بلیز خسته و کوفته از یک روز مزخرف به تخت رفته بود تا حداقل اندکی بخوابد.اما روز بد تبدیل به شب بد شده بود و سر درد فرصتی برای خواب به او نمیداد.همان طور که به پشت دراز کشیده بود و لکه های ناشی از سوختگی سقف پارچه ای تختش را میشمرد ناگهان صدایی او را از جا پراند.
با عجله از روی تخت بلند شد و به اطراف نگاه کرد.سایرین نیز بیدار شده بودند و گیج و خواب آلود در تخت هایشان نشسته بودند.ایوان در حالی که خمیازه میکشید گفت:چی شده بچه ها؟پارتی گرفتیم؟
تئودور که در تاریکی جایی را نمیدید میخواست از روی تخت بلند شود ولی به دلیل عجله زیاد به ستون تخت خورد با با سر روی زمین افتاد!همان طور ک سرش را میمالید از روی زمین بلند شد و گفت:ببینم من درست میشنوم،یه نفر داره نصفه مرلین منسون گوش میده؟!
بلیز که خستگی اش با سردرد مخلوط شده بود گفت:به جای این حرفا بریم بیرون ببینیم چه خبره.
همه به دنبال بلیز از اتاق خارج شدند.در راهرو با لشکری از اسلیترینی های خواب آلود برخورد کردند که تلو تلو خوران به طرف تالار میرفتند.بلاتریکس که به شدت عصبانی بود گفت:هر کی این شوخی مسخره رو راه انداخته باشه تیکه تیکه میکنم!
وقتی همه به تالار رسیدند ایگور را دیدند که بر روی گرامافون جادویی تالار یک صفحه از آثار مرلین منسون را گذاشته و با علاقه مشغول هد زدن است!!!!
بلیز چشمانش را مالید و گفت:
این چرا اینجوری شده؟ایوان جلو رفت و چند بار به سر و صورت ایگور کوبید!ولی ایگور متوجه هیچ چیز نمیشد و همچنان به هد زدن ادامه میداد!
بلاتریکس دستش را به پیشانی اش کوبید و گفت:فهمیدم چش شده.داره تو خواب راه میره.
تئودور با تعجب گفت:مطمئنی داره توی خواب راه میره؟فعلاً که داره میرقصه!
ایوان خمیازه ای کشید و گفت:حالا کسی بلده از خواب بیدارش کنه؟من که علاقه ندارم تا صبح مرلین منسون گوش بدم!
رودولف گفت:خوب اگه نمیخوای گوش کنی گرامافون رو خاموش کن آی کیو جان!
بلیز سرش را تکان داد و گفت:نه،نباید گرامافون رو خاموش کنیم.ممکنه خطر ناک باشه.یا باید بیدارش کنیم یا بذاریم اهنگ تموم بشه.البته تا صبح که خودش بیدار بشه هم میتونیم صبر کنیم!
ایوان نگاهی به صفحه گرامافون انداخت و گفت:خوب بهتره یکی از اون دوتا راه رو انتخاب کنیم.چون این صفحه ام پی تریه،از اولین عطسه تا آخرین آهنگ این یارو خواننده هه رو داره!جمعاً هزار ساعت آهنگه!
بلیز:
کسی بلده چطوری بیدارش کنه؟؟!!رودولف در حالی که آستین هاش رو بالا میزد گفت:همه برن کنار.الان خودم بیدارش میکنم!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


