جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[chat]] یاران لرد سیاه به او می‌پیوندند (درخواست مرگخوار شدن)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست مرگخواريت)
ارسال شده در: چهارشنبه 31 مرداد 1386 20:10
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم: زاخاریاس اسمیت
لغب:زاخی
شغل: گانگستر,استاد پیشین معجون سازی هاگوارتز
سابقه عضویت در گروه مرگخواران: خیر
سابقه ی عضویت در محفل ققنوس:تا حا لا زیر بار این این ننگ نرفتم
هدف از پیوستن به ارتش تاریکی: خدمت به ارباب ولدمورت!

لینک ها:تاپیک خاطرات مرگخواران
تاپیک خانه ریدل

------------------------------------------------
ببخشید ارباب من طنز نویس زیاد خویب نیستم ولی سعی می کنم درستش کنم.



زاخاریس عزيز ورودت به جمع یاران لرد سیاه رو تبریک میگم ... نگران طنز نباش ! با دیدن قیافه مزحک و خنده دار محفلیها حس طنز در وجودت به مرور پیشرفت خواهد کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1386/5/31 23:35:50
[i]
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست مرگخواريت)
ارسال شده در: چهارشنبه 31 مرداد 1386 16:52
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم: رابستن لسترنج
شغل: مرگخوار
سابقه عضویت در گروه مرگخواران: بله
سابقه ی عضویت در محفل ققنوس: نچ
هدف از پیوستن به ارتش تاریکی: همین جوری !

لینک پست خانه ریدل ها
لینک پست خاطرات مرگخواران



احسنت به تو مرگخواری که مثل همیشه به اربابت وفادار بودی و زودتر از بقیه وفاداریت رو ثابت کردی ! درود بر تو ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1386/5/31 23:37:39
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 مرداد 1386 23:40
نمایش جزئیات
آفلاین

دوستان عزیزی که دوست دارند عضو ارتش لرد سیاه باشند لطفا حتما قبلا به تاپیک اعلامیه های سیاه مراجعه کنند.
مرحله سوم برای ورود به جمع مرگخواران اعلام آمادگی در اینجاس و دوستانی که دو مرحله قبل رو طی نکرده باشند به صرف پست زدن در اینجا عضو ارتش محسوب نخواهند شد و همگی دوستان ( از تازه وارد تا با چند سال سابقه ) می بایست همگی دو پست رو لااقل در مراکز مربوطه زده باشند تا به عنوان مرگخوار تایید بشوند .
هدف اصلی ساخته شدن شناسه هایی مثل وزير و لرد ولدمورت کمک به بهبود رول پلینگ سایت و تقویت اون هست و در همین راستا حتی برای عضو شدن هم باید با رول پلینگ در ارتباط باشند و برای همین منظور ما این شیوه رو انتخاب کردیم .
به امید کمک بیشتر به رول پلینگ سایت ...
قابل توجه مرگخواران وفادار !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست مرگخواريت)
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 مرداد 1386 23:18
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : آنی
فامیل : مونی ( این خیلی مهمه)
اسم: مونتاگ
شغل: چتر باز
سابقه: چند فقره مرگخواری و ....
هدف: دور هم باشیم ( در ضمن من شنیدم سر آشپز خانه ی ریدل بلاتریکسه . رودلف خیلی از دست پختش تعریف میکرد و این باعث جذب من به سمت مرگخوار ها شد)

راستی این فرم رو از روی پست بالا پر کردم هر نوع مسئولیتی متوجه این یارو دانگ میباشد (کپی رایت 2008)

آمار جنایات و .. بنده در بایگانی خانه ریدل محفوظ است

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست مرگخواريت)
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 مرداد 1386 22:12
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم: ماندانگاس فلچر

لقب: دانگ

شغل: دزد و قاچاقچی و کلاهبردار و کلی خلافه دیگه که یک کتابه

سابقه عضویت در گروه مرگخواران: نوچ

سابقه ی عضویت در محفل ققنوس: ها ، داشتم .

هدف از پیوستن به ارتش تاریکی: واسه اینکه یک دسترسی انجمن اضافه کنم و این لرد جدید و هم خیلی دوست دارم ... وزیر مردمی رفته تو پوست ولدی کچل

در راستای کتاب هفتم و اینا هم فکر میکنم بهتر بحثی نشه ... که مدیرا جدا و آبادمون و بلاک میکنن . ولی خوب شما در نظر نگیرید چون کتابی فعلا بیرون نیست .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماندانگاس فلچر در 1386/5/30 22:16:42
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1386/5/30 23:22:50
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1386/5/30 23:28:58

جونم فدای عشقم ، نفسم فدای رفقا ، شناسه ام هم فدای سر آرشام

[color=99
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست مرگخواريت)
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 مرداد 1386 20:51
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم:پادما پتیل
لقب:پادی
شغل:اگر لرد اجازه بدن کلفتیشونو بکنیم
سابقه عضویت در گروه مرگخواران:متاسفانه نداشتم
سابقه عضویت در محفل ققنوس:خدارو شکر نه
هدف:خدمت تا آخر عمر به لرد سیاه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven

تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 مرداد 1386 00:41
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم: زاخاریاس اسمیت
لقب: زاخی
شغل: استاد معجون سازی سابق
سابقه عضویت در گروه مرگخواران: هنوز این افتخار نسیبم نشده.
سابقه ی عضویت در محفل ققنوس: من تا حالا زیر بار این ننگ نرفتم
هدف از پیوستن به ارتش تاریکی: انتقام و زدن پوز محفلی ها و خدمت به لرد سیاه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1386/5/30 0:45:56
[i]
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: دوشنبه 29 مرداد 1386 17:49
نمایش جزئیات
آفلاین
همه مرگ خوارا در دژ مشغول شادمانی بودند و اولین موفقیت خود را جشن می گرفتند. ولدمورت با همان شنل قدیمی و کهنه اش بر صندلی بلند و باشکوهی نشسته بود و به افتخار شربتی به رنگ خون را می نوشید!

_ ارباب به شما تبریک می گم! واقعا خیلی شجاعانه به محفل رفتید و کارشونو تموم کردید! اونا مطمئنا خیلی ترسیدن و در فکر اینن که چجوری به اینجا بیان تا شما بهشون کاری نداشته باشید. دیدن اون پیر خرفت در لحظه ای که داره در مقابل شما زانو می زنه تماشاییه! بودن در ارکاب شما باعث سرفرازی منه ارباب من!
آنتونی تعظیمی کرد و رفت. ولدمورت تنها پوزخندی زد و با غرور به جمعیت در مقابلش نگریست!

اما چند نفری بیرون از دژ ایستاده بودند و همانطور که باحسرت به جشن برگزار شده در تالار از دور می نگریستند مثلا نگهبانی می دادند!
_ من یه عمر معاون لرد بودم! حالا باید اینجا مثل .... رژه برم تا اون محفلی های ترسو مبادا جشن لرد رو بهم نزنن!
_ بلیز غر نزن! هرکاری برای خوشنودی ارباب یه جشنه! بهتره به کارت برسی!
بلا این را گفت و از او دور شد. آنی مونی یک گوشه برای خودش آتشی روشن کرده بود و به نظر می رسید اصلا تو این خطا نیست.
در همین اثنا صدای خش خش برگ هایی از سوی جنگل مقابل آن سه نگهبان به گوش رسید. بلا به سرعت متوجه شد و گفت :
_ هوی آنی مونی بلند شو برو ببین اونجا چه خبره! زود باش...
_ها؟
بلا که به این صورت از آنی مونی روی برمی گرداند به بلیز اشاره کرد و گفت :
_ تو خب برو! یا می ری یا به...
بلیز :
بلا که با دیدن این قیافه بلیز به طرف آنی مونی برگشت ولی او آنجا نبود. هردو نگاه ها را تا بالای دیوار امتداد دادند و چه یافتند... آنی مونی که از پا از بالای دیوار آویزان شده بود!
بلا چند قدمی به عقب برگشت و گفت :
_ حالا دیگه مطمئن شدم اینجا خبرائیه! باید به ارباب....
و وقتی به طرف بلیز برگشت:
بلا :
بلیز هم به عاقبت نگهبانی آنی مونی دچار شده بود و بیهوش بالای دیوار به این طرف و آن طرف می رفت!
حالا بلا عقب عقب به طرف در ورودی دژ می رفت!
_ لسترنج عزیز کجا فرار می کنی؟ بایست و شجاعانه در راه اون ارباب خوش خیالت بمیر! فکر می کنه خیلی زرنگه که تونسته بیاد و ما رو تهدید کنه! فکر می کنه می تونه ما رو به زانو در بیاره! ها ها ها ها ها....
بلا آب دهانش را به سختی غورت داد و گفت :
_سارا اوانز!
و بلا محکم به در خورد! حالا می توانست چندی از محفلی ها را ببیند که داشتند به او می خندیدند. بلا در حالی که داشت به دنبال دستگیره در می گشت گفت :
_ شما سزای این بی احترامی به لرد رو می بینید!
چو در حالی که جلو و جلوتر می آمد گفت :
_ ببینم لسترنج! فکر نمی کنی چوب دستیتو یه جایی جا گذاشتی؟ اونو توی دستت نمی بینم!
بلا :
ملت محفلی :
_ دماغ سوخته می خریم!

ولدمورت در حالی که داشت به بلای زخمی می نگریست بروی زمین نشست و دو دستی بر سر خود کوفت!
_ بدبخت شدیم!جمع کنید بریم...فــــــــــــرار!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: یکشنبه 21 مرداد 1386 14:42
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

در حال حاظر که راجر دیویس نیست و هنوز دسترسی مرگخوار اضافه نشده ، میخواستم بگم که مدیران انجمن عزیز ، در اولین فرصت این دسترسی رو اضافه کنند .


ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: چهارشنبه 27 تیر 1386 20:17
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: ریتا اسکیتر
لقب: ندارم
شغل: اگه لرد قابل بدونه میخوایم به غلامیش در بیایم
سابقه عضویت در مرگخواران: نه
سابقه ی عضویت در محفل: نه
هدف پیوستن به ارتش تاریکی: خدمت به لرد سیاه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...