کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
66
نفر همین الان آنلایناند
41 نفر در «انجمن»
1 عضو
65 مهمان
کجای سایت هستند؟
-
انجمن 41
-
آرشیو گالری 18
-
بخشهای دیگر 4
اعضای آنلاین
54 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پيام امروز
نوع تاپیک: رولنویسی تکی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

صفحه ی فرهنگی پیام امروز
فرهنگ خز و پیلات(خیلات)جادوگری
اسموت کردن:این اصطلاح از زبان دری و پشتو جادوگری برداشت شده است.به معنای کچل کردن.
-------------------------
هرگونه دلبستگی نسبت به سایت یا اعضا( لحظه ای و بلند مدت و مشترک و متقابل و ...)
-------------------------
مدیریتبعد از بلاک شدن کرام و مدیر شدن فردی با نام ارباب لرد ولدمورت کبیر ,که نامش خزیل ترین نام موجود در بازار است ,مدیر بودن هم خز شد.
از آنجاییکه مدیر بودن خز شده نتیجه میگیریم:هری پاتر و پ.کوییرل و البوس دامبلدور هم خز شده اند.که از خز بودن این سه مدیر چند نتیجه میگیریم:
خز شدن کوییرل=خز شدن دستار=خز شدن لرد سیاه به این دلیل که رفته در بدن کوییرل(البته قبل از این اشاره شد که ارباب خودش خز بوده) =خز شدن پرفسور بودن...
خز شدن هری پاتر= خز شدن هرگونه آتشفشان=خز شدن هرگونه جای زخم=خز شدن هرگونه پیشگویی=خز شدن اذرخش (وسایل یک فرد خزیل هم خز خواهد بود)
خز شدن آلبوس دامبلدور:خز شدن محفل=خز شدن ققنوس =خز شدن ماجراهای دامبل و خانواده=خز شدن هاگوارتز=خز شدن آنیتا=خز شدن آرتیکوس و...
------------------------
محفل:این جمله را البوس دامبلدور خودش در پیام امروز اعلام کرده بود(محفل هم خز شد).نه تایید میشه و نه تکذیب
-----------------------
گروه مرگ خوار ها: بعد از عضو شدن اکثر اعضا در این گروه شکی بر خز بودنش باقی نماند=خز شدن فروم خصوصی =خز شدن جادوی سیاه و...
-----------------------
چتر باکس:از خز ترین مکان ها ی موجود در جادوگران.هر لحظه شاهد پیام ها بیشتری هستیم.یکی از دیگری مهم تر و فوری تر
----------------------
(جلسات حضوری):حتما همه شاهد بودید که تا دو ماه پیش هر روز جلسه ی حضوری بود!!!!!!!=تمامی شرکت کننده ها در این جلسات خز شده اند(البته قبلا اثبات شد که عده ای از آن ها خز هستند)
----------------------
کل کل:پس از دعوا های نحوه ی برخورد و کل کل های موجود در تاپیک های کوییدیچ همگان بر خز شدن کل کل اعتراف نمودند.
---------------------
داوری کوییدیچ:داور شدن یک روح دلیل اصلی خز شدن بود=خز شدن کوییدیچ
----------------------
ناظر بودن:تنها دلیلش ناظر شدن مونتاگه=خز شدن مطالب اشتراکی=خز شدن جملات جذاب
---------------------
اگر باز هم بود بهم بگید.تا فردا وقت ویرایش دارم.
فرهنگ خز و پیلات(خیلات)جادوگری
اسموت کردن:این اصطلاح از زبان دری و پشتو جادوگری برداشت شده است.به معنای کچل کردن.
-------------------------
هرگونه دلبستگی نسبت به سایت یا اعضا( لحظه ای و بلند مدت و مشترک و متقابل و ...)
-------------------------
مدیریتبعد از بلاک شدن کرام و مدیر شدن فردی با نام ارباب لرد ولدمورت کبیر ,که نامش خزیل ترین نام موجود در بازار است ,مدیر بودن هم خز شد.
از آنجاییکه مدیر بودن خز شده نتیجه میگیریم:هری پاتر و پ.کوییرل و البوس دامبلدور هم خز شده اند.که از خز بودن این سه مدیر چند نتیجه میگیریم:
خز شدن کوییرل=خز شدن دستار=خز شدن لرد سیاه به این دلیل که رفته در بدن کوییرل(البته قبل از این اشاره شد که ارباب خودش خز بوده) =خز شدن پرفسور بودن...
خز شدن هری پاتر= خز شدن هرگونه آتشفشان=خز شدن هرگونه جای زخم=خز شدن هرگونه پیشگویی=خز شدن اذرخش (وسایل یک فرد خزیل هم خز خواهد بود)
خز شدن آلبوس دامبلدور:خز شدن محفل=خز شدن ققنوس =خز شدن ماجراهای دامبل و خانواده=خز شدن هاگوارتز=خز شدن آنیتا=خز شدن آرتیکوس و...
------------------------
محفل:این جمله را البوس دامبلدور خودش در پیام امروز اعلام کرده بود(محفل هم خز شد).نه تایید میشه و نه تکذیب
-----------------------
گروه مرگ خوار ها: بعد از عضو شدن اکثر اعضا در این گروه شکی بر خز بودنش باقی نماند=خز شدن فروم خصوصی =خز شدن جادوی سیاه و...
-----------------------
چتر باکس:از خز ترین مکان ها ی موجود در جادوگران.هر لحظه شاهد پیام ها بیشتری هستیم.یکی از دیگری مهم تر و فوری تر
----------------------
(جلسات حضوری):حتما همه شاهد بودید که تا دو ماه پیش هر روز جلسه ی حضوری بود!!!!!!!=تمامی شرکت کننده ها در این جلسات خز شده اند(البته قبلا اثبات شد که عده ای از آن ها خز هستند)
----------------------
کل کل:پس از دعوا های نحوه ی برخورد و کل کل های موجود در تاپیک های کوییدیچ همگان بر خز شدن کل کل اعتراف نمودند.
---------------------
داوری کوییدیچ:داور شدن یک روح دلیل اصلی خز شدن بود=خز شدن کوییدیچ
----------------------
ناظر بودن:تنها دلیلش ناظر شدن مونتاگه=خز شدن مطالب اشتراکی=خز شدن جملات جذاب
---------------------
اگر باز هم بود بهم بگید.تا فردا وقت ویرایش دارم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرشام در 1385/3/28 20:01:38
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/27
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: شنبه 20 اردیبهشت 1393 20:29
از: قدح اندیشه
پستها:
1323

تاسیس کارخانه ی ماسک باناموسی!
به گزارش خبرگزاری بیناموس نیوز(!) آنیتا دامبلدور با تکیه بر خود و با پشتیبانی دستان قدرتمند کوییریل و با هدف اینکه:
" بیناموسی نابود باید گردد"
و به مقابله پرداختن با گار بیناموسی، شروع به ساختن کارخانه ی ماسک ضد گاز بیناموسی کرده است.
کلنگ این کارخانه ی عظیم، با دستان پرتوان ایشان زده شده است.
بعضی از خبرها حاکی از این است که سوسک نیز شاید به ایشان کمک کردند.
ایشان ضمن کلنگ زدند اذعان داشتند که:
" ای سرژ! حالا که دیگر نمی توانی تنفس دهی، می خواهی بچه ی مردم را مسموم کنی؟! ای خاک تو سرت نکنند که همه اش افعال معکوس بید!"*
--------------
*
به گزارش خبرگزاری بیناموس نیوز(!) آنیتا دامبلدور با تکیه بر خود و با پشتیبانی دستان قدرتمند کوییریل و با هدف اینکه:
" بیناموسی نابود باید گردد"
و به مقابله پرداختن با گار بیناموسی، شروع به ساختن کارخانه ی ماسک ضد گاز بیناموسی کرده است.
کلنگ این کارخانه ی عظیم، با دستان پرتوان ایشان زده شده است.
بعضی از خبرها حاکی از این است که سوسک نیز شاید به ایشان کمک کردند.
ایشان ضمن کلنگ زدند اذعان داشتند که:
" ای سرژ! حالا که دیگر نمی توانی تنفس دهی، می خواهی بچه ی مردم را مسموم کنی؟! ای خاک تو سرت نکنند که همه اش افعال معکوس بید!"*
--------------
*
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

تاسيس كارخانه گاز بيناموسي سازي با شيشه هاي نشكن
امروز صبح ساعت يك ظهر گيلدروي لاكهارت با همكاري چند كارگر بنا و پشتيباني دستان سرژ تانكيان زمين كارخانه«گازبيناموسي سازي با شيشه هاي نشكن» را بيل زد و رسما ساخت اين بناي مقدس را شروع كرد!!
گيلدوري لاكهارت در مصاحبه مطبوعاتي بعد از آن اعلام كرد«انگيزه من از احداث اين بنا شهرت بيشتر و نيز گسترش اعتقادات مقدس بيناموسي در سطح جامعه و تو دهني زدن به منافقان بي ناموس است...كوييرل حيا كن...باناموسي رو رها كن»
آنيتا دامبلدور كه نميدانيم ميخواست يا نميخواست اسمش فاش شود ولي ما استخاره كرديم و«اين كار بشود كه خوب است» آمد پس اسمش را فاش كرديم و...ما فقط اسمش را فاش كرديم!!
امروز صبح ساعت يك ظهر گيلدروي لاكهارت با همكاري چند كارگر بنا و پشتيباني دستان سرژ تانكيان زمين كارخانه«گازبيناموسي سازي با شيشه هاي نشكن» را بيل زد و رسما ساخت اين بناي مقدس را شروع كرد!!
گيلدوري لاكهارت در مصاحبه مطبوعاتي بعد از آن اعلام كرد«انگيزه من از احداث اين بنا شهرت بيشتر و نيز گسترش اعتقادات مقدس بيناموسي در سطح جامعه و تو دهني زدن به منافقان بي ناموس است...كوييرل حيا كن...باناموسي رو رها كن»
آنيتا دامبلدور كه نميدانيم ميخواست يا نميخواست اسمش فاش شود ولي ما استخاره كرديم و«اين كار بشود كه خوب است» آمد پس اسمش را فاش كرديم و...ما فقط اسمش را فاش كرديم!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

تظاهرات ميليوني در مقابل دفتر منكرات
ديروز عده ي كثيري از جادوگران مقيم مركز در مقابل دفتر منكرات جادو چادر زده و به دادن شعارهايي كه نمونه هايي از آن در ادامه مي آيد پرداختند.
- تنفس مصنوعي؛ حق مسلم ماست!
- عقاب آسيا كيه؟ تنفس مصنوعيه!
- تنفس مصنوعي دواي هر مريضي!
اين جادوگران به قانون جديد منكرات كه به وسيله ي آن تنفس مصنوعي بنابرنظر كارشناس عظيم شأن ديني سوسك حرام اعلام شده بود معترض بودند. پس اين تظاهرات سوسك به نشانه ي معذرت خواهي از اين اشتباه فقهي به ميان جمعيت آمده و با دادن تنفس مصنوعي به تعدادي از بانوان محترمه ي جمعيت حرف خود را پس گرفته و دادن تنفس مصنوعي را از شير مادر هم حلال تر اعلام كردند.
خبرها از منابع موثق حاكي است چندي از مراجع عظام به عقب نشيني سوسك از نظرات فقهي خود اعتراض نموده اند كه سوسك آنها را شكنجه، زنداني و يا تبعيد نموده است.
تظاهرات ديروز مردم با دادن شعارهاي:
- سوسك، سوسك، حمايتت مي كنيم؛
- بگو عشق ما سوسك!
- سوسك، سوسك، تنفس.
پايان پذيرفت.
ديروز عده ي كثيري از جادوگران مقيم مركز در مقابل دفتر منكرات جادو چادر زده و به دادن شعارهايي كه نمونه هايي از آن در ادامه مي آيد پرداختند.
- تنفس مصنوعي؛ حق مسلم ماست!
- عقاب آسيا كيه؟ تنفس مصنوعيه!
- تنفس مصنوعي دواي هر مريضي!
اين جادوگران به قانون جديد منكرات كه به وسيله ي آن تنفس مصنوعي بنابرنظر كارشناس عظيم شأن ديني سوسك حرام اعلام شده بود معترض بودند. پس اين تظاهرات سوسك به نشانه ي معذرت خواهي از اين اشتباه فقهي به ميان جمعيت آمده و با دادن تنفس مصنوعي به تعدادي از بانوان محترمه ي جمعيت حرف خود را پس گرفته و دادن تنفس مصنوعي را از شير مادر هم حلال تر اعلام كردند.
خبرها از منابع موثق حاكي است چندي از مراجع عظام به عقب نشيني سوسك از نظرات فقهي خود اعتراض نموده اند كه سوسك آنها را شكنجه، زنداني و يا تبعيد نموده است.
تظاهرات ديروز مردم با دادن شعارهاي:
- سوسك، سوسك، حمايتت مي كنيم؛
- بگو عشق ما سوسك!
- سوسك، سوسك، تنفس.
پايان پذيرفت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پس از هجده سال حبس به سبب ارتکاب جرائم جنسی، به میان شما بازگشتهام...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: امروز ساعت 15:22
از: قلعه دورمشترانگ
پستها:
3117

کشف 200 تن هروئین در جنگل سیاه
این خبر را یکی از خوناشام های ساکن در جنگل سیاه به ما رساند. گویا توسط مامورین مبارزه با مواد مخدر جنگل سیاه قاچاقچیان هروئین به دام افتاده و 200 تن مواد مخدر نیز از آنان گرفته شد.
"""" صبح زود بود داشتم میرفتم یه پلنگی چیزی شکار کنم یه کم خون بخورم. خلاصه رفتم و رفتم و رفتم و یه ببری پیدا کردم که داشت تلو تلو میخورد. گفتم چی شده آقا ببره؟ یه نعره زد: آآآآآآآرررر شی کارم داری؟
منم دیدم این ببره قدرت مقاومت نداره گفتم:
میخوام خونتو بمکم! وایسا که اومدم... ببره خواست فرار کنه اما من پریدم روش و یه گاز از گردنش نوش جان کردم. وای! تا بحال خون به این خوبی نخورده بودم. حس کردم رفتم فضا.. تا یه ساعت نعشه بودم.. پرنده ها رو مگس میدیدم. آآآه.. چه احساسی... خلاصه اینکه اون شب قرار بود برم خواستگاری و همینجوری خیلی شاد بودم. شب که رفتیم خواستگاری قرار شد صبح فرداش بریم آزمایش بدیم. آزمایش خون که دادیم یهو متوجه شدم یه جارو بر فرق سرم وارد شد. گویا اعتیاد من مثبت اعلام شده بود. منو بردن اداره مبارزه با مواد مخدر جنگل سیاه و پس از کلی پرس و جو و کتک فهمیدن که اون ببره نامرد عملی بوده! با مامورا رفتیم اون ورا رو گشتیم و خداییش کلی کف کردم. تا حالا این همه مواد مخدر ندیده بودم. چند نفری داشتن سر اون 200 تن جر و بحث میکردن که با کمک نیروهای انتظامی اونها دستگیر شدن. خلاصه اینکه بسوزه پدر اعتیاد!""""""""
-------------------------
جوابتو بعدن میدم انیتا
این خبر را یکی از خوناشام های ساکن در جنگل سیاه به ما رساند. گویا توسط مامورین مبارزه با مواد مخدر جنگل سیاه قاچاقچیان هروئین به دام افتاده و 200 تن مواد مخدر نیز از آنان گرفته شد.
"""" صبح زود بود داشتم میرفتم یه پلنگی چیزی شکار کنم یه کم خون بخورم. خلاصه رفتم و رفتم و رفتم و یه ببری پیدا کردم که داشت تلو تلو میخورد. گفتم چی شده آقا ببره؟ یه نعره زد: آآآآآآآرررر شی کارم داری؟
منم دیدم این ببره قدرت مقاومت نداره گفتم:
میخوام خونتو بمکم! وایسا که اومدم... ببره خواست فرار کنه اما من پریدم روش و یه گاز از گردنش نوش جان کردم. وای! تا بحال خون به این خوبی نخورده بودم. حس کردم رفتم فضا.. تا یه ساعت نعشه بودم.. پرنده ها رو مگس میدیدم. آآآه.. چه احساسی... خلاصه اینکه اون شب قرار بود برم خواستگاری و همینجوری خیلی شاد بودم. شب که رفتیم خواستگاری قرار شد صبح فرداش بریم آزمایش بدیم. آزمایش خون که دادیم یهو متوجه شدم یه جارو بر فرق سرم وارد شد. گویا اعتیاد من مثبت اعلام شده بود. منو بردن اداره مبارزه با مواد مخدر جنگل سیاه و پس از کلی پرس و جو و کتک فهمیدن که اون ببره نامرد عملی بوده! با مامورا رفتیم اون ورا رو گشتیم و خداییش کلی کف کردم. تا حالا این همه مواد مخدر ندیده بودم. چند نفری داشتن سر اون 200 تن جر و بحث میکردن که با کمک نیروهای انتظامی اونها دستگیر شدن. خلاصه اینکه بسوزه پدر اعتیاد!""""""""
-------------------------
جوابتو بعدن میدم انیتا
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هر کسی جرات داره بیاد جلو
(فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم
)
(فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم
)
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/27
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: شنبه 20 اردیبهشت 1393 20:29
از: قدح اندیشه
پستها:
1323

*** آنیتا دامبلدور تکذیب کرد***
به گزارش خبرگزاری پیام امروز، آنیتا مالفوی هم اکنون در منزل خودشان در سلامت کامل به سر می برند. با ایشان گزارشی ترتیب داده ایم و از صحت یا کذب این ماجرای پست بالایی اطلاع حاصل کردیم:
خانم مالفوی در حال شستن ظرفهای نهار بودند.
گ: خانم مالفوی؟!.... این درسته که همسرتون هم شما رو زدن، هم ماچیدن و الان به فکر زن دیگه ای هستن و شما بی هوش شدید؟!
خانم مالفوی با خنده ی بسیار گفتند:
_ اوه؟!... کودوم احمقی همچین حرف نامربوطی زده؟!
گ: نمیشه اسمش رو بگم!
خانم مالفوی باز هم لبخند زدند و گفتند:
_ اینا همش دروغه... یه عده می خوان از نبودن دراکوی عزبزم سو استفاده بکنن.... ایشون الان در ماموریت هستند و طی تماسهای مکرری که با هم داشتیم، تاکید کردند که به کسی راجع به این ماموریتشون چیزی نگم...وگرنه که ما خیلی با هم خوب هستیم و برای هم نامه می فرستیم و هم من و هم دراکو جان، خیلی مشتاقیم که ماموریتشون تموم بشه تا باز برگردند خونه... و در ضمن، خونه ی ما اینقدرها هم بی در و پیکر نیست که هر کسی بیاد توی خونه ی ما رو دید بزنه... اینجا خونه وزیر مملکته...
گ: خب خانم مالفوی... نظر شما راجع به این شایعات چیه؟!
خانم مالفوی با لبخند همیشگیشون به ما گفتند:
_ ببینید، یه عده آدم بی کار و فرصت طلب که می خوان وزارت رو از دراکوی عزیز من بگیرن، دور هم جمع شدند و این مطالب رو می فرستند و میگن... توی این دوره زمونه هم که مونتاژ کردن عکس و فیلم هم که دیگه آب خوردنه... منتها حرف من اینه که اینا نمی تونن به اهدافشون برسن... عشق دراکو به من و من به دراکو، اونقدر عمیقه که کسی نمی تونه بین ما رو به هم بزنه...
و در این لحظه ما خیلی متاثر شدیم و دیدیم که واقعا مثل اینکه هیچ چیزی در زندگی ایناها اخلال ایجاد نمی کنه.
و بابت اون خبر کذب هم عذر خواهی می کنیم.
------------------
پ. ن: ایگور مردی بگو کی این رو بهت گفته!!
به گزارش خبرگزاری پیام امروز، آنیتا مالفوی هم اکنون در منزل خودشان در سلامت کامل به سر می برند. با ایشان گزارشی ترتیب داده ایم و از صحت یا کذب این ماجرای پست بالایی اطلاع حاصل کردیم:
خانم مالفوی در حال شستن ظرفهای نهار بودند.
گ: خانم مالفوی؟!.... این درسته که همسرتون هم شما رو زدن، هم ماچیدن و الان به فکر زن دیگه ای هستن و شما بی هوش شدید؟!
خانم مالفوی با خنده ی بسیار گفتند:
_ اوه؟!... کودوم احمقی همچین حرف نامربوطی زده؟!
گ: نمیشه اسمش رو بگم!
خانم مالفوی باز هم لبخند زدند و گفتند:
_ اینا همش دروغه... یه عده می خوان از نبودن دراکوی عزبزم سو استفاده بکنن.... ایشون الان در ماموریت هستند و طی تماسهای مکرری که با هم داشتیم، تاکید کردند که به کسی راجع به این ماموریتشون چیزی نگم...وگرنه که ما خیلی با هم خوب هستیم و برای هم نامه می فرستیم و هم من و هم دراکو جان، خیلی مشتاقیم که ماموریتشون تموم بشه تا باز برگردند خونه... و در ضمن، خونه ی ما اینقدرها هم بی در و پیکر نیست که هر کسی بیاد توی خونه ی ما رو دید بزنه... اینجا خونه وزیر مملکته...
گ: خب خانم مالفوی... نظر شما راجع به این شایعات چیه؟!
خانم مالفوی با لبخند همیشگیشون به ما گفتند:
_ ببینید، یه عده آدم بی کار و فرصت طلب که می خوان وزارت رو از دراکوی عزیز من بگیرن، دور هم جمع شدند و این مطالب رو می فرستند و میگن... توی این دوره زمونه هم که مونتاژ کردن عکس و فیلم هم که دیگه آب خوردنه... منتها حرف من اینه که اینا نمی تونن به اهدافشون برسن... عشق دراکو به من و من به دراکو، اونقدر عمیقه که کسی نمی تونه بین ما رو به هم بزنه...

و در این لحظه ما خیلی متاثر شدیم و دیدیم که واقعا مثل اینکه هیچ چیزی در زندگی ایناها اخلال ایجاد نمی کنه.
و بابت اون خبر کذب هم عذر خواهی می کنیم.
------------------
پ. ن: ایگور مردی بگو کی این رو بهت گفته!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: امروز ساعت 15:22
از: قلعه دورمشترانگ
پستها:
3117

دراکو مالفوی بعد از مدتها کار بالاخره زن خود رو کتک زد.
طی اخرین خبرهایی که به ما رسیده وی با زدن چند بوسه بر صورت زنش وی را بیهوش کرده است.همچنین مردم برای دیدن این صحنه به دم در خونه وزیر رفتند تا شاهد این صحنه غیر ناموسی باشند.
گفتنی است وزیر حتی یک کلمه هم در این مورد با کسی حرف نزده.
الان هم گوشه خانه نشسته و مات مبهوت به فکر یک زن دیگر هست.
ما گزارشی را با ایشون ترتیب دادیم:
-اقای وزیر هدف از این کارتون چی بود.
-به تو چه!؟
-بله!خب فکر میکنیم حال همسرتون خوب بشه؟
-چه بشه چه نشه فرق نمیکنه.
-یعنی براتون هیچ فرقی نمیکنه؟
-نه چه فرقی باید بکنه.
این خبر توسط شخص ناشناسی برای ما فرستاده شده است.
طی اخرین خبرهایی که به ما رسیده وی با زدن چند بوسه بر صورت زنش وی را بیهوش کرده است.همچنین مردم برای دیدن این صحنه به دم در خونه وزیر رفتند تا شاهد این صحنه غیر ناموسی باشند.
گفتنی است وزیر حتی یک کلمه هم در این مورد با کسی حرف نزده.
الان هم گوشه خانه نشسته و مات مبهوت به فکر یک زن دیگر هست.
ما گزارشی را با ایشون ترتیب دادیم:
-اقای وزیر هدف از این کارتون چی بود.
-به تو چه!؟
-بله!خب فکر میکنیم حال همسرتون خوب بشه؟
-چه بشه چه نشه فرق نمیکنه.
-یعنی براتون هیچ فرقی نمیکنه؟
-نه چه فرقی باید بکنه.
این خبر توسط شخص ناشناسی برای ما فرستاده شده است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هر کسی جرات داره بیاد جلو
(فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم
)
(فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم
)
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/09/06
آخرین ورود: دوشنبه 21 تیر 1389 19:02
از: كوچه پشتي عمه مارج اينا !
پستها:
536

تاسيس اسباب بازي فروشي در هاگوارتز توسط برادر حميد !
يكي از خبرگذاران ما كه براي جشن تاسيس فروشگاه "توي-حميد"(toy-hamid) به هاگوارتز رفته بود، مصاحبه خود را با موسس اين فروشگاه چنين بيان كرد:
خ: شما از تاسيس اولين فرشگاه اسباب بازيه هاگوارتز چه احساسي داريد؟
حميد: خواهر، اول حجابت رو رعايت كن!
... (بدون شرح!)
خ:بله ... ميگفتين
حميد:احساس خوشحالي.
خ:انگيزه شما براي تاسيس اين فروشگاه چي بوده؟
حميد:در راستاي نهادينه سازي فرهنگ اسباب بازي فروشي و انتقال آن از قزوين به شهرهاي ديگر، ما با همكاري شركت واردات قزوين اينجا را بنا نموديم.
خ:ميشه بگيد چرا اين فروشگاه در دو سالن جداگانه بنا شده؟
حميد: همينطور كه مشاهده مينمائيد، يك سالن برا كودكان سفيد و سالن ديگر براي كودكان سياه پوست بنا شده. در ضمن، كودكان زردپوست و سرخپوست ميتونن از در پشتي سالن سياه پوستان وارد شوند!
خ:ميدونيم كه در سالن سفيدپوستان اسباب بازيها بر روي زمين قرار گرفته در حاليكه در سالن كناري قفسه هايي براي اين كار در نظر گرفته شده. آيا اين امر ناشي از كمبود بودجست؟
حميد:در اين كار تعبيه ايست و بايد بدانند كه هيچكار ما بدون حكمت نميباشد.
خ:مسئول اين سالن ها چه كساني هستند؟
حميد: در سالن سياه پوستان برادران گرام لطف كرده و مسئوليت خطير را پذيرفته اند.در سالن سفيد پوستان هم خودم شخصاً همه كارها رو بر عهده گرفتم.
خ:واقعاً جاي تحسين داره...
و برادر حميد از جواب دادن به آخرين سوال ما مبني بر علت وجود تابلوي ورود والدين اكيداً ممنوع چيست؛ امتناع كرد!
يكي از خبرگذاران ما كه براي جشن تاسيس فروشگاه "توي-حميد"(toy-hamid) به هاگوارتز رفته بود، مصاحبه خود را با موسس اين فروشگاه چنين بيان كرد:
خ: شما از تاسيس اولين فرشگاه اسباب بازيه هاگوارتز چه احساسي داريد؟
حميد: خواهر، اول حجابت رو رعايت كن!
... (بدون شرح!)
خ:بله ... ميگفتين
حميد:احساس خوشحالي.
خ:انگيزه شما براي تاسيس اين فروشگاه چي بوده؟
حميد:در راستاي نهادينه سازي فرهنگ اسباب بازي فروشي و انتقال آن از قزوين به شهرهاي ديگر، ما با همكاري شركت واردات قزوين اينجا را بنا نموديم.
خ:ميشه بگيد چرا اين فروشگاه در دو سالن جداگانه بنا شده؟
حميد: همينطور كه مشاهده مينمائيد، يك سالن برا كودكان سفيد و سالن ديگر براي كودكان سياه پوست بنا شده. در ضمن، كودكان زردپوست و سرخپوست ميتونن از در پشتي سالن سياه پوستان وارد شوند!
خ:ميدونيم كه در سالن سفيدپوستان اسباب بازيها بر روي زمين قرار گرفته در حاليكه در سالن كناري قفسه هايي براي اين كار در نظر گرفته شده. آيا اين امر ناشي از كمبود بودجست؟
حميد:در اين كار تعبيه ايست و بايد بدانند كه هيچكار ما بدون حكمت نميباشد.
خ:مسئول اين سالن ها چه كساني هستند؟
حميد: در سالن سياه پوستان برادران گرام لطف كرده و مسئوليت خطير را پذيرفته اند.در سالن سفيد پوستان هم خودم شخصاً همه كارها رو بر عهده گرفتم.
خ:واقعاً جاي تحسين داره...
و برادر حميد از جواب دادن به آخرين سوال ما مبني بر علت وجود تابلوي ورود والدين اكيداً ممنوع چيست؛ امتناع كرد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/10/10
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: چهارشنبه 21 تیر 1396 04:35
از: بالای سر جسد ولدی!
پستها:
993

دسيسه ولدمورت قسمت دوم!
بعد از بررسي ها انجام شده دريافتند كه زنبور ها حقيقتا به دنبال قتل يكي از افراد برجسته جامعه جادوگري بودند و لازم به ذكر است كه اين موجودات در ظاهر نحيف همان مرگ خواران ولدمورت بودند كه با تغيير شكل توانسته بودند وارد اتاق خانم مالفوي شده و تحت يك عمل انتحاري نيش زهر آگين خويش را وارد و به قول معروف زهر خود را بريزند كه اين كار با شكست رو به رو شده است.
مدارك ارائه شده براي اين اطلاعات توسط يكي از كاراگاهان به دادگاه و روزنامه ها داده شده و اين ها عبارت بوده از:
_يك نيش زهر آلود مصنوعي روي رختخواب ها....مقداري كاغذ خورد شده بسيار ريز بروي ميز كامپيوتر خانم مالفوي با حروفي ريز كه با استفاده از امكانات محفل و با بزرگ سازي توانسته بودند كلماتي از قبيل:
" كارش تمومه.....قربان ارباب لرد.....برمي گرديم......"
و ديگر كلمات،آن ها را بخوانند و به دادگاه ارائه دهند....و در آخر با ارزش ترين چيزي كه پيدا شده جسد يكي از زنبور هاي محافظ بوده كه در حين انجام مسئوليت در رختخواب ها خوابش مي بره و سپس توسط يكي از حشره كش ها بيهوش مي شه....! البته هنوز به هوش نيومده و همچنان در جسم زنبوري خود باقي ست اما شايعات اين طور نشان مي دهند كه به احتمال زياد بايد يكي از همان مرگ خواراني باشد كه به شدت مشتاق پاچه خواريست و ناخن هاي بلند او خبر از اين مي دهد.
اكنون دادگاه در حال تصميم گيري در رابطه با اين مسئله است و راي نهاييه دادگاه در پست آينده اعلام خواهد شد!
تبعيض نژادي
بعد از پراكنده شدن سفيد ها موضوع تبعيض نژادي در رسانه ها و مقالات به جريان مي افتد و از آن جايي كه يه گروه سفيدن يه گروه سياه اختلافات فراواني بوجود مي آد. سازمان ملل متحد كه از اين وضع به شدت خسته بودند تصميم مي گيرد از هر گروه يك نفر را به عنوان نماينده خويش انتخاب كند تا حرف هايشان را بشنوند و سپس تصميم گيري كنند.
اكنون در ميان هر دو گروه هياهو بوجود اومده تا اطلاعات لازم به گوش همه برسد. هر كس چيزي مي خواهد و در آخر همه يك حرف را دنبال مي كنن! " ما حق خود را مي خواهيم!! "
رهبران دو گروه نيز نمي توانند نياز ها و انتظارات آنان را بر آورده ساخته و خود آن ها نيز به سازمان ملل پناهنده شدند. شكايات پشت شكايات. در گيري هاي مختلف در سطح شهر بوجود آمده. سنت مانگو و ديگر بيمارستان ها از زخمي ها و زندان هاي آزكابان از متخلفان و آشوب گر هاي سياسي پر شده و ديگر چاره جز تصميم گيري سريع تر براي سازمان نمانده است.
در خبرنامه بعدي افراد منتخب را معرفي و سوابق آن ها را بررسي خواهيم كرد. منتظر باشيد!
______________________________________________
دوستان عزيز بشتابيد كه اكنون وقت ادامه است!
بعد از بررسي ها انجام شده دريافتند كه زنبور ها حقيقتا به دنبال قتل يكي از افراد برجسته جامعه جادوگري بودند و لازم به ذكر است كه اين موجودات در ظاهر نحيف همان مرگ خواران ولدمورت بودند كه با تغيير شكل توانسته بودند وارد اتاق خانم مالفوي شده و تحت يك عمل انتحاري نيش زهر آگين خويش را وارد و به قول معروف زهر خود را بريزند كه اين كار با شكست رو به رو شده است.
مدارك ارائه شده براي اين اطلاعات توسط يكي از كاراگاهان به دادگاه و روزنامه ها داده شده و اين ها عبارت بوده از:
_يك نيش زهر آلود مصنوعي روي رختخواب ها....مقداري كاغذ خورد شده بسيار ريز بروي ميز كامپيوتر خانم مالفوي با حروفي ريز كه با استفاده از امكانات محفل و با بزرگ سازي توانسته بودند كلماتي از قبيل:
" كارش تمومه.....قربان ارباب لرد.....برمي گرديم......"
و ديگر كلمات،آن ها را بخوانند و به دادگاه ارائه دهند....و در آخر با ارزش ترين چيزي كه پيدا شده جسد يكي از زنبور هاي محافظ بوده كه در حين انجام مسئوليت در رختخواب ها خوابش مي بره و سپس توسط يكي از حشره كش ها بيهوش مي شه....! البته هنوز به هوش نيومده و همچنان در جسم زنبوري خود باقي ست اما شايعات اين طور نشان مي دهند كه به احتمال زياد بايد يكي از همان مرگ خواراني باشد كه به شدت مشتاق پاچه خواريست و ناخن هاي بلند او خبر از اين مي دهد.
اكنون دادگاه در حال تصميم گيري در رابطه با اين مسئله است و راي نهاييه دادگاه در پست آينده اعلام خواهد شد!
تبعيض نژادي
بعد از پراكنده شدن سفيد ها موضوع تبعيض نژادي در رسانه ها و مقالات به جريان مي افتد و از آن جايي كه يه گروه سفيدن يه گروه سياه اختلافات فراواني بوجود مي آد. سازمان ملل متحد كه از اين وضع به شدت خسته بودند تصميم مي گيرد از هر گروه يك نفر را به عنوان نماينده خويش انتخاب كند تا حرف هايشان را بشنوند و سپس تصميم گيري كنند.
اكنون در ميان هر دو گروه هياهو بوجود اومده تا اطلاعات لازم به گوش همه برسد. هر كس چيزي مي خواهد و در آخر همه يك حرف را دنبال مي كنن! " ما حق خود را مي خواهيم!! "
رهبران دو گروه نيز نمي توانند نياز ها و انتظارات آنان را بر آورده ساخته و خود آن ها نيز به سازمان ملل پناهنده شدند. شكايات پشت شكايات. در گيري هاي مختلف در سطح شهر بوجود آمده. سنت مانگو و ديگر بيمارستان ها از زخمي ها و زندان هاي آزكابان از متخلفان و آشوب گر هاي سياسي پر شده و ديگر چاره جز تصميم گيري سريع تر براي سازمان نمانده است.
در خبرنامه بعدي افراد منتخب را معرفي و سوابق آن ها را بررسي خواهيم كرد. منتظر باشيد!
______________________________________________
دوستان عزيز بشتابيد كه اكنون وقت ادامه است!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/27
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: شنبه 20 اردیبهشت 1393 20:29
از: قدح اندیشه
پستها:
1323

..:: دسیسه ی دیگری از ولدمورت ::..
دیروز بعد از ظهر، آنیتا دامبلدور که چندی پیش توانست خود را از دروغ های مرگخواران مبنی بر اینکه فرزند کفی است، مبرا را سازد و کذب بودن گفته های آنان را اثبات کند، توسط زنبوری گزیده شد!
به گزارش خبرگزاری رویترز(!)، دیروز در ساعت دو و نیم بعد از ظهر، آنیتا دامبلدور مشغول تایپ مطلبی برای تالار خصوصی ریونکلاو بود که زنبوری از جلوی وی رد شد. او زنبور را دنبال کرده، وسیله ای را روی او گذاشت و فشار داد. اما سطح زز( زیر زنبور!) نرم بوده و زنبور خود را به طرف انگشت آنیتا دامبلدور می کشاند و با ذکاوت تمام، نیش زهر الود خود را وارد انگشت ناناز ایشان میکند!
خانم مالفوی سریعا انگشت خود را می مکند، اما چون مکان نیش معلوم نبود، بعد از چندی متوجه می شوند اشتباهی مک زده اند! بنابراین انگشت ایشان به طرز فجیعی باد می کند!
جناب پروفسور دامبلدور ایشان را سوار جارو خانوادگی کرده، به سمت درمانگاه می برد. اما داروخانه بسته بوده، یک میدان بالاتر می روند! باز هم بسته بوده و یک میدان جلوتر می روند و بلاخره آمپول ضد حساسیت را خریده و عازم سنت مانگو می شوند. و به خانم دامبلدور، آمپول ضد حساسیت تزریق می شود!
گفتنی است، آقای دامبلدور به خاطر همین زنبور، 500 گالیون خرج کردند و آن را از جساب آقای مالفوی برداشت کردند!!
کارآگاهان محفل ققنوس، پس از رسیدن به محل حادثه که اتاق خانم مالفوی بود، متوجه شدند که زنبورها در کمد رختخواب ایشان سعی در لانه سازی داشته اند و طبق بررسی یکی از زنبورها، متوجه شده اند که آنها تحت طلسم فرمان لرد ولدمورت بوده اند و سعی در نابودی خانم مالفوی را داشته اند!
کارآگاهان آنجا را به شدت سمپاشی کردند و اکنون دیگر هیچ صدای وز وزی نمی آید!
قابل به ذکر است که انگشت خانم مالفوی رو به بهبود است و کارآگاهان محفل به دنبال کشف این حقیقت هستند که چگونه یک زنبور تحت طلسم فرمان، وارد اتاق ایشان شده است.
نتایج این بررسی، در اینده در اختیار شما قرار خواهد گرفت.*
..:: * تبعیض نژادی*::..
دیروز عده ای از سفید پوستان در جلوی درب سازمان ملل تجمع کرده و خواستار حقوق خود شدند.
به گزارش خبرگزاری ویزارد نیوز،سفید پوستان از دست وضعیت نا بسامان خود بسیار ناراضی هستند و از اینکه سیاه پوستان با انها بد رفتاری می کنند ناراحتند. آنها با شعارهای " سیاهان استعمار گر... برین تو خانه هایتان" و " مرلین دریاب ما را... مظلوم واقع گشتیم" تارضایتی خود را از این وضعیت به گوش جهانیان رساندند.
گزارشی را با یکی از تظاهر کنندگان اجام داده ایم:
گ: سلام... چرا اینجا جمع شدید؟!
ت (تظاهر کننده): سلام... آخه ما دیگه جونمون به لب رسیده!
گ: برای چی؟!
ت: آخه این سیاها اومدن توی خونه زندگی ما، بچه هامون رو می کشن، به سران تهمت می زنن، باهامون آش درست می کنن، خیلی از ما سفیدای خوبمون رو کشتند!
گ: شما این وضعیت نا برابر رو در چه می بینید؟!
ت: آقا همش زیر سر این مدیراست! الان ولدمورت و کوییریل و منالیزا، جز سیاهان! بعد برای ما فقط می مونه هری و ریموس که خداشاهده اینا یه هلپی هم به ما نمی دن...کریچر و باک بیک هم که هوتوتو!
گ: خب، مدیرها چی کار کردند که شماها این تقصیرها رو گردن اونا می ندازین؟!
ت: خب نگاه کنین چه نامردی ایه!... اون مرگخوارای بوقیه بوقنده اندر روله بوق بوقیه بوق زاده و احیانا بوق به دنیا آور(!) یه دسترسی جدید دارن!... حالا ما طفلیا...اوهو..اوهو...فیــــــــن!!
گفتنیست که این گزارش به علت حمله ی مرگخواران سیاه به تظاهر کنندگان سفید، نا تمام باقی ماند و عده ی کثیری از این قشر زحمتکش و پر توان و باحال این مرز و بوم کشته و زخمی شدند.
اطلاعات بیشتری راجع به این زمینه توسط همکارانم قرار خواهد گرفت!
--------------------
*این خبر واقعیه و دیروز واقعا انگشتم گزیده شد!
ها... بچه ادامه ودین!!
دیروز بعد از ظهر، آنیتا دامبلدور که چندی پیش توانست خود را از دروغ های مرگخواران مبنی بر اینکه فرزند کفی است، مبرا را سازد و کذب بودن گفته های آنان را اثبات کند، توسط زنبوری گزیده شد!
به گزارش خبرگزاری رویترز(!)، دیروز در ساعت دو و نیم بعد از ظهر، آنیتا دامبلدور مشغول تایپ مطلبی برای تالار خصوصی ریونکلاو بود که زنبوری از جلوی وی رد شد. او زنبور را دنبال کرده، وسیله ای را روی او گذاشت و فشار داد. اما سطح زز( زیر زنبور!) نرم بوده و زنبور خود را به طرف انگشت آنیتا دامبلدور می کشاند و با ذکاوت تمام، نیش زهر الود خود را وارد انگشت ناناز ایشان میکند!
خانم مالفوی سریعا انگشت خود را می مکند، اما چون مکان نیش معلوم نبود، بعد از چندی متوجه می شوند اشتباهی مک زده اند! بنابراین انگشت ایشان به طرز فجیعی باد می کند!
جناب پروفسور دامبلدور ایشان را سوار جارو خانوادگی کرده، به سمت درمانگاه می برد. اما داروخانه بسته بوده، یک میدان بالاتر می روند! باز هم بسته بوده و یک میدان جلوتر می روند و بلاخره آمپول ضد حساسیت را خریده و عازم سنت مانگو می شوند. و به خانم دامبلدور، آمپول ضد حساسیت تزریق می شود!
گفتنی است، آقای دامبلدور به خاطر همین زنبور، 500 گالیون خرج کردند و آن را از جساب آقای مالفوی برداشت کردند!!
کارآگاهان محفل ققنوس، پس از رسیدن به محل حادثه که اتاق خانم مالفوی بود، متوجه شدند که زنبورها در کمد رختخواب ایشان سعی در لانه سازی داشته اند و طبق بررسی یکی از زنبورها، متوجه شده اند که آنها تحت طلسم فرمان لرد ولدمورت بوده اند و سعی در نابودی خانم مالفوی را داشته اند!
کارآگاهان آنجا را به شدت سمپاشی کردند و اکنون دیگر هیچ صدای وز وزی نمی آید!
قابل به ذکر است که انگشت خانم مالفوی رو به بهبود است و کارآگاهان محفل به دنبال کشف این حقیقت هستند که چگونه یک زنبور تحت طلسم فرمان، وارد اتاق ایشان شده است.
نتایج این بررسی، در اینده در اختیار شما قرار خواهد گرفت.*
..:: * تبعیض نژادی*::..
دیروز عده ای از سفید پوستان در جلوی درب سازمان ملل تجمع کرده و خواستار حقوق خود شدند.
به گزارش خبرگزاری ویزارد نیوز،سفید پوستان از دست وضعیت نا بسامان خود بسیار ناراضی هستند و از اینکه سیاه پوستان با انها بد رفتاری می کنند ناراحتند. آنها با شعارهای " سیاهان استعمار گر... برین تو خانه هایتان" و " مرلین دریاب ما را... مظلوم واقع گشتیم" تارضایتی خود را از این وضعیت به گوش جهانیان رساندند.
گزارشی را با یکی از تظاهر کنندگان اجام داده ایم:
گ: سلام... چرا اینجا جمع شدید؟!
ت (تظاهر کننده): سلام... آخه ما دیگه جونمون به لب رسیده!
گ: برای چی؟!
ت: آخه این سیاها اومدن توی خونه زندگی ما، بچه هامون رو می کشن، به سران تهمت می زنن، باهامون آش درست می کنن، خیلی از ما سفیدای خوبمون رو کشتند!
گ: شما این وضعیت نا برابر رو در چه می بینید؟!
ت: آقا همش زیر سر این مدیراست! الان ولدمورت و کوییریل و منالیزا، جز سیاهان! بعد برای ما فقط می مونه هری و ریموس که خداشاهده اینا یه هلپی هم به ما نمی دن...کریچر و باک بیک هم که هوتوتو!
گ: خب، مدیرها چی کار کردند که شماها این تقصیرها رو گردن اونا می ندازین؟!
ت: خب نگاه کنین چه نامردی ایه!... اون مرگخوارای بوقیه بوقنده اندر روله بوق بوقیه بوق زاده و احیانا بوق به دنیا آور(!) یه دسترسی جدید دارن!... حالا ما طفلیا...اوهو..اوهو...فیــــــــن!!
گفتنیست که این گزارش به علت حمله ی مرگخواران سیاه به تظاهر کنندگان سفید، نا تمام باقی ماند و عده ی کثیری از این قشر زحمتکش و پر توان و باحال این مرز و بوم کشته و زخمی شدند.
اطلاعات بیشتری راجع به این زمینه توسط همکارانم قرار خواهد گرفت!
--------------------
*این خبر واقعیه و دیروز واقعا انگشتم گزیده شد!
ها... بچه ادامه ودین!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
