قورباغه ی بزرگی که روی دسته ی مبل راحتی خال خالی نشسته بود.مبهوت تلویزیون را نگاه میکرد.آخه باورش نمیشد.چرا که این گزارش غیر قابل درک بود.تو سر کوچیک سبزش نمیگنجید!مقامات وزارتوزارت سحر وجادو یک مرگخوار را به عنوان وزیر انتخاب کرده بودند.شاید هم آنها از این موضوع اطلاعی نداشتند.
از روی مبل با چالاکی به زمین جست و با قاطعیت چمدانش را در دست گرفت.باید این مقاله را هر چه زودتر در صفحه ی اخبار روز منتشر میکرد.شاید با این کار میتوانست بیشنهاد خود را در رابطه با دوری از وزارتخانه مطرح کند.
تایید شد!!!(پادمور)
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
19 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[educate]] بازی با كلمات
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

هری توی اتاق خوابش نشسته بود و تلویزیون در سالن با صدای بلندی واق واق میکرد گزارشگر اخباری را گزارش میکرد : و امروز صدها قورباغه کوچک به اندازه مورچه و بزرگ به اندازه فیلها در خیابانهای شهر آزادانه حرکت میکردند و با هم راجع به جادوگری قدرت مند بحث می کردند یک دفعه هری مثل فنر از جای خود پرید و طرف سالن دوید و دید که همه به صندلیهای خود چسبیده اند و مبهوت نگاه میکنند گزارشگر ادامه داد : با این وجود صدر اعظم ناتوانی خود را با قاطعیت اعلام کرد و پیشنهاد شخصی ناشناس را برای اصتعفا از مقام وزارت قبول کرد و چمدان خود را جمع کرد و از شهر عجیب پا به فرار گزاشت
تایید شد!!!(پادمور)
تایید شد!!!(پادمور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/20 8:48:42
az zamane tavalod ta mogheı ke fereshte marg be soragham bıad ba potter mımonam
جزئیات کاربر

مبهوت - اخبار - پیشنهاد - قورباغه -- گزارش - چمدان - وزارت - مقام - تلویزیون -قاطعیت
____________
قورباغه( تلویزوین) را روشن کرد وبه امید دیدن فیلمی بی ناموسی روی مبل نشسته ودر همین لحظه در (اخبار) جادوگر تی وی تصویر یکی از (مقامات)( وزارت) نمایان شد که به صورت دو نقطه دی درآمده بود .
قورباغه مات و (مبهوت) به سخنان گهربار فرد معلوم الحال گوش فرا داد . وزارتخانه دستور قتل عام قورباغه ها را داده بود .
تصویر عوض میشه ، دوربین روی قورباغه زوم میکنه که در حال گریه می باشد . ( اثرات مخرب هالی ویزارد بر ذهن جوانان
)
سرانجام قورباغه با (قاطعیت) تصمیم خودش را گرفت ، (چمدانش) را بست و از خانه فرار کرد .
جالب بود تایید شد!!!(پادمور)
____________
قورباغه( تلویزوین) را روشن کرد وبه امید دیدن فیلمی بی ناموسی روی مبل نشسته ودر همین لحظه در (اخبار) جادوگر تی وی تصویر یکی از (مقامات)( وزارت) نمایان شد که به صورت دو نقطه دی درآمده بود .
قورباغه مات و (مبهوت) به سخنان گهربار فرد معلوم الحال گوش فرا داد . وزارتخانه دستور قتل عام قورباغه ها را داده بود .
تصویر عوض میشه ، دوربین روی قورباغه زوم میکنه که در حال گریه می باشد . ( اثرات مخرب هالی ویزارد بر ذهن جوانان
) سرانجام قورباغه با (قاطعیت) تصمیم خودش را گرفت ، (چمدانش) را بست و از خانه فرار کرد .
جالب بود تایید شد!!!(پادمور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/20 8:45:00
قورباغه کوچولو چمدونش رو برداشته بودو ناامید از همه جا می خواست بره رفت که تلویزیون رو خاموش کنه که داشت اخبار رو پخش می کرد که یکدفعه یکی از مقامات وزارتی گزارش داد که قورباغه روبوده شده که همه فکر میکردن ولدمورت قورباغه سیاه اونو کشته پیدا شده واونا روباینده رو هم گرفتن و با اون با قاطعیت برخورد خواهند کرد
قورباغه کوچولو در حالی که مبهوت شده بود چمدان از دستش اوفتاد و تصمیم گرفت حالا که دوستش پیدا شده طبق پیشنهادی که قبلا اون بهش داده بود بره و پیش اون زندگی کنه .
تایید شد!!!(پادمور)
قورباغه کوچولو در حالی که مبهوت شده بود چمدان از دستش اوفتاد و تصمیم گرفت حالا که دوستش پیدا شده طبق پیشنهادی که قبلا اون بهش داده بود بره و پیش اون زندگی کنه .
تایید شد!!!(پادمور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط شاهزاده اصیل در 1386/4/19 4:49:19
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/20 8:30:45
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/20 8:30:45
مردن خود هنری است و همچون هر هنری باید آن را آموخت.
جادو گران نیک می آموزند/
جادو گران نیک می آموزند/
جزئیات کاربر

مبهوت_اخبار_پيشنهاد_قورباغه_گزارش_چمدان_وزارت_مقام-تلويزيون_قاطعيت_
__________________________________________________
يه روز يه قورباغه كه يه چمدان به دست داشت از پشت پنجره مات و مبهوت به تلويزيون نگاه ميكرد كه در حال پخش اخبار بود.در اخبار وزارت سحر و جادو با قاطعيت مقام بازرسي عالي رتبه را به پروفسور آمبريج داد و به مردم پيشنهاد كرد كه از دستورات او پيروي كنند.
تایید شد!!!(پادمور)
__________________________________________________
يه روز يه قورباغه كه يه چمدان به دست داشت از پشت پنجره مات و مبهوت به تلويزيون نگاه ميكرد كه در حال پخش اخبار بود.در اخبار وزارت سحر و جادو با قاطعيت مقام بازرسي عالي رتبه را به پروفسور آمبريج داد و به مردم پيشنهاد كرد كه از دستورات او پيروي كنند.
تایید شد!!!(پادمور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/18 8:16:17
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/18 8:19:07
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/18 8:19:07
[color=CC0000][b]قدم قدم تا روشنايي از شمعي در تاريكي تا نوري پر ابهت و فراگير!!!!!
ميجنگيم تا آخرين نفس !!!!
ميجنگي
ميجنگيم تا آخرين نفس !!!!
ميجنگي
جزئیات کاربر

قورباغه ی سبز،بر روی چمدان نشسته بود و با چشمان گرد و بزرگ خود به تلویزیون مینگریست.
کودکی خرده سنگ ها را از روی زمین برمیداشت و شوخی شوخی،به طرف قورباغه ی سبزی پرتاب میکرد.انقدر شوخی شوخی پرتاب کرد که قورباغه ی سبز،جدی جدی مرد.
قورباغه ی سبز با قاطعیت کانال تلوزیون رو تغییر داده و مبهوت مستند حیات وحش میشود.
انسانی پیراهن سبز بر تن کرده و در حالیکه تگرگ هایی به اندازه ی توپ تنیس به سرش برخورد میکنند؛سعی بر یافتن پناهگاهی دارد.
در همان نزدیکی،کودکی بر اثر فرود آمدن تگرگی بر سرش،مرده است و خون از کنار لبس به پایین جریان دارد.
-گزارش ها حاکی از آنست که ایشان به نوع جدید از اسکیزوفرنی مبتلا هستند.ما پیشنهاد میکنیم که بستری شوند.
قورباغه همچنان جلوی تلوزیون نشسته....و به آن خیره شده است.
------------------------------------------
برای درک این پست،باید اسکیزوفرنی داشته باشید.
کودکی خرده سنگ ها را از روی زمین برمیداشت و شوخی شوخی،به طرف قورباغه ی سبزی پرتاب میکرد.انقدر شوخی شوخی پرتاب کرد که قورباغه ی سبز،جدی جدی مرد.
قورباغه ی سبز با قاطعیت کانال تلوزیون رو تغییر داده و مبهوت مستند حیات وحش میشود.
انسانی پیراهن سبز بر تن کرده و در حالیکه تگرگ هایی به اندازه ی توپ تنیس به سرش برخورد میکنند؛سعی بر یافتن پناهگاهی دارد.
در همان نزدیکی،کودکی بر اثر فرود آمدن تگرگی بر سرش،مرده است و خون از کنار لبس به پایین جریان دارد.
-گزارش ها حاکی از آنست که ایشان به نوع جدید از اسکیزوفرنی مبتلا هستند.ما پیشنهاد میکنیم که بستری شوند.
قورباغه همچنان جلوی تلوزیون نشسته....و به آن خیره شده است.
------------------------------------------
برای درک این پست،باید اسکیزوفرنی داشته باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هوریس اسلاگهورن در 1386/4/17 0:21:48
[url=http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2115/c29]هری پاتر و شاهنامه(به دست آمده ا�
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: پنجشنبه 29 خرداد 1404 20:14
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

روی صندلی راحتیش نشسته بود و با دقت به اخبار روزنامه نگاه میکرد. قورباغه شکلاتی دیگری از روی میز برداشت و با لذت تمام بلعید. یکی از چشمانش بر روی متنی در زیر تیتر ثابت مانده بود."... گزارشات چند روز اخیر حاکی از آن است که یکی از مهمترین مقام های امنیتی وزارت سحر و جادو ناپدید شده است.تمامی نیروهای پلیس ماگلها به پیشنهاد کاراگاهان به دنبال مردی میگردند که با خود صندوق بزرگی را حمل میکند که بر روی آن هفت قفل وجود دارد. برخی از شاهدان گزارش داده اند که فرد ناشناسی در حالیکه چمدان عجیبی را در هوا معلق ..." چشمش را از متن برداشت و به یاد خاطره خودش در چند سال گذشته افتاد زمانیکه شخص دیگری به جایش زندگی میکرد و یا شاید شخص دیگری به جای الستور مودی...
به آن سوی اتاق نگاه کرد. در آن سوی در، درست در زیر پله ها و در داخل صندوق، مردی خوابیده بود که بنظر میرسید مدتهاست مرده است.
به آن سوی اتاق نگاه کرد. در آن سوی در، درست در زیر پله ها و در داخل صندوق، مردی خوابیده بود که بنظر میرسید مدتهاست مرده است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مبهوت - اخبار - پیشنهاد - قورباغه -- گزارش - چمدان - وزارت - مقام - تلویزیون -قاطعیت
-----------------------------------------------------------------
تصوير بزرگ جادوگري از مقامات وزارت سحر و جادو بر صفحه ي اول پيام امروز خودنمايي مي كرد. اخبار صفحه ي اول پيام امروز در باره ي سخنراني اين فرد بود. تيتر گزارش كه با خط درخشاني نوشته شده بود ميگفت: صبح امروز وزير سحر و جادو با قاطعيت تمام حكم را صادر كرد. ادامه در صفحات 24 . 25 .
اخبار تا كنون بار ها و بارها در تلويزيون ماگل ها هم پخش شده بود. البته با حفظ قوانين رازداري جامعه ي جادوگري.
وقتي به صفحه ي 24 و 25 نگاهي مي انداختي با تيتر كوچك زير مواجه مي شدي: " وزير سحر و جادو: هركس محتوايي كتاب 7 را افشا كند خودمان ماموران وزارت خانه را مي فرستيم تا او را به قورباغه تبديل كرده و تا دو هفته بعد از كتاب در باغ وحش ملي جادوگري شهر لندن نگهداري شود."
تایید شد !!!(پادمور)
-----------------------------------------------------------------
تصوير بزرگ جادوگري از مقامات وزارت سحر و جادو بر صفحه ي اول پيام امروز خودنمايي مي كرد. اخبار صفحه ي اول پيام امروز در باره ي سخنراني اين فرد بود. تيتر گزارش كه با خط درخشاني نوشته شده بود ميگفت: صبح امروز وزير سحر و جادو با قاطعيت تمام حكم را صادر كرد. ادامه در صفحات 24 . 25 .
اخبار تا كنون بار ها و بارها در تلويزيون ماگل ها هم پخش شده بود. البته با حفظ قوانين رازداري جامعه ي جادوگري.
وقتي به صفحه ي 24 و 25 نگاهي مي انداختي با تيتر كوچك زير مواجه مي شدي: " وزير سحر و جادو: هركس محتوايي كتاب 7 را افشا كند خودمان ماموران وزارت خانه را مي فرستيم تا او را به قورباغه تبديل كرده و تا دو هفته بعد از كتاب در باغ وحش ملي جادوگري شهر لندن نگهداري شود."
تایید شد !!!(پادمور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/16 20:55:03
مبهوت - اخبار - پیشنهاد - قورباغه -- گزارش - چمدان - وزارت - مقام - تلویزیون -قاطعیت
______________________________________________
نام داستانواره : استاد جدید دفاع دربرابر جادوی سیاه
میشد گفت هنگام حرف زدن مک گانگال َهری لحظه ای سبک دامبلدور را شناخت:
_"خوب...واما امسال......امسال دو تغییر کوچک در کادر آموزشی مدرسه داشتیم..........در درس تغییر شکل..... از جانب کادر آموزشی به پروفسور تانکس خوش آمد میگیم........و در درس دفاع در برابر جادوی سیه.....پروفسور لوپین لطف کردن و دوباره به جمع ما پیوستن.....پروفسور لوپین...متشکریم از اینکه پیشنهاد مارو پذیرفتین."
تشویق دانش آموزان ...مخصوصا دانش آموزان سال چهارم و بالا تر همه را مبهوت میکرد. شاید این بلندترین تشویقی بود که هاگوارتز در ابتدای سپتامبر به خود میدید....
"هی...هری.....چرا لوپین بهمون نگفته بود......"
"فک کنم تانکس خیلی خودشو نگه داشت....از وقتی از وزارت اومده بود بیرون همش میخواس لو بده...."
به نظر میرسید مراسم به پایان رسیده باشد . هری بلند شد و از رون پرسید:
"رمز جدید چیه"
رون خمیازه کشان به دنبال هری به راه افتاد .
" قورباغه قرمز شمالی...هه"
"هی رون.....تو الان نباید بری بخوابی...مقامتو یادت رفته ......مثلا سرپرستی ها"
این هرماینی بود و چنان با قاطعیت این را گفت که حتی یک گریفیندوری هم جرات مخافت با او را نداشت.
هری به تنهایی از پله ها بالا رفت تا به برج گریفیندور رسید.. در رمز را گفت و بدون هییچ توقفی در اتاق مشترک به سمت خوابگاهش پیش رفت. هنوز هیچکس به خوابگاه داخل نشده بود . بر روی تخت نرم پرده دارش افتاد و به فکر فرو رفت. کاری که رون و هرماینی دو هفته تمام او را از انجامش باز داشته بودند.
آیا باید چمدانهایش را میبست و به دنبال جان پیچ ها میگشت؟,فرار میکرد؟, یارگیری میکرد؟, به وزارت خوانه میپیوست؟ یا دستان بر هم میگذاشت و انگار نه انگار؟
بیشتر از همه برای ماگل ها ناراحت بود طبق آخرین اطلاعاتی که از اخبار تلویزیون جدید ویزلی ها بدست آورده بود, تا به حال چهل و شش مشنگ به قتل رسیده بودند. گزارش محفل نیز او را حسابی به هم ریخته بود . دیگر چه میتوانیست بکند جز اینکه صدای خر و پف نویل_که هری نفهمید او کی وارد شد ـ را آوایی خواب آور تلقی کند و در دنیای رویاهایش برای صدمین بار ولدمورت را نابود کند.
تایید شد!!!(پادمور)
______________________________________________
نام داستانواره : استاد جدید دفاع دربرابر جادوی سیاه
میشد گفت هنگام حرف زدن مک گانگال َهری لحظه ای سبک دامبلدور را شناخت:
_"خوب...واما امسال......امسال دو تغییر کوچک در کادر آموزشی مدرسه داشتیم..........در درس تغییر شکل..... از جانب کادر آموزشی به پروفسور تانکس خوش آمد میگیم........و در درس دفاع در برابر جادوی سیه.....پروفسور لوپین لطف کردن و دوباره به جمع ما پیوستن.....پروفسور لوپین...متشکریم از اینکه پیشنهاد مارو پذیرفتین."
تشویق دانش آموزان ...مخصوصا دانش آموزان سال چهارم و بالا تر همه را مبهوت میکرد. شاید این بلندترین تشویقی بود که هاگوارتز در ابتدای سپتامبر به خود میدید....
"هی...هری.....چرا لوپین بهمون نگفته بود......"
"فک کنم تانکس خیلی خودشو نگه داشت....از وقتی از وزارت اومده بود بیرون همش میخواس لو بده...."
به نظر میرسید مراسم به پایان رسیده باشد . هری بلند شد و از رون پرسید:
"رمز جدید چیه"
رون خمیازه کشان به دنبال هری به راه افتاد .
" قورباغه قرمز شمالی...هه"
"هی رون.....تو الان نباید بری بخوابی...مقامتو یادت رفته ......مثلا سرپرستی ها"
این هرماینی بود و چنان با قاطعیت این را گفت که حتی یک گریفیندوری هم جرات مخافت با او را نداشت.
هری به تنهایی از پله ها بالا رفت تا به برج گریفیندور رسید.. در رمز را گفت و بدون هییچ توقفی در اتاق مشترک به سمت خوابگاهش پیش رفت. هنوز هیچکس به خوابگاه داخل نشده بود . بر روی تخت نرم پرده دارش افتاد و به فکر فرو رفت. کاری که رون و هرماینی دو هفته تمام او را از انجامش باز داشته بودند.
آیا باید چمدانهایش را میبست و به دنبال جان پیچ ها میگشت؟,فرار میکرد؟, یارگیری میکرد؟, به وزارت خوانه میپیوست؟ یا دستان بر هم میگذاشت و انگار نه انگار؟
بیشتر از همه برای ماگل ها ناراحت بود طبق آخرین اطلاعاتی که از اخبار تلویزیون جدید ویزلی ها بدست آورده بود, تا به حال چهل و شش مشنگ به قتل رسیده بودند. گزارش محفل نیز او را حسابی به هم ریخته بود . دیگر چه میتوانیست بکند جز اینکه صدای خر و پف نویل_که هری نفهمید او کی وارد شد ـ را آوایی خواب آور تلقی کند و در دنیای رویاهایش برای صدمین بار ولدمورت را نابود کند.
تایید شد!!!(پادمور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1386/4/17 7:30:50
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/11/19
آخرین ورود: جمعه 13 آبان 1390 18:39
از: گروه همیشه پیروز گریفیندور
پستها:
527

مبهوت - اخبار - پیشنهاد - قورباغه -- گزارش - چمدان - وزارت - مقام - تلویزیون -قاطعیت
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مبهوت به وی نگاه کرد،هنوز هم باور نمیکرد که وی همچین پیشنهاد بزرگی را برای همچین مقام بالایی رد کرده باشد.
شخص مقابلش شکلات قورباغه ای رو برداشت و آرام در دهانش گذاشت.
آن شخص برای دومین بار با قاطعیت به فاج جواب داد:
با اینکه اخبارش در همه جا پیچیده ولی من قبولش نمیکنم!
آلبوس دامبلدور دوباره پیشنهاد فاج را برای وزارت رد کرد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مبهوت به وی نگاه کرد،هنوز هم باور نمیکرد که وی همچین پیشنهاد بزرگی را برای همچین مقام بالایی رد کرده باشد.
شخص مقابلش شکلات قورباغه ای رو برداشت و آرام در دهانش گذاشت.
آن شخص برای دومین بار با قاطعیت به فاج جواب داد:
با اینکه اخبارش در همه جا پیچیده ولی من قبولش نمیکنم!
آلبوس دامبلدور دوباره پیشنهاد فاج را برای وزارت رد کرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/4/15 16:15:20
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
