند
2-در صورتی که بازیکنی در روز مسابقه در زمین بازی شرکت نکند داور این حق رو دارد که علاوه بر ندان امتیاز از تیم وی امتیاز نیز کسر کند
3-اگر بازیکنی در روز تایین شده بازی نکند و به جای آن در روز دیگری نمایشنامه ارسال کند داور میتواند او را از زمین اخراج کرده و به وی اخطار دهد.(پست او را پاک کرده و از او امتیاز کم کند)
4-داوران اجازه ندارند از روی گروه خود و یا دلایل شخصی به بازیکنان امتیاز داده و یا کم کنند.
5-داوران در موقع امتیاز دادن اجازه مشورت و یا صحبت با داوران دیگر را ندارند.
6-هر داور خود به تنهایی باید امتیازات را نوشته و در آخر مسابقات آن را از طریق پیام شخصی به مدیریت هاگوارتز تحویل دهد.
7-حتما موقع امتیاز دادن نام بازیکن و نام تیم حریف را نوشته و جدا به وی امتیاز دهید.برای انتخاب برنده حتما به این لیست احتیاج دارم.

بازیکنانی که بدلایلی نمیتوانند در این روزها نمایشنامه ارسال کنند میتونند از الان اونها رو نوشته و در روز مقرر با دادن پسورد خود به یکی از بازیکنان از وی بخواهند تا بجای او پستشان را ارسال کنند.

همونطور که گفتم هر تیم توسط هر داور در نهایت 210 امتیاز بدست خواهد آورد.امتیاز تمام داوران برای هر تیم در آخر جمع شده و تقصیم بر چهار میشود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/11 21:13:57
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/12 12:34:29

Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: یکشنبه 7 اسفند 1384 20:52
نمایش جزئیات
آفلاین
اعضاي تيم كوييديچ هافلپاف:

دروازه بان: سوزان بونز
مهاجمين: آنيتا دامبلدور، آلبوس دامبلدور، پيتر پتي گرو
مدافعين: هلن،رز زلز
جستجوگر: اوتو بگمن

كاپيتان: پيتر پتي گرو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=large][color=003300][font=Georgia]و ازش پرسيدم كه:خ
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: یکشنبه 7 اسفند 1384 17:45
نمایش جزئیات
آفلاین
اسامي بازيكنان با اخلاق تيم كوييديچ راونكلاو:

دروازبان:آوريل لاوين
مدافعان(ضربه زنندگان): كريچر - ادی ماكای
مهاجمان :پنه لوپه كلير واتر - نيمفادارا تانكس - چو چانگ
جستجوگر: ققنوس

كاپيتان: پرفسور كوييريل!!(خب مگه نگفتين كه كاپيتان پست رو بزنه؟)اصلاح ميكنم...ادی ماكای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: یکشنبه 7 اسفند 1384 14:22
نمایش جزئیات
آفلاین
اسامي تيم كوييديچ گريفيندور:
دروازبان:تدي اسنيپ
مدافع ها: استرجس پادمور - اندروميدا بلك
مهاجم ها :جسيكا پاتر - آليشيا اسپنيت - پروفسور كوييرل
جستجوگر:رون ويزلي
كاپيتان:استرجس پادمور

پ.ن:پروفسور شايد بعدا ما هم بخواهيم يكي از بازيكنامون رو تعويض كنيم خواستم به اطلاع برسونم

با تشكر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: زمين كويديچ هاگوارتز
ارسال شده در: یکشنبه 7 اسفند 1384 08:36
نمایش جزئیات
آفلاین
ترکیب تیم اسلایترین
دروازبان: بلیز زابینی
مدافعان:مارلوو گانت ، ایدی مالفوی
مهاجمان:مارکوس فلینت ، لرد بلرويچ و بارتیموس کراوچ
جستجوگر:دراکو مالفوی

کاپیتان : دراکو مالفوی

لیست تغییر کرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/7 11:28:38
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/10 10:52:58
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/12 12:37:58
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین