جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: شنبه 6 تیر 1388 17:11
نمایش جزئیات
آفلاین
1. گفتیم که طی مرور زمان جادوگران متوجه شدند جادوهای مختلف را به صورت ها و اتفاقات گوناگون بیاموزند. سه مورد از اتفاقاتی را که برای جادوگران رخ داده و منجر شد تا جادو های مختلفی را یاد بگیرند بنویسید. ( 15 امتیاز )



1.در گذشته جادوگران اختلافات فراواني با يكديگر داشتند و سر هر موضوع كوچك و بي اهميتي با يكديگر دعوا مي كردند.در اين ميان جادومند (بر وزن دانشمند!) صلح جويي به نام ساكبتيوس از اين وضع بسيار ناراحت بود و همواره سعي در كشف طلسمي بود ،كه دو طرف دعوا را بتواند از هم جدا كند.
بنابراين او روزها و شبها به تحقيق و بررسي در جادوها و زبان لاتين كرد تا بتواند طلسمي كشف يا اختراع كند. و بالاخره او پس از مدتي مطالعه ي كتابهاي كهن لاتين توانست طلسم" ريله شيو" را اختراع كند.ريله شيو در واقع به معناي رها كردن يا آزاد كردن(release)است.سپس آن را در دنياي جادوگري گسترش داد تا ديگر دعوا و جنگي بين جادوگران نباشد.

2.روزي از روزهاي سرد پاييزي(!) دختركي به نام ليرا،نامه اي دريافت كرد.اما درون نامه چيزي نيافت!يعني يك تكه كاغذ سفيد به دستش رسيده بود. هر چه فكر كرد معني اين نامه را نفهميد.اما بعد از پرس و جو از دوستان و آشنايان! به اين نتيجه رسيد كه شايد اين نامه با مركبي نوشته شده باشد كه نامرئي است.او تمام راه ها را امتحان كرد تا نوشته را نمايان كند اما به نتيجه اي نرسيد.
روزي متوجه شد چيزي در بالاي صفحه نوشته شده...اَپِرِس...اما بقيه ي نوضته ناپديد شده بود.از آنجا كه بيشتر طلسم ها آخرشان وم يا وس بود ،به آخر اين كلمه هر كدام از اين ها را اضافه كرد.اَپِرِسيوم و اَپِرِسيوس.اَپِرِسيوم كار كرد و نوشته ها نمايان شدند.آن نامه محرمانه بوده و از طف يكي از دوستان ليرا بود كه مسئله ي مهمي را با او در ميان گذاشته بود.اما فكر اين را نكرده بود كه ليرا چگونه آن نوشته را بخواند!فقط نام مركب كه اَپِرِس بوده را بالاي صفحه نوشته بود!

3.جري كرتابر مكشف طلسم لوموس ،در پي راهي بود تا طلسم متضاد اين را پيدا كند.او با مطالعه اي كه كرده بود به اين نتيجه رسيده بود كه آخر طلسم خاموش كننده ي نور چوبدستي ،مانند روشن كننده،آخرش "س"دارد.
او تحقيقات وسيعي كرد اما چيزي نيافت.بنابراين شروع كرد تمامي حروف و كلمات را با س امتحان كرد و پس از هفت يا هشت سال! بالاخره نوك به ذهنش رسيد و به س اضافه كرد و ورد نوكس را ساخت.اين دو كشف او ،باعث شهرت فراوان او شد و نام او از تاريخ جادوگري هرگز پاك نخواهد شد!



2. یک بیوگرافی ساده از سیپارمون اولین رهبر جادوگر بنویسید. ( 12 امتیاز )


نام كامل:رَصبِث ريس سيپارمون
مكان تولد:در دهكده اي دور افتاده و كثيف در شمال آفريقا!
نام پدر:ريس
سال تولد:759 ميلادي
سال مرگ: 824 ميلادي

توضيحات:محل زندگي او در جايي فوق العاده وحشتناك و كثيف بوده بنابراين او از همان كودكي اش براي بهتر كردن اوضاع جادوگران مي كوشيد.با سعي و تلاش او ،اوضاع جامعه ي جادوگري بهبود زيادي پيدا كرد و از اين رو مردم از او خواستند تا رهبري جادوگران را بر عهده گيرد.

علت مرگ: يكي از فرزندان او منگل(!)و نوعي عقب مانده ي ذهني به حساب مي آمد.اما سيپارمون اهميتي نداد و او را با بدبختي فراوان بزرگ كرد!هنگامي كه آن فرزند 30 ساله شد،تحت فرمان نيروهاي شرور درآمد. بنابراين به دستور ايننيروهاي شرور پدرش را به طرز فجيعي به قتل رساند! سپس جامعه ي جادوگري دچار آسيبهاي شديدي شد.



3. نظر یا پیشنهاد خود را برای هرچه بهتر شدن کلاس تاریخ جادوگری بنویسید. ( 3 امتیاز )

كلاس خوبي بود!درس رو هم خوب توضيح داده بودي !ولي سوال اول خيلي خفنز بود!مخم هنگ كرد!
ام... به نظرم اگه تكاليف تا آخر غير رول پيش بره يه جوري ميشه!
در ضمن!يكم ديالوگ بين بچه ها با استاد وجود داشته باشه!يا يكم طنز باشه!اگه اين طوري بشه كلاس خشك و رسمي نميشه و جذاب تر مي شه!

مغسي !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=0066FF] " تا دنیا دنیاست آبی مال ماست / ما قهرمانیم ج
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: شنبه 6 تیر 1388 11:53
نمایش جزئیات
آفلاین
1.
ریپارو


اولین بار توسط یک بچه کشف شد! او در حال بازی بود که به اشتباه گلدان مادرش را شکست. اولین کلمه ای به ذهنش رسید را گفت: "سالم شو! " (به انگلیسی ریپارو معنی درست شو و اینا رو میده دیگه!) و بعد، در کمال تعجب دید که گلدان به حالت اولش بازگشت. کم کم این ورد را به تمام افراد قوم خود گفت و این ورد شایع شد.

خلع سلاح شو

اولین بار در یک دعوای جادویی، این ورد ساخته شد. به خاطر اینکه، فرد میخواست از خودش دفاع کنه و طرف دیگر با چوب برای زدن او آماده بود. این ورد کاملا اتفاقی به ذهن آنها رسید.


کروشیو

یکی از قدیمی ترین ورد هاست. کروشیو توسط یکی از جادوگران خطرناک قدیمی بوجود آمد. او تمام مدت به دنبال پیدا کردن راه هایی بود که مردم را آزاد دهد و به دنبال راه هایی برای شکنجه کردن مردم بوده است. بالاخره او با گشتن در دنیای ماگل ها، کشف کرد که با درد کشیدن همه زجر هم میکشند! بنابراین، وردی به وجود آورد و نام آنرا کروشیو گذاشت.

2.

نام : سیپارمون
نام خانوادگی : سیپارمون
سال تولد : 1200
سال مرگ: 1290
توضیح در مورد زندگی:
او اولین رهبر جادوگران بود، پدر جادوگران. او قدرت های فوق العاده ی جادویی داشت، تجربیات بسیار زیاد داشت و بالاخره توانست رهبری افراد زیادی را برعهده بگیرد.
علت مرگ:
یکی از افراد قبیله، او را با سم مسموم کرد. چرا که سیپارمون، میخواست به خاطر اختلافات ِ بین قبایل مختلف جادویی؛ همه ی آنها را با هم یکی کند. و خیلی ها نمیخواستند!



3. نظر یا پیشنهاد خود را برای هرچه بهتر شدن کلاس تاریخ جادوگری بنویسید.

به نظرم اردو بگذارید، توی اردوها درس بدیم.
یه جلسه اتون راجع به یک موزه باشه!
بعد یکمی هم توی پست تدریستون پرسش و پاسخ بیشتر بذارید! آخه مطلب باید قشنگ جا بیفته ..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 5 تیر 1388 05:07
نمایش جزئیات
آفلاین
1. گفتیم که طی مرور زمان جادوگران متوجه شدند جادوهای مختلف را به صورت ها و اتفاقات گوناگون بیاموزند. سه مورد از اتفاقاتی را که برای جادوگران رخ داده و منجر شد تا جادو های مختلفی را یاد بگیرند بنویسید. ( 15 امتیاز )

1. آوادا كداورا: 7 سال قبل از ميلاد ، پزشكي رومي كه اوادوس نام داشت براي درمان بيماري سرماخوردگي مرغي چاره مي جست .
او تحقيقات بسياري انجام داد و پس از بررسي هاي بسيار و مشورت با چندين جادوگر چيره دست آخرين روش درماني پيشنهادي خود را امتحان كرد .
او كلمه آبادا كدابرا" را روي پوستيني نوشت و دوباره آن در زير كلمه قبل پيست كرد . با اين تفاوت كه در هر مرحله يك حرف از كلمه حذف مي شد :

A B A D A K E D A B R A
A B A D A K E D A B R
A B A D A K E D A B
A B A D A K E D A
A B A D A K E D
A B A D A K E
A B A D A K
A B A D A
A B A D
A B A
A B
A

همانطور كه ملاحظه مي كنيد سه راس اين مثلث را حرف A
در بر گرفته است .آن را به دست شخص مريض بست و بعد از دو هفته آن را باز كرد و در آب رودخانه انداخت . هنگامي كه نوشته ها ي روي تكه كاغذ پاك شد ، شخص بيمار مرد .
از آن پس اين كلمه و فرمول آن طلسم مرگ خوانده شد و پزشك نيز به علت تلاش در كشتن مردم تحت سحر، به آتش كشيده شد.
اين طلسم در طول تاريخ با دچار دگرگوني هاي زيادي شد و به شكل نهايي و امروزي خود در آمد.



انيماتريكوس : اين طلسم در هنگام غلبه فشارخشم از شكست خوردن در دوئل گريندل والد با يك انيماتريكس ساخته شد كه پس از اجرا ، انيماتريكس به معناي حقيقي كلمه تركيد .



لت مي سيوس : اين ورد در جنگ جهاني دوم توسط يك سرباز وظيفه كه دوره ي سمج آزمايشي را طي كرده بود ساخته شد . بدين صورت كه با زدن چوبدستي خود بر چشمانش به سه بار مداوم و تكرار اين ورد توانيت پشت مواضع و استتار دشمن را ببيند كه به دليل تكرار 7 باره ي آن در 1 ساعت ، نابينا شد .

---------------------------------------------------------------------------
2. یک بیوگرافی ساده از سیپارمون اولین رهبر جادوگر بنویسید. ( 12 امتیاز )

سيپارمون در سن 2 سالگي در روستاي يوركشاير انگليس چشم بر جهان گشو كه آيتي بر نيك انديشي و سنجيده بودن اعمال اوست .
از همان كودكي فهميد كه قدرتي دارد كه مي تواند مردم را وادار كند به آنچه او فكر مي كند ، بينديشند و به گونه اي قدرت كنترل تفكر ملت را داشت .
او در همان سنين كودكي به تحصيل علم ودانش پرداخت و به دليل كشته شدن پدرش درس را ول كرد و به سربازي رفت .
او به دليل انجام كارهاي خترق العاده و استعداد ذاتي او در جادو به سرعت كارت پايان خدمت خود را گرفت و نامه اي به ملكه اليزابت صفرم و تهديد او براي ازدواج با او داد .
در 2500 سال پس از ميلاد سيپارمون رهبري جامعه جادوگري را به عهده گرفت .
======================================

درس همينطور به صورت غير رول بماند.
دست شما مرسي :)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 4 تیر 1388 22:52
نمایش جزئیات
آفلاین
1. گفتیم که طی مرور زمان جادوگران متوجه شدند جادوهای مختلف را به صورت ها و اتفاقات گوناگون بیاموزند. سه مورد از اتفاقاتی را که برای جادوگران رخ داده و منجر شد تا جادو های مختلفی را یاد بگیرند بنویسید. ( 15 امتیاز )
گفته شده مرلین کبیر خیلی از جادوها را به وجود آورد اما در طول تاریخ گم شد در قرن 5 جادوگری بسیاری از آنها دوباره کشف شد اما به نام اشخاص دیگری به ثبت رسید از جمله آنان این ورد ها بود:
- جان روسالیده، در یک بیابان بسیار دور افتاده نیاز داشت که به صورت مخفی به ذهن شخصی که در یک قاره دیگر بود پیامی ارسال کند زیرا حتی پاترونوس هم دیده میشد و هیچکس حتی اطرافیان او نیز نباید از گرفتن پیام توسط جیم بازسیله(همون شخصه!!) مطلع میشد. جان روسالیده جادوگر قدرتمندی بود و گاهی اوقات چوبدستی او وردها را به او نشان میداد. جان روسالیده از صمیم قلب آرزو کرد که چوبدستیش این ورد را به او یاد دهد اما چوبدستی تنها کاری که کرد به دور خودش چرخید به شکل یک دایره.
- Circle؟
چوبدستی به علامت تأیید سری تکان داد و جان روسالیده به شدت متعجب شد. چوبدستی دو حرکت دیگر( چوب، یویو ) انجام داد و سپس عدد 2 را نمایش داد . جان روسالیده در ابتدا معنی آن را نفهمید اما پس از حدود 1 ساعت متوجه شد منظور چوبدستی دو حرف اول هر کلمه است. و اینچنین ورد سیوویو ساخته شد!!!!
------------------------------------------
جادوی دیگری در حدود همان زمان کشف جادوی سیوویو توسط بانار کاندیه کشف شد. بانار زمانی که کشتی جدیدی را خرید متوجه شد میز درون اتاق کاپیتان جا به جا نمیشد و درنتیجه او به روش های ماگلی روی آورد و همچنان با خود نیز حرف میزد در پایان زمانی که حسابی از نفس افتاده بود به جای گفتن جمله این بار موفق میشم این کلمه رو گفت:
ا..ن..ار...م..ف.ق..ش..م
انارمفقشم
و سپس به سمت میز حمله برد و میز به شدت از جایش پرت شد. و این چنین جادوی از بین برنده چسب های قوی کشف شد
----------------------------------------
حدود 2 سال بعد از این دو واقعه بیناریو کلاندسن، زمانی که میخواست تکلیف کلاس تغییر شکل را انجام دهد که در آن باید یکی از خرگوش ها را تبدیل به وزغ میکرد به جای ورد مخصوص اینکار یعنی خرکاوز، از آنجایی که از نسل نویل بود ورد زیر را گفت:
پرگازو
که باعث شد خرگوش به صورت عجیبی شروع به صحبت کند و اینچنین ورد توانایی صحبت اختراع شد البته این ورد باز هم گم شد زیرا بیناریو کلاندسن به هیچ کس آن را یاد نداد و به تازگی در قدح اندیشه او این ورد یافت شده است



2. یک بیوگرافی ساده از سیپارمون اولین رهبر جادوگر بنویسید. ( 12 امتیاز )
از درون خانواده ای ساده متولد شد اما جادوگر ساده ای نشد. او در بچگی به سختی زندگی کرد و مادر و پدرش به سختی کار کردند تا توانستند یک جاروی اسباب بازی کوییدیچ برای او بخرند و پس از آن نیز مردند. سیپماریون مجبور شد برای ادامه حیات جارویش را به نصف قیمت خریداری شده بفروشد و 1 گالیون باقی مانده را در درون گرینگورتز گذاشت تا بلکه کمی به مقدار آن افزوده شود. او سپس به کار در کافه مخصوص جادوگران پرداخت و در آنجا مداوما تحقیر شد و حتی چند بار از دست آنان شلاق خورد چرا که شکر نوشیدنیشان بیش از حد بود درحالی که او اصلا مقصر نبود.او پس از مدتی کار 23 ساعته(1 ساعت باقی مانده را می خوابید) توانست در حدود 600 گالیون جمع اوری کند و در بانک نیز 100 گالیون داشت(تبلیغ گرینگورتز،پولهایتان را به ما بسپارید) پس با 700 گالیون یک خبررسانی ایجاد کرد. او خیلی چیزها در درون کافه یاد گرفته بود و در کتاب ها خوانده بود( او گاهی یک ساعت باقی مانده را کتاب می خواند) و میدانست ممکن است بزودی نسل جادوگران منقرض گردد پس آنان را با اخبار خود به سمت خود کشید و رهبری خارق العاده شد و آنها را به مهاجرت فراخواند و تعدادی به او گرویدند و آنان که نگرویدند همگان بمردند!!!
3. نظر یا پیشنهاد خود را برای هرچه بهتر شدن کلاس تاریخ جادوگری بنویسید. ( 3 امتیاز )
خوب بود. فقط خواهشا رول رو قاطیش نکنید. و به همین صورت تکلیف رو بدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 4 تیر 1388 14:20
نمایش جزئیات
آفلاین
1. گفتيم که طي مرور زمان جادوگران متوجه شدند جادوهاي مختلف را به صورت ها و اتفاقات گوناگون بياموزند. سه مورد از اتفاقاتي را که براي جادوگران رخ داده و منجر شد تا جادو هاي مختلفي را ياد بگيرند بنويسيد.

1. آواداکاداورا
اين طلسم شايد به ظاهر طلسم پيچيده اي باشد ( که همينطور هم هست ) ولي در حدود سه هزار و هفت صد و پنجاه سال پيش جادوگري مشغول تهيه غذا از لاشه يک ببر دندان خنجري بود که با خود گفت که چه مي شد اگر مگس هاي مزاحم دست از سر اين لاشه بردارند اي کاش با يک اجي مجي لاترجي نابود مي شدند. بلافاصله بعد از ذکر اين طلسم اختري سبزرنگ به لاشه برخورد کرده و اکثر مگس هاي روي لاشه نابود شدند.

2. لوموس
اين طلسم توسط تراماروموس جادوگري که چهار هزار سال پيش ميزيسته است کشف شد. وي در حاليکه از زندگي در تاريکي غار به تنگ آمده بود مدام در حاليکه سرش را در ميان زانوانش فرو مي برد کلماتي را براي دلگرمي خود به زبان مي آورد . سومونوس منتيگريموس لاسموس لوموس... که يکي از اين وردها لوموس بود و از اينجا بود که اين طلسم ابداع شد.

3. وینگاردیوم لویوسا
این طلسم توسط جادوگری مجهول النام کشف شده است. در آن زمان بر سر بعضی از غارها سنگ های بسیار بزرگ و سنگینی قرار داشتند که باعث می شد که جادوگران برای ورود به غار ها دچار مشکل شوند. سرانجام یکی از جادوگران در سه هزار و پانصد سال پیش توانست در حالیکه کلمات نامفهومی را زیر لب زمزمه می کرد این طلسم را به طور اتفاقی با بلند کردن یک سنگ کوچک توسط جادو کشف کند.

2. یک بیوگرافی ساده از سیپارمون اولین رهبر جادوگر بنویسید.

در سه هزار سال پیش در سرزمین میانه که هم اکنون آلمان در آن قرار دارد جادوگری چشم به جهان گشود که نام وی را سیپارمون نهادند.
او با هوش و درایتی که داشت توانست در ده سالگی هفت نوع جادو و طلسم را ابداع کند.
وی از همان ابتدا که با هم سن و سالان خود به بازی مشغول می شد نیز رهبری آنان را با توجه به قدرت رهبری فوق العاده ای که داشت بر عهده می گرفت.
قدرت جنگجویی و رهبری وی زمانی شکوفا شد که در آستانه جنگ قبیله اش با دیگر قبیله جادوگران رهبر قبیله اشان درگذشت و وی به عنوان رهبر جایگزین قرار گرفت که اتفاقا توانست با درایت و هوش فوق العاده ای که داشت جادوگران قبیله اش را به پیروزی برساند.
سرانجام وی در سن سی و نه سالگی و درحالیکه بار دیگر رهبری قبیله اش را بر عهده داشت در جنگی که بین قبیله او و انسان ها رخ داد دار فانی را وداع گفت.

3. نظر یا پیشنهاد خود را برای هرچه بهتر شدن کلاس تاریخ جادوگری بنویسید.

به نظر من کلاس خوب و مناسبی بود.
تدریس کوتاه و قابل هضم بود و عاری از هرگونه پیچیدگی.
البته به نظر من بهتره که شما یک مقدار نقش دانش آموزان رو هم در کلاستون پررنگ تر بکنید چرا که اینجوری تدریس از یکنواختی بیرون میاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 3 تیر 1388 21:35
نمایش جزئیات
آفلاین
هو121

1 - گفتیم که طی مرور زمان جادوگران متوجه شدند جادوهای مختلف را به صورت ها و اتفاقات گوناگون بیاموزند. سه مورد از اتفاقاتی را که برای جادوگران رخ داده و منجر شد تا جادو های مختلفی را یاد بگیرند بنویسید. ( 15 امتیاز )
عجب سوال ژانگولری دادی باو

1 - 1500سال پیش از میلاد،بیوتُن،دانشمند جادوگر حین آزمایشاتش،به طلسم مهمی دست پیدا کرد.وی هنگام شکافت هسته اتم پروتگون،متوجه پرتوزایی قابل توجه این اتم شد.وی پس از تلاش بسیار توانست با متمرکز کردن این پرتو در نوک چوبدستی اش و القای جریان الکتریسیته بسیار کم،ورد پروتگو را اختراع کند.

2 - در جنگی که بین اعراب و جادوگران در گرفت،در نبرد روز آخر،سلامنتگئور،رهبر جادوگران وقتی از شمشیر پهلوان عرب زخم خورد،ورد آوداکداورا را به سوی او روانه کرد،با برخورد این طلسم به تیغه شمشیر جمال عبدالناصر
طلسم به نوعی نصف شده و از قدرتش کاسته شد،در نتیجه پرتو سبز رنگ،لجنی رنگ شده و پس از برخورد با جمال،باعث کنده شدن تکه ای که مرد اصابت پرتو واقع شده بود گشت.اینجا بود که ورد آلوئه وراجیمبو کشف شد.


3 - مجموع ورد های غیر کلامی در زمانی که سلامنتگئور در زندان اعراب بود،کشف شدند.
وی با دهانی بسته در طول دو هفته،توانست بالاخره چوبدستی خود را به دست آورده و از زندان بگریزد


2. یک بیوگرافی ساده از سیپارمون اولین رهبر جادوگر بنویسید. ( 12 امتیاز )


سیپارمون در سال 300 میلادی در دهکده ای در اطراف لندن متولد شد.وی در خانواده ای مذهبی رشد یافته و در 15سالگی به نخستین حوزه علمیه تاسیس شده در لندن رفت.8سال بعد،وی موفق به اخذ مدرک اجتهاد گشته و از آنجا،راهی دنیای جادوگری شد.
در آن زمان با توجه به فقر علمی مردم،جادوگران سیاه،سلطه جویانه مردم را میآزردند،وی با ایجاد نهضت حمایت از حقوق ملی در بریتانیا،موفق شد تا برای نخستین بار،اولین ارتش جنگی جادوگران را تشکیل دهد.
هلگا هافلپاف از موسسین هاگوارتز،نوه دختری سیپارمون است



3. نظر یا پیشنهاد خود را برای هرچه بهتر شدن کلاس تاریخ جادوگری بنویسید. ( 3 امتیاز )


کلاس کوتاه و خوبی بود،ولی سوال اول یه ذره اذیتمون کرد،شاید البته مشکل از بنده بوده

پیشنهاد میدم مطلقا رول رو تو این کلاس وارد نکنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/4/3 21:37:04
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 3 تیر 1388 21:14
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

دیفیندو: گویند که این ورد که کار آن شکافتن/شکستن و ... اشیا است ابتدا توسط فردی به نام آگوستوس پیرو کشف شد. ماجرای کشف شدن این ورد به این گونه بود که روزی پیرو با همسرش دعوایش میشود ، او از فرط عصبانیت تصمیم به شکستن اشیا میگیرد زیرا همسرش علاقه ی بسیاری به وسایل خانه دارد.. اما از آنجا که خود را جادوگری اصیل زاده و شرافتمند میدانست همانند مشنگ ها به پرتاب اشیا نپرداخت. در آن لحظه او که به زبان لاتین تسلط کامل داشت ، تصمیم گرفت که همسرش را با بر زبان آوردن همین واژه که در لاتین به معنای شکافتن یا جدا کردن است بترساند و او فکر کند که واقعا وسایل را شکسته است. بنابراین چوبدستیش را به سمت تنگ بلوری گرفت و با تکانی دایره ای شکل فریاد زد: دیفیندو! ... از خوش شانسی یا بدشانسی این فرد این ورد عمل کرد و تنگ شکسته شد. در ادامه گفته شده است که پیرو بعد از این ماجرا از همسرش جدا شده است.

ریکتو سمپرا: این رود که کار آن قلقلک دادن فرد مقابل است ، توسط یک دانش آموز به نام هپزیبا سیلز کشف شد. این دانش آموز دوستی داشت که مدتی میشد نمی خندید و هپزیبا از این موضوع ناراحت بود. بنابراین او که میدانست معنای واژه ی ریکتوس در لاتین به معنای لبخند توام با خنده است تصمیم گرفت چوبدستیش را به سمت دوستش بگیرد و این واژه را به زبان آورد شاید واقعا او را خنداند. بنابراین چوبدستیش را به سمت دوستش امپرا گرفت و گفت: ریکتوس! ... اما هیچ تاثیری نداشت. بنابراین دوباره چوبدستیش را به سمت دوستش گرفت و چندین بار این ورد را گفت و در نهایت زمانی که گفت « ریکتوسـ ِمپرا » بالاخره ورد کار کرد و او که هدفش لبخند زدن دوستش بود ناگهان دید که دوستش از خنده به خود میپیچد. بنابراین متوجه شد که این واژه به همراه نام دوستش میتواند فرد مقابل را قلقلک دهد.

ریدیکلوس: این طور که گفته شده است این ورد که سبب میشود چیزی خنده دار به نظر آید هنگامی کشف شد که گروهی از کاراگاهان برای کشف جرم به داخل ساختمانی رفته بوند. آن ها در همین حین کمدی را یافتند که به شدت در حال تکان بود. بنابراین در کمد را باز کردند و بلافاصله لولوخورخوره ای از درون آن بیرون آمد و به شکل یک مار کبری که کاراگاه جلویی از آن میترسید در آمد. آن کاراگاه که اسمش جان بوگرت بود از آنجا که نمیخواست آبرویش جلوی دوستانش برود و همه بگویند که از یک مار میترسد ، چوبدستیش را به سمت مار گرفت و در همین حال گفت: من اصلا از این نمیترسم. به نظر من خیلم ریدیکولوس هستـ...
اما قبل از آنکه حرفش را تمام کند متوجه شد که بلافاصله بعد از آنکه ریدیکولوس ( که در لاتین به معنای خنده دار است و هدف او از گفتن این کلمه در جمله همین بود » به نظر من خیلیم خنده دار هستش! ) را بر زبان آورد متوجه مار شد که قیافه ای خنده دار با کلاه بوقی کوچکی بر سرش در آمد. بنابراین این واژه تبدیل به وردی برای نابودی لولوخورخوره ها شد.

2.

پس از آنکه جادوگران و ساحرگان شاهد اولین جادوگری خود شدند و دریافتند که میتوانند کارهایی را انجام دهند که دیگر انسان ها نمیتوانند انجام دهند و کلا دریافتند که چه کسی هستند مبدا تاریخ جادوگران قرار گرفت.

این فرد در اواسط قرن دوم چشم به جهان گشود و از همان بچگی جز خانواده هایی بود که در آن مورد آزار و اذیت مشنگ ها قرار میگرفتند. او که در خانواده ای اصیل به دنیا آمده بود ، از همان ابتدا شاهد کارهایی که مشنگ ها با جادوگران میکردند شد. در سن هشت سالگی بود که قتل عام گروهی از جادوگران که در دهکده ای نزدیکی محل زندگی آن ها بود توسط مشنگ ها رخ داد.

او که کودکی بیش نبود تحت تاثیر این واقعه قرار گرفت و تصمیم گرفت که وقتی بزرگ شد از این کارها جلوگیری نماید. بنابراین وقتی به سن هجده سالگی رسید تصمیم گرفت که با جادوگران و ساحرگان دوست شود و خود را در بین آن ها مردی خوب ، دانا و توانا نشان دهد. در همین سن بود که متوجه شد گروه هایی از جادوگران که در نزدیکی جنگل ها زندگی میکنند توسط حیواناتی وحشی در حال مرگ هستند و گروه هایی دیگر نیز که در کنار دریاچه ها زندگی میکردند بر اثر بیماری های مسری در حال مرگ هستند.

جادوگران در آن زمان پیشرفت چندانی نکرده بودند و هنوز راه مقابله با آن حیوانات و بیماری ها و مشنگ ها را در نیافته بودند بنابراین به شهرها و روستاهای جادوگر نشین مختلف سفر کرد و با جمع آوری یاران خویش سرانجام توانست گروهی قدرتمند بوجود آورد. او به هدایت مردم به سرزمین هایی را کرد که مشنگ ها از آن استفاده ای ندارند و هیچ کدام از این خطرها وجود ندارد. جادوگران که دسته دسته در حال مرگ بودند پیشنهاد این رهبر بزرگوار را پذیرفتند و سرانجام این فرد در سن سی سالگی توانست رهبری تمامی گروه های جادوگران را بر عهده گیرد. از آن پس جادوگران از دسترس مشنگ ها دور بودند و دیگر توسط آن ها کشته نمیشدند. بعد ها با پیشرفت علم جادوگری و کشف انواع معجون ها و وردها راه های مقابله با خطرهای دیگر را نیز دریافتند.

سرانجام او در سن چهل و هفت سالگی جان به جان آفرین تسلیم نمود.

3.

به نظر من توضیحات درس خیلی خوب بود و کلا این کلاس مشکلی نداشت. اما اگه یکم بیشتر در مورد محیط کلاس و کلا در رولتون از دانش آموزان هم استفاده کنید بهتر میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 3 تیر 1388 20:17
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه اول کلاس تاربخ جادوگری

کلاس تاریخ جادوگری بلافاصله بعد از ورود پروفسور بیدل آغاز شد.
بیدل ابتدا دانش آموزان را با چشمانش برانداز کرد و سپس شروع کرد : خیلی خب! کلاس تاریخ جادوگری از امروز اولین جلسشو شروع می کنه. امیدوارم یک ترم خوب رو با همدیگه برگزار کنیم.
بیدل سرتاسر اتاق را با قدم های بلندش طی می کرد.
- تکالیف کلاس ما تماما غیر رول هستن و من از شما می خوام که اونا رو سر موقع برای من بیارین. متوجهید؟
دانش آموزان سری به نشانه موافقت تکان دادند.
بیدل : عالی شد. درس امروز ما در رابطه با دوره آغازین تاریخ جادوگرانه. باید بهتون این نکته جالبو بگم که آدم یک جادوگر بود! بله درسته! در ابتدای خلقت جهان خداوند آدم را یک جادوگر و حوا را یک ماگل یا همان انسان معمولی خلق کرد.
فرزند این دو هابیل و قابیل بودند. قابیل یک ماگل ساده ولی هابیل یک جادوگر شرور بود. جادوگران می گویند که نسل جادوگران شرور به هابیل باز می گردد. بعد از سی و هشت سال از آغاز خلقت انسان بین جادوگردان و انسان های معمولی انشعاب رخ داد به طوریکه تمامی جادوگران با ترفند هایی که به مرور زمان و بر حسب اتفاق رخ می داد توانسته بودند جادوی خود را کشف کرده و از آن در راه محافظت از خود عمل بکنند.
بیدل لبخندی زد و درس را با تازه کردن نفس ادامه داد : از مشکلات دیگه جادوگران نابودی پی در پی آنها توسط محیط ، جانوران و بیماری ها بود. در آن زمان بود که سیپارمون اولین رهبر جادوگران به پا خواست و سعی کرد با رهبری جادوگران اونهارو به مهاجرت سوق بده که موفق هم شد و چون باعث شد که نسل جادوگران از بین نره به وی پدر جادوگر می گویند.
از آنجا بود که با مهاجرت و اختلاف سلیقه جادوگران به اقوام مختلفی تقسیم شدند که این اقوام و حادثه هایی رو که دیدن رو در جلسات آینده به طور کامل باز می کنم.
و سپس در حالیکه با عجله از کلاس خارج می شد آخرین جمله اش را گفت : تکلیفتون رو هم میتونید ببینید. من منتظر تکالیف خوبتون هستم.

تکالیف : ( همگی غیر رول هستند )
1. گفتیم که طی مرور زمان جادوگران متوجه شدند جادوهای مختلف را به صورت ها و اتفاقات گوناگون بیاموزند. سه مورد از اتفاقاتی را که برای جادوگران رخ داده و منجر شد تا جادو های مختلفی را یاد بگیرند بنویسید. ( 15 امتیاز )

2. یک بیوگرافی ساده از سیپارمون اولین رهبر جادوگر بنویسید. ( 12 امتیاز )

3. نظر یا پیشنهاد خود را برای هرچه بهتر شدن کلاس تاریخ جادوگری بنویسید. ( 3 امتیاز )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ان زمان که بنهادم سر به پای ازادی
دست خود ز جان شس�
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 تیر 1388 16:59
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاس تاریخ جادوگری در ترم هشتم تابستانی توسط پروفسور بیدل تدریس خواهد شد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 12 فروردین 1388 01:08
نمایش جزئیات
آفلاین
بادراد به دلیل ماموریت سیاهی که توسط لرد مامور شده بود انجام بده از هاگوارتز خارج شد بود و در مراسم پایانی هاگوارتز شرکت نداشت.ایگور که از این موضوع به شدت ناراحت شده بود در دفترش با عصبانیت قدم میزد و به فلیچ بد و بیراه میگفت که چرا موقع خروج اون بهش خبری داده نشده.فلیچ هم که جلوی مدیر همیشه مظلوم بوده سرش رو پایین انداخته و کلمه ای حرف نمیزنه.

-برو از جلوی چشمام دور شو.فهمیدی؟فقط برو که دیگه نبینمت..مرتیکه بوقی!به هیچ دردی نمیخوری؟میدونی چی میگم؟

فلیچ هم به آرامی برگشت و از در دفتر مدیریت خارج شد.وقتی در را بست شروع به زمزمه کردن کرد و فحش های نثار ایگور کرد ولی از اونجایی که ایگور خیلی تیز بود با سرعت در رو باز کرد و با طلسمی فلیچ رو به جایی نا معلوم پرتاب کرد.

بعد بر روی صندلیش نشست و شروع به نوشتن کرد.میخواست نامه ای برای بادراد بفرسته و از زحمت هایی که برای این ترم کشیده بود تشکر کنه.

--------------
با سلام خدمت بادراد عزیز.

خیلی ناراحت و عصبی شدم که بدون خبر ما رو ترک کردی ولی خب خواستم از تمام زحمت ها و کارهایی که برای این ترم هاگوارتز کشیدی ازت تشکر کنم.به بقیه معلم ها هم گفتم که چقد معلمی سخته و نمیخوام حرف تکراری بزنم.خلاصه بدون که اسمت در تاریخچه هاگوارتز به عنوان یه معلم خوب ثبت شده و هیچکس هم تدریس های خوبت رو فراموش نمیکنه.

امیدوارم که در کارهات و ماموریت های دیگت موفق باشی.

مدیریت مدرسه هاگوارتز؛
ایگور کارکاروف

--------------

-چرا فک کردی من مراسم پایانی رو از دست میدم ایگور؟

این صدا ناگهان ایگور رو از جا میپرونه.نفس نفس زنان به فردی با قیافه شاد و لباسی قهوه ای خیره میشه و میبینه که اون شخص کسی نیست جز بادراد.

-مرتیکه نمیگی من سکته میکنم؟تو هم برو دیگه نبینمت!
-باشه باشه..تو مراسم پایانی امشب میبینمت!


===========
پایان کلاس تاریخ جادوگری در ترم هفتم هاگوارتز با تدریس بادراد ریشو!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین