شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
یک رسم دیگر را شبیه همین رسم هایی که من گفتم تعریف کنید مثلاً چمیدونم رسم عاشقی ، رسم درس خواندن ، رسم های دیگر ، تکراری هم بود رسم ها مهم نیست ، مهم این است که متن تعریف کردنتان فرق بکنه!
رسم مرگ!
خب رسم سختیه! در عین حال از همون ابتدای وجود بشر بوده و هست و خواهد بود! قابل کنترل نیست و چه بخواین چه نخواین باید اجرا بشه! بعضیا ازش می ترسن چون معلوم نیست بعدش چی می شه! اما خب! بعضی ها هم نمی ترسن چون میریم اون بالا توی آسمون ها پیش خدا! معمولا به صورت عادی این طوریه که سرتو می ذاری روی زمین و خود رسم به طور کاملا تکنولوژیته شروع می شه ! در بعضی موارد ممکنه این چرت و پرت های دنیوی باعث بشن یه اختلالاتی پیش بیاد! مثلا ممکنه سرطان بگیری بعد اطرافیانتو زجر بدی بدی بعد هم دوباره سرتو بذاری و بمیری! حالت کلی همون سر گذاشتن رو زمین و مردن می باشد! اما زمان انجام این رسم بستگی داره به خیلی چیزا! همان طور که فرمودیم ممکنه مرضی بگیرید یا ممکنه شترق بخورید به جایی یا اینکه خیلی چیزای دیگه! البته راهی به نام خودکشی وجود داره که سرتون رو یه کم زیادی محکم می ذارین روی زمین! ولی مهم اینه که آخرش میمیرید!
من الله توفیق!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
یک رسم دیگر را شبیه همین رسم هایی که من گفتم تعریف کنید مثلاً چمیدونم رسم عاشقی ، رسم درس خواندن ، رسم های دیگر ، تکراری هم بود رسم ها مهم نیست ، مهم این است که متن تعریف کردنتان فرق بکنه! رسم خواستگاری برره ای این رسم بسیار قدیمی هست که شیر فرهاد اول، کشفش کرد در این رسم پسر باید مثل بچه آدم با خانوادش بیاد بره خونه دختر خواستگاری. شرایت پسر: ۱-باید موجودی بانکش بیشتر از سیصد هزار تومان باشد
۲-الاغ داماد (در این زمان ماشین) باید کلاس بالا باشد ( هر چه گوش های الاغ کوتاه تر بود یا به عبارتی به اسب شبیه بود کلاسش بالا تر بود)
۳-مادر داماد نباید زبانش از زبان مادر عروس دراز تر باشد.( معمولا کوتاه تر از دومتر)
۴-داماد باید یک خانه بزرگ تر از خانه عروس داشته باشد. شرایت عروس: ۱-عروس باید پولدار باشه.
۲-از وقتی در خانه داماد رفت هر چی داماد میگه گوش بده.
۳-خواهر شوهرش را از مادرش بیشتر دوست داشته باشد.
۴-خانه کوچک داشته باشه( به شرایت داماد مورد ۴ مراجعه شود)
۵- جهیزیه کامل همراه با تلویسیون ۴۵ اینچ داشته باشد
بعد از قبول کردن، آنها مراسم کتک زنون رو اجراع میکردن که داماد تا میتونست کتک میخورد
ک رسم دیگر را شبیه همین رسم هایی که من گفتم تعریف کنید مثلاً چمیدونم رسم عاشقی ، رسم درس خواندن ، رسم های دیگر ، تکراری هم بود رسم ها مهم نیست ، مهم این است که متن تعریف کردنتان فرق بکنه! ------------------- رسم دو دره بازی! این رسم یکی از رسوم ماگلیست که تاریخدانان پایه گزاری آن را در ایران باستان ردیابی کرده اند. مترادف آن نیز پیچاندن است که بعضی ها اعتقاد دارند در عمل تفاوت های ظریفی با دو دره کردن دارد. این رسم در مدارس و به خصوص در دانشگاه های ماگلی ایران رواج دارد و معمولا یک دانشجوی دودره باز در شان خود نمی بیند که در تمام جلسات یک کلاس در یک ترم شرکت کند و معمولا هر ساله راه های زیادی برای اینکار ابداع می شود. یکی از روش های مرسوم این است که تمام دانشجویان بطور توافقی در کلاس حاظر نمی شوند که البته پدیده ای به نام پاچه خاریسم با این روش در تقابل است. روش دیگر این است که فرد دودره باز از رفیقش می خواهد که به جای او حاضری بزند که این هم با توجه به خطرش درجه بالای رفاقت را می طلبد. البته روش ها در مقوله دودره بازی زیاد هستند که در این مقال نمی گنجد. --------------------------------------------------------------- پروفسور ، مطمئن باشید این پست بدآموزی ندارد. چون بروبچز هاگوارتز تشنه علم می باشند!
رسم ناخن کوتاه کردن قدیم بود خدایی بود و شرم و حیایی. ننه ای بود و ابهتی و ناخن گیری به سان ابزار شکنجه( دیدم به مناسبت این ایام فرخنده یه ربطی هم بدم یادی کنیم دور هم باشیم) تا مادر می گفت "ن" دختر سه دور دور خودش می چرخید و در ایک ثانیه او را در مقابل مادر میافتی و مادر( بشمارید ببنید چند تا مادر توشه!) نیز شروع می کرد به ناخن گرفتن و برای محکم کاری نصف گوشت ناخن را هم با آن می گرفت ... اما امروزه چه؟ چیزی به نام ننه وجود ندارد فقط مامی جون! چیزی به نام ناخن گیر نیز در خانه ها یافت نمی شود. فقط سوهان ناخن! ناخن هم که خدا برکت دهد! همه در کود پاشی تبحر دارند... وسیله ای برای کسب شهرت هم شده ... رکورد های گینس و این حرفا ها!بعید نیست در آینده به سیاست هم ربط پیدا کند!
اين رسم يكي از برترين آييني هست كه مشنگ ها به وجود آورده اند ، جوانمردي در مشنگ ها معنايي همانند يكدل و رعايت كردن امورات و .. انسان هاست .
جوانمردي در ايران
در كشور ماگل نشين ايران ، متاستفانه جوانمردي فقط در فوتبال فرهنگ سازي شده است ، كه بجز اين ورزش پرطرفدار ، در هيچ چيز ديگري اين رسم را نميتوان يافت . ( جزييات مهم نيست ) . جوانمري حكايت از داستاني ميكند كه ، در غروب يكي از روزهاي سرد پاييز ، جواني از نوع + ، به يه پير مرد لب گور كمك شاياني كرد كه جزييات كمكش موجب بلاك ميشه ! . و اين چنين شد كه جوانمردي به نقطه ي عطفي در رسومات رسيد ...
جوانمردي در خارج از ايران
Manly در كشور هاي بيگانه و خارج از محدوده ايران زمين ، جوانمردي نوعي ديگر به خود ميگيرد . ايجاد مهر و محبت ، كمك به هم نوع و .. در هر عرصه اي از دوران زندگي ، در جهان اين چنين معني گرديده است .
پ ن --> جوانا زنده كنيد رسم جوانمردي رو امشب . ( زنده ياد محمد حسين آقاسي ) <-- پ ن
رسم خواستگاری قديما دو نفر که ميخواستن با هم ازدواج کنن تا قبل از خواستگاری اصلاً همديگه رو نميديدن. مثلاً دو تا حاجآقا تو بازار با همديگه آشنا بودن؛ خب يکيشون يه دختر داشته دم بخت و اون يکی يه پسر که حواسش فقط تو کسب و کاره! بعد با هم قرار مدار ميريختن و يه روز رو مشخص ميکردن برای اين امر خير. باباهه تا روز خواستگاری به دخترش چيزی نميگفت و وقتی هم بهش خبر ميداد که قراره شب براش خواستگار بياد دختره ذوق مرگ ميشد، انگار نه انگار که اصلاً اين يارو رو نميشناسه! فقط ميخواد يهو تو خونه نمونه و بترشه. شب ميشد و خواستگاره ميومد، داماد فرق وسط و کت و شلوار تريپ! دختره ابروهاش پيوسته و قجری، لباس گل منگلی و يه چادر دهاتیتر از اون روش. يه کم ميشستن و عروس چايي ميآورده، يه رسم خيلی مهم اين بوده که دوماد حتماً هول بشه و چاييها رو بريزه! بعد از اينکه بابای عروس، دوماده رو سوال پيچ ميکرده بزرگترها ميرفتن يه جا ديگه تا دو تا جوون سنگاشون رو با هم وا بکنن. آخر سر هم دختره چه خوشش بياد چه نياد بلههه رو ميگه وگرنه آقاش دَمار از روزگارش در مياورد.
اما حالا... خواستگاری؟! خواستگاری يعنی چه؟ دختر و پسر همديگه رو يه سه چهار سال ميشناسن و رفت و آمد و اينا، بابا و مامانه هم بیخبر از دنيا؛ فکر ميکنن دخترشون مريم مقدسه و پسرشون حضرت يوسف! اگه دختره و پسره خيلی از مامان و باباشون حساب ببرن و بچه مثبت باشن بهشون ميگن، مامان و باباهه راضی ميشن و يه خواستگاری واسه ظاهرسازی ميرن و بالاخره دو تا کفتر عاشق به هم ميرسن... اما در حالت دوم يا بابا و مامان راضی نميشن يا اصلاً بچهها خودشون ميدونن که قبول نميکنن و با هم فرار ميکنن و چند سال بعد با پنج شش تا بچه بر ميگردن... بعضی وقتها هم که ديگه دختره و پسره خيلی جونشون واسه هم در ميره و هيچ راهی ندارن، نه مامان و بابا راضی ميشن و نه قصد فرار دارن اول دختره خودشو ميکشه و بعد پسره!
پس به اين نتيجه ميرسيم که رسم خواستگاری در بين مشنگها، عملاً ديگه وجود نداره.
یک رسم دیگر را شبیه همین رسم هایی که من گفتم تعریف کنید مثلاً چمیدونم رسم عاشقی ، رسم درس خواندن ، رسم های دیگر ، تکراری هم بود رسم ها مهم نیست ، مهم این است که متن تعریف کردنتان فرق بکنه!
رسم خرخونی در شب امتحان.
این رسم یکی از رسمهایی است که از دیربازدر بین پسرها جا افتاده و خیلی کلاس داره یعنی اگه یک پسر یک هفته زودتر درس رو خونده باشه میشه مایع ننگ پسرها. این دسته از پسران گل که به علت مشغله فراوان نمی تونن در طول سال یا ترم درس بخونن میان از شب تا صبح روزی که امتحان دارن شروع می کنن به خوندن کتاب یا جزوه که اگر پیداکنن یا در اون شب مهمون یا فوتبال یا مخصوصا نود نداشته باشه حداقل یک نمره 10 رو بگیرن که مایه ابروریزی نشه.این مشکل که متاسفانه امروزه در تمام مقاطع تحصیلی برای پسرها به علت جامعه ای که دران زندگی میکنیم اتفاق افتاده مشکلاتی بسیاری برای مردهای اینده این مملکت پدید اورده است. این امر سبب شده که دختر ها دربین پدرومادرها بسیار عزیزشوند چون علاوه بر درس خوندن در کار خونه هم کمک می کنند. نتیجه دیگری که از درس خوندن درشب امتحان حاصل شده تجدید و معدل کم و درنتیجه ثبت نام در مدرسه غیر انتفاعی و پیاده شدن 400 500 تومان است. یک نتیجه بسیار بدی که از قبلی افتضاح تر است کاهش فاجعه بار امارقبولی پسرها در دانشگاه سراسری درهر رشته ای چه فیزیک هسته ای چه شمردن مورچه است . این امار درسال 84 بسیار وحشتناک بود به طوری که فقط یک نفر از پسرها در رشته انگلیسی اول شده بود که اونم فکرکنم برای کلاس گذاشتن پیش .....................(الان میگن داره بی ناموسی می نویسه).البته من گفتگویی که با یکی از دوستان داشتم اون بر این باور بود که پسران امروزی چون از دوستشون می ترسند در دانشگاه قبول نمی شوند ولی من گفتم برای اینکه بسیارعاطفی هستند و نمی خواهند دل دوستخود را بشکنند ونمی خواهند اونها خودکشی کنند در دانشگاه قبول نمی شوند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون
کلاس خیلی خوبی پروفسور ، بزودی نتیجه بازرسی به دستتون خواهد رسید !
رسم بازرسی
قدیم بود ، مهر و وفا بود ، اعتماد بود و رعایت حال دیگران . هر چی که اون یکی میگفت ، این قبول میکرد و هر چی این میگفت اون یکی قبول میکرد . وقتی فکر میکردند که یکی از آشنایان ، دوستان ، خانواده و ... دارن یه چیزی رو ازشون پنهان میکنند ، صادقانه سوال میکردند و صادقانه جواب میگرفتند . نه دروغی بود ، نه پنهان گری و نه کذب . همه وقایاع و اتفاقات به یه پرسش ساده بند بود . اگه کسی میزد یکی و لت و پار میکرد وقتی میپرسیدند : تو این کارو کردی ؟ چرا ؟ خیلی راحت و در عین حال شرمسار میگفت : بله ، به خاطر اینکه اون به پدر و مادرم توهین کرد ، البته من نمیخواستم ولی تحریک شدم . طرف اول هم که حالا چه دوست بود ، چه همسایه بود و چه پلیس ، حرف فرد رو متین به حساب میاورد و بی چون و چرا قبول میکرد . ولی هم اکنون ! نه قدیمی ، نه مهر و وفایی ، نه اعتماد و نه رعایت حال یکدیگری . در واقع در زمان حال حاضر صحبت کردن هیچ اهمیتی نداره ، چیزی که نقش مهمی رو در حال حاضر ایفا میکنه ، سند و مدرک و شاهده . وقتی اعتماد و اطمینان وجود نداشته باشه ، حرف زدن ذره ای اهمیت نداره . اگر از شما صادقانه سوال کنند و صادقانه جواب بدید ، باز هم حرف شما رو بدون دلیل و مدرک قبول ندارند . مثال عامیانه میزنم : شما ساعت 5 بعد از ظهر رفتید خونه دوستتون و ساعت 10 شب برگشتین خونه ، مادرتون که نگران هم هستش از شما میپرسه : کجا بودی پسره عزیزه ، گله ، فلان فلان شده من !!! شما هر چی میگی بخدا خونه دوستم بودم ، باور کن اونجا بودم ، مادرتون حرفتون رو قبول نمیکنه و اولین کاری که میکنه این هست که گوشی رو برداره و به خونه دوستی که ادعا کردی خونشون بودی زنگ بزنه و بپرسه که آیا شما اونجا بودید یا نه ! این یکی از ساده ترین و عامیانه ترین بی اعتمادی ها هست ، چه برسه در دادگاه و کلانتری و ... که دیگه هیچی ! در واقع عاملش میتونه این باشه که دروغ زیاد شده ، و صداقت کم . رسم بازرسی هم همینطوره . بازرسی از کلاس شما چرا صورت میگیره ؟ چون توضیح شما درباره نحوه تدریس ، امتیاز دهی ، رفتار با شاگردان ، امتحان و ... برای بازرس اهمیتی نداره و مورد قبول واقع نیست و باید به عینه ببینه و از کلاس شما گزارش بنویسه ! در واقع اینجا بازرس تو دهنه این مدرسه میزنه !!!!
قبلاها به قول استاد انسانیت بود مرام بود رفاقت بود اما اینا هیچ ربطی به عزاداری نداشت . قبلا وقتی میخواستن عزاداری کنن مثل آدم این کارو میکردن , احترامی در کار بود ملت حقیقت واقعه رو درک میکردن . اما الان چی؟ هیچی . یک شمع خاموش میگیرن دستشون مثل منگلا توی خیابون راه میرن . دو کیلومتر میکوبن سربالایی میرن بالا تا یک غذا بخورن . میرن شمع میخرن که با شمع یکی دیگه ( حالا بماند) روشنش کنن سر صحبت رو باز کنن. الکی خودشون رو به آبو آتیش میزنن یک جوری زنجیر میزنن انگار میخوان خودشون رو هلاک کنن . سر و صدایی راه میندازن که طلفاتش بیشتر از چیزی میشه که به خاطرش عزاداری میکنن . موهارو میبندن عینک آفتابی رو تو شب استاد میکنن میرن زیر الم بعد بیشتر از جلو حواسشون به دورو بر هیئته. خلاصه که قبلا ها خوش نمیگذشت اما الان خوش مگیذره
- یک رسم دیگر را شبیه همین رسم هایی که من گفتم تعریف کنید مثلاً چمیدونم رسم عاشقی ، رسم درس خواندن ، رسم های دیگر ، تکراری هم بود رسم ها مهم نیست ، مهم این است که متن تعریف کردنتان فرق بکنه!
رسم جوانمردي قديم كه بود، واقعاً جوانمردي يه رسم بود و رسم جوانمردي آخر مرام و با كلاسي و با صفايي بود. اما الان رسم جوانمردي اسمش هست خودش گور به گور شده خدابيامرز. قديم تو خيابون ميرفتي بري بابا يه سؤال ميپرسيدي تا شير فهمت نميكردن دست از سرت برنميداشتن، يه آدرس ميپرسيدي تا نميرسوندنت به مقصد ولت نميكردن، اصلاً اينا چيه يه كلمه ميگفتي آي ملت من گرفتارم، من مشكل دارم يا نه اصلاً اينم نميگفتي و فقط تو دلت ميكفتي اي خدا من گرفتارم، اونوقت انگار كه كمك از غيب ظاهر شده، بيا و ببين كه چه ميكردن و تا مشكلترو گم و گور نميكردن راحتت نميذاشتن. اما حالا چي اي ببرم ....(سانسور:به جاي واژة مردهشور، ....) اين به اصطلاح تكنولوژي و اين مردنيزه شدن رو كه واي به روزي كه يه سؤالي برات مطرح بشه يا كمكي چيزي از كسي طلب كني. اول كه اصلاً بيخيالت ميشن، اگه خيلي مرد باشن. اگه نامرد باشن كه حالا بيا و تماشا كن. ديگه اول نصيحت شنفتنه، كه بابا ملت خودشون درد دارن، بدبختي دارن، هزار و يه مشكل كوچيك و بزرگ دارن، حالا تو اومدي داري از مشكلاتت ميگي؟ برو خدا روزيتو يه جاي ديگه بده. بعدش اگه به اصطلاح از جامعه نسوان باشي، خوب البته كه مشكلت حل ميشه، اما به شيوههاي ديگه كه گفتنش در اين مقال نميگنجد و موجبات سانسور هم اين كامنت درب داغون رو فراهم ميكنه و هم منه بدبخت رو كه تا ميايم واقعيت رو بگيم، اونوقته كه رسم جوانمردي رو از نوع مشت و لگد نشونمون ميدن. اينم از جوانمردي اين سايت محترم، كه همهرو سانسور ميكنن مبادا .... عجب روزگاري بود قديم. صفا بود، وفا بود، جوانمردي بود، اصلاً قديم زندگي بود، اما الان چي.... بدو دنبال يه لقمه نون مواظب باش دم از جوانمردي هم نزني كه در اين زمونه پست مدرن، خيلي بيكلاسيه. عجب روزگاري بود قديم....