شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
درود رفقا! هین.نقد پستهای طنز کلوپ جادوگران رو اینجا داریم.باشد که این رسالت رو به خوبی به انجام برسونیم! نقد پست شماره 68 تو کلوپ جادوگران توسط لاوندر براون. یکی از نکاتی که من به شخصه خیلی تو پستای لاوندر میپسندم اینه که با استفاده از گذاشتن فاصله خوب بین خطوط،به سازمان جهانی سیاستگذاری سلامت کمک میکنه تا چشمای ملت خواننده سالم بمونه. در کل این مورد خوبیه من خیلی ازش لذت بردم. .پستت طنز نابه یعنی اگه شکلکش رو هم بردارن . دوباره بخونن همونقدر میخندن که با شکلکه حال کردن.از نقاط قوت پستت بود.همینطور استفاده از تیکه های طنزی مثل یا شصت پای مرلین،توهم و ...پستت رو قشنگ کرده بود. از طرف دیگه جزو نکات منفی پستت میتونم نداشتن روند منطقی توی پست اشاره کنم.البته اصولا توی پست طنز منطق نقش پررنگی نداره ولی درصدی از پست رو شامل میشه.مثلا میشه تو این قسمت: نقل قول:
زندانی که نور ماه روی صورتش می افته و سیریوس بلک! بوده؛ به سمت مامور زندان حمله ور میشه. مامور از ترسش خشک میشه و نمیتونه چوبدستی بکشه.
با یه تیکه طنز یه ذره منطق رو به خواننده القا کنی.من نمیگم تمام روند داشتان باید منطقی باشه.میگم باید برای خواننده قابل قبول باشه.میتونستی به جاش این رو بنویسی: نقل قول:
مامور زندان هل میشه میاد چوبدستی بکشه به دلیل هل شدن زیاد چوبدستی میره تو دماغش!...
و ادامه داستان. یه مورد دیگه هم بود و اون عدم وجود هماهنگی بین لحن داستان بود.یه جایی از کلمات شکسته استفاده کرده بودی و جای دیگه کتابی نوشته بودی.در حالی که با توجه به طنز بودن پست عموما همه اش رو شکسته مینویسن. دیگه توی پستت ایرادی ندیدم.اگر بخوام بهت امتیاز بدم با توجه به نکاتی که تذکر دادم از ده بهت شیش میدم.مطمئنم که میتونی بهتر بشی.چون تو خودت خدادادی نویسنده ای.ازت انتظار دارم باز هم بنویسی و این بار منطق و یکدستی داستان رو رعایت کنی. متاسفانه به دلیل زیق وقت بعدا پست آماندای عزیز رو نقد میکنم. فعلا.
*نقد پست های هاگزمید* سلام خدمت جادوگران و ساحره های محترم! تاپیک هایی که در هاگزمید نقد می شدند تعویض شد. در این هفته پست کسانی که در مسابقه کلوپ جادوگرانشرکت کنند توسط آلبوس دامبلدور و ویولت بودلر در سی ام شهریور ماه نقد می شود.همچنین پست های خانه های هاگزمید را ،رابستن لسترنج در تاریخ دوم مهر ماه نقد می کند. با تشکر ناظرین
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلم تنگ شده برات چون نیستی اینجا برام من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
نقد پست 111 کافه سه دسته جارو نوشته شده توسط آنتونین دالاهوف:
آنتونین عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی--- خب با توجه به اینکه از اواسط پستت به بعد ، دیالوگ زیادی به کار برده بودی و توصیفها را در خلال دیالوگها آورده بودی ، می توان گفت نیازی به پاراگراف بندی ندارد. لحن و زبان داستان--- خب تلفیق لحن جدی با توصیفات زیبایی که به کار برده بودی ، جالب بود .مهم ترین نکته این بود که از خصوصیت لحن ارزشی یعنی توصیفات در خلال دیالوگها ، در لحن جدی استفاده کرده بودی که خوب مورد جالبی از آب در آمده بود. بررسی نگارشی ، املایی و معنایی--- خب همانطور که در مورد پستت در محفل ققنوس هم گفته بودم ، استفاده از اسلاش در بین دیالوگها کاری نیست که چندان مرسوم باشد و بهتر بود که از علائم نگارشی صحیحی استفاده می کردی.همچنین چند مورد غلط تایپی در پستت نیز به چشم می خورد که با یک بار ویرایش می توانستی به راحتی آنها را برطرف کنی. نکات قوت پست:جدی--- خب به نظر من ، نقطه عطف پستت ، توضیح افسانه هاگوارتز بود که جاب آنرا بیان کرده بودی. ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه پست--- خب در مورد سوژه خود پست باید بگم با توجه به اینکه پست آغازین یک سوژه جدید بود ، به نظر من پرداخته شده و کامل بود و توانسته بودی هدف از سوژه را مشخص کنی.در مورد سوژه نفر بعد هم با توجه به معرفی یک فرد غریبه که در نزدیکی آنها نشسته بود ، توانسته بودی دست نفر بعد را برای ادامه باز گذاری.موفق باشی
نقد پست 112 کافه سه دسته جارو نوشته شده توسط ایگور کارکاروف:
ایگور عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی--- با توجه به اینکه بیش از نیمی از پستت مربوط به فلش بک بود ، نیازی به پاراگراف بندی نداشت. لحن و زبان داستان--- استفاده از لحن جدی را با اختصاص دادن توصیفات به یک خاطره در ذهن فرد مجهول به خوبی آغاز کرده بودی و پس از فلش بک نیز با ادامه دادن آن ، لحن پستت را یکدست کرده بودی. بررسی نگارشی ، املایی و معنایی--- خب در این بخش چند اشکال به چشم می خورد ف اولین اشکال آن جدا نمودن می استمراری از فعل بود که متاسفانه ، آنرا رعایت نکرده بودی.در جمله زیر نیز:
چند اژدها بر فراز هاگوارتز پرواز ميكرد و هر فردي را ميديدند با آتش دهانشان ابتدا او را ميكشتند و بعد با دندان هاي تيزشان او را ميگرفتند و با حركتي آن را به اعماق شكم بزرگ و بي نهايتاشان ميفرستادند.
با استفاده مداوم از حرف ربط ((و)) ، تاثیر توصیفاتت را از بین برده بودی ، بهتر بود که از علائم نکارشی و یا حروف ربط دیگر نیز برای جمله ات استفاده می کردی تا تاثیر بیشتری بگذارد.
مورد وزارت خانه و توقف کردن اژدها نیز به اشتباه دستت به enter خورده بود و می توانستی پس از ارسال به راحتی آنرا با یک ویرایش تصحیح کنی.
نگاهي به آنها انداخت و دستي به چونه اش كشيد.
در جمله فوق نیز همانطور که در یک یا دو جمله دیگر نیز شاهد بودیم ، در حین توضیح داستان در متن بوسیله لحن جدی ، ازکلمات گفتاری مانند ((چونه)) استفاده کرده بودی که از جدی و ادبی بودن پستت کم می کرد.
خبري از آن اژدها نبود ديگر!
در جمله بالا نیز همان طور که در یکی از دیالوگها شاهد بودیم کلمه ای که نیاز به ذکر آن بعد از فعل نبود و بهتر بود در جمله قرار می گرفت ، بعد از آن آورده بودی که از لحاظ نگارشی چندان صحیح نبود.
نکات قوت پست:جدی--- از نکات قوت پستت می توان به توصیف مقاومت دامبلدور در فلش بک اشاره کرد که زیبا بود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست--- خب در مورد سوژه خود پست ضمن مجهول نگه داشتن فرد کنار هاگرید ، به سوژه پرداخته بودی و با رجوع به مغز وی ، علت نگرانی او را توضیح داده بودی و علاوه بر آن دوست فرد را مشخص نکرده بودی هر دو را به نفر بعد سپرده بودی.در کل پست متوسطی بود.موفق باشی.با احترام.
بشتابید! بشتابید! طرح نقد پست های هاگزمید آغاز شد! پست هایی که از تاریخ 17 شهریور تا 22 شهریور در تاپیک های کافه سه دسته جارو و شیون آوارگانزده شود توسط منتقدان والا آلبوس دامبلدور و ویولت بودلر نقد خواهد شد.( ممکن است یکی از منتقدان پست های هفته بعد را نقد کند.) منتظر پست های زیبای شما هستیم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چارلی ویزلی در 1386/6/14 10:56:09 ویرایش شده توسط چارلی ویزلی در 1386/6/21 10:42:57
دلم تنگ شده برات چون نیستی اینجا برام من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
خب نقد و بررسی پست های هاگزمید دوباره شروع میشه ولی خب تا یه مدت زمان خاص خواهد بود چون امتحانات پایانی به زودی آغاز خواهند شد و خب وقت کافی برای نقد و بررسی پست ها باقی نمی مونه... من به کمک دوست عزیزم اسکاور سعی می کنیم تعدادی از پست های این انجمن رو مورد نقد و بررسی قرار بدیم... برای شروع بهتره پست های تاپیک خانه های هاگزمید مورد نقد و بررسی قرار بگیره و به تدریج که وقت کافی برای نقد و بررسی پست ها به وجود اومد تاپیک های دیگه ای هم اضافه بشن... از این به بعد پست های تاپیک خانه های هاگزمید در همین تاپیک مورد نقد و بررسی قرار می گیرند... با تشکر کورن اسمیت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=336600][font=Arial]ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه
اول باید این نکته رو ذکر کنم که نوشته ی اعضا در این پست حکم نمایشنامه دارن اما در اصل نوعی رواج داستان نویسی رو نشون می ده؛ بنابراین من فعلاً از این دید پستا رو نقد می کنم تا این که به تاپیک ها و پستای دیگه رسیدگی شه ! در اولین پست این تاپیک که توسط اینیگو ایماگو زده شد، ذکره شده که موضوع جدیه و البته این پست به تبع همون با طرز نوشتاری جدی پیش روی کرد با این حال در بعضی جاها نکته هایی خیلی ریز اما مهم دقت نشده بود. یکی از مشکلات بزرگ این پست این بود که در بعضی جاها کلمات به صورت کتابی و در جاهای دیگه به صورتی محاوره ای نوشته شده بود. در صورتی که در نوشته های جدی کلمات محاوره ای و شکسته ایجاد مشکل می کنن. و این نکته در این پست در نظر گرفته نشده بود... بنابراین: اون جا = آن جا / بدونم = بدانم / حسه = حس است / نذارم = نگذارم / رو = را / آتیش = آتش / چشمای = چشمان / نونوایی = نانوایی / تموم = تمام / دورمو = دورم را / رو = روی ! همه ی این ها زیاد به چشم نمیان اما می تونن از نمره ی کلی کم کنن ! سوژه ی خوبی بود و می شه گفت مناسب به جلو برده شده بود. اما پارگراف بندی تا حدودی مشکل داشت. جمله هایی که از نظر معنایی از هم مستقل هستن در کنار هم آورده شده بودن. و آخر هم این که دیالوگ ها یه کم غیر واقعی جلوه می کرد. سلام ویل ، ترسیدی ؟ مطمئناً کسی سلام نمی کنه بعد بی مقدمه بگه ترسیدی؟! ... برای همین خواننده رو از فضا خارج می کرد. و دیگه این که در نوشته های جدی معمولاً ادای دیالوگ ها به این صورت درست نیست: کوانتین : حداقل می شد نوشت: کوانتین گفت... و همچنین بهتره که در این صورت حالت چهره و رفتار هم توصیف شه تا نوشته حالت واقعی تری به خودش پیدا کنه ! و در کل این که نوشته بالا پایین خاصی نداشت و هیجان زیادی به خواننده نمی داد. جز جمله ی آخر ! ... اما با همه ی این ها می شه گفت پست تقریباً خوبی بود... البته با رعایت قواعد مربوطه !
نمره از 100 : 55
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اگر یک فرد انسان، واحد یک بود ، آیا یاز یک با یک برابر بود؟! [b][s
خب خب خب به سلامتي اين نقديوس ما هم شروع به كار كرد و من به همين خاطر به خودم و ديگر ناظر محترم اين فروم و بقييه كاربران سايت تبريك ميگم.
براي شروع از اين پست كه آخرين پست رول بود شروع ميكنم.
آراميس عزيز: پست خوب و قشنگي زدي. نميشه بهش ايرادي گرفت. ولي براي خالي نبودن عريضه چند تا نكته رو مطرح ميكنم. براي يك رول خوب بايد چند نكته رو در نظر داشت: 1= موضوع داستان 2=فضاسازي 3=گره داستان 4=پاراگراف بندي 5=پايان رول
تو نقدهاي بعدي به اين موارد اشاره ميكنم و بيشتر در مورد اينهايي كه گفتم توضيح ميدم
خب امتياز اين پست از 50 ميشه 40 عالي بود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نيكلاس استبنز در 1385/9/15 13:04:50
خب خب خب. با اجازه شما اين نقدستان رو شروع كنيم. از اين به بعد پستهاي چند تا از تاپيكهاي اين فروم نقد ميشه. به پستها امتياز داده خواهد شد و در همين تاپيك اعلام ميشود. تو پست بعدي تاپيكهاي تحت پوشش اعلام خواهد شد. با تشكر ناظران محترم.
طرح نقد و بررسی هفته اول به پایان رسید.از امروز یکشنبه مورخه 2/24 تا 3/20 به علت امتحانات به حالت تعلیق در آمده و تا آن زمان هیچ گونه پستی نقد نخواهد شد.
با تشکر ناظر درسخون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�