جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  219 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  213 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: دوشنبه 15 تیر 1388 01:04
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

روز بخیر

در گذشته، تغییر گروه ها با جدیت تمام پیگیری میشد.
یعنی فردی که میخواست گروهش رو عوض کنه باید دلایل کافی میاورد اما گویا الان اینطوری نیست.
این به ایفای نقش ضربه میزنه.الان از گریفندور بیشترین مهاجرت رو داریم.
واقعا دلایل متقاضیان موجه بوده؟
یه مقدار به نظرم بهتر باشه که سخت گیری هایی صورت بگیره.
کسی که میاد وارد یک گروه میشه خواه نا خواه تعهدی رو دارا میشه.
و تازه، این تغییر گروه ها باعث میشه تا دیگه تالار های خصوصی، خصوصی نباشند.
و در ضمن،توازن بین تعداد گروه ها رو هم به هم میزنه!


موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: یکشنبه 14 تیر 1388 22:57
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام

من نمی دونم چرا با فایرفاکس کار می کنم فقط اسم و پیام ها میاد و آواتارو سطح و اینا نمیاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دیدگاه هر کس نشان
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: جمعه 12 تیر 1388 22:40
نمایش جزئیات
آفلاین
یعنی اگر فکر کردین من به شخصه وقت دارم این همه پست پر اراجیف رو میخونم سخت در اشتباهین .

منتهی دو تا از اول ، دو تا هم از آخر به نمایندگی خوندم امیدوارم که هم شما رو راضی کنه ، هم مرلین رو ، هم هر کسی که کلهم تنش میخاره و اینا .

آبر بوقی مگه من مُردم که تو اینجا بیانیه میدی

به مدیریت آنتونین کار ندارم ، شدین مثل بیرون جادوگرانها ، میزاشتین سه سال میگذشت بعد اعتراض میکردین ... تا الان شورای وینزگاموت که مثلا داره ایفای نقش میچرخونه دو روز یه بار آمار گیری میکنه و الی آخر واجد صلاحیت بود حالا شد خارج اصلح ترترترترتر!

پستهای مرلین رو خوندم ، آنتونین یا زودرنجه ، یا حس بارون اومده تیو وجودش گرچه اونم انقدر سریع کار نمیکرد ،
یعنی اصولاً در اینطور موافق یا شمشیر رو از رو بند فرزندم ، یا بشین سر میز مذاکره ... ولی وقتی نشستی از آنطرف گوجه پرت نکن دیگه !

عله ، حکایت داره میش سر یه قضیه ای آشنا ! ببینم یادت میاد یا نه !

یکی بعد از کلی غیبت و اینا در حدود دو ماه اومد ، داد و بیداد دو نفر رو دید میخواست خودی نشون بده زد به در و دیوار ،بعدشم برای اینکه جو تابلو نشه تا سرحد مرگ ازش حمایت شد ، باقیشم ...

یا خبر داری که ازت استفاده میکنیم ، بیخیال برو توی برجت بشین از همونجا دیده بانی کن .

،
راجع به انتخابات هم من به شخصه توی ستادم توضیح دادم ، جالبه یه سری از همینایی که اینجا پستیدن اونجا داد و بیداد هم راه مینداختن ، حالا بال درآوردن ، پراشونو میچینیم باو
نه خارج شوخی ، تاییدها که تابلو بود ، منتهی عکسالعملش بعد مرگ سهراب بود ،شایدم بعد مرگ جرج ...

کلاً این نظرسنجیا به جایی نمیرسه ، خودتونم خسته نکنین ، با دلیل و راهکار بهتر میشه حرف زد ،یه چیزی تو مایه های آبر !

منتهی خب برای وزارت هم میشه از راه دیگه وارد شد ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: جمعه 12 تیر 1388 11:40
نمایش جزئیات
آفلاین
در تالار های تاریک بخش مدیریت اسرار زیادی پنهان شده است. آنجا که همیشه اسرار آمیز بوده و هر کسی در هوس گرفتن خبری از درون آن خودش را کشته ولی با تلاش های بی وقفه مدیران خدوم تا کنون پسوردی لو نرفته و نگاه نا محرمی بر آن نیافتاده
ولی شاید اگر میتوانستی به حقه ای داخل شوی در نگاه های اول وقتی به درون نگاه میکردی کمتر چیزی نظرت را جلب میکرد همان اتاق ها که در هر جای دیگر میتوانستی ببینی و تمام کنجکاوی ها در دو سه روز اول فروکش میکرد. همه به کار خود مشغول بودند که شاید خیلی معمولی و بی اهمیت به نظر میرسید. البته همین ها در گذشته جلوه های دیگری داشتند اتاق ها پر زرق و برقتر و مدیرانش پر جنب و جوش تر بودند و در کف آن چه خون های نا پاکی که ریخته نشده بود (چه شناسه هایی که بلاک نشده بود!!!)
اما پس از مدتی آن مدیران کم کم از جنب و جوش افتادند موج رخوت آنها را فرا گرفت و اتاق ها را به حال خود رها کردند عده ای از ایشان به جاهای دیگر رفتند و عده ای ماندند و در خود فرو رفتند و شاید این سر خوشی ناشی از رخوت نبود بلکه بالعکس سر مستی و شادی به درجه ای رسید و غرور مرتبه ای پیدا کرد که از آن مکان بی مقدار زده شدند و این تشکیلات فانی را به فانیان واگذار کردند.
به همین ترتیب مقام عظمای مدیریت بنیان گذار تشکیلات حکومت، گوشه ای خلوت برای خود برگزید از جریانات رمزمره جدا افتاد. بار به کسی نمیداد و در خود غور میکرد و با خودش خوش بود.
سایرین نیز به او احترام میگذاشتند و سر در کار خودشان داشتند و همین را میخواستند که در جهت بقای سایت بکوشند و جویندگان راه جادوگری را رهنمون سازند بلکه بزرگی از آنها ظهور کند.
این وضعیت کما بیش پیش میرفت و مقام عظمی هم هر چند وقت تفقدی از سر مهر به گوشه و کنار میکرد ولی در دو سه شب گذشته صداهایی از بیرون میشنید که او را کمی از خود بیرون میکشید بحث های فراوان و صداهایی از ضد و خورد که خواب او را مشوش میکردند تا اینکه چند باری درب اتاقش را کوفتند (به او ایمیل زدند!!!) و او را به حکمیت خواستند تا تکلیف کشته ای از کشتگان راه طریقت را معلوم نماید. (شناسه بسته شده ای را تعیین تکلیف کند!!!)

به این ترتیب او را از خلوتش بیرون کشاندند و به ملا عام آوردند و با جار و جنجال ملتی را جمع کردند و پای منبرش نشاندند و خواستند سخنانی چند در جهت خواباندن قال ایراد کند.
................................................
خلاصه خلاصه خلاصه شده از متن سخنان مقام عظمای مدیریت هری پاتر (معروف به عله سیم سرور) در حضور جمع میلیونی اعضا!!!:

« معذالک اخباری که این چند روز به اینجانب واصل شده را دریافت کردم چند وقتی است که آن فضای مهربانی ها و صمیمت ها (بی ناموسی ها!!!) از بین رفته است من به این قضایا کار ندارم به شما میگویم که دنبال مقصر نباشید اینقدر سیاه نمایی نکنید آنها را کش ندهید حالا یکی از خدمتگذاران خدوم شما کاری کرده است آیا نمیبینید خدماتشان را که شبانه روزی از جان و مال خود زده اند و زحمت میکشند برای شما. (یکی از مدیران: تکبیر!!!) البته تمام اینها کار آن ولدمورت خبیس است (یکی از پایین: ولدمورت که مرد و نابود شد؟ مقام عظمی: خفه گوش کن!!!) بله آن ولدمورت خبیس که با دمنتور های سیاهش بین شما رخنه میکند و نظرات شیطانی میپراکند آنها را از خود برانید نشان دهید که جنس شما جادوگران از آن جنس نیست. جادوگران ما جادوگران خوبی هستند بله خوب جادوگرانی داریم که همگان در حسرت آنها هستند شما جادوگران همیشه چوب به دست همواره از آزمون ها سربلند بیرون آمدید. در فروم ها پست میزدید و خوش و خرم بودید بسیار عالی بسیار خوب مدیران و اعضا با هم بودید دوش در دوش هم. اما بد اخلاقی هایی در این اواخر شد در هر حال گفته شد چیز هایی که نباید گفته میشد که قلب مرا هم به درد آورد. (گریه شدید حضار... یکی دو دستی کوبید تو سرش) البته من خودم در همان روز که اینها گفته شد و آن عمل سر زد این مدیر را خواستم (یکی از پا منبری ها: جون عمت!!!) و به ایشان گوشزد کردم ایشان هم قبول کرد ولی به طرف دیگر هم میگویم این توهین ها و تهمت ها آن هم به مدیران خدوم سایت انصاف نیست قبول کنید که نیست بپذیرید و در آرامش باشید البته بین هر خانواده ای چنین در گیری هایی رخ میدهد ولی مهم آن برخورد بعد از درگیری است آن که باید دوستانه و صمیمی باشد بله من به شما میگویم که این کار ها رو نکنید
نکنید این کارها رو
این کارا کارای خوبی نیست. اگه به این کارا ادامه بدید (این پستا رو بزنید!!!) بنده دوباره خواهم آمد و با چوب دستی و سیم سرور با شما حرف میزنم.
در پایان مقداری هم دعا میفرماییم!!!
ای دامبلدور ما... ای ساحر بزرگ ما... بکن نظری به ما
فرزندنت اینجا افتاده است بین سایر جادوگران تک و تنها ایستاده ام!!! با سیم سرورم
کله زخمی دارم
پاترونوس ناقصی دارم
اندک طلایی هم در گرینگاتز دارم همه را روی نوک چوبدستی خودم گذاشتم و تقدیم این سایت و اعضای آن کردم
ای دامبلدور ما سرور ما خواب ببین برای ما!!! »
...................................................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: جمعه 12 تیر 1388 03:39
نمایش جزئیات
آفلاین
هوم... شدیدا با پیشنهاد آبرفورث موافقم ...
باید روند انتخابات طوری ادامه پیدا کنه که هم با توجه به از سر گرفته شدن انتخابات، فرصت دوباره ای به اعضا برای ثبت نام داده بشه، هم حق دیگران پایمال نشه، هم زمان از دست رفته تا حدودی جبران شه و هم انتخابات جذابیت طبیعی خودشو از دست نده.
و با توجه به مطالب فوق تاکید منم روی پیشنهاد آبرفورث هست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: جمعه 12 تیر 1388 01:14
نمایش جزئیات
آفلاین
هو121


خوب خوب خوب،بسیار بسیار ممنونیم از استرجس عزیز و گرامی.
بالاخره این موضوع ختم شد.
در مورد انتخابات به نظر من،یه بار دیگه کسانی رو که پیش تر ثبت نام کردند رو بررسی کنید،و دو روز هم مهلت بدید تا اگر کسی میخواد ثبت نام کنه.ستاد های انتخاباتی هم فعال بودن تا کنون،برای مهلت انتخابات هم به ناچار فکر میکنم بهتر باشه یه مهلت 5روزه در نظر بگیرید چون واقعا تابستونمون تموم میشه اگه بخواد بیشتر باشه.


موفق باشید
پ.ن : شناسه مرلین رو باز کنین باب،دیگه بررسی نداره که جونیورز!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: جمعه 12 تیر 1388 00:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خب! خب! خب!


هري سيم سرور ات رو ببر كنار بذار يه كم باد بياد. من صبح اومدم سايت و توي چترباكس اعلام كردم كه انتخابات رو همراه با ريپر تحريم كرديم؛ البته تموم شدن نتم اجازه نداد كه برم و توي ستادم پستي در اين مورد بزنم. ولي اين رو بدونين كه قبل از خواهر مري و برادر ايگور چنين قصدي داشتم كه متاسفانه حاصل نشد.

يه چند نكته رو روشن كنم اول:


ميگن يه بابايي رو ميره توي يه دهي(DEH) و اونجا يه عده ايي رو ميبينه كه دارن از بين خودشون كدخدا انتخاب ميكنن.

خيلي از كشاورزها و زمين دارها هم داوطلب شده بودن. يه كشاورز ساده ي روستايي كه قبلا يه گله گوسفند داشت ولي از اون گله خسته شده بود و حالا با يه لباس ساده و دو تا ميش برگشته بود هم داوطلب شد... تا يه كم روحيه اش عوض بشه و بتونه دوباره سراغ گوسفندهاش بره و ازشون مراقبت كنه.

اون بابا مياد و راهكارهايي رو كه در شهر ديده بود رو براي اونا ايراد ميكنه و ريش سفيداي ده، وقتي بيانات فصل الخطاب اش رو ميشنون، ميان و بهش ميگن بيا و خودتم باش و كلا حالشو ببر.

اينطور ميشه كه اون بنده خدا، همرا با يكي از اون كشاورزهاي قدر و اون كشاورز ساده... براي احراز پست كدخدايي رسما اسمشون اعلام ميشه.

خب!

تبليغات شروع ميشه . براي هر كدوم از اين داوطلبها يه تيكه زمين داده ميشه تا طرفداراشون بيان و در مورد گوسفند و بذرهاي مرغوب و خاك حاصل خيز مورد نظرشون سخنراني كنن و احيانا اگه تونستن به بنايي هم بسازن توش.

اين وسط اون بابايي كه يه رهگذري بيش نبود، سفت و سخت چسبيد و كتش رو درآورد و همون روز اول سه طبقه ساختمونش رو برد بالا او خيلي زحمت كشيد، گرچه بزور دواطلبش كرده بودن، ولي حالا هيچ زوري بر او نميچربيد و حالا او ول كن نبود.



اين ميون...

يه كشاورز زحمت كشي هم بود كه زمين ها و گوسفندهاي خوبي داشت. اون از اينكه يه غيرخودي و اون كشاورز ساده ي بي نام و نشون رو دست چين كردن ولي امثال اون رو نه، خيلي مودبانه و قانوني ميره و به مسئولين شهري ده، اعتراضشو اعلام ميكنه.


جونم براتون بگه كه حالا من نميخوام بگم بقيه ي ماجرا چي ميشه و چه اتفاقاتي ميفته اين وسط و اون كشاورز رو با زن و بچه ميندازن از ده بيرون و مردم ميريزن اعتراض ميكنن و چراغ تراكتوراشون رو براي اعتراض روشن ميكردن و اينا!!


ولي اون بابا كه اصلا رهگذري بيش نبود هــم، اومد و درحالي كه به مخده ي مخصوص كدخداي فعلي تكيه زده بود، اعتراض كرد كه يكي بايد به من پاسخگو باشه كه اون موقع كه من رهگذر بود از اينجا، تو كجا بودي؟ حالا هي بهش ميگن بابا، تو كه فقط رهگذري بيش هم نبودي، تو رو قرآن بيا و بگذر... ولي قسم، آيه از اون كه نع!! الاّ و بلاّ من حق مردم ده ام(!!!) رو از حلقوم اون كشاورز بيرون ميكشم؛ من گندم هگزاپلوييد رو سر سفره هاتون ميارم


اون كشاورز ساده هم كه فقط براي رفع خستگي پا به عرصه گذاشته بود و هيچكسي از هويت اصليش باخبر نبود.

تا اينكه ... جريان به اينجا ميرسه كه اون رهگذر چون از بي عدالتي اي كه رخ داده بود كنار ميكشه و براي هميشه از اون ديار ميره.

روحش شاد باد!!




ملــــت!!

اگه لنگه جوراب ورنون هم من رو بشناسه، هيچ كس ديگه ايي من رو نميشناسه. و من بايد به همه تون بگم كه عدم صلاحيت كساني كه اين تاييد ها رو انجام دادن، مربوط نيست به تاييد كسي كه اسمش حداقل جزو درخواستي ها بود. حالا پرداختن به اين قضيه كه چرا بايد با عدم سابقه يكي رو تاييد كرد، جاي بحث داره... ولي دقت كنيد كه حداقل درخواست داده بود... درسته؟

همينطور بايد بگم همونطور كه از اولش گفتم براي خنديدن اومدم. هيچ كسي هم من رو نميشناسه...

ولي به خاطر بلاك كردن مرلين، همونطور كه در چترباكس اعلام شد تحريم ميكنم اين انتخابات رو... اين پست رو ميخواستم صبح توي ستاد بزنم كه اكانت نتم تمام شد.

اصلا من فكرش رو نميكردم كه كسي بياد و از من طرفداري هم بكنه. فقط براي شوخي و خنده بود. براي رها شدن از خستگي اي كه چند وقت روي شونه هام سنگيني ميكرد.

ولي وقتي بعضي از حرفه ايي هاي سايت اومدن و توي ستاد پست زدن، جالب شد برام. حتي وقتي ديدم مرلين اعتراض كرده، توي ذهنم گفتم اگه انتخاب بشم، حتما بچه ها كودتا ميكنن و كلي جالب ميشه اگه من به نفعش بكشم كنار براي يه مدت... انتظار ندارم كسي درك كنه ذهنيتم رو... هم ذات پنداري اين روزها خيلي كم ديده ميشه؛ منظور من هم اين نيست كه به راي آوردن خودم ايمان داشتم و مطمئن بودم روي شاخشه و اينا!!

فقط دارم ميگم چه فكرهايي در سرم بود.




همين

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
موندنی شو!
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: پنجشنبه 11 تیر 1388 23:09
نمایش جزئیات
آفلاین
خب من از تمام دوستانم خواهش میکنم که فعلن اینجا پست نزنن چون به اهدافمون رسیدیم.

فقط یه نکته مونده استرجس عزیز:

-اونم اینکه در مورد عمه مارج توضیح بده که چرا تایید شده!

همین،موفق باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: پنجشنبه 11 تیر 1388 22:40
نمایش جزئیات
آفلاین
اول از همه یه (همر) از همه حرفهام فاکتور بگیر !
استر در ادامه ی پستت بگم :
اول مرسی وقت گذاشتی ! ( برای اولین بار )
ولی جدآ شناسه ی مرلین رو که باز کردید نظارتشو بهش گس بدید بذاریدش همون هری پاتر به زبان فارسی !
ممنون ! استرس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه قبلیم
اگه میخواین سوابقمو بدونید حتما یه سر به اطلاعات اضافی من بزنید !
Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
ارسال شده در: پنجشنبه 11 تیر 1388 22:21
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

در حالی که آنتونین گفته همه ی مدیران ! به توافق رسیدند.


آهان اینو من براتون روشن کنم کامل ! خود شما اگر اشتباه نکنم پست زدی توی این تاپیک و آخرین زمان ورود تک تک مدیران رو اعلام کردی !
منظور از این جمله ی آنتونین این بوده که مدیرانی که در اون روز حضور داشتن اعلام نظر کردن !
من خودم روز بعد اومدم و یکی از کاندیدا رو تایید کردم و بالافاصله پست تایید اعضای ثبت نام شده رو زدم !

نقل قول:

و دوم، باز شدن شناسه ی مرلین.


در حال پیگیری کامل هستش !!! مطمئن باشید .

دیگه این پستم چیزی توش نداره که نفر بعدی ادامه بده

ممنون از همه ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده