ادامه نمایشنامه:
جاسم و نورممد و گیج ممد و کور ممد از ماشین پیاده می شن.دو نفر هم پشت سرشون پیاده می شن.
بلر:معرفی می کنم.نفر سمت چپ.چپول ممد!نفر سمت راست.زور ممد!سریعا ترکیبتونو اعلام کنید که مسابقه رو شروع کنیم.
بچه های کلاس شروع به مشورت می کنن.بعد از صحبتهای فراوان هدویگ برمیگرده و می گه:
_ترکیب تیم ما اینه:
بلیز زابینی...دروازه بان...آنی اسی و بینز...مدافع...من و زاخاریاس و سامانتا ولدمورت...مهاجم...سارا اوانز هم جستجوگر!
بلر:خوبه خوبه...اینم ترکیب تیم ماست.
گیج ممد...دروازه بان...جاسم و نورممد...مدافع...من و چپول ممد و زور ممد مهاجم...کور ممد هم جستجوگر
همه سوار جارو ها می شن و می رن سر پستاشون.بلر سوتشو می زنه و سرخگونو می اندازه هوا و خودش هم میره سر جاش.
گزارشگر(مک بون پشمالو):چپول ممد توپو می گیره...پاس می ده به بلرویچ...اوه نه...توپ با فاصله پنج متری از کنار بلرویچ رد می شه و میفته دست هدویگ...هدویگ پاس می به زاخی...زاخی پاس می ده به سامانتا...سامانتا پاس میده به هدویگ...هدویگ دوباره می ده به زاخی...زاخی می ده به سامانتا...سامانتا می ده به زاخی...اوه نه!هدویگ دوباره پاس می ده به زاخی...
==========ساعاتی بعد===========
گزارشگر:

زاخی دوباره می اندازه به سامانتا...بله...بالاخره دروازه بان حریف هم خوابش برد!...سامانتا شوت می کنه و گل ...گل برای تیم شاگردا!
تیم بلر:


گزارشگر:خدای من!ببینید هدویگ داره چی کار می کنه...گوی زرینو از سارا اوانز گرفت و گذاشتش تو یه پاکت نامه!پاکت نامه رو گذاشت...تو جیب بلر...اوه نگاه کنید!همه شاگردا از کلاس فرار کردن...خدای من!
=========ساعاتی بعد============
بلر از خواب پا می شه و سنگینی چیزی رو تو جیبش حس می کنه...دست تو جیبش می کنه و پاکت نامه رو پیدا می کنه...اونو باز می کنه...گوی زرین پرواز می کنه و میره...بلر نامه رو باز می کنه تا بخونه:
پرفسور بلرویچ!با ما در نیفت!همه از کلاس در رفتیم!اگه یه نمره از هر کدوم از شاگردا کم بشه خودم با نوک میام تو شیکمت!
قربانت ، هدویگ!
بلر:

============================================================
جواب 1-
هوووم...اونا می خواستن تاکتیک "شل و پل در سه سوت" رو به کار ببرن ولی خوشبختانه تو بازی اصلا توپ دستشون نیفتاد...این تاکتیک اینجوریه که جاسم و نورممد با بیل و کلنگشون همه بازیکنای حریفو مصدوم می کنن و به راحتی بازی رو می برن!
جواب 2-
هوووم...البته که دوست نداشتیم!دوست داشتم پا هم نداشتم ولی حریفم اینا بودن...چون:
جستجوگرشون کورممد بود و تعطیل بود...دروازه بان گیج ممد بود...مهاجم بلرویچ بود!(hammer:)...چپول ممد آقای گل تیمشون بود!...با این تیم تونستیم از کلاس در ریم...خیلی حال داد بازیش...بینز خیلی ارزشیه!(

)...و و و و
جواب 3-
هوووم...تیکتیکهای تهاجمی:
تاکتیک آرایش نوک جغدی...تاکتیک آرایش عقابی...تاکتیک آرایش گردباد...تاکتیک حمله از نوع خفنز!(این تاکتیک قفط در صورتی که سارا اوانز کاپیتان باشه قابل اجراست).
تاکتیکهای تدافعی:
تاکتیک آرایش پر جغد!...تاکتیک آرایش شاخ گوزن!..تاکتیک آرایش دیوار!...تاکتیک آرایش خطی...
هوووم...خواستم مثل بلیز بنویسم گفتم تقلید می شه...پس قبول کن دیگه بلر جون

جواب 4-
جاسممی خواد با چماق منو بزنه...ولی جا خالی می دم و چماق می خوره تو سر نورممد و سقوط می کنه...جاسم هم برای نجات نورممد از روی جاروش می پره پایین...بعدش با نوک می رم تو شیکم ولدی...بعد برادر حمید از پشت می خواد دست به کار شه...ولی من عمودی به سمت بالا پرواز می کنم و پشت برادر حمید پایین میام و به جای اون من عملیاتو انجام می دم!
صدای برادر حمید:آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ!