شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
ما من حرف آلفرد و کسانی که می گن با *زمان برگردون* نمی شه مرده ها رو زنده کرد موافق نیستم چون ما در کتاب سوم یعنی هری پاتر و زندانی آزکابان خوندیم که کج منقار (باک بیک) کشته شد ولی هری و هرمیون با برگردوندن زمان اونو از مرگ نجات دادن و کج منقار زنده موند پس چه طور می تونیم بگیم که مرده ها رو با زمان برگردون نمی شه زنده کرد؟ قبل از جواب دادن هر تاپیک بهتره یه مروری کتابارو بکنین تا این قدر دچار مشکل نشین. ( البته فکر نکنین خودم هر دفعه می رم و کتابا رو مرور میکنما)
نه ، فكر نكنم بشه با زمان برگردان مرده ها را زنده كرد . چون كه اتفاق ها از قبل برنامه ريزي شده است . نگاه كنين يك چيزي تو مايع هاي آينده در حال و حال در آيندست .شاسخين كو در ضمن خود رولينگ گفته كه به هيچ وجه نمي شود مرده ها را در دنياي جادويي زنده كرد وهمينطور هم گفته كه من دست تو كار خدا نمي برم . اگر هم مي شد مرده ها رو به هر وسيله اي برگردوند ، دامبلدور آريانا و خانوادش رو يا وزارت كاراگاه ش رو يا مرگ خوار ها ربابشون رو بر ميگردوندند .
همون طوز که پورل عزیز اشاره کرد اتفاقی که افتاده دیگه افتاده و نمیشه دیگه کاریش کرد. با استفاده از زمان برگردان میشه همزمان در یه لحظه در چند جا بود و چند تا کار کرد. ولی همه این اتفاق ها همزمان روی میدن و اینطوری نیست که ما یه بار یه بازه از زمان رو طی کنیم و بعد بیایم و دوباره اون رو طی کنیم.درسته که ما این موضوع رو اینجوری درک میکنیم ولی واقعیت جور دیگه ایه. اینشتین میگه تمام لحظات زمان در یک آن روی میدن اما انسان اونها رو به صورت ترتیبی درک میکنه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آنچه حقیقت ما را نشان می دهد انتخاب ماست . نه تواناییمان
این موضوع پیچیده ایه. اگه میشد با زمان برگردان کسی رو به زندگی برگردوند و نذاشت که بمیره در همون زمان حال طرف نمیمرد. ولی اگر هم به فلسفه ی زمان برگردان فکر کنیم میفهمیم که میشه برگشت و مانع اتفاقی شد که میدونیم میفته اما اگه این طور بود چرا هر کس عزیزی رو اتفاقی از دست میداد نه به مرگ طبیعی بلکه تصادفی مثل مرگ سیریوس میرفتو جون عزیزشو نجات میداد. خدایی عجب چیز عجیبیست این ساعت ها؟ شرط میبندم از خود رولینگم بپرسن نمیدونه چی بگه. اگه میشد برگردوند حتما این کارو میکردن واسه مرگایی که پیش اومد اما نکردن پس نمیشده. اما خدایی این ساعت زمان فلسفه نداره سفسته داره . یعنی هیچ راه عقلانی واسش نمیشه پیدا کرد.
ببینید ، در مورد مرگ کج منقار باید بگم که ، دلیلی نداره نویسنده بیاد مرگ هیپوگریف رو توضیح بده و تشریح کنه ! هاگرید ، دامبلدور و فاج اونجا بودن . هاگرید میگه که کج منقار اعدام شد ، و این یعنی کشته شد ، دامبلدور هم در درمانگاه به هرمیون میگه که با زمان برگردان ، میتونید هیپوگریف رو نجات بدید . پس اگر اون نمرده بود ، نه هاگرید چنین حرفی رو میزد و نه اینکه بنا به صحبت دامبلدور نیازی به نجات دادن کج منقار بود ! ولی خوب درباره بقیه موارد و مرگ هایی که اشاره کردی مثل مرگ سیریوس ، دامبلدور و ... همونطور که در پستم گفتم ، زمان برگردان ها توسط مرگخواران و اعضای الف دال در وزارت خونه نابود شده بود و زمان برگردانی وجود نداشت که بشه برای برگردوندن مرگ ها از اون استفاده کرد ، این توجیه من هست . ولی اگر بخوام به اصل ماجرای اینکه چرا برای نجات افرادی که میمرند و جلوگیری از مرگشون وزارت خونه از زمان برگردان استفاده نمیکنه باید بگم که ، همونطور که هرمیون در کتاب سه میگه ، اگر کسی از زمان برگردان استفاده کنه و دیگران هم ببینش ، باعث بهم ریختن خیلی چیزها میشه و این موضوع حتی قادر همه رو به جون هم بندازه و یا حتی دیوانه کنه ! و اشاره میکنه که پرفسور مک گونگال فقط به این شرط اون زمان برگردان رو در اختیارش گذاشته که برای موارد درسی ازش استفاده کنه و در اواخر کار میبینیم که عده متوجه حضور همزمان هرمیون در چند کلاس میشن !
به ش پورل :
من جملت رو تصحیح میکنم درباره بهترین چیزی که میشه گفت : " با زمان برگردان نمیشه مرده ها رو زنده کرد ، ولی میشه از مرگ اونها جلوگیری کرد " عبارت " حتمی " افکار رو به هم میریزه ، با کمک زمان برگردان میشه از مرگ افرادی که مردن جلوگیری کرد ، چرا که مرگ حتمی و ... حتمی نداره ! ما درباره کسی که مرده صحبت میکنیم و مثالی میزنم : یک جادوگر از وسط خیابون در شهر لندن در حال گذر هست که یه ماگلی با ماشین بهش میزنه و اون میمیره ، با کمک زمان برگردان میشه زمان رو به عقب برگردوند و از رفتن اون جادوگر در اون هنگام به وسط خیابان جلوگیری کرد ! یا مواردی مثل این ...
«با زمان برگردان نمیشه مرده ها رو زنده کرد، ولی میشه از مرگ حتمی جلوگیری کرد.»
این حرف یکم معنی کردنش سخته...! خب،اگه میشه از مرگ حتمی جلوگیری کرد،پس میشد سیریوس،دابی،دامبلدور و خیلی های دیگرو زندهکرد.چون اون موقع آدم یک قدم جلوتره،یعنی از آینده خبر داره... آدم هر جور فکر میکنه، نمیتونه جواب درستی بده...
«با زمان برگردان نمیشه مرده ها رو زنده کرد، ولی میشه از مرگ حتمی جلوگیری کرد.»
در واقع راهش اینه. زمان برگردان با جلوگیری از مرگ، مرده ها رو زنده می کنه. هری و هرمیون دقیقا در مورد باک بیک و سیریوس همین کار رو کردن. باک بیک کشته نشد چون اونا با برگشتن به عقب از مردنش جلوگیری کردن و در مورد سیریوس هم همینطور.
اگه کسی رو که 99 درصد احتمال داره بمیره از مرگ نجات بدی زیاد هم با این فرقی نمی کنه که زنده ش کرده باشی.
ولی میشه اینو گفت که میشه با زمان برگردون اینده رو تغییر داد ، چون دلیلی نداره که نشه ( برهان خلف ! )
؟!! من هم موافقم و میشه آینده رو تغییر داد. ولی وقتی شما همین الان دارین اون آینده رو می بینید ( در واقع این آینده برای فردی که با زمان برگردان به گذشته رفته آینده هست ) باید اون تغییرات در زمینه دید شما هم دیده بشه. من میگم که اگه قرار بود کسی از زمان برگردان استفاده کنه و با استفاده از اونها فرد و لوپین و... رو زنده نگه داره طبیعتا وقتی که ما اونها رو می بینیم نباید مرده باشن. و وقتی که می بینیم مردن یعنی کسی همچین کاری نکرده. یک مثال دیگه: هرمیون به خاطر حواس پرتی از کلاس ورد های جادویی جا میمونه و وقتی متوجه موضوع میشه که هری و رون میان بالای سرش و اونو بیدار می کنن. خب این سوال مطرح میشه که هرمیون نمی تونسته بعد از بیدار شدن دوباره از زمان بر گردان استفاده کنه و به سر کلاس بره؟ شاید به نظر برسه که با توجه به قابلیت زمان برگردان این کار امکان پذیره، ولی اینجا یک تناقض بزرگ پیش میاد و اون اینه که اگه قرار بود هرمیون برگرده ، هری و رون اونو سر کلاس میدیدن و دیگه نمی اومدن دنبالش ببینن چه خبره. پس چنین چیزی از نظر عقلانی محاله و به جادو و جادوگری هم ربطی نداره. ( اتفاقا به نظر من یکی از تفاوتهای سری هری پاتر به بقیه کتابهای جادوگری و تخیلی اینه که رولینگ داستانهاش رو در پس زمینه ای طرح ریزی کرده که به دنیای واقعی خیلی نزدیکه و همین امر به جذابیت کتابها خیلی کمک کرده و باعث شده که ما در بسیاری از امور زندگی روزانه مون بتونیم با شخصیتهای داستان شبیه سازی کنیم.)
ببینید مسئله ای که همیشه اهمیت زیادی برای رولینگ داشته درک مسئله مرگ بوده و اینکه بدترین اتفاقی که برای فردی ممکنه روی بده مرگ نیست و از اون بدترم هست. در کنارش هر راهی برای برگردوندن مرده ها رو نفی کرده و طی داستان بارها گوشزد کرد که هیچ راهی برای گریز از مرگ نیست. شاید مسئله نجات جون باک بیک رو مثال بزنید که با زمان برگردون تونستن جونشو نجات بدن اما ما عملا" قبل از رفتن هری و هرمیون به گذشته جایی جنازه باک بیک یا عمل اعدام اون رو نمی بینیم. در واقع چون در آینده باک بیک توسط این دو نفر آزاد میشه و فرار میکنه. اما شخصیت های دیگه که مردن رو در نظر بگیرین، جسد سیریوس پشت پرده، سقوط دامبلدور در برج ستاره شناسی، تک تک مرگ های کتاب 7 ! اتفاقی بود که افتاده بود و به هیچ وجه قابل تغییر نبود. امیدوارم تونسته باشم خوب منظورم رو برسونم.
خوب دقیقا دلیلش این بود که تمام زمان برگردونا از بین رفته بودن وگرنه میشد یه کاری کرد .
نگاه کنین پورل جان نظر شما درست ولی در غیر این صورت اصلا زمان برگردون واسه چی بود . اون طوری که اساس دنیای جادویی عین دنیای واقعی میشد . در حقیقت یه جوراییی تناقض داره ولی میشه اینو گفت که میشه با زمان برگردون اینده رو تغییر داد ، چون دلیلی نداره که نشه ( برهان خلف ! )
با سلام؛ پرسی جان! تو که خودت حرف تد لوپین رو نقض کردی...! هیچ موقع کج منقار توسط ماموران وزارتخانه کشته نشد و هری فقط خیال کرد که کشته شده. علتش هم معلومه چون همزمان هری دیگه ای پشت بوته ها بوده که داشته کج منقار رو فراری میداده. در واقع برای اینکه منظورم رو بهتر بیان کنم باید بگم که زمان هیچ وقت تغییر نمی کنه. همیشه یک زمان وجود داشته و داره. این جوری نبوده که مثلا یک زمان بگذره و بعد باز فرد با زمان برگردان زمان دیگه ای رو ایجاد کنه که خودش هم در اون حضور داشته باشه. بلکه در آن واحد ( یا در یک زمان واحد) فرد در دو مکان حضور پیدا می کنه. به همین خاطر اون چیزی که الان می بینه همون چیزی خواهد بود که اگر دوباره به اون زمان برگرده خواهد دید و اوضاع هیچ فرقی نمی کنه. اگه به کتاب سوم دقت کنیم همین نکته رو می بینیم. اون چیزی که تغییر می کنه در واقع اصلاح برداشت اشتباه هری از صحنه هاست. همه چیز همون طور پیش میره که هری قبلا دیده. حتی هری در جایی می خواد شنل نامرئی اش رو برداره که موفق نمیشه چون برداشتن شنل نامرئی از پای درخت و ممانعت از حرکت اسنیپ تغییر عظیمی در حوادثی ایجاد خواهد کرد که در عمل اتفاق خواهد افتاد (و هری قبلا اونها رو دیده که اتفاق میفتن) و لذا این امر عملا غیر ممکنه. به همین علت هم غیر ممکنه که کسی مرگ مثلا لوپین و فرد و ... رو دیده باشه و بعد بخواد عوضش کنه. ( اصلا ممکن نیست چون اگه قرار بود نمیرن باید کسی که از زمان برگردان استفاده می کنه تا به حال اقدام کرده بود و از مرگ اونها جلوگیری می کرد) امیدوارم منظورم رو خوب رسونده باشم...