نام خانوادگی : نامعلوم
نام پدر : غلامعلی !
شماره پلاک : 890814
وضعیت فعلی : مفقود الاثر
مقدمه :
بزرگ جغدی بود ... نبود او ، نبود من ! ... ای همه وجود من ! ... دوستش داشتم ... با تمام وجود .
چه شبها که با هم صبح نکردیم ... چه صبحها که خوابید و چه شب ها که بیدار ماند ... چه عملیاتها که در شب ، در آن تاریکی ، به انجام نرساند و چه رشادت ها که به خرج نداد .
مرگخواران را به ستوه آورده بود ... در شجاعت یکتا و در لطافت بی همتا بود ... در رشادت سرآمد بود و در همه جا کارآمد ... نزاکت را زیر پا نگذاشت و در عین حال دشمن را به فحش کشید ! ... نوکها نثارشان کرد و ضربه ها بهشان وارد کرد .
از این جغد هر چه بگویم کم است ... به همین ها بسنده می کنم ... همیشه او را خواهم ستایید .
یوسف پاتر ، هم لشکری هدویگ
_$_$_$_
در باب این بزرگ جغد یگانه و شجاع همیشه به سوی دشمن روانه ، کتابها حرف ناگفته وجود دارد ... ولی به دلیل ذیق وقت ، به فیلمی از ایشان کفایت می کنیم و شما را به دیدن این فیلم که بد از عملیات "یا دامبل 5" گرفته شده ، دعوت می کنیم .
-----
در تصویر ، صف بلند بالایی از افراد مصلح به چوب دستی ، از جاده گذر می کردند و در میان آنها جغدی سفید دیده می شد که بر پیشانیش پارچه ای بسته شده بود که رویش نوشته شده بود :
" پیروز باد سیفیدی ، خاک بر سر پلیدی !"
صدای زمزمه شعارها شنیده می شه :
- دامبلدور ... دامبلدور ... حمایتت می کنیم
- تا خون در رگ ماست ... سیریوس رهبر ماست
- ما همه سرباز توئیم ریموس جون ! ... گوش به فرمان توئیم ریموس جون !
- الستور قهرمان ... همیشه با ما بمان !
- پادمور بدقواره ... ای نوکر بیچاره !!!
دوربین به سمت هدویگ رفت و او را متوقف کرد ... هدویگ رو به دوربین لبخندی زد و در حالی که بر محاسنش دست می کشید ، گوش به حرفهای گزارشگر سپرد .
گزارشگر : سلام بر تو ای رزمنده پهلوان و قهرمان ... همیشه با ما بمان!
هدویگ : خواهش می کنم ! خواهش می کنم ! ... ما اینیم !

گزارشگر : کجا میرید ؟
هدویگ : عملیات یا دامبل 5 ... به کسی نگیا ! ... مثلا قرار بود کسی نفهمه ما می ریم عملیات ... تو هم وانمود کن داریم میریم بی جامه پارتی ! باشه ؟!
گزارشگر : چقدر می دی به هیچکس نگم ؟!

هدویگ : چی ؟ ... رشوه می خوای ؟

گزارشگر :


هدویگ نگاهی به اطراف کرد و وقتی دید کسی نگاهش نمی کنه ، چوب دستیشو در آورد و به سمت گزارشگر گرفت .
- آواداکداورا !
.....
+$+$+$+$+$+
بله دوستان فیلمی از رشادت های این بزرگ جغد رو دیدید ... تا برنامه بعدی محفل به روایت فتح ، شما رو به مرلین می سپاریم ...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

....نیست باید بریم به ولدی بگیم

...محفليها اينجا ساكن هستن....

من نباید اونو در خانه ش زندانی میکردم روح او برای پرواز ساخته شده بود و در یک خانه جا نمیگرفت
:اون مردانه جنگید با همه.اون شوخی شوخی خودشو به کشتن داد .روزآخری نگاه خیلی فرق کرده بود معصوم شده اما آتش شجاعت درونش موج