1.در گذشته جادوگران اختلافات فراواني با يكديگر داشتند و سر هر موضوع كوچك و بي اهميتي با يكديگر دعوا مي كردند.در اين ميان جادومند (بر وزن دانشمند!) صلح جويي به نام ساكبتيوس از اين وضع بسيار ناراحت بود و همواره سعي در كشف طلسمي بود ،كه دو طرف دعوا را بتواند از هم جدا كند.
بنابراين او روزها و شبها به تحقيق و بررسي در جادوها و زبان لاتين كرد تا بتواند طلسمي كشف يا اختراع كند. و بالاخره او پس از مدتي مطالعه ي كتابهاي كهن لاتين توانست طلسم" ريله شيو" را اختراع كند.ريله شيو در واقع به معناي رها كردن يا آزاد كردن(release)است.سپس آن را در دنياي جادوگري گسترش داد تا ديگر دعوا و جنگي بين جادوگران نباشد.
2.روزي از روزهاي سرد پاييزي(!) دختركي به نام ليرا،نامه اي دريافت كرد.اما درون نامه چيزي نيافت!يعني يك تكه كاغذ سفيد به دستش رسيده بود. هر چه فكر كرد معني اين نامه را نفهميد.اما بعد از پرس و جو از دوستان و آشنايان! به اين نتيجه رسيد كه شايد اين نامه با مركبي نوشته شده باشد كه نامرئي است.او تمام راه ها را امتحان كرد تا نوشته را نمايان كند اما به نتيجه اي نرسيد.
روزي متوجه شد چيزي در بالاي صفحه نوشته شده...اَپِرِس...اما بقيه ي نوضته ناپديد شده بود.از آنجا كه بيشتر طلسم ها آخرشان وم يا وس بود ،به آخر اين كلمه هر كدام از اين ها را اضافه كرد.اَپِرِسيوم و اَپِرِسيوس.اَپِرِسيوم كار كرد و نوشته ها نمايان شدند.آن نامه محرمانه بوده و از طف يكي از دوستان ليرا بود كه مسئله ي مهمي را با او در ميان گذاشته بود.اما فكر اين را نكرده بود كه ليرا چگونه آن نوشته را بخواند!فقط نام مركب كه اَپِرِس بوده را بالاي صفحه نوشته بود!
3.جري كرتابر مكشف طلسم لوموس ،در پي راهي بود تا طلسم متضاد اين را پيدا كند.او با مطالعه اي كه كرده بود به اين نتيجه رسيده بود كه آخر طلسم خاموش كننده ي نور چوبدستي ،مانند روشن كننده،آخرش "س"دارد.
او تحقيقات وسيعي كرد اما چيزي نيافت.بنابراين شروع كرد تمامي حروف و كلمات را با س امتحان كرد و پس از هفت يا هشت سال! بالاخره نوك به ذهنش رسيد و به س اضافه كرد و ورد نوكس را ساخت.اين دو كشف او ،باعث شهرت فراوان او شد و نام او از تاريخ جادوگري هرگز پاك نخواهد شد!
2. یک بیوگرافی ساده از سیپارمون اولین رهبر جادوگر بنویسید. ( 12 امتیاز )
نام كامل:رَصبِث ريس سيپارمون

مكان تولد:در دهكده اي دور افتاده و كثيف در شمال آفريقا!
نام پدر:ريس
سال تولد:759 ميلادي
سال مرگ: 824 ميلادي
توضيحات:محل زندگي او در جايي فوق العاده وحشتناك و كثيف بوده بنابراين او از همان كودكي اش براي بهتر كردن اوضاع جادوگران مي كوشيد.با سعي و تلاش او ،اوضاع جامعه ي جادوگري بهبود زيادي پيدا كرد و از اين رو مردم از او خواستند تا رهبري جادوگران را بر عهده گيرد.
علت مرگ: يكي از فرزندان او منگل(!)و نوعي عقب مانده ي ذهني به حساب مي آمد.اما سيپارمون اهميتي نداد و او را با بدبختي فراوان بزرگ كرد!هنگامي كه آن فرزند 30 ساله شد،تحت فرمان نيروهاي شرور درآمد. بنابراين به دستور ايننيروهاي شرور پدرش را به طرز فجيعي به قتل رساند! سپس جامعه ي جادوگري دچار آسيبهاي شديدي شد.
3. نظر یا پیشنهاد خود را برای هرچه بهتر شدن کلاس تاریخ جادوگری بنویسید. ( 3 امتیاز )
كلاس خوبي بود!درس رو هم خوب توضيح داده بودي !ولي سوال اول خيلي خفنز بود!مخم هنگ كرد!

ام... به نظرم اگه تكاليف تا آخر غير رول پيش بره يه جوري ميشه!

در ضمن!يكم ديالوگ بين بچه ها با استاد وجود داشته باشه!يا يكم طنز باشه!اگه اين طوري بشه كلاس خشك و رسمي نميشه و جذاب تر مي شه!
مغسي !
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



