جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
4
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  220 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  224 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  213 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 7 شهریور 1386 07:10
نمایش جزئیات
آفلاین
نام برنامه :

عید اسمشو نبرها مبارک !!


دوربین محله ای ماگول نشین رو نشون میده که به طرز زیبایی با انواع چلچراغها و لامپها و نورهای رنگارنگ تزئین شده و مردم با خوشحالی تمام در حال خوردن شربت و شیرینی هستند .
گزارشگر جلوی تصويـر ظاهر میشه و با شور و شوق خاصی شروع به صحبت میکنه .
- بله بینندگان عزیز همون طور که میبینید امروز جشن بزرگی به مناسبت روز میلاد اسمشو نبر این کشور بیگانه در حال برگزاری هست و حضور پر شور مردم رو میبینید که اینجا دور هم جمع شدن تا این روز رو جشن بگیرند .

دوربین مجددا میچرخه و محوطه اطراف رو نشون میده ... دو پسر و دختر در روبروی تصویر از دور به هم لبخند میزنند و با دست اعدادی رو به هم اشاره میکنند ... فردی با قیافه بسیار مشکوکیوسی در حال صحبت با پسر نوجوانی هست که چیزی شبیه CD رو به اون میفروشه و در گوشه دیگه تصویر یه عده ای وسط خیابون در حال بندری زدن هستند .

ناگهان تصوير قطع میشه و پیامهای بازرگانی پخش میشه !

*...روغن موی...سیوروس اسنیپ...با قابلیت چرب کننده فوق العاده...رنگ سفید برای مو های چرب, رنگ قرمز برای موهای معمولی, آبی برای موهای خشک ....و صورتی برای کچل ها!!!...روغن موی اسنیپ!

دیری دینگ دینگ دینگ (اتمام پیامهای بازرگانی )

مجری بسیار با کلاسی در اتاقی بسیار شیک و مجلل که با گل و بوته تزئین شده ظاهر میشه .
- خوب متاسفانه گزارش همکارم رو به دلیل مسائل بی ناموسی بی شمار مجبور شدیم قطع کنیم و ...

از پشت دوربین صدای کسی شنیده میشه .
- مهمون ویژه !! مهمون ویژه !!!
مجری زیر لب : آخه قرار نبود ...
- لرد ولدمورت !! لرد ولدمورت !!


شــــتلق !! دوف دینگ ( صدای شکستن )
ريموس لوپین که در خونه خودش لنگش رو روی لنگش انداخته و در حال بستنی خوردنه با شنیدن اسم لرد از تلوزيون مثل بووووق از جاش میپره و در حالی که مخش هنگ کرده گوشی تلفن رو برمیداره .

پیامگیر : الو... شما با البوس خفن تماس گرفته اید! اگر ريموسی یه بار فوت کن و اگر نیستی دو بار فوت کن ، در ضمن غلط کردی این موقع زنگ زدی مرتیکه بووووقی !
ريموس یه بار فوت میکنه!
پیامگیر : فوت شما دریافت نشد! لطفا دوباره تلاش کنید!
ریموس دوباره فوت میکنه
پیامگیر : دوبار فوت کردید یا دوباره فوت کردید؟ لطفا دوباره تلاش کنید!
ریموس دوباره فوت میکنه
پیامگیر : فوت شما دریافت شد! لطفا منتظر عکس العمل بمانید!
یه دقیقه بعد...
پیامگیر : آلبوس در دستشویی به سر میبرد لطفا پیغام خود را بعد از شنیدن صدای کشیده سیفون بگذارید .
ريموس : دومبول بزن جادوگر تی وی !!!! بدبخت شدیم !!
ريموس از اعماق تهش به تلوزيون زل میزنه تا ببینه چه اتفاقی میوفته.


در کنار مجری یک صندلی اضافی شده و لحظاتی بعد لرد ولدمورت همراه دو بادیگارد روی صندلی ظاهر میشن !
مجری : ل ... لر... لرد ...
لرد که جای سوراخای دماغش کم کم داره اثاری از جسمی به نام دماغ ظاهر میشه و سری اسموت شده داره شروع به صحبت میکنه .
- اوهوووووم ... ملچ ملوچ ! سلام عرض میکنم خدمت تمام نجیب زادگان عزیز و عذر میخوام که بدون هماهنگی خدمتتون رسیدم. از کنفرانس اسمشو نبرهای جهان تازه رسیدم یه کم خستم زیاد مزاحمتون ...
مجری : ش ... شما برگشتید ؟؟
لرد به لوسیوس و هوریس که به عنوان بادیگارد دست به سینه پشت صندلیش ایستادن نگاه " این دیگه کیه بابایی " (کپی رایت بای میلاد) میکنه و جواب میده .

- خوب بوقی تو منو نمیبینی ؟! من برگشتم که اینجام دیگه !
لوسیوس : ارباب خون خودتو کثیف نکن باید بریم به جشن برسیما !
لرد متنی رو از جیبش در میاره .
- خوب دوربین من کدومه ؟؟
کارگردان : دوربین شماره چهار !
لرد به دوربین زل میزنه .
- ببینید ملت من چند روز قبل به دومبول SMS زدم گفتم بیا آدم شو با من عهد ببند ملت رو نزنیم شپلخ کنیم ولی متاسفانه مرتیکه بوقی قبول نکرد و متاسفانه باید بگم ما از امروز جنگای خودمون رو شروع میکنیم و دارم همین جا به همتون میگم ...
لرد از جای خودش بلند میشه ولی لوسیوس اونو کنترل میکنه و روی صندلی مینشونه .
- دارم همین جا میگم من از امروز اومدم و با دو تا شرکت آسفالت سازی و شلوار سازی برای یه سری کارا روی محفلیا هم قرار داد بستم و همین جا دارم میگم ...

این بار هوریس و لوسیوس هر دو با هم ارباب رو کنترل میکنن .
- واااای به حالتون ... من امروز مدرسه هاگوارتز رو برای اولین جنگم به آتیش میکشم ... وااای به حالتون اگه شما رو جایی ببینم !! وااای به حالتون اگه ببینم جایی دارید بدون اجازه من کاری میکنید ... از این لحظه حکومت نظامی اعلام میکنم .... وااای به حال محفلی ها اگه بشنوم از خونه هاشون بیرون اومدن ... من بووووووووووق به بوووووووق که بخواد بدون اجازه من کاری بکنه .... من بووووووووووق !! آلبوس من همین جا دارم بهت اخطار میکنم جور و پلاستو جمع کن از این مملکت برو تا دستم بهت نرسه .... توی بوووووووووووق میخوای جلو ارباب وایستی ؟؟؟
دو سه مرگخوار دیگه روی تصویر ظاهر میشن تا بتونن لرد رو کنترل کنن!
- ارباب بس کن ... ارباب !!!
لرد چوبدستش رو به سمت دوربین میگیره و فریاد میزنه :
- من بووووووووووق !!

قیژژ ... ( صدای برفک )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1386/6/7 13:37:51
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 5 شهریور 1386 21:37
نمایش جزئیات
آفلاین
فنریر دکمه تلویژن را فشار داد!و با کنترل زد شبکه جادوگر تی وی!
---------------------
بر روی سکوی دایره واری پسر جوانی با موهای قهوه ای ایستاده بود!در پایین صفحه نواری شروع به چرخ زدن کرد و نوشته ای را درست کرد!
بلیتی برای وبمستر!
با صدای:تئودور نات!

-----------------------
و بعد از آن صدای مردی به گوش رسید!
-بعد از آمدن کتاب هفتم ما تمام تمرکز خودمون رو روی رول سایت قرار میدیم!
و بعد از این جمله اهنگی رپی شروع شد!

میخوام روشنی عقده ام رو خاموش کنم!
ولی نمیتونم رول قدیم رو فراموش کنم!
وقتی موس و کیبردم توی دست من بود!
پس مینویسم بلیتی به وبمستر پر زور!
با عرض سلام خدمت وبمستر محترم!
واسه گفتن حرف واستون مفتخرم!
گوش میکنی به حرف هر سلیقه ای!
میشه وقتت رو به من بدی چند دقیقه ای!
من نگرانم واسه رول تحریف شده!
واسه نوشته جوونهایی که تحریک شده!
درد ما دوا نشد خدای روول!
که نوشته هاتون بدتر ما رو زد گوول!
مخم بیداره ولی ترجیح میدم باشه تو خواب!
تا ای که سینم بشه سنگ قبر آرزوهام!
رول من رفت به دردک!واسه نسل بعد!
مینویسم مثل این که فعلا بما وصله ضعف!
وصله کرد!تیکه خز رو بس که من!
یبینم نابغه هامونم شدن نسل غرق!
هیچ وقت تصور نمیکردم بشیم اینطوری!
که داشته باشیم میلیونها رول مونگولی!
ملت تو خبر پست میزنن تا تعداد پستشون بالا بره!
خیلی ها که رول میزنن با یه کنتر همه چی میپره!
میدونم حرفهای من تهش میخوره به بن بست!
ملت میان تو جادوگران هنوز تا مقاله بدزدن!
به ریش مرلین این همه ادعا نیشخند داره!
جادوگر صادر میکنه مقاله ساخته شده با حوصله!
رو صندلی مدیریت نشستی فکر کردی که اوجش هست!
امید من به نجات در حد معجزست!
تو خودت خوب میدونی چقدر نحوه شده زیاد!
به پوشک مرلین سوژه های قدیمی گردگیری میخواد!
فقط شعار؛دنبالش هستی تا ما!
بشینیم رول جدی به دست!بگیم اینم رول ما!
این سند حرف منه!چهره صطح رول!
یه چرخ بزن تو انجمن های رولپلینگ!
نفس بکش این مطالب اشتراکیه که طعم هجو میده!
دقت کن یه سوژه اون گوشه داره جوون میده!
تو گفتی سایت من سایت آرامشه!
که ذهن مردم واسه عضویت آماده شه!
وسعت فکر منه!از مقاله تا خبر!
نمیخوام از من بگیرنش بشه مجله زرد!
برای بد شدن اوضاع و برای نحوه!
حرفش مال توئه عواقبش برای من!
هنوزم بهت زدم و شده واسه من یه سوال!
که چرا جای طنز ،هجو ئه تو رول سایت!
کاشکی منم محافظ داشتم !
که دورم وای میستادن و دم میزدم از رولپلینگ!
ولی خیلی ها دنبالم هستن حاظر!
که منو بگیرن یا در رم از دست ناظر!
که اینم شده زنده بودن!
حرفام رو تموم میکنم!میتونی قبولش کنی!
یا با بلاک کردنم ظاهرا تمومش کنی!
ولی بدون اگه بشم بلاک!
رولم با قدرت میچرخه تو جزایر بالاک!

و اهنگ کم کم صدایش کم شد تا اینکه دیگر صدایی شنیده نمیشد و صفحه رو به سیاهی رفت!فنریر با حیرت به صفحه تلویژن خیره شده بود و در افکار پریشان خود غرق بود!او خیلی از این مشکلات را در سایت دیده بود!و این باعث تعجبش شده بود!آیا تئودور نات بلاک میشود؟این سوال در ذهنش به اوج خود رسیده بود و جلوی دیگر افکار را گرفته بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همانا شما به علت پست بي نامو?
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 5 شهریور 1386 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر بر صورت جولیا ترور زوم و ثابت شده.
جولی:سلام بینندگان عزیز،خوشحالم که پس از مدت ها چهره ی منو میبینید و عذر خواهی میکنم از این بابت که برای حدود یک ساعت،مجبور به تحمل بنده هستید.به همراه دستیارم که از خودم تعطیل تره یعنی سامانتا ولدمورت برایتان مسابقه ی این هفته را اجرا میکنیم.
دوربین از زوم بیرون آمده و تصویر سامانتا و جولیا ترور بر تلوزیون ها دیده میشه.سامانتا که نیشش بدین شکل بازه ،شروع به صحبت میکنه اما قبل از اینکه صداش به میکروفون برسه،چهره اش ناپدید شده و میان برنامه ی مسابقه پخش میشه.

شروع میان برنامه
در این میان برنامه تصاویر مسابقات قبلی به همراه پشت صحنه ها، نشان داده میشود.ترتیب تصاویر بدین شکل است.
آناکین با چتر در وسط استودیو فرود میاد
رودولف در حال تهیه ی خوراک جغد برای مانتیست.
ارباب که خودش رو زیدان فرض کرده،با کله میره وسط سینه ی آلبوس دامبلدور
پرفسور کوییرل در بالای منبر
جمعی جوات در حال بندری زدن هستند.
بینز بابا کرم میرقصه
کریچر سینی چای را در دست گرفته و از این سو بدان سو میرود(تیکه ی هری پاتری مسابقه)
پایان میان برنامه

جولی:از قضا دل سامانتا شکسته،در نتیجه اجازه میدم که خودش شرکت کنندگان این هفته رو اعلام کنه.
سامنتا:لول لول لول لول
یه صدایی از پشت صحنه:مرگ مرگ مرگ مرگ (این تیکه ،مخاطب خاص داشت)

سامنتا:بله....شرکت کنندگان این هفته عبارتند از:
گروه اول.ماندی دست کج و لودو بگمن
گروه دوم:آلبوس دامبلدور و سارا اوانز
گروه سوم:بلیز زابینی و گراپ
گروه چهارم:اسکی و پرفسور بینز

جولی:خوب کلا در این مسابقه دو سوال پرسیده خواهد شد و بقیه ی مسابقه رو در برنامه ی بعدی خواهید دید.دستتون روی زنگ باشه،تا سوال تمام نشده،کسی زنگ نمیزنه.
سامانتا:کدام یک دیکتاتور تر است؟
گزینه ی یک:عله
ززززززززززییینگ......زززززززززززیینگ......زززززززییینگ

جولی:گروه سوم!....قرار بود که زنگ نزنید.
گراپ:گراپ زنگ دوست داشت.
ززززززیییییینگگگگگ......زززززززززیییینگ......ززززززینگگگگگ

جولی:با این حساب،شرکت کننده گراپ از مسابقه حذف شده و یار جایگزین میاد جاش.ایگور کارکاروف! بفرما جای گراپ بشین.ادامه میدیم

سامانتا:کدام یک دیکتاتور تر است؟
گزینه ی یک:عله
گزینه ی دو:هری
گزینه ی سه:هدویگ
گزینه چهار:بسته به شرایط،متفاوت است.

ززززززیییییییینگ......ززززززززییینگ
جولیا ترور:گروه چهار بگه
بینز:ببخشید،هری و عله که یک نفر هستند.اینا چه فرقی با هم میکنند؟
ندایی از پشت صحنه:اصولا در کار حرفه ای،این ها متفاوت اند.مشکل شما اینه که نمیتونید بین عله و هری فرق بذارید
زززززییییییییینگ......زززززززیییینگ

جولیا:گروه اول بگه
لودو:وای...چه خانم با شخصیتی.شما هافل نمیای؟
ماندی:کلا دیکتاتور بزرگ رو ولش کن.خودتو عشقه
....شپلق.....
بدین ترتیب یک گروه از دور مسابقات حذف شد.

سامانتا:هیچ کس نتونست جواب بده.گزینه ی چهارم درست بود.دیکتاتور بودن گزینه ی یک و دو که همچون روز روشنه.هدویگ هم دیکتاتوری خاص خودش رو داره.از جمله کش رفتن شناسه ی افراد قدیمی.

جولی:به من از اون پشت اشاره میکنند که وقت برنامه در همینجا به پایان رسید.در نتیجه نمیتونیم سوال بعدی رو بپرسیم.
سامانتا:سوال اس ام اسی این برنامه:
به کدامیک بیشتر گیر بدهیم؟
1-استرجس پادمور
2-کریچر
3-عله پاتر
4-بینز
پاسخ خودتون رو به همراه ای اس ال و عکسی که اخیرا انداخته اید،به هورریس اسلاگهورن پیام شخصی کنید.بهتر است شماره ی تلفن خود را نیز با همان پیام شخصی بفرستید.به زودی با شما تماس گرفته خواهد شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2115/c29]هری پاتر و شاهنامه(به دست آمده ا�
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 4 شهریور 1386 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
فنریر در جلوی یک فروشگاه صوت و تصویرایستاده است و با دقت به روبروی خود مینگریست!در روبروی او یک تلویژن اچ دی گذاشته بودند و در تلویژن برنامه جادوگر تی وی در حال پخش بود!و در پشت او افراد زیاد بودند که با فاصله از وی در حال تماشا بودند!اما فنریر آنقدر جذب تماشای برنامه بود که اصلا برایش مهم نبود کسی در اطرافش خم شود!|



همایش بزرگ جادوگران!


-امروز خبرنگار ما یک گزارش زنده از همایش بزرگ جادوگران تهیه خواهد کرد و بعد از پیامهای بازرگانی میتوانید این همایش را به تماشا بنشینید!
گزارشگر این را گفت و تصویر دوربین بسوی تلویژن دیگری که در کنار وی بود حرکت کرد تا تمام صفحه شد!

ads by Google


بهترین دستمال های سال!برای هر آن که میخواهید!
از شیک پوشان برای نهار گرفته تا جواتان برای دعوا و آیت المرلین ها برای دبیلیو سی!
هر آن چه شما بخواهید!فقط با یک تماس کوچولوووووووووو!
شرکت بزرگ دستمال سازی اسکاور!
------------------------------------
دیگر نگران گرمی و سردی آب نباشید!دیگر از این که دست راستتان به
آفتابه بخورد و خود را نجس بفرمایید نترسید!دیگر شما سوراخی در آفتابه خود نخواهید دید!آۀبته به غیر از اون دو تا!
آفتابه مرلین نشان همه این قابلیتها را دارا میباشد!در رنگ ها و طرح های مختلف!
با مدیریت شیخ و الشیوخ کالین کریوی!





ads by Google


سالن بزرگ همایش ساعت 12:45ب.ظ

دوربین خود را از میان مردم که با همهمه به جلو در حال حرکتند عبور میدهد و راه خود را باز میکند!
-با عرض سلام خدمت شما بینندگان برنامه جادوگر تی وی!همونطور که همکارانم در بخش اجرا به اطلاع شما عزیزان رساندند امروز روز همایش بزرگ جادوگران هست و قرار شده است مدیر اعظم جادوگری جناب آقای هری پاتر یگانه منجی عالم جادوگریت و خالق رول پلینگ به این مراسم بیایند و سخنرانی کنند!
و وی در کناری می ایستد و دوباره شروع به صحبت میکند!
-طی آمار های مشخص شده امروز ساعت 1 جناب هری پاتر خواهد رسید و سخنرانی خود را اغاز خواهد کرد،در این مکان چیزی حدود 20 هزار نفر مشتاق دیدن جناب هری پاتر امده اند تا وی را تماشا کنند و به سخنان گرانبهای وی گوش فرا دهند!خب تا چند دقیقه دیگر خواهد رسید!خب ما هم بریم تا مدت هست چند گزارش بگیریم!
گزارش گر جلو میرود و به مرد ژنده پوشی میرسد!
-سلام قربان میشه شناستون رو بگین و بعد بگین هدفتون از اومدن به اینجا چی بود؟
-سلام من ممد گرنجر هستم و اومدم هری پاتر رو زیارت کنم !ای مرلین همانا امروز بهترین روز زندگانی من خواهد بود!
و اشک شوق از دیدگان ممد سرازیر میشود!
متشکرم!
گزارشگر این را گفت و بسوی مردی دیگر رفت!
-سلام میشه خودتون رو معرفی کنید!و بفرمایید چرا به این مکان اومدین؟
-سلام من رحیم ویزلی هستم!و اومدم تا به سخنان شیرین جناب هری پاتر گوش کنم!
و گزارشگر از این فرد هم دور میوشد و به زنی میرسد!

-سلام خدمت شما ساحره گرامی و گرانقدر میشه شناسه خودتون رو بفرمایید و عرض کنید به چه دلیل اینجا اومدین و هدف اصلی شما چیه؟در ضمن شماره خودتون و نشانی منزل و در کل ای اس ال پلیز!(وای این گزارشگره چقدر خاله باز بوده حتما مال هافل بوده!!!)

-سلام.من فاطی پاتر هستم و برای دیدن عشق خودم هری پاتر اومدم!من عاشق هری هستم!هری زندگی منه!شماره خودم!0935******* و منزلم تهران جردن!اسمم که فاطیه سنم 16 سالمه!!!من خیلی هری رو میخوام خاطر خواهشم ........

گزارشگر به زور از کنار این فرد میگذرد و اجازه نمیدهد ادامه دهد!
-چه کنه ای بود.وای سلام اقا کوچولو میشه بگید شناستون چیه و چرا به اینجا اومدین؟
و در مقابلش پسری 7 یا 8 ساله قرار داشت که در دستش یک عدد ابنبات چوبی بود!
-سلام من هاشم آواداکداورا هستم و خب اومدم تا هری پاتر قهرمان رو ببینم!میخوام ببینمش و این آبنبات رو بهش بدم!
و همینطور گزارشگر داشت با مردم حرف میزد!
-سلام،شناسه و هدف؟
-کامران ویزلی-دیدن آقا هری پاتر!
-شهرام دامبلدور!کلاس گذاشتن واسه دوستام که من هری پاتر رو دیدم!
و............

سالن بزرگ همایش ساعت 3:45ب.ظ

گزارشگر دیگر ایستاده بود!انقدر خسته بود که دیگر میل گزارش نداشت!هنوز هری پاتر نیامده بود و این ملت عظیم بیشتر شده بود اما کمتر نشده بود!اما هنوز خبری از قدیسه بزرگ این مردم که حتی برای وی اشک میریزند وجود ندارد!

-سلام خدمت شما مردم گرامی که تشریف فرما شده اید و برای این همایش حضور پیدا کردید!متاسفانه جناب هری پاتر براشون کار مهمی پیش اومده و نمیتونن بیان و بجای ایشون معاون جناب هری پاتر جناب آقای سر بارون خون آلود میان و براتون سخنرانی میکنند!

و روحی خون آلود از پله ها بالا رفت و پشت میکرفون جادویی ایستاد!

-سلام خدمت همه عزیزان گرامی که قدم رنجه فرمودید و اومدید!از همه شما فاطی پاتر ها و علی گرنجر ها و سارا ویزلی ها و ....برای پی مودن این مصافت طولانی تشکر میکنم!شما همه ذخیره این سایت هستید !اری شما کسانی که به هری پاتر وفادارید و در شناسه های شما اسم پاتر ،گرنجر،ویزلی،دامبلدور و انواع طلسم ها به چشم میخورد!شمایید که سکان جادوگران را هدایت میکنید!شمایید که در این سایت شبانه روز زحمت میکشید!جز شما چه کسی در سایت است چه کسی به سایت کمک میکند!
صدای تکبیر از سوی ملت بلند میشود!
-بوی نورممد امد!روح هری پاتر امد!

بارون دستانش را به حالت سکوت پایین میاورد و ملت با این حرکت خاموش میشود!
-متشکرم!خب ما میخوایم طرحی را اماده کنیم تا هر کی در سایت عضو میشه باید در انتهای اسمش پاتر ،گرنجر،ویزلی،دامبلدور ویا یک طلسم باشه در غیر در رول اصلی سایت اجازه ورود پیدا نمیکنه!باید سایت هری پاتر بشه !باید سایت به هری پاتر شبیه بشه!اومدن گیر میدن که چرا اسم های اصلی سایت مثل هری پاتر در خود رول فعال نیست!در جواب این سوال ابلهانه میتونم بگم که خود جناب هری پاتر کارهای مهم تری دارند که باید به آن برسند!و شما اگر برید و این گفته من رو انجام بدید سایت خود به خود هری پاتری میشه دیگه غیر اینه؟

صدای تکبیر
-صدای ممد کماندو امد!یار وبمستر امد!

و دوباره حرکت قبل!
-خب در پروژه جدید دیگری داریم که میخوایم سایت رو یه سری تغییرات اصاصی توش اجرا کنیم و برای این که شما قبل از اجرا این طرح از اون مطلع نیشین و مزه اون نپره و سورپرایز بمونه قانون جدیدی رو اجرا خوهیم کرد که طی آن هر کی در مورد مدیران چیزی بگه سریعا بلاک خواهد شد و ای پی وی برای ابد بسته خواهد ماند............برای دیدن بیشتر جزئیات بر روی نوار بالا گوشه سایت مراجعه کنید!و از این به بعد هممگی میگوییم .......من مدیران را افشا نخواهم کرد!

صدای ملت!
-ما مدیران را افشا نخواهیم کرد!

-خب دیگه بحث تموم شد و من باید به جلسه مدیران برسم!در پناه مرلین باشید!
و در یک آن غیب میشود!و ملت را که همگی ایستاده بودند تا یکی یکی با معاون سایت حرف بزنند و درد و دل خویش را بگویند تنها میگذارد!
----------------------------
فنریر از حالت گیجی و م نگی در امد و اطراف خویش را نگاه کرد!مردم انقدر محو تماشا شده بودند که بسیار به او نزدیک شده بودند!اما فنریر دیگر هیچ گونه اجساس قزوینی در این لحظه نداشت!و دوباره به تلویژن خیره شد که اینک بر روی ان نوشته بزرگی دیده میشد!

من مدیران را افشا نخواهم کرد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همانا شما به علت پست بي نامو?
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 25 مرداد 1386 11:54
نمایش جزئیات
آفلاین
پیام بازرگانی ( پیرزن ساکت کنی !!!!)

اگر مادر پیری دارید که در کارهایتان مداخله میکند

اگر نمیگذارد شما با نامزدتان راحت باشید

اگر مو از سر همسرتان میکند

اگر مثل کنه به زندگی خصوصی شما چسبیده و نمیگذارد رفتار درستی با فرزند دلبندتان داشته باشید

اگر مادر پیری دارید که تمام موجودیتان را به باد فنا میدهد

دیگر نگران نباشید ! تا وقتی ما را در کنار خود دارید !

فقط کافیست با این ایمیل در ارتباط باشید :
mathar_ghorghoru@gmail.com

با این ایمیل تماس بگیرید و با پرداخت ماهانه 2259 گالیون مادر خود را از محل زندگیتان دور گهدارید ! مطمئن باشید از مادرتان به خوبی نگهداری میشود ! مطمئن باشید که طی 100 سال بالاخره مستقل خواهند شد و دیگر کاری به کار زندگی خصوصی شما ندارند .
با دو روز ضمانت !

پیام بازرگانی ( آب حوض خالی کنی !!!!)

افکت آب حوض خالی کن :

آب حوض خالی میکنیییییییییییییییییییییم !

یخ حوض میشکنیییییییییییییییییییییییییم !

آب حوض تعویض میکنیییییییییییییییییییییم !

حوض پر میکنییییییییییییییییییییییییییییییم !

شلپ شلوپ پیشلیپ شرررررررررررررررررپ !!!! (افکت خالی کردن حوض !)

دیگر ناراحت نباشید ! باخیال آسوده بگید « وااااااااااااااااااااااااااااااای !»
تا ما در اسرع وقت در کنار شما باشیم ! در اسرع وقت !!! بگید وااااااااااای و حدودا تا 24 ساعت آتی یا شاید کمی بیشتر ما حاضر باشیم و با انواع طلسم های جدید و بخشودنی و نابخشودنی حوض شما را ایده آل کنیم .

شرکت y . x در خدمت شما عزیزان است .
فقط کافیست بگید «واااااااااااااااااااااااااااااااااااای» !!!

شما كار زندگي نداريد مي يايد تبليغ مي كنيد اينجا؟
اينجا براي تبليغ نيست كه..بايد مثل بقيه پست مي زديد
دفعه ي ديگه بهتر بزن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ادوارد بونز در 1386/6/5 14:35:23
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 23 مرداد 1386 12:40
نمایش جزئیات
آفلاین
دوربین با سرعت شروع به حرکت در آسمان می کنه و بعد ساختمان مدور و بزرگی پیدا میشه که نور پردازی زیبایی روی اون شده و وقتی دوربین وارد ساختمون میشه زمین کوییدیچ بزرگی با تماشاگران فراوان نمایان میشه !
یه نوشته شپلق می خوره وسط تصویر : کمپانی اوباش تقدیم می کند !
همون لحظه دوربین از روی چشم های خمار دانگ ، بعد چشم های خشن لودو ، بعد چشم های پر خون بورگین و دست آخر از روی چشم های شفاف پیوز رد میشه
تصویر عوض میشه : ماندانگاس در حالی که صدایش کمی بالاتر رفته بود و مشتش را در هوا تکان میداد گفت: اگه ریاست این گروه به دست منه بهتر از اینه که ریاست گروهمون به دست یک روح مزاحم باشه که معلوم نیست چرا چوبدستی دستش میگیره.
دوباره یه نوشته می خوره وسط تصویر : نبرد نابرابر
آهنگی حماسی شروع به پخش میکنه . دوربین از صورت بورگین جدا می شود و اوج می گیرد . فقط پل سیلور به همراه دو گروه در دو طرف آن دیده می شوند ( تعداد هافلپافی ها و وزارت خونه ای ها بیشتر از اوباش است ) چند لحظه سکوت برقرار می شود ! (آهنگ حماسی بعد از چند ثانیه اوج می گیرد !)
تصویر عوض میشه ، آهنگ ادامه داره الیور غرق در خون روی زمین افتاده است ... جرج ، چارلی را کشان کشان عقب می کشد زاخاریاس از روی بدن بی جان لودو رد می شود …ریموس فریاد بلندی می زند
...
صحنه تاریک می شود ! نوشته ای کم کم پدیدار میشه : در نمایش در هالی ویزارد
بورگین با یک زن خوشگل دست در دست هم در مرلینگاه نشتند و چهل و شش ملیون بچه قد و نیم قد دارن دور و برشون بازی می کنند
بار دیگر نوشته ای میخوره وسط صفه : نبرنابرابر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 8 تیر 1386 18:47
نمایش جزئیات
آفلاین
فرار جغدی

برنده چهار آفتابه مرلین از جشنواره خفن ویزارد

********************
-عشق و شجاعت در هم می آمیزد و تلاش های بی وقفه ی جغد بی باک نتیجه می دهد.و سیبیلویی که جغد ها را زندانی میکند

دوربین جغدی رو نشون میده که داره بره بقیه حرف میزنه
جغد:اولش همه همینوو میگن بعد میفهمن چه خبره(دوربین رو جغده زوم میکنه و آهنگ ترسناکی بخش میشه)وقتی روز ده ساعت کار کنی، وقتی شبا هوووریس بیاد دنبالت تازه میفهمی کجایی .رفتن از اینجا غیر ممکنه. پس ساکت باش.

-نگاه های عاشق یک جغد

هدویگ:چه خانم با شخصیتی...یعنی چیز .....آره حق با منه ولی اصلش حق باشماست.یعنی من همیشه میگم حق با خانوماست...ببخشید اسم شما چیه
جغده:هدویگه
هدویگ:چه تفاهمی من هم هدویگ هستم

-و بی ناموسی که به جغد ها رحم نمی کند

صدای یک جغده:بی ناموس آشغال ولم کن......میخوام برم..........وااااااااااااااای این کارا چیه بیناموس............هوی ملت به دادم برسید

-و میوه ی عشق به بار می نشیند


جغده:هدویگ من دوست دارم
جغد:من هم دوست دارم هدویگه

و سرانجامی تلخ همه چیز را نابود میکند

*************************************************
اولین کار کارگردان جوان سوروس اسنیپ

کاری از کمپانی زرشک

تا ساعاتی دیگر در هالی ویزارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 2 تیر 1386 19:57
نمایش جزئیات
آفلاین
برنامه ی های پزشکی دکتر فیلی باستر
قسمت اول:طریقه ی درمان کچلی
تیتراژه برنامه پخش میشه و دوربین زوم میکنه رو چهره ی دکتر فیلی باستر.
دکتر:سلام با شما هستیم با اولین قسمت از سری برنامه های آموزشی فرهنگی اجتماعی سیاسی هنری ورزشیه دکتر فیلی باستر طبق درخواستهای زیاد و متعدد شما دوستان ساحر و ساحره ما تصمیم گرفتیم اولین قسمت برناممون رو اختصاص بدیم به مسئله ی خانمان سوزه کچلی.تا من وسایل رو آماده میکنم شما برید سوال نظرسنجی مارو ببینید.
تصویر دکتر فید میشه و به جاش یه صفحه ی سیاه میاد که جملات نظرسنجی روش نقش میبنده:

به نظر شما کدام برنامه از سری برنامه های پزشکی دکتر فیلی باستر جذابتر بود؟

1_برنامه ی فردا
2_برنامه ی امروز
3_هیچکدام
4_هر سه مورد

برای شرکت در نظر سنجی کافیست به شماره ی 2 اس ام اس خالی بزنید.

دوباره دوربین دکتر فیلی باستر رو نشون میده که نیشش تا بناگوش بازه.
دکتر:خب ما برای طبیعیتر جلوه دادن درمان از یک بیمار کچل دعوت کردیم که توی برنامه شرکت کنن تا ما بتونیم طبق تئوریهای لازم پیش بریم.این شما و اینهم مصدوم...
دوربین میچرخه به طرف جایگاه مصدوم...ولدمورت در حالیکه دست و پاشو بستن و یه هلو رو فرو بردن تو حلقش روی صندلی نشسته و کلش از خودش روشنایی ساطع میکنه.
دکتر:خب برای درمان کچلی شیوه های زیادی وجود نداره چند روش که بابترین روشها توی دنیای نوین پزشکی هست رو با هم بر روی این بیمار امتحان میکنیم اولین راه اینه که با چکش سه بار محکم بکوبید درست وسط فرق سره بیمار به این صورت.
دکتر یه چکش از تو جیبش در میاره و به این صورت سه بار میکوبونه تو سره ولدمورت.
سره ولدمورت کبود میشه و شروع میکنه به ورم کردن.
همونطور که میبینید اینا مقدماتیه برای رویش موی سر...
قبل از اینکه روش دوم رو برای شما توضیح بده لازمه اعلام کنم تا کنون یک نفر در نظرسنجی امشب ما شرکت کرده که از قضا خود من هستم و این میتونه شروع بسیاری خوبی برای برنامه ی ما باشه به قید قرعه هم امشب سکه ای به من تعلق خواهد گرفت که مبارک صاحابش باشه.
خب دوستان از اتاق دنده اشاره میکنن که مصدوم به دلیل وخامت حالشون قادر به حضور در ادامه برنامه نیستن.
دکتر رو میکنه به اونیکی دوربین و لبخند بزرگی تحول میده:تا برنامه ی بعد خدانگه دار....منو نگا کن تو این شب مهتابی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 2 تیر 1386 11:29
نمایش جزئیات
آفلاین
ads by goooooooogle!!!

تیغ موبر "تیز"...ساخت ایران با کیفیت دی وی دی...با شرکت در قرعه کشی قرض الحسنهءما برنده دو حلقه سی دی یانگوم شوید

-------------------------------------------------------
ازدواج موقت

ازدواج موقت پدیده روز در جامعه آسلامی جادوگران می باشد...از نمونه های این ازدواج های موفق و موقت میتوان به ازدواج های بسیار موفق هدویگ با کاربرا (!!) و فرگوس فینیگان با اعصاب کاربرا می باشد...

در همین جهت ما یک نظر سنجی تهیه کردیم که میبینید...

گزارشگر همینطوری تو پیاده روی پت و پهن وای ساده و تابلوئه که پایین پارک ملته!!!
یهو یه ساحره پت و پهن و درشت هیکل رد میشه...گزارشگر به دوربینچی:
- اون تفنگو بده...عجب خرسیه
دوربینچی:
- اِ...اون دختر عممه!!
-

یهو یه موجود بال دار از جلوی دوربین رد میشه و چند لحظه بعد رو به روی میکروفونه!!

- سلام...ببخشید میخواستم بپرسم نظر شما درباره ازدواج موقت چیه؟
- من هم سلام عرض میکنم به بینندگان محترم و محترمه!!به نظر من ازدواج موقت چیز خیلی خوبیه و به درد کنترل قوای جسمی و روحی و روانی و ... جوانان این مرز و بوم میخوره
- میشه توضیح بدین...
- خب ببینین....مثلا من رو که میبینید روزی دوبار ازدواج موقت میکنم...حتی از پشت تلفن و توی مسنجرم ممکنه!!
- شما آقای هدویگ نیستین؟!
- چاکرتم...
- ببینم ازدواج موقت چه تاثیری بر کنکور داره؟
- مخ آدمو وا میکنه!!!
- ممنون از اینکه وقتتون رو در اختیار ما گذاشتین!

-------------------------------------

یه موجود بال دار دیگه اینبار قرمز از جلوی دوربین رد میشه و ...

- سلام...نظر شما درباره ازدواج موقت چیه؟
- ما همینطوری هم کارمونو میکنیم...منو سرژیا رو میگم
- ققی....میشه اینجا رو یه امضا بکنی؟!
- واسه خانومتون هم میخواین؟!

-------------------------------------

یه موجود که به دزدای بالفطره و نامرد و بوقی و بی ناموس میخوره از جلوی دوربین رد میشه...

- سلام...نظر شما درباره ازدواج موقت چیه؟
- بسم الرب المریلین!!نکاه سنت مرلین بوده و سنت من است....بیا یه صیغه برادری موقت باهات بخونم!!

-------------------------------------

اینبار کسی از جلوی دوربین رد نمیشه ولی گزارشگر جلوی دوربین با اما واتسون داره به شدت گفتگو میکنه!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]The sun enter
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 21 خرداد 1386 11:54
نمایش جزئیات
آفلاین
آنونس فیلم کوتاه " جهان خاکستری "
......................................................

هالی ويزارد تقدیم می کند

فیلمی کوتاه از الیور وود

" جهان خاکستری "

نگرشی بر پایان جنگ های سیاه و سفید


ویرانی ... نا امیدی ... ترس ...مرگ

(صحنه با حالت fade روشن می شود . همه جا در نور فرو رفته ) خط افقی سیاهی از دور دیده می شود . ( دوربین با سرعت جلو میرود و در حین جلو رفتن ارتفاع می گیرد ) جادوگران سیاه پوش و نقاب در تا دور دست دیده می شوند . چند اژدها بالای سر آنها مانور می دهند .
fade
باد قاصدکی را پر پر می کند . کودک خردسالی به دنبال قاصدک ها در چمن زار سبز می دود .
fade
تعداد زیادی از جادوگران سفید پوش در جنگل در حال دویدن هستند . در لابلای درختان چند ققنوس آواز می خوانند .
(تصویر سفید می شود و آواز ققنوس به گوش می رسد )
fade
( صدای جیغ و فریاد و درگیری بگوش میرسد )
(دوربین از میان ابر ها شروع به حرکت می کند و با سرعت به سمت پایین می آید .)
زمین پر است از نقاط سیاه و سفید . اشعه هایی که از سویی به سوی دیگر می روند صحنه ی زیبایی را به نمایش گذاشته اند . ( دوربین به سطح زمین می رسد ) صدای فریاد بلندی به گوش می رسد و خون بر روی دوربین پاشیده می شود .
fade
همه جا به رنگ خاکستری در آمده است حتی خورشید ...
.................

" جهان خاکستری "
اولین کار سینمایی الیور وود
مستند جنگ های بی پایان
امروز ساعت 10 شب
هالی ویزارد


................................................................
fade نوعی تغییر تصویر با کم رنگ و پر رنگ شدن سریع است ( فکر کنم)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...

«قیصر»