جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  120 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  245 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  164 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  194 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: محل تمرین دوئل محفل
ارسال شده در: یکشنبه 28 مرداد 1386 17:52
نمایش جزئیات
آفلاین
آيا ممکن است من به عنوان مرد آسلام در اين دوئل ها شرکت کنم؟چون من به محفل يا مرگ خوارها کاري ندارم!

سلام کالین عزیز ، برای این دوره از مسابقات متاسفانه چون قرعه کشی انجام شده و مسابقات آغاز گردیده امکانش نیست ، ولی در دوره بعد حتما منتظر شما خواهیم بود.موفق باشی.با احترام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1386/5/28 22:08:20
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: محل تمرین دوئل محفل
ارسال شده در: یکشنبه 28 مرداد 1386 16:42
نمایش جزئیات
آفلاین
ياهو



.:. مرحله ي اول، دوئل بين ويولت بودلر وجسيكا پاتر .:.

هوايي سرد ،سكوتي وهم آلود ، درختان درهم تنيده و قديمي كه شاخه هاي آن روي زمين نيز جوانه زده بودند ، صداهايي مرموز و نه چندان خوشايند فضا را پر و محيط را احاطه كرده بود.

دو دختر جوان در حالي كه چوبدستي هاشون رو آماده ي هر حمله ي غافلگير كننده اي كرده بودند ، با نگاه هايي تحقير آميز يكديگر را برانداز ميكردند ، باد نسبتا شديدي در حال وزيدن بود كه باعث ميشد رداهايشان از زمين بلند شود و موهايشان به پرواز در آيند.
كمي نزديكتر ، آنها به محوطه اي بازي كه كنار درياچه اي كوچك بود ، رسيدند(هموني كه تو كتاب 1 بود )... جسي نگاهي به اطراف كرد ، كمي عقب تر رفت زيرا حاضر بود قسم بخورد كه سانتوري را به چشم ديده است ، ولي ويولت از همين فرصت استفاده كرد و فرياد زد :
- اكسپليارموس !!
جسي به محض شنيدن صداي ويولت جا خالي داد و در حالي كه كمي خم شده بود چوبدستي اش را سمت زمين نشانه گرفت و گفت:
- گلسيو !!!
آب از زير پاي ويولت شروع به فوران زدن كرد ، ويولت كه خون جلوي چشماش رو گرفته بود با وردي ابتدا آب رو از بين ميبره و بعد از آن به رُوتيلي كه داشت از تنه ي درخت بالا ميرفت اشاره كرد ، چند ثانيه بعد رُوتيل تبديل به موجودي آهني شد ، عقب گرد كرد و به سمت جسي آمد ، اما قبل از اينكه رَوتيل خودش را به جسي بچسباند ،با افسون وينگارديوم لويوسا در جو مشغول پرواز كردن بود.

خلاصه همينجوري گذشت، گذشت ، گذشت !! واقعا گذشت !!!... گذشت خيلي خوبه ! من واقعا با گذشت موافقم !... گذشت ، گذشت مياره!!
داشتم ميگفتم ، چند ساعتي به رد و بدل كردن ورد و طلسم گذشت ، تا اينكه هر دو خسته و زخمي شدند ... ويولت روي زمين نيم خيز شد و داشت با گوشه ي رداش خوني كه از لبش جاري شده بود رو پاك ميكرد كه جسي فرياد زد:
- پتريفيكس توتالوس !! و سپس اكسپالسو !!
ويولت همانطور خشك شد ، اما درخت فرسوده اي كه كنارش بود از هم پاشيد و شاخ و برگش به سويي پرتاب شدند.
جسي نفس عميقي كشيد و روي زمين دراز كشيد !!! ... اما سريع برخاست زيرا شك نداشت كه سر و صداهايشان ياعث شده بود تا تعداد زيادي از حيوانات اسرار آميز جنگل از خواب بيدار شوند .
سپس سمت ويولت رفت و گفت:
- " هوش زياد بهترين گنج انسانه " ! قدرت منو دست كم نگير !!ناسلامتي من پاتري هستم! براي ما باخت معني نداره !!


.:. 19 سال بعد .:.
جسي همراه دو پسر نوجوان (D:) وارد جنگل ممنوعه ميشن!... يكي از پسرها كه شيطنت بيشتري ميكرد گفت:
- عمـــه جسي !! واسمون داستانت رو تعريف ميكني ؟!
جسي موهايش را از جلوي چشمانش كنار زد و وسط اون دوتا پسر نشست و خاطره ي دوئلش رو با ويولت بودلر كه اكنون سمتي مهمي در بخش اختراعات وزارتخانه داشت تعريف كرد.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جسيكا پاتر در 1386/5/29 0:28:10
Re: محل تمرین دوئل محفل
ارسال شده در: شنبه 27 مرداد 1386 22:28
نمایش جزئیات
آفلاین
مرحله اول،مسابقه دوم:ویولت بودلر_جسیکا پاتر
_:خب نظرت در مورد اینجا چیه جسی؟
دختری جوان با موهای مشکی آشفته این را از همراه خسته اش پرسید و به سرعت درب خانه ای که به نظر متروکه میرسید را گشود.
دختر جوانی که همراهش بود با شگفتی پا به درون خانه خاک گرفته گذاشت:وای دختر!تو اینجا رو از کجا پیدا کردی؟
ویولت با رضایت لبخندی زد و پاسخ داد:با یک ورد جستجوی ساده.این ورد که از اختراعات خودم هست طریقه کارش اینه که...
جسیکا برای این که مبادا در میان پرحرفی های ویولت در مورد اختراعاتش غرق شود،شتابزده پرسید:نظرت چیه که اینجا رو مرتب کنیم؟
حق با جسیکا بود.آن خانه به شدت به رفت و روب نیاز داشت.چهار صندلی چوبی و زهوار در رفته که به دور میزی گرد و کهنه حلقه زده بودند،پذیرای حضور یک اینچی گرد و خاک بودند.شومینه کوچکی که در کنج خانه کز کرده بود،فداکارانه آخرین شعله های وجودش را برای گرمی قلب خانه فدا میکرد.به جز اینها زمین سرد و غبار گرفته خانه را چیزی نمیپوشاند.
ویولت اخم هایش را در هم کشید و با نارضایتی گفت:اه جسی!اینقدر کسل کننده نباش!بیا به جای اون یه دوئل درست و حسابی ترتیب بدیم.فقط من و تو.خواهش میکنم جس!
نگاه ویولت چنان ملتمسانه و معصوم بود که جسی نتوانست مقاومت کند.
او خنده ای کرد و گفت:خیله خب.قبوله!فقط به عنوان یک خواهر برات یه نصیحت دارم:هیچ وقت یک شیر پیر رو دست کم نگیر عقاب جوان!
ویولت بی توجه به نصیحت ارزشمند جسیکا شادمانه خندید و رو به روی او گارد گرفت.شاید جسیکای خسته و از پا افتاده حریفی مناسب برای ویولت جوان و سرحال نبود ولی تنها چیزی که او میخواست این بود:پیروزی!
ویولت با گمان این که جسیکا هنوز حواسش جمع نشده است فریاد زد:اینکارسروس!
جسیکا به نرمی حمله او را با گفتن«پروته گو»دفع و با بر زبان راندن«ریداکتو»صندلی پشت سر ویولت را منفجر و او را وادار به غلت زدن کرد.البته ویولت هم بیکار ننشست و با بر زبان جاری کردن ورد«سیلنسیو»که به طور کاملا شانسی به هدف خورد،از خود دفاع کرد.جسیکا حرکتی کرد تا ورد را باطل کند ولی ویولت سر مست از پیروزی احتمالی فریاد زد:
_:اینکارسروس!
جسیکا که قدرت جادویی حریف جوانش حیرت کرده بود واکنشی نشان نداد و با صدای خفه تاپی بر زمین افتاد.
ویولت با لبخندی پیروزمندانه چوبدستیش را در هوا تکان داد:من برنده شدم جسی!من تو رو بردم و تو باید...
ناگهان نوری در هوا درخشید و لحظه ای بعد،ویولت که از قوزک پایش آویزان بود،پدیدار شد.
جسیکا که حالا طناب را گشوده و ورد سکوت را خنثی کرده بود به آرامی به ویولت تذکر داد:هیچ وقت یک شیر پیر از یک گربه جوان شکست نمیخوره دختر!یادت رفت چوبدستیم رو بگیری.
ویولت با خشم دندانهایش را بر هم سایید:باز هم تو بردی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
Re: محل تمرین دوئل محفل
ارسال شده در: شنبه 27 مرداد 1386 14:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خب با سلام خدمت محفلی های شرکت کننده در مسابقات دوئل محفل ، خواهشمندم این پست را با دقت کامل بخوانید.

قوانين دوئل :

الف)
استفاده از طلسم آواداکداورا ممنوع می باشد.

ب)
هر فرد برای شرکت در هر مرحله فقط می تواند یک پست بزند.

پ)
برای پستهایتان دو راه وجود دارد:
1- میتوانید در پست خود ، دوئل را تمرینی فرض کنید.
2- میتوانید فرض کنید دوئل واقعی است البته باید برای این مورد دلیلی هم آورده شود برای مثال خیانت به محفل ققنوس و ...
برای مرحله اول یک هفته فرصت دارید.
لازم به توضیح است که در صورتی که راه دیگری نیز برای بیان دوئل و نوع آن پیدا کردید ، مشکلی ندارد و می توانید از همان شیوه استفاده کنید و امتیاز منفی محسوب نخواهد شد.



ت)
نحوه امتیاز دهی:
پستها از 25 امتیاز ، امتیازدهی خواهند شد و عواملی چون:
زیبایی سوژه اصلی ،روانی پست ، سوژه های فرعی ، توصیف مناسب ،املا و نگارش ، چگونگي آغاز و پایان پست
در امتیاز دهی تاثیر خواهد داشت.داورهای مسابقات بنده و ریموس عزیز می باشیم.

مرحله اول: توجه داشته باشید که در این مرحله محدودیت مکانی وجود دارد و هیچ مورد دیگری نیست.مکان دوئل باید در فضای جنگل ممنوعه فرض شود.مرحله اول از ساعت 00:00 شنبه بیست و ششم مرداد آغاز و تا پایان هفته یعنی جمعه ساعت 24:00 ادامه خواهد داشت .در ذیل برنامه مسابقات مرحله اول را مشاهده می نمایید.منتظر پستهای خوب شما محفلی های شرکت کننده در این مسابقه هستیم.موفق باشید با احترام.

مسابقه اول: آلیشیا اسپینت---چو چانگ

مسابقه دوم: جسیکا پاتر---ویولت بودلر

مسابقه سوم: لودو بگمن---لارتن کرپسلی

مسابقه چهارم: آوریل---آبرفورث دامبلدور

مسابقه پنجم: سارا اوانز---پرد فوت

مسابقه ششم: لیلی اوانز---جرج ویزلی

مسابقه هفتم:آماندا لانگ باتم---پروفسور سینیسترا

مسابقه هشتم: اولیور وود --- جوزف ورانسکی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1386/5/27 14:38:12
Re: محل تمرین دوئل محفل
ارسال شده در: شنبه 23 تیر 1386 19:58
نمایش جزئیات
آفلاین
آغاز بکار مجدد تاپیک

با سلام خدمت محفلی های عزیز.هدف از افتتاح مجدد این تاپیک ، مدیریت آن به شیوه جدید و ایجاد انگیزه در محفل بوده است.همانطور که از نام این تاپیک بر می آید ، این تاپیک محل تمرین دوئل اعضای محفل است ، همانطور که در پست قبلی خود نیز گفتم ، این تاپیک قرار است به یک تاپیک رول تغییر پیدا کند. اما چگونه؟

در این تاپیک هر ماه رقابتی بین اعضای داوطلب محفل برگزار می شود.در این رقابت اعضا دو بدو با یکدیگر دوئل می کنند.هر کدام از اعضا ، پس از مشخص شدن حریف خود موظف است در پستی ، دوئل خود را با رقیب خود توصیف کند.

داور مسابقه(من و لوپین عزیز) پس از خواندن دو پست ، فرد برنده را انتخاب کرده و فرد برنده به مرحله بعد صعود خواهد کرد.به فرد برگزیده هر ماه چهل امتیاز تعلق خواهد گرفت.دقت فرمایید در هر مرحله محل و شرایط دوئل تغییر خواهد کرد.

برای دوره اول این رقابت ، محفلی های متمایل به شرکت در این مسابقه ، تا بیست و نهم فرصت دارند آمادگی خود را از طریق پیام شخصی به اطلاع بنده و یا ریموس عزیز برسانند.

موفق باشید.با احترام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1386/4/23 20:03:34
Re: محل تمرین دویل محفل
ارسال شده در: جمعه 4 فروردین 1385 12:15
نمایش جزئیات
آفلاین
یاهو



خارج از رول:
امیدوارم حق پست زدن توی این تاپیک رو داشته باشم!
خب..... چون با باز گشت ولدمورت بهتر دیدم تا خودمونو برای جنگ بیشتر آماده کنیم!
آخه اینجا خیلی وقته که داره خاک می خوره!!....
پس بشتابید تا پیروزی ابدی ، چند قدمی نمانده!!
*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^

زمان: سه روز قبل از دزدیده شده آنیتا دامبلدور
موقعیت جغرافیایی: غرب اروپا " لندن"

هوا گرگ و میش بود ! گویا قصد نداشت از پشت کوهها ی مشرف به دریا بیرون آید. سکوت همه جا را در بر گرفته بود و مردم در فراخ بال در رختخواب های خویش آرمیده بودند ، جز چند تن از رفتگرانی که خیابان های سنگ فرش شده را جارو می کردند!


ززززززینگ....زییییییینگ.......زیننننننننگ......زینگگگگگگگ
عقربه های ، ساعت 5 صبح را نشان میدادند!
کسی به خود اجازه نمیداد تا بلند شود و صدای زنگ را قطع کند!...همه در حالی که بالشت های خود را روی سر گذاشته بودند و به یکدیگر پیشنهاد این کار را میدادند!...
ناگهان صدای زنگ سرسام آور ساعت قطع شد!
جینی به خود تکانی داد و گفت:
_ آآآآآآآآآآآخییییییش.... تازه داشت خوابم میبردا
مالی ویزلی ملحفه را از روی جینی کنار کشید و در حالی که به سمت پنجره میرفت تا پرده ها را کنار بزند، تک تک دخترا را صدا میزد!......بیدا شین.....وقت خوردن صبحانه اس ، امروز خیلی کار دارین!!!
جسیکا که در رویای شیرینی به سر میبرد با صدای جییییغ ، خانم ویزلی از در جا بلند شد و با ترس به اطرافش نگاه کرد!و تته پته کنان گفت:
_ چیز ...چیزی شده؟.....اتفاقی افتاده خانم ویزلی؟؟
تق.....گوپس.....آآآآ ی ی ی ی....مامااااااااان.....تق....
مالی اخمی کرد و گفت:
_ نه جسی عزیز ، باید برای امروز آماده شین!...
سپس تن صدایش را بالا برد و گفت:
_ تا 10 دقیقه ی دیگه همه سر میز حاضر میشن!.فهمیدین
همه ی دخترا در حالی که خمیازه میکشیدند از جا بلند شدند!


ساعت: 5:10 دقیقه
مکان: آشپزخانه ی خانه ی شماره 12 گریمالد

همه ی گروه دوره میز طویلی جمع شده بودند و با یکدیگر حرف میزدند!.....در چهره ی اکثر آنها خستگی به وضوح دیده میشد ، زیرا تا دیر وقت مشغول تمرین بودند!
در جایگاه مخصوص ، آلبوس دامبلدور ، رئیس محفل در حالی که سخنرانش را با لوپین و سیریوس به پایان رسانید ، از جا بلند شد و همه را از سر گزداند و در حالی که لبخند میزد گفت:
_ خوب.....میدونم همتون خیلی خسته اید!....ولی ما باید همیشه آماده باشیم!......حرفهامو خلاصه میکنم تا وقت با ارزشتونو نگیرم!......باید امروز شجاعتتونو به هم نشون بدین!...موفق باشین
در همین حین از آشپزخانه خارج شد و به اتاقش رفت!


زمان: 6 صبح
مکان: سالن تمرینات!

همگی وارد سالن شدند!
سیریوس ، خود را به آنها رساند و با چوبدستی خودش چهار پایه ای را ظاهر کرد و روی آن ایستاد!......سپس رو به ارتش کرد و گفت:
_ خوب دوستان امروز دوئل تن به تن رو تمرین میکنیم!...... این تمرین بعد از مدتها , میتونه خیلی مفید باشه ، یعنی میفهمین که قدرت و تمرکز ، چقدر مثمر ثمر واقع میشه!...... با شمارش من به گروهای دو نفری تقسیم بشین!
1......2.......3.......سوووووووووووووووووووووت

سالن ناگهان پر از سر و صدا شد!......صدای پاهایشان که به این سو و آن سو میرفتند ، اوضاع را مهیج تر جلوه میداد!
کمی آن طرف تر ، استرجس و جسیکا رو به روی هم ایستاده بودند و در کنار آن دو آنیتا و اوتو بگمن قرار داشتند
و همگی به این ترتیب نظام گرفتند!
جسیکا نفس عمیقی کشید و در حالی که با چشمان تیله ای رنگش به استرجس خیره شده بود فریاد زد:
اکسپلیارموس
چوبدستی از دست استرجس افتاد ، وی در حالی که خم شد تا اون رو بگیره گفت:
_ واااااااااااااای ، خیلی سریع بود!
ولی اینبار هم غافلگیر شده بود ، جسی دوبار فریاد زد:
ریکتوزمپرا
صدای خنده ی جسی و بچه هایی که در اطراف بودند مثل بمبی ترکید
اوتو که خود هم بیشتر از استرجس نبود ، رو به استرجس کرد و گفت:
_ می خوای با هم متحد شیم؟... من و تو ، جسیکا و آنیتا!
استرجس سرش را به علامت تایید تکان داد و آماده ی گرفتن انتقام شدند!


اگر خدا بخواهد ، ادامه پیدا میکند......

******************************
آیا پسر ها موفق میشدند؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re:محل تمرین دویل محفل
ارسال شده در: چهارشنبه 22 مهر 1383 14:43
نمایش جزئیات
آفلاین
بیا خوب تو هم جانشین من اما اگه یکی دیگه اومد کر کری خوند توبرو اونو داغون کن اوکی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: محل تمرین دویل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 شهریور 1383 18:03
نمایش جزئیات
آفلاین
پيتر از سوسكي دعوت ميكنه و دو تاشون به هم تعظيم ميكنن و شروع ميكنن
پيتر شروع ميكنه به طرف سوسكي حركت كردن و بعد هم شروع ميكنه به دويدن وقتي به سوسكي ميرسه زير پا لهش ميكنه و همه چي تموم ميشه
(اين داستان برذ اساس يك قصه ي واقعي نوشته شده بود)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: محل تمرین دویل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 شهریور 1383 17:32
نمایش جزئیات
آفلاین
هری هم قرار نبود بمیره(البته اصلا نشد).حالا هم اگه نمی خوای طوری نیست.جانشین که فقط برای مردن نیست برای بیهوش شدنم هست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
Re: محل تمرین دویل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 شهریور 1383 17:27
نمایش جزئیات
آفلاین
قرار نیست که من بمیرم و جانشین بخوام میخوام اونو نابود کنم به هر حال خوش اومدی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!