جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
4
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  106 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  121 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  247 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  196 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 تیر 1385 00:17
نمایش جزئیات
آفلاین
هنوز تا ساعت 8 شب (فرصت)برای رفتند به (اتاق ضروریات)بود.ایگور فقط ار (ارواح)میترسید که هدفه او را بفهمند و به دیگران بگویند و انها (مانع)انجام کارش بشوند.هر چند وقت یکبار (سایه) خود را میدید و میترسید.
به (طبقه)ای که اتاق مورد نظر در ان بود رسید.ناگهان در باز شد و مردی (خوشحال) از ان بیرون امد.ایگور پشت گلدانی (پنهان)شد.به اتاق ضروریا رسید و وارد ان شد.بعد از مدتی فردی از (حفره) ای وارد اتاق شد.ایگور تعجب کرد چون تا به اون روز حفره ای در انجا ندیده بود.شخص (نقش) ایگور را در ان جنایت بیان کرد و رفت.ایگور با سرعت به تالار خود برگشت در راه به هیچ مشکلی بر نخورد و برای نبرد فردا اماده شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 31 خرداد 1385 16:53
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید:
نقش- پنهان - اتاق ضروریات - حفره - ارواح - خوشحال - فرصت - مانع - طبقه - سایه


هنوز تا نیمه شب فرصت زیادی باقی بود پس تصمیم گرفت گشتی در راهروهای پنهان هاگوارتز بزند شاید جاهایه مخفی بیشتری را برای اکتشاف پیدا کند.
از حفره تابلو بالا رفت و از تالار خصوصی گریفیندور خارج شد.به سمت راهروی طبقه هفتم براه افتاد.بیاد داشت که عده ای همیشه از این راهرو چیزهایه جالبی تعریف میکنن مخصوصا ارواح هاگوارتز.
تقریبا به اواسط راهرو رسیده بود در مقابلش فرشینه زیبایی قرار گرفته بود که نقش عجیبی بر روی آن حک شده بود.خواست تا انتهای راهرو برود اما صدای پایه کسی مانع حرکتش شد.سایه فلیچ درست در انتهای راهرو بر روی دیوار افتاده بود.ترسید.کمی این پا و آن پا کرد شاید جایی در آن نزدیکی را برای مخفی شدن بیابد.
در این لحظه روی دیوار در کنار فرشینه اتاقی را یافت که تا آن زمان ندیده بود.بسرعت وارد آن شد و تا رفتن فلیچ در آنجا ماند.هری پاتر خوشحال بود که اتاق ضروریات را در آن شب یافته بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 26 خرداد 1385 23:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نباید جلب توجه می کرد.پس مثل همیشه خیلی آرام و نرم راه می رفت.پیچ راهرو را پشت سر گذاشت و از جلوی در تالار گریفیندور هم گذشت.به دیوار انتهای راهرو نزدیک شد.پس از اطمینان حاصل کردن از اینکه کسی او را نمی بیند به رو به دیوار ایستاد و به تابلوی عجیبی که روی دیوار بود نگاه کرد.عکس مضحکی از یک ساحره در حالی که معجونی در دست داشت و در حال بو کردن آن بود در تابلو به ایونور و آنور می رفت.ضربه ای به تابلو زد.تابلو به کناری رفت.ولی داخل اتاق پشت تابلو کسی بود.پس سریعا پنهان شد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: دوشنبه 22 خرداد 1385 01:55
نمایش جزئیات
آفلاین
توجه............توجه1-

1-لطفا هميشه داستان هاي عجيب و هري پاتري بنويسيد.
2-لطفا كلمات مشخص شده را رنگي بنويسيد تا جلب توجه كند!
3-لطفا منبع را ذكر كنيد زيرا من اطمينان ندارم.
4-به تاپيك هاي مضحك مجوز داده نمي شود.

هري در حالي ضربه رون را به پهلويش احساس مي نمود پنهاني نوشته زا بر روي ديوار خواند و از كنار بچه هاي اسليتيرين گذشت.
او در دلش فكر مي كرد پروفسور كوييرل هم مي تواند به خوبيه دولوروس آمبريج از وزارت مجوز بگيرد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 21 خرداد 1385 16:07
نمایش جزئیات
آفلاین
توجه - همیشه - عجیب - پنهان - دیوار -ديوار گذشت - اطمینان - جلب - ضربه - مضحک

هر ميون و هرى براى خريد به كوجه ى دياكون رفتند انها مقدار زيادىبستنىو...خوردند هرميون نكران يول انها بود ولى هرى به او اطمينان خاطر داد. در راه بازكشت توجه انها به دراكو مالفوى جلب شد قيافه ى موزى او كه بر اثر برفى كه از بالا روى سر او ريخته بود مضحك شده بود هرى و هرميون زدند زير خنده و وقتى مالفوى به دنبال صدا ميكشت ان دو خود را زير 1 كارى ينهان كردند
كراب كه با ضربات خود برفها را از روى او ياك ميكرد و ميخنديد .او يس از ياك كردن برفها از خود دوان دوان خود را به اخر كوجه رساند و در تاريكى ديوار نايديد شد.
هرى و هرميون به خانه ى ويزلى ها رفتند و اتفاقات عجيب ان روز را براىرون تعريف كردند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
امضا توسط مدیر برداشته شد
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 20 خرداد 1385 20:26
نمایش جزئیات
آفلاین
روزی هری با هرمیون به مغازه ی جاروی پرنده فروشی رفتند وقتی وارد مغازه شدند توجه آن ها به جاروی نیمبوس 2006 جلب شد. این جارو برای آن ها خیلی عجیب بود .هرمیون به هری گفت : تو این جارو رو برای مسابقه ی کوییدیچ بخر و هری اون جارو رو خرید. وقتی قطار به طرف هاگوارتز حرکت کرد هری جارو را در جعبه ای پنهان کرد . وقتی مسابقه ی کوییدیچ شروع شد هری با اطمینان کامل وارد زمین مسابقه شد . در اواسط بازی هری صحنه ی مضحکی را دید که یک بلاجر محکم به سر الیور وود خورد. بعد از اون آنجلینا توسط بازیکنان تیم اسلیترین به دیوار برخورد کرد و زخمی شد. سپس ناگهان هری گوی زرین را دید و دنبال ان رفت . از پشت دراکو را دید که بسوی ان توپ می رفت . اما جارویش به تندی جاروی هری نمی رفت و هری ان توپ را گرفت و گریفندور برنده شد .
پروفسور اسنیپ از شدت عصبانیت به دیوار ضربه ای زد چون که تیمش باخته بود . پس از گذشت ان بازی برای همیشه تمرینات گروه اسلیترین بیشتر شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1385/3/20 20:32:44
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 19 خرداد 1385 22:16
نمایش جزئیات
آفلاین
سه نفر بودند. با سرعت از سخره ها پایین میرفتند . بدون کوچیک ترین صدایی . تا یه وقت توجه کسی جلب نشه
منظره ی عجیبی بود . بالای کوه یه گروه کاراگاه ایستاده بودن و درست در زیر پای اون ها سه تا مرگخوار داشتن خیلی آروم فرار میکردند. یکی از اون کاراگاه ها داشت گزارش میداد . با اطمینان میگفت کسی توی این کوه ها پنهان نشده . برای اون بالای ها حرفش قابل اطمینان بود . ولی برای مرگخوار های پاین کوه مضحک
حالا دیگه به محل مورد نظر رسیده بودند این قسمت از سخره ها مثل دیوار صاف صاف بود.

یکی از اون ها با چوبدستی به دیوار ضربه زد

یه در مخفی کوچیک باز شد و مرگخوار ها به زور از بین اون گذشتن

حالا باید دستور اربابشون رو انجام میدادن این خیلی سخت تر از فرار از دست کاراگاه ها بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 19 خرداد 1385 21:18
نمایش جزئیات
آفلاین
ایگور از این ور(دیوار) وارد حیاطی شد. میخواست (پنهان) شود ولی منصرف شد.از بغل دیواری (گذشت).ازحیاط به طرف دری رفت.رفت تو.برای اینکه (اطمینان) پیدا کند (جلب) (توجه) کرده است.به در (ضربه) زد.خیلی (عجیب) بود.رییس مثل (همیشه) نبود.اخر رییس مرده بود.فقط جنازش انجا افتاده بود و نامه ای بر روی سینه اش بود.
نامه را باز کرد و خواند.
متن نامه:
خیلی داستان مضحکی بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 19 خرداد 1385 17:22
نمایش جزئیات
آفلاین
سوسک بی حرکت کنار دیوار مانده بود تمام سعی خود را می کرد که توجه کسی رو جلب نکنه و از عرض خیابون رد بشه.
اطميناني مضحك دور و بر خودش رو نگاه کرد و بعد اروم تا لب جدول اومد و مث همیشه از جوب رد شد و کنار خیابون ایستاد !!! براش خیلی عجیب بود که اون طرف ها کسی یا ماشینی حرکت نمی کرد !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مارک ایوانز در 1385/3/19 17:26:24
ارادت مند ! منه کارمند !
شاهزاده ی شیطانی SataniC PrincE سابق !

Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 19 خرداد 1385 13:37
نمایش جزئیات
آفلاین
سوسك از ديوار خانه همسايه گذشت و بدون آنكه توجه كسي را به خود جلب كند با اطميناني مضحك و عجيب از عمل ناپسند خود براي هميشه آن پشت «پنهان» شد!


لطفا فقط داستانهای هری پاتری بنویسید.ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سوسك در 1385/3/19 13:44:43
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/3/19 19:49:17
پس از هجده سال حبس به سبب ارتکاب جرائم جنسی، به میان شما بازگشته‌ام...