ولی در همان لحظه سامی با تمام قدرت توپو پرت می کنه ولی انقدر نیروی توپ زیاده نمی تونه دستشو از توپ برداره بنابراین همراه با توپ از جاروش فاصله می گیره و به خاطر وزنش همراه با توپ با کله می ره تو زمین اما ریموس بین زمین و هوا توپو ازش می گیره و به سوی دروازه ی تیم حریف به راه می افته. دو تا توپ بازدارنده به طرفش میان.
ریموس از بس لاغره از وسطشون می گذره و به راه می افته ولی ماری و جاگی راهشو سد می کنن ریموس با توپ به سوی عقب بر میگرده و ماری و جاگی رو گول می زنه سپس با سرعت باد به طرف دروازه راه می افته و در راه ماری و جاگی رو به شدت می چرخونه شدت چرخش انقدر زیاده که اونها شبیه درهای چرخشی دروازه شدن.
ریموس:
طرفداران جومالی:
ریموس در دلش می گه: این تیم چقدر خرفته گزارشگر راست می گفت.
و تازه متوجه گزارش گر میشه که غرق در خوابه ولی مهم تر از اون گل زدنه. پس اونو ول می کنه و به سوی دروازه می ره. واقعاً عجیبه دروازه بان نیست ولی کجاست؟ به اطراف نگاهی می کنه و دروازه بانو می بینیه که زیر یه سایه بون لم داده و آبمیوه می خوره.
فریاد می زنه: بچه ها بیاین دروازه بان نیست.
گزارشگرم با این فریاد از خواب بلند میشه
همه به جز مالدیر به سوی دروازه میان ولی ناگهان............
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

) به سمت گوي پيش مي ره ، دستشو دراز ميكنه كه گوي رو بگيره ولي شاهزاده جك بادارنده اي رو به طرفش پرتاب مي كنه و خطا !
خطا به نفع جومالي و پنالتي براي جومالي يونياتد . گدريك توپ رو در دست داره تا توپ رو بزنه و ناگهان ...
اينجا چه خبره ؟
منتظريم براي زدن ضربه . مثل اينكه گودريك گريفيندور خوابش برده و بايد ايستاد تا بيدار بشه !
بله و بالاخره گودريك گريفيندور بيدار مي شه ! و توپ رو ميزنه و گل ميشه !
( هر دو در دل
ببخشيد ! دست نديد !
آخه من از دست تو چيكار كنم ! من برم دنبال گوي خط حمله ! حمله !