جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  111 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  229 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  228 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  220 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re:باشگاه دوئل
ارسال شده در: چهارشنبه 13 تیر 1386 17:15
نمایش جزئیات
آفلاین
سالن شماره ی هفت
- استوپیفای !
الیور خود را به گوشه ی سالن کوچک و خلوت شماره ی 7 چسباند ، پرتوی نور سرخ رنگ با فاصله کمی از او به دیوار برخورد کرد ، الیور هنوز آماده نشده بود که پرفسور کوئیرل از آنسوی سالن فریاد زد :
- اکسپلیار موس !
الیور در گوشه ی سالن گیر افتاده بود . پرتوی سرخ رنگ به سمتش آمد ، چشمان الیور گشاد شد . پرتو به الیور برخورد کرد . الیور به دیوار چسبیده شد و چوب دستی اش به طرف دیگر سالن پرت شد . الیور با سرعت خود را از دیوار جدا کرد و به سمت چوب دستی شیرجه رفت .
کوئیرل با خنده گفت : فکر کنم مهارتت توی دربازه بانی توی دوئل هم به دردت بخوره . الیور خنده ی خشکی کرد و با سرعت فریاد زد : ایمپندیمنتا !
طلسم به طرف کوئیرل رفت ، کوئیرل زیر لب چیزی گفت . مسیر طلسم منحرف شد به طرف شمع های معلق در هوا رفت و به آنها برخورد کرد . سالن در تاریکی فرو رفت ، الیور دوباره با صدایی بلند تر و بدون اینکه بداند به کدام طرف در حال فرستادن طلسم است ، فریاد زد : اکسپلیار موس !
هم زمان با الیور پرفسور کوئیرل فریاد زد : استوپیفای !
دو پرتوی سرخ در تاریکی نمایان شدند . در سالن مه گرفته و تاریک شماره ی 7 مسیر هیچکدام از پرتو ها مشخص نبود . کوئیرل و الیور با وحشت به ورد ها نگاه می کردند . شترق! ... بومب ! الیور و کوئیرل هر کدام به سمتی از سالن پرتاب شدند .
سالن در سکوت فرو رفت . دو مرد در دو سوی سالن بیهوش روی زمین افتاده بودند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...

«قیصر»
Re: ȇԐǥ Ϧơ
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 تیر 1386 04:28
نمایش جزئیات
آفلاین
آن روز قرار بود در کلوپ دوئل مدرسه دوئلی بین یکی از دانش آموزان ویکی از معلمین انجام شود.در تابتوی اغلانات مدرسه از دانش آموزان علاقمند دعوت شده بود که برای شرکت در این کلوپ رأ س ساعت هفت در محل ذکر شده حاضر شوند.همه ی دانش آموزانمدرسه از ساعت 6:30 در کلوپ دوئل حاضر شده بودند و بی صبرانه منتظر شروع دوئل بودند.همه با هیجان در مورد دوئل آن روز با هم صحبت می کردند.هری و رون و هرمیون درر گوشه ای از کلوپ ایستاده بودند و به دیگران نگاه می کردند.رون گفت:هری اگر اون معلمی که امروز برای دوئل میاد اسنیپ باشه حتمأ با تو مبارزه می کنه تا یک جوری بهت آسیب برسونه.
در همین هنگام رایان به آنها نزدیک شد و گفت:اگر پروفسور کویبرل باشه هم شک نکنید که منو به عنوان حریف انتخاب می کنه.آخه من قبلأ با پروفسور کوییرل صحبت کردم و بهش گفتم که من مایلم باهاش دوئل کنم.
هری گفت:هنوز هیچ چیز معلوم نیست.ساعت هفت شده پس چرا هیچ کدوم از معلم ها نمیاد؟
در همین هنگام ناگهان در کلوپ باز شد و مردی قد بلند که دستاری بر سرش داشت وارد کلوپ شد.
رایان گفت:حدس می زدم که امروز پروفسور کوییرل برای دوئل میاد.
پروفسور کوییرل به سرعت از پله ها بالا رفت و رو به جمعیت کرد و گفت:عصر به خیر بچه ها.پروفسور دامبلدور امروز از من خواستند تا به کلوپ بیام و برای اولین جلسه من با یکی از دانش آموزان دوئلی دوستانه داشته باشم.فراموش نکنید که این دوئل فقط برای بالا بردن مهارت شما در استفاده از طلسم ها و افسون هاست پس ققرار نیست تو این کلوپ به کسی آسیبی برسه.خب راستش من قبل از کلاس به رایان قول دادم که اگر من به کلوپ آمدم با اون دوئل کنم پس از رایان خواهش می کنم بیاد اینجا.
رایان به سرعت به سمت جایگاه دوئل رفت و در محل علامت گزاری شده قرار گرفت.مو های بلندش را از صورتش کنار زد و گفت:من آماده ام پروفسور.
پروفسور کوییرل رو به رایان کرد و گفت:می خوام از وردهایی که تا الان یاد گرفتی و به درد دوئل می خورن به بهترین شکل استفاده کنی.
رایان با حرکت سر حرف او را تایید کرد.هر دو رو به هم تعظیم کردند و چوبدستی های خود را بیرون کشیدند.پروفسور کوییرل چوبدستیش را تکانی داد و فریاد زد:انگورجیو.
رایان به سرعت جاخالی داد و افسون پروفسور کوییرل به دیوار کلوپ برخورد کرد.دوباره هر دو رو در روی هم ایستادند.باز هم پروفسور کوییرل چوبدستیش را به سمت رایان گرفت و فریاد زد:ریکتا سمپرا.
این بار افسون پروفسور کوییرل به رایان برخورد کرد و رایان به شدت شروع به خندیدن کرد.برای چند لحظه کنترل خودش را از دست داد ولی بعد از چند ثانیه با یک حرکت چوبدستی افسون پروفسور کوییرل رو باطل کرد و دوباره صاف ایستاد.پروفسور کوییرل گفت:عالیه رایان.خیلی خوب تونستی کنترل خودتو به دست بگیری و افسون منو باطل کنی.
دوباره هر دو رو به هم ایستادند این بار رایان فریاد زد:تارانتالگرا.
بلافاصله پروفسور کوییرل هم فریاد زد:فورنان کالاس.
هر دو افسون به هم برخورد کردند و منحرف شدند.افسون پروفسور کوییرل به کف سالن خورد ولی افسون رایان به ارنی مک میلان برخورد کرد.ارنی بلا فاصله بدون اختیار شروع به رقصیدن کرد.همه بچه ها به ارنی نگاه می کردند و می خندیدند.رایان چوب دستیش را به سمت ارنی مک میلان گرفت و آرام زوزمه کرد:فاینیت اینکانتاتم.
ارنی دوباره کنترل خود را به دست آورد و به حالت عادی برگشت.رایان به ارنی گفت:ببخشید نمی خواستم اینجوری بشه.
سپس دوباره رو به پروفسور کوییرل کرد و سعی کرد بر روی حرکات پروفسور کوییرل تمرکز کند.پروفسور کوییرل چوبدستیش را به سمت رایان گرفت ودوباره فریاد زد:لوکوموتورمورتیس.
رایان هم به سرغت فریاد زد:شیلد چارم.
هاله ای نورانی دور تا دور رایان را گرفت و باعث شد افسون پروفسور کوییرل بار دیگر بی اثر شود.یک بار دیگر رایان چوبدستیش را به سمت پروفسور کوییرل گرفت و فریاد زد:جلی لگر جینکس.
پروفسور چرخی زد تا افسون رایان به او نخورد ولی این بار افسون رایان به پروفسور کوییرل برخورد کرد و ناگهان پاهای پروفسور کوییرل شروع به لرزیدن کردند.تا پروفسور کوییرل خواست ضد افسون را اجرا کند رایان دوباره فریاد زد:اکسپلیارموس.
این بار هم افسون به پروفسور کوییرل برخورد کرد و باعث شد پروفسور کوییرل چند متری به عقب پرتاب شود و چوبدستیش از دستش بیفتد.همه شروع به تشویق رایان کردند.رایان به سرعت به سمت پروفسور کوییرل رفت و به او کمک کرد تا از زمین بلند شود.پروفسور کوییرل ایستاد و دستارش را بر روی سرش صاف کرد و گفت:هوووووم.رایان کارت عاتی بود.خیلی خوب از غفلت من استفاده کردی.خیلی خوب بود تو این دوئل رو از من بردی.
سپس با رایان دست داد و رو به جمعیت کرد و گفت:خب برای امروز کافیه.امیدوارم چیزی یاد گرفته باشید.می تونید کلوپ رو ترک کنید.سپس همه شروع به خارج شدن از کلوپ کردند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Shayan.AK
Re: ȇԐǥ Ϧơ
ارسال شده در: دوشنبه 11 تیر 1386 14:50
نمایش جزئیات
آفلاین
خب دیگه منم شانسی دستم رو روی اسم مدیران عزیز سایت گذاشتم و دوئل رو با پرفسور کوییرل عزیز انجام میدم !!!!
* * * *
_ با سلام ! به کلوپ دوئل ما خوش امدید ! امروز پرفسور کوییرل قدرتمند بازهم اومده تا نشون بده که مرد یعنی چی ! مرد یعنی اینکه پوزه ی هرکسی رو به درو دیفال بمالند ! مرد اونی است که حرفش حرف و از این جور چیزا دیگه ! خب , ببینم کی میخواد حرف اون بشه !؟
در کلوپ دوئل سکوتی برپاشد . انجا مهمانخانه ی سه دسته جارو بود که تمام میز ها و صندلی هایش را کنار زده بودند . برف شدیدی شروع به باریدن کرده بود . گوینده که روی پیشخوان ایستاده بود گفت :
_ یالا دیگه ! یعنی یکی اتونم حاضر نیست ....
_من حاضرم !
همه سرشان را به سمت در برگرداندند . دختر جوانی دم در ایستاده بود . او جلو امد و کلاه شنلش را برداشت و به کوییرل نگاه کرد . کوییرل مرد جوانی بود با دستار بنفش و لباس بنفش که به دیوار تکیه داده بود و پوزخند میزد . لاوندر اب دهانش را قورت . او جلو تر رفت و مرد روی پیشخوان خم شد و گفت :
_ اسمت ؟
_ لاوندر براون .
مرد دوباره بلند شد و رو به جمعیت فریاد زد :
_ بله , این خانم جوان لاوندر نامی است که میخواد دوئل با دوئلر شکست ناپذیر را انجام بدهد ! خب , اماده اید ؟! شروع کنید !
لاوندر فرصتی نداشت که شنلش را در بیاورد برای همین فقط فریاد زد :
_ اکسپلیارموس !
همه خندیدند و کوییرل با یک حرکت سرسری از جلوی طلسم به کنار رفت .
_ سکتوم سمپرا !
_ ایمپدیمنتا !
هردو طلسم از کنار هم گذشت . لاوندر که با این طلسم کاهنده خشک شده بود به کوییرل چشم دوخت . او عقب عقب رفت و پشتش به پیشخوان خورد . خون از سرو رویش میریخت . همه نعره زنان به کمکش شتافتند و اثر طلسم کوییرل از بین رفت . لاوندر به ارامی قدمی به عقب گذاشت . کلاه شنلش را انداخت و با سرعت از مهمانخانه خارح شد . شلپ شلپ کنان به سمت قلعه ی هاگوارتز رفت .... با تموم وجود ارزو میکرد که حال کوییرل خوب باشد ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[font=Tahoma][size=large][b][color=3300FF]نیروی جوان > تفکر جوان > ایده های نو > امید ساحره ها و ج�
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: دوشنبه 11 تیر 1386 07:55
نمایش جزئیات
آفلاین
سرسراس عمومی بسیار شلوغ بود میزهای را جمع کرده بودند و به جای آن یک سن پهن برای اجرای دوئل قرار داشت.
تا به حال تمرین دوئل در شب و در ساعت 10 برگزار نشده بود. همه منتظر پروفسور کوییرل بودند. در های تالار با صدای غژغژی باز شد و اسنیپ همراه با کوییرل وارد شدند. دانش آموزان سریع راه را برای آن دو باز کردند.
هر دو معلم به روی سن رفتند و سپس کوییرل شروع به صحبت کرد: خوب امشب می خوام نحوه دوئل کلاسیک رو به شما آموزش بدم. توی این نوع دوئل معمولا ورد رو به زبان نمی آوریم و از افسون های غیر کلامی استفاده می کنیم. نکته دوم اینکه شما باید به نحوه ی حرکت چوب طرف مقابل توجه داشته باشین و از حرکت اون بفهمید که اون می خود چه جور افسونی روی شما اجرا کنه. اگر حرکت نرم و ظریف بود بدونین که افسون تغییر شکله و اگر شلاقی بود ممکنه طلسم بیهوشی و یا ضربه زننده باشه و غیره.
متوجه باشید که بهترین پاسخ برای طلسم حریف چیه. مثلا اگر طلسم نسبتا قوی بود اونو به سمت حرف برگشت بزنید و اگر فرصت برای این کار نیست دو راه می مونه یکی اینکه جاخالی بدین و یا اینکه ضد اونو به کارببرین. در مورد طلسم های تغییر شکل بهتره شما قوی تر اونو روی حرف انجام بدیدو اگه اون خواست شما رو به گربه تبدیل کنه شما اونو به موش تبدیل کنید.
یکی از دانش آموزان گفت: چه طور بفهمیم که می خواد ما رو به چی تبدیل کنه؟
ــ خیلی ساده اس از روی حرکت چوب ، رنگ طلسم و وردی که امکان داره به زبان بیاره. توجه کنین مهمترین چیز در دوئل سرعته. خوب من و پروفسور اسنیپ می خوایم برای شما یه نمایش اجرا کنیم. من به طرف اون یه طلسم ضربه زن می فرستم و اونم برگشت می زنه و من در نهایت جاخالی می دم.

هر دو استاد روبروی هم ایستادند و چند قدم از هم فاصله گرفتند. سپس تعظیم مختصری کردند و حالت آماده باش گرفتند.
کوییرل چوبش را نرم و سریع حرکت داد و نوری بنفش از چوب خارج شد . اما اسنیپ طلسم برگشت را اجرا نکرد و در عوض یک حرکت سریع انجام داد و طلسم زدی رنگی به جرقه های فراوان روانه کوییرل کرد.
هر دو طلسم به طرفین برخورد کرد و هر دو تغییر شکل دادند!!
کوییرل به یک کژپشت تبدیل شد و اسنیپ به یک بچه گربه. همه متعجب به صحنه روبروی خود خیره شده بودند که کوییرل خندید و و سپس هر دو به شکل اولیه خود برگشتند.
کوییرل که آثار ترس در چشمانش بود گفت: عالی بود پروفسور می خواستم شما رو غافل گیر کنم ولی خودم جا خوردم. ایده ی گوژپشتی که نمی تونه حرکت کنه خیلی جالب بود.
کوییرل که سعی می کرد صدایش نلرزد گفت: خوب حالا شماها دو به دو شروع کنید. ببینم چی کار می کنید. عجله کنید... زود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جنگیدن و دوباره جنگیدن و ادامه دادن به جنگ فقط زمانی که اهریمن را دور نگه دارد مهم است هرچند آن را به طور کامل از بین نبرد

آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 10 تیر 1386 22:43
نمایش جزئیات
آفلاین
دو جاوگر به یکدیگر تعظیم کردند.این اولین بار بود که اسنیپ در مقابل کوییرل قرار می گرفت.هردو چوبدستی ها خود را بالا گرفتند و با صدای یک،دو،سه دامبلدور کار را شروع کردند.
کوییرل در ابتدای کار وردی را زیر لب زمزمه کرد در این لحظه نور قرمز رنگی به سمت اسنیپ حرکت و بدون اینکه اسنیپ بخواهد با ورد مقابله کند به او برخورد کرد .تغییری در اسنیپ ایجاد نشد اما انگار اسنیپ مقداری از قوای خود را از دست داده بود و بسیار بی حال شده بود.
در همین لحظه اسنیپ به سختی فریاد زد:سرپانسوریتا!!
در همین لحظه انتهای چوبدستی اسنیپ آتش گرفت.کوییرل که میدانست چه اتفاقی خواهد افتاد به سرعت ورد اکسپلیارموس را تکرار کرد.اما دیر شده بود و ماری از چوبدستی اسنیپ خارج شد و به طرف کوییرل حرکت کرد و کمی بعد طلسم به چوبدستی اسنیپ برخورد کرد و کمی دورتر پرتاب شد.
کوییرل که محالا مضطرب به نظر میرسید سعی میکرد خود را ازدست مار نجات دهد و متوجه اسنیپ نبود که اسنیپ از فرصت استفاده کرد و به سرعت چوبدستی خود را پیدا کرد .حال اسنیپ در حالی که به کمک مار قدرتمند تر به نظر میرسید چوبدستی خود را به طرف کوییرل گرفت و با یک ورد غیر زبانی کوییرل را طلسم کرد. در همین لحظه کوییرل احساس کرد که توانایی حرکت ندارد و بدنش کاملا چفت شده است.کوییرل خشک شده بود او حتی نمی تانست حرف بزند و مار هر لحظه به او نزدیک تر میشد.اسنیپ در حالی که لبخندی به نشانه پیروزی بر لب داشت به راحتی صحنه را تماشا میکرد.
در این لحظه دامبلدور که احساس کرده بود ادامه دوئل مناسب نیست گفت:خوب فکر کنم برنده مشخصه
سپس به طرف مار رفت و با یک طلسم مار ناپدید شد.اسنیپ در حالی که لبخندی بر لب داشت به کوییرل نگاهی کرد و از باشگاه دوئل خارج شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ȇԐǥ Ϧơ
ارسال شده در: یکشنبه 10 تیر 1386 20:33
نمایش جزئیات
آفلاین
ساحره­ی جوانی وارد باشگاه شد و همانطور که محو تماشای تزيينات و شمع­هاي شناور بر فراز سرش بود به طرف جايگاه دوئل گام برداشت.
- اَااا... عجب ستاره­هاي خوشگلی! اين کاغذ رنگي­ها رو! ... اين مجسمه­ها چين ديگه ! کل دکوراسيون باشگاهو به هم زدن! چقدر هم قيافه­هاشون آشناست ...
- شما دير اومديد خانم! تصویر تغییر اندازه داده شده
- حرف هم ميزنن!
- خيلی خب، اسمتون؟
- چقدر هم بی­ناموسن! تصویر تغییر اندازه داده شده
- خانم جواب ميدي يا نه؟!
- اِااا... شما پروفسور کوئيرل هستيد؟
- تصویر تغییر اندازه داده شده
بله، اکنون که از نزديک اعمال آن­ها نظير خاراندن بيني، مگس پراندن و مشابه آن را مشاهده مي­کرد شناساييشان آسان­تر بود!
- من اِما دابز هستم.
انگشت تقدير پروفسور کوئيرل بر روی ليستي پايين رفت و گفت:
- اِما دابز... اِما دابز... آهان! اِما دابز با کريچر!
کريچر با شنيدن اين جمله همان چند عدد تار موي خود را نيز کند و در حالی که بر روی پاهاي کوچک و گره خورده­اش بالا و پايين مي­پريد فرياد زد:
- چرا من بايد با همه دوئل کنم؟!! چرا من تصویر تغییر اندازه داده شده
پروفسور کوئيرل: تموم کن اين کولی بازی­ها رو!
و يقه­ی کريچر را گرفت و او را به ميان جايگاه پرتاب کرد.
کريچر که در اثر طلسم­هاي اجرا شده توسط داوطلبان قبلی با چشمان چپ شده و تلوتلو خوران به طرف ساحره مي­رفت در مقابل او تعظيم کرد. پس از برخورد دماغ جن با زمين، آن دو به اندازه­ی ده قدم از يکديگر فاصله گرفتند.
- يک، دو... سه!
- ايمپديمنتا!
پای کريچر به پاي ديگرش گرفت و با صورت به زمين خورد در نتيجه پرتوی طلسم از بالای سرش عبور کرد.
- استيوپفای!
اين بار نيز کريچر تعادلش را از دست داد و اخگر سرخ­فام از کنارش گذشت.
- ای بابا! اکسپليارموس!
نه تنها چوبدستي از دست جن بيچاره خارج شد بلکه در اثر نيروی اندک ورد سرنگون گشت و در دم جان سپرد!
اِما دابز: تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اما دابز در 1386/4/10 20:37:25
باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 10 تیر 1386 17:28
نمایش جزئیات
آفلاین
اتاق شماره 3 باشگاه دوئل توسط پرسي ويزلي و کوييرل رزرو شده بود ، البته بينز يکي از ارواح خبيث هم براي تماشا و قضاوت دوئل در اتاق شماره 3 حاضر شده بود .
پرسي ويزلي در سمت راست اتاق و کوييرل در طرف ديگر در حاليکه چوبدستي هاي خود را بالا گرفته بودند ، آماده ايستاده بودند و بينز مقابل آن ها به شکل بدي روي يکي از صندلي ها لميده بود ، بعد از مدت کوتاهي بينز با صداي جيعغ مانندي گفت : سه ... دو ... يک ... شروع !
هر دو نفر به هم تعظيمي کردند و دوئل بصورت رسمي آغاز شد ، پرسي با نگاهي خبيث تر از نگاه بينز به چشمان کوييرل نگاه کرد و گفت : با اجازه ! کروشيو
کوييرل که به طور غريزي به سمت ديگر پريد ، بر سر بينز فرياد زد و گفت : اين طلسم نابخشودنيه ! اونو بايد جريمش کني !
بينز بر سر پرسي فرياد زد و گفت : احمق ! چرا از اين طلسم استفاده کردي ؟ و به پرسي نزديک تر شد و گفت : يادت باشه ايندفعه از آواداکداورا استفاده کني
کوييرل که هنوز از خشم ميلرزيد فرياد زد : اکسپليارموس ! پرسي که آماده اين حمله بود به طور ناگهاني گفت : پروتگو ، آواداکداورا !
طلسم کوييرل به سمت يکي از صندلي ها منحرف شد و در عوض پرتوي سبز رنگي به سمت او پرواز کرد ! آثار ترس کاملا در چهره کوييرل مشخص بود ، بالاخره توانست با يک پرش از روي سکو جا خالي بدهد ، و به سمت بينز روانه شد ، همانطور که انگشت سبابه اش را بروي سينه بينز ميکوبيد که باعث ميشد ، انگشتش از سينه بينز رد شود و از پشت او در بيايد ؛ کوييرل: ببين بينز من نميتونم با اين همه طلسم نابخشودني دوئل کنم !
بينز خنديد و گفت : تو چي فکر کردي کوييرل ؟ فکر کردي دوئل خردسالانه ؟
دوئل ادامه يافت و بالاخره بعد از 5 دقيقه به پيروزي پرسي ويزلي که از طلسم سکتو سمپرا که باعث دريده شدن سينه کوييرل شده بود پايان يافت و پرسي به حالت و بينز به صورت و کوييرل به حالت زمين را ترک کردند !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: ȇԐǥ Ϧơ
ارسال شده در: یکشنبه 10 تیر 1386 14:51
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور کوئیرل چوبدستی را در دستش محکم کرد و رو به پیوز گفت : « شروع کن ! البته بهتر بود با بارون خون آلود رقابت می کردی ! دو تایی روح هستین و ... »
پیوز گفت : « اکسپلیارموس »
کوئیرل جاخالی داد. سپس چوبدستی را در جیبش گذاشت و یک منوی مدیریت از جیب دیگرش در آورد و گفت : « بلاکیوس »
یک نور ارغوانی مایل به سبز راه راه با گل بهی از منو مدیریت خارج شد اما وقتی به بدن پیوز خورد از وسط بدنش عبور کرد و پیوز زبانی در آورد و گفت : « پذیرفتن روح ها توی جادوگران کار اشتباهیه ! »
کوئیرل گفت : « ساکت ! مگه نگفتم غیر هری پاتری نزن ! »
پیوز : تصویر تغییر اندازه داده شده
کوئیرل : « خوب خوب ... چون تو یک روحی اگه طلسمی بهت بخوره بلافاصله بازنده اعلام میشی ! »
پیوز ناامیدانه گفت : « قبوله ! »
کوئیرل چوبدستی اش را کشید و گفت : « آواداگواجبا »
طلسمی سبز رنگ پرتاب شد و پیوز جا خالی داد و گفت : « تارانتالگرا »
طلسم به کوئیرل خورد و پاهایش به اطراف پرتاب شد و شروع به حرکت کرد. کوئیرل ضد طلسم را خواند. سپس به سمت پیوز برگشت : « استیوپفای »
- «پرتگو»
- «کراچیو»
- «اکسپلیارموس»
طلسم ها به همدیگر بر خورد کرد اما طلسم کوئیرل قوی تر بود و به سمت پیوز آمد و به بدن او خورد ! پیوز شکست خورده بود ! سرش را پایین انداخت و از زمین مسابقه خارج شد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: ��Ԑ�� ����
ارسال شده در: شنبه 9 تیر 1386 23:49
نمایش جزئیات
آفلاین
در باشگاه دوئل برای چندمین بار در آن روز باز میشه و یک جادوگر دیگر در آستانه در ظاهر می شود.
کمی تامل می کند و سپس به طرف قسمت طویلی که برای دوئل کردن است می رود و نگاهی به صف مدیران میندازد.
به ترتیب پروفسور کوئیریل ، کریچر ، راجر دیویس ، سر بارون خون آلود ، مونالیزا و هری پاتر بر روی صندلی هایی نشسته بودند و به شخصی که آماده دوئل با یکی از آنها بود نگاه میکردند.
فرد تازه وارد با یکی دو نگاه از خیر پروفسور کوئیریل گذشت () از طرفی دیگر مونالیزا چون سرش تو لپ تاپش بود و داشت خبر در میاورد قضیش منتفی شد . نگاه فرد تازه وارد که بین مدیران می چرخید روی کریچر ثابت موند.
کریچر : خواهش میکنم... لطفاً یکی دیگه رو انتخاب کن! تصویر تغییر اندازه داده شده
فرد تازه وارد : نه از جونم که سیر نشدم دوست ندارم بلاک بشم! شنیدم چه مظلومی!!
با این جمله دست کوچک جن را میگیرد و به صورتی که گویا پر کاه هست پرتش میکند بر روی سن دوئل.
در کمال تعجب فرد تازه وارد ، جن به جای اینکه چوب دستی اش را در بیاورد جسم کوچک و استوانه ای را که فرد تازه وارد فهمید منوی مدیریت هست در آورد.
فرد تازه وارد :
کریچ : منتظر چی هستی؟بدو بیا بالا؟!
فرد تازه وارد با یک جهش به روی سن میپرد و در همان لحظه وردی از طرف کریچ به طرف وی کمانه می رود.
_ بلاک آی پیوس!
_ کریچ مردیوس!
_ اگزیت رول پلینگیوس!
_ سکتوم سمپرا ! ( در راستای هری پاتری شدن ورد ها )
اختر ها و ورد ها از این طرف به آن طرف می رفتند ، کمانه می کردند و گاهی به در و دیوار بر خورد می کردند.
سر انجام مرد غریبه عربده کشید :
_ اکسیو!
منوی مدیریت به شدت از دست کریچر کشیده شد به طوریکه باعث شد تلنگری بخود.
منوی مدیریت یکی دو قدم جلوی پای فرد تازه وارد افتاد.سپس لبخند شیطانی پهنی بر لبان وی نقش بست و خطاب به کریچر گفت : باختی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بورگین در 1386/4/9 23:51:48
ویرایش شده توسط بورگین در 1386/4/9 23:56:43
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: شنبه 9 تیر 1386 21:34
نمایش جزئیات
آفلاین
باشگاه دوئل ساعت 5 بعد از ظهر :

همه منتظر پروفسور كوئرل بودند كه خيلي دير كرده بود و ييهو باز شد و او به درون باشگاه پريد و گفت :
- سلام . ببخشيد يكم دير كردم . مگه اين صابكار هم مارو ول مي كنه ؟ خب بريم سر دوئل ...

5 دقيقه بعد :

- چوبها آماده !!!
و نيوت و كوئيرل چوبهاي جادوگري را به صورت عمودي روبروي هم گرفتند و كوئيرل گفت :
- ترسيدي اسكمندر ؟
نيوت گفت :
- به همين خيال باش .
- تعظيم كنيد .
و هر دو نفر تعظيم كردند و به پشت بازگشتند و پنج قدم رفتند و بازگشتند و گارد گرفتند .
- 1 ... 2 ... و 3 ....
كوئيرل فرياد زد :
- اكسپليارموس !!!
- پروتگو !!!
و نيوت ادامه داد :
- اسكر جفاي !!!
و كوئيرل جا خالي داد و گفت :
- استيوپفاي !!!
و نيوت چوبدستي را تكاني داد و با يك جاخالي آنچناني ورد را از بيخ گوش گذراند و با تمام قدرت فرياد زد ( له وي كورپوس ( غ.ل ) ) ... ولي صدايي از او در نيامد و پرتوي نوري به كوئيرل خورد و او از مچ پا آويزان شد و چوبدستي اش از دستش افتاد و نيوت چوبدستي را تكاني داد ( ليبرا كورپوس ( غ.ل ) ) كوئيرل بر زمين افتاد .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ببخشيد اگه بد شد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نيوت اسكمندر در 1386/4/9 22:02:06
ویرایش شده توسط نيوت اسكمندر در 1386/4/9 22:04:20